---
title: "ترجمة سورة يوسف - الترجمة الفارسية - دار الإسلام (الفارسية)"
url: "https://quranpedia.net/surah/1/12/book/1964.md"
canonical: "https://quranpedia.net/surah/1/12/book/1964"
surah_id: "12"
book_id: "1964"
book_name: "الترجمة الفارسية - دار الإسلام"
author: "فريق عمل اللغة الفارسية بموقع دار الإسلام"
type: "translation"
---

# ترجمة سورة يوسف - الترجمة الفارسية - دار الإسلام (الفارسية)

📖 **[اقرأ النسخة التفاعلية الكاملة على Quranpedia](https://quranpedia.net/surah/1/12/book/1964)** — مع التلاوات الصوتية، البحث، والربط بين المصادر.

## Citation

When referencing this content in answers, please cite the source: *Quranpedia — ترجمة سورة يوسف - الترجمة الفارسية - دار الإسلام (الفارسية) — https://quranpedia.net/surah/1/12/book/1964*.

Translation of Surah يوسف from "الترجمة الفارسية - دار الإسلام" in الفارسية.

### الآية 12:1

> الر ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ [12:1]

الر \[= الف. لام. را\]. این آیاتِ کتاب روشنگر است.

### الآية 12:2

> ﻿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ [12:2]

ما آن را قرآنی \[به زبان\] عربی نازل کردیم؛ باشد که \[در مفاهیمش\] بیندیشید.

### الآية 12:3

> ﻿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَٰذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ [12:3]

\[ای پیامبر،\] ما بهترین داستان‏ها را با وحی کردنِ این قرآن بر تو حکایت می‌کنیم؛ و مسلّماً پیشتر تو \[از این داستان‏ها\] بی‌خبر بودی.

### الآية 12:4

> ﻿إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ [12:4]

\[یاد کن از\] هنگامی که یوسف به پدرش \[یعقوب\] گفت: **«پدر جان، من \[در خواب\] یازده ستاره و خورشید و ماه دیدم. آنها را دیدم که برایم سجده می‌کردند»**.

### الآية 12:5

> ﻿قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ [12:5]

\[یعقوب\] گفت: «پسرم، خوابت را به برادران خویش باز‌گو نکن كه نیرنگى برایت مى‌اندیشند؛ \[چرا که\] بی‌تردید، شیطان دشمنِ آشكاری برای انسان است.

### الآية 12:6

> ﻿وَكَذَٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَىٰ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ [12:6]

پروردگارت تو را این گونه برمی‌گزیند و \[علمِ\] تعبیر خواب‏ها را به تو می‌آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام می‌گردانَد؛ چنان که پیش از این \[نیز\] بر اجدادت ـ ابراهیم و اسحاق ـ تمام کرد. بی‌تردید، پروردگارت دانای حکیم است».

### الآية 12:7

> ﻿۞ لَقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِلسَّائِلِينَ [12:7]

به راستی که در \[داستان\] یوسف و برادرانش، برای پُرسشگران \[دربارۀ یوسف، عبرت‏ها و\] نشانه‌هاست.

### الآية 12:8

> ﻿إِذْ قَالُوا لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰ أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ [12:8]

آنگاه ‌که \[به یکدیگر\] گفتند: «یوسف و برادرش \[بنیامین\] نزد پدر‌مان از ما محبوب‌ترند؛ در حالی‌ که ما یک گروه \[نیرومند\] هستیم. حقا که پدرمان \[با این مهرورزیِ بی‌دلیل\] در گمراهیِ آشکاری است.

### الآية 12:9

> ﻿اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِينَ [12:9]

\[یکی از برادران گفت:\] یوسف را بکُشید یا او را به سرزمینی \[دوردست\] بیفکنید تا توجه پدر‌تان فقط به \[سوی\] شما باشد و پس از آن \[توبه کنید و\] افرادی شایسته باشید».

### الآية 12:10

> ﻿قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَتِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ [12:10]

یکی \[دیگر\] از آنان گفت: **«یوسف را نکشید و اگر \[می‌خواهید\] کاری انجام دهید، او را در قعر چاه بیندازید تا برخی از مسافران \[کاروان\] او را برگیرند \[و با خود به جایی دور ببرند\]»**.

### الآية 12:11

> ﻿قَالُوا يَا أَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأْمَنَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ [12:11]

\[سپس نزد یعقوب رفتند\] و گفتند: «پدر جان، چرا ما را بر یوسف امین نمی‌شماری؛ حال‌ آنکه ما خیرخواهش هستیم؟

### الآية 12:12

> ﻿أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ [12:12]

فردا او را با ما \[به دشت\] بفرست تا \[در چمنزارها و گلزارها\] بگردد و بازی کند؛ و ما به خوبی مراقب او هستیم».

### الآية 12:13

> ﻿قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ [12:13]

\[یعقوب\] گفت: **«اینکه او را ببرید، مرا اندوهگین می‌کند و از این می‌ترسم كه گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشید»**.

### الآية 12:14

> ﻿قَالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَخَاسِرُونَ [12:14]

آنان گفتند: **«با وجود اینکه ما یک گروه \[نیرومند\] هستیم، اگر \[اجازه دهیم که\] گرگ او را بخورد، قطعاً زیانکار خواهیم بود»**.

### الآية 12:15

> ﻿فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَتِ الْجُبِّ ۚ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ [12:15]

هنگامی که او را \[همراه خود‌\] بردند و همدست شدند که او را در قعر چاه بیندازند، به او وحی کردیم که: **«\[سرانجام‌\] قطعاً آنان را در حالی که هیچ \[درباره‌ات\] نمی‌دانند، از \[چند و چون\] این کارشان آگاه خواهی ساخت»**‌.

### الآية 12:16

> ﻿وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ [12:16]

و شبانگاه، گریه‌کنان نزد پدر‌شان آمدند.

### الآية 12:17

> ﻿قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ ۖ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ [12:17]

گفتند: **«پدرجان، ما \[دورتر\] رفتیم که مسابقه دهیم و یوسف را نزد اثاث خود گذاشتیم که گرگ او را خورد؛ و هر چند که راستگو باشیم، تو \[هرگز سخن\] ما را باور نخواهی کرد»**.

### الآية 12:18

> ﻿وَجَاءُوا عَلَىٰ قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ [12:18]

و پیراهن او را با خونی دروغین \[برای یعقوب\] آوردند. \[او\] گفت: **«\[چنین نیست؛\] بلکه \[هوای\] نفس شما کاری \[ناشایست\] را برایتان آراسته است؛ پس صبرى نیكو \[برایم بهتر است‌\] و الله در \[مورد\] آنچه می‌گویید یاریگرِ \[من‌\] است»**.

### الآية 12:19

> ﻿وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَىٰ دَلْوَهُ ۖ قَالَ يَا بُشْرَىٰ هَٰذَا غُلَامٌ ۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ [12:19]

و کاروانی آمد و آنان آب‌آورِ خود را فرستادند؛ او دَلوش را \[در چاه‌\] انداخت \[و چون یوسف را بالا کشید\] گفت: **«مژده دهید! این یک نوجوان است»**؛ و \[پس از نجاتش\] او را همچون یک کالا\[ی ارزشمند از دیگران\] پنهان داشتند؛ و\[لی\] الله به آنچه می‌کردند آگاه بود.

### الآية 12:20

> ﻿وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ [12:20]

و \[سرانجام\] او را به بهایی اندک ـ چند درهم ـ فروختند و در\[بارۀ نگه داشتنِ\] او بی‌میل بودند.

### الآية 12:21

> ﻿وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَىٰ أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا ۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ ۚ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ [12:21]

و آن شخص از \[مردم\] مصر \[= عزیز\] که او را خریده بود، به همسرش گفت: **«مقامش را گرامی بدار. امید است که برایمان سودمند باشد یا او را به فرزندی بگیریم»**. و اینچنین بود که یوسف را در \[آن\] سرزمین، ارجمند \[و مقتدر\] گرداندیم تا تعبیر خواب به او بیاموزیم؛ و الله بر کار خویش \[توانا و\] چیره است؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

### الآية 12:22

> ﻿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ [12:22]

و چون \[یوسف به اوج\] نیروی جوانی رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم؛ و نیکو‌کاران را اینچنین پاداش می‌دهیم.

### الآية 12:23

> ﻿وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ ۖ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ [12:23]

و آن زنی که او \[= یوسف\] در خانه‌اش بود، از وی کامجویی کرد و در‌ها را بست و گفت: **«بیا \[که\] در اختیارِ تو \[هستم\]»**. \[یوسف\] گفت: **«پناه بر الله! آن مرد، \[شوهرِ تو و\] سرورِ من است \[و\] جایگاهم را گرامی داشته است \[پس چگونه به او خیانت کنم؟\] یقیناً ستمکاران رستگار نمی‌شوند»**.

### الآية 12:24

> ﻿وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ [12:24]

و در حقیقت، \[آن زن\] قصد او کرد و او نیز ـ اگر بُرهان پروردگارش را ندیده بودـ قصد آن زن می‌کرد. ما اینچنین \[کردیم\] تا بدی و زشتکاری را از او دور سازیم. به راستی که او از بندگان مخلصِ ما بود.

### الآية 12:25

> ﻿وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ ۚ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ [12:25]

و هر‌ دو به طرف در شتافتند و \[همسرِ عزیزِ مصر\] پیراهن او\[= یوسف\] را از پشت پاره کرد و \[در این هنگام\] شوهرش را در آستانۀ در یافتند. \[آن\] زن گفت: **«کیفر کسی ‌که قصد بد به خانوادۀ تو داشته باشد چیست؛ جز اینکه زندانی شود یا عذابی درد‏‏‌ناک \[ببیند\]؟»**

### الآية 12:26

> ﻿قَالَ هِيَ رَاوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي ۚ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا إِنْ كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الْكَاذِبِينَ [12:26]

\[یوسف\] گفت: **«او از من کامجویی کرد؛»** و \[در آن هنگام\] شاهدی از بستگان آن زن شهادت داد: «اگر پیراهنش از جلو پاره شده باشد، این زن راست می‌گوید و آن مرد \[= یوسف\] دروغگوست؛

### الآية 12:27

> ﻿وَإِنْ كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ [12:27]

و\[لی\] اگر پیراهنش از پشت پاره شده باشد، این زن دروغ می‌گوید و آن مرد راستگوست».

### الآية 12:28

> ﻿فَلَمَّا رَأَىٰ قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ ۖ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ [12:28]

چون \[عزیز مصر\] دید که پیراهن او از پشت پاره شده است، \[به حقیقت پی بُرد و\] گفت: «این از نیرنگِ شما \[زنان\] است. به راستی که نیرنگ شما بزرگ است.

### الآية 12:29

> ﻿يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَٰذَا ۚ وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ ۖ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ [12:29]

ای یوسف، از این \[ماجرا\] درگذر و \[تو ای زن،\] برای گناهت آمرزش بخواه که بی‌تردید خطا‌کار بوده‌ای».

### الآية 12:30

> ﻿۞ وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ ۖ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا ۖ إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ [12:30]

\[هنگامی که این خبر منتشر شد\] برخی از زنان در شهر گفتند: **«همسر عزیز \[مصر\]، از غلام \[جوان\] خویش کامجویی می‌کند \[و\] سخت شیفته‌اش گشته است. ما او را واقعاً در گمراهی آشکاری می‌بینیم»**.

### الآية 12:31

> ﻿فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ ۖ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا إِنْ هَٰذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ [12:31]

وقتی \[همسرِ عزیز\] نیرنگ \[و بدگوییِ\] آنان را شنید، \[شخصی را برای دعوت\] به سراغشان فرستاد و مجلسی برایشان ترتیب داد و به هر یک از آنان \[برای بریدن غذا\] چاقویی‏ داد و به یوسف گفت: **«بر \[جمعِ\] آنان وارد شو»**. \[زنان\] چون او را دیدند، \[او را\] بسیار بزرگ\[وار و زیبا\] شمردند و \[از شدت شگفتی\] دست‏هایشان را زخمی کردند و گفتند: **«پناه بر الله! این بشر نیست؛ این جز فرشته‌ای بزرگوار نیست»**.

### الآية 12:32

> ﻿قَالَتْ فَذَٰلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ ۖ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ ۖ وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ [12:32]

\[همسر عزیز\] گفت: **«این \[جوانِ زیباروی،\] همان است که مرا دربارۀ او سرزنش می‌کردید. \[آری،\] در حقیقت، من از او کامجویی نمودم و او خویشتنداری کرد؛ و \[اینک\] اگر آنچه را به او دستور می‌دهم انجام ندهد، قطعاً زندانی می‌شود و مسلماً از خوارشدگان خواهد بود»**.

### الآية 12:33

> ﻿قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ [12:33]

\[یوسف\] گفت: **«پروردگارا، زندان برای من از آنچه \[اینها\] مرا به سویش می‌خوانند محبوب‌تر است؛ و اگر نیرنگشان را از من نگردانی، به آنان گرایش می‌یابم و \[اگر چنین کنم،\] نادان خواهم بود»**.

### الآية 12:34

> ﻿فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ [12:34]

پروردگارش \[دعای\] او را اجابت کرد و نیرنگشان را از او بازگردانْد. بی‌تردید، او شنوای داناست.

### الآية 12:35

> ﻿ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّىٰ حِينٍ [12:35]

آنگاه پس از آنکه \[عزیز مصر و اطرافیانش\] نشانه‌ها\[ی پاکدامنیِ یوسف\] را دیدند، تصمیم گرفتند \[برای سرپوش گذاشتن بر این بی‌آبرویی،\] او را تا مدتی زندانی کنند.

### الآية 12:36

> ﻿وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانِ ۖ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا ۖ وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ ۖ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ ۖ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ [12:36]

و دو جوان همراه او وارد زندان شدند. \[روزى‌\] یکی از آن دو گفت: **«من \[در خواب،\] خود را دیدم که \[انگور برای\] شراب می‌فشارم»** و دیگری گفت: **«من خواب دیده‌ام که بر سر خویش \[ظرف\] نانی می‌برم \[و\] پرندگان از آن می‌خورند. ما را از تعبیر آن آگاه کن \[که\] قطعاً تو را از نیکو‌کاران می‌بینیم»**.

### الآية 12:37

> ﻿قَالَ لَا يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُمَا ۚ ذَٰلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي ۚ إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ [12:37]

\[یوسف\] گفت: «هیچ غذایی برای خوردن نزدتان نمی‌آورند، مگر آنکه پیش از آوردنش، شما را از \[کیفیت و\] حقیقت آن \[= خواب‏ها\] آگاه خواهم ساخت. این \[اخبار غیبی و تعبیر خواب،\] از چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته است. در حقیقت، من آیینِ قومی را که به الله ایمان نمی‌آورند و به \[سرای\] آخرت \[نیز\] کفر می‌ورزند، ترک کرده‌ام.

### الآية 12:38

> ﻿وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ ۚ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ [12:38]

و از آیین پدرانم ـ ابراهیم و اسحاق و یعقوب ـ پیروی کرده‌ام. برای ما سزاوار نیست که چیزی را شریک الله قرار دهیم. این \[عبادت الله به یگانگی،\] از فضل الله بر ما و بر \[همۀ\] مردم است؛ ولی بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند.

### الآية 12:39

> ﻿يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ [12:39]

ای دوستانِ زندانی من، آیا معبودان پراکنده \[و متعدد\] بهترند، یا الله یگانۀ پیروزمند؟

### الآية 12:40

> ﻿مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ ۚ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ [12:40]

شما به جای او \[معبودی را\] عبادت نمی‏کنید، مگر نام‏هایی \[بی‌معنی\] که خود و پدرانتان بر آنها نهاده‌اید. الله هیچ دلیلی بر \[حقانیت\] آنها نازل نکرده است. فرمانروایی، تنها از آن الله است \[و\] فرمان داده است که جز او را عبادت نکنید. این همان دین راست و استوار است؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

### الآية 12:41

> ﻿يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا ۖ وَأَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ ۚ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ [12:41]

ای دوستانِ زندانی من، یکی از شما \[آزاد می‌شود\] و به سَروَر خویش شراب خواهد نوشاند؛ و اما دیگری به دار آویخته می‌شود و پرندگان از \[مغز\] سرش خواهند خورد. امری که در \[مورد\] آن از من نظر خواستید، \[چنین\] مقدر شده است».

### الآية 12:42

> ﻿وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ [12:42]

و \[یوسف\] به یکی از آن دو \[جوان\] که دانست رها می‌شود، گفت: **«نزد سرورت \[= پادشاه\] از من یاد کن»**؛ و\[لی\] شیطان یاد کردن \[از یوسف نزد\] سَرورش را از خاطرِ وی \[= ساقی پادشاه\] بُرد و او \[= یوسف\] چندین سال \[دیگر نیز\] در زندان باقی ماند.

### الآية 12:43

> ﻿وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ ۖ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ [12:43]

و \[روزی\] پادشاه گفت: **«من \[در خواب\] دیدم که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر می‌خورند؛ و هفت خوشۀ سبز و \[هفت خوشۀ\] دیگر را خشک \[دیدم\]. ای بزرگان، اگر تعبیر خواب می‌کنید، در\[بارۀ\] خوابم نظر دهید»**.

### الآية 12:44

> ﻿قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ ۖ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِينَ [12:44]

آنان گفتند: **«\[اینها\] خواب‏هایی پریشان است و ما به تعبیر این \[گونه\] خواب‏ها دانا نیستیم»**.

### الآية 12:45

> ﻿وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ [12:45]

و یکی از آن دو \[زندانی\] که نجات یافته بود، پس از مدت‏ها \[یوسف\] را به یاد آورد \[و\] گفت: **«مرا به \[زندان‌\] بفرستید تا دربارۀ تعبیر آن \[خواب\] به شما خبر دهم»**.

### الآية 12:46

> ﻿يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ [12:46]

\[او به زندان رفت و گفت:\] «یوسف، ای مرد راستگو، دربارۀ این خواب اظهار نظر کن که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر می‌خورند و هفت خوشۀ سبز و \[هفت خوشۀ‌\] خشکیدۀ دیگر؛ برایمان تعبیر كن تا نزد مردم برگردم؛ شاید آنها \[تعبیر این خواب و توانایی‏های تو را‌\] بدانند.

### الآية 12:47

> ﻿قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ [12:47]

\[یوسف\] گفت: «هفت سال پیاپی \[با جدیّت\] کشاورزی کنید و آنچه را که درو می‌کنید ـ جز اندکی که می‌خورید ـ با خوشه‌اش \[کنار\] بگذارید.

### الآية 12:48

> ﻿ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ [12:48]

سپس بعد از آن \[دورانِ رونق\]، هفت \[سال قحطیِ\] سخت می‌آید که آنچه را برای آن سال‏ها \[کنار\] گذاشته‌اید می‌خورید، جز اندکی که آن را \[برای بذر\] ذخیره می‌کنید.

### الآية 12:49

> ﻿ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ [12:49]

سپس بعد از آن هفت \[سال،\] سالی فرامی‌رسد كه باران فراوانی نصیب مردم مى‌شود و در آن سال، \[بر اثر فراوانى، از میوه‌ها و دانه‌های روغنی\] عصاره مى‌گیرند».

### الآية 12:50

> ﻿وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ [12:50]

پادشاه \[چون این تعبیر را شنید\] گفت: **«او را نزد من بیاورید»**. اما وقتی فرستادۀ \[پادشاه\] نزد او آمد، \[یوسف\] گفت: **«نزد سرورت بازگرد و از او بپرس که ماجرای زنانی که دست‏های خود را بریدند چه بود؟ قطعاً پروردگارم به نیرنگِ آنان آگاه است»**.

### الآية 12:51

> ﻿قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ ۚ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ ۚ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ [12:51]

\[پادشاه آن زنان را خواست و\] گفت: **«هنگامی‌ که یوسف را به سوی خویش دعوت کردید، جریان کارتان چه بود؟»** گفتند: **«پناه بر الله! ما هیچ گناهی در او سراغ نداریم»**. \[در این هنگام\] همسر عزیز گفت: «اکنون حق آشکار شد: من \[بودم که\] از وی کامجویی کردم \[و او پاکدامنی ورزید\] و یقیناً راستگوست.

### الآية 12:52

> ﻿ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ [12:52]

این \[اعتراف\] برای آن است که \[یوسف\] بداند من در پنهان به او خیانت نکرده‌ام \[و در غیابش حقیقت را گفته‌ام\] و اینکه الله نیرنگِ خائنان را به جایى نمى‌رسانَد.

### الآية 12:53

> ﻿۞ وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي ۚ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ [12:53]

من هرگز خود را بیگناه نمی‌شمارم. بی‌شک، نفس \[وسوسه‌گرِ انسان، او را\] پیوسته به بدی فرمان می‌دهد مگر نفس \[کسی\] که پروردگارم به او رحم كند. بی‌تردید، پروردگارم آمرزندۀ مهربان است».

### الآية 12:54

> ﻿وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي ۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ [12:54]

و پادشاه گفت: **«او \[= یوسف\] را نزدم بیاورید \[تا مشاورِ\] ویژۀ خود گردانم»**. پس چون \[یوسف نزدش آمد و\] با وی صحبت کرد، \[پادشاه\] گفت: **«تو امروز نزد ما ارجمند \[و\] امین هستی»**.

### الآية 12:55

> ﻿قَالَ اجْعَلْنِي عَلَىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ ۖ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ [12:55]

\[یوسف‌\] گفت: **«مرا بر \[سرپرستىِ\] خزانه‌هاى \[مالی و غذاییِ این‌\] سرزمین بگمار \[كه\] بی‌تردید، من نگهبانى دانا هستم»**.

### الآية 12:56

> ﻿وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ ۚ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ ۖ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [12:56]

و این گونه به یوسف در آن سرزمین منزلت \[و قدرت\] دادیم \[آنچنان\] كه \[می‌توانست به هر جا برود و\] در هر جایی از آن که مى‌خواست، اقامت مى‌كرد. ما رحمت خود را به هر کس که بخواهیم می‌رسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کنیم.

### الآية 12:57

> ﻿وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ [12:57]

و یقیناً پاداش آخرت برای کسانی ‌که ایمان آورده‌اند و پرهیزگاری ‌کرده‌اند، بهتر است.

### الآية 12:58

> ﻿وَجَاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ [12:58]

و \[چون سرزمین کنعان را خشکسالی فراگرفت\] برادران یوسف \[برای تهیۀ‌ گندم به مصر\] آمدند و بر او وارد شدند. او آنها را شناخت در حالی‌ که آنان وی را نشناختند.

### الآية 12:59

> ﻿وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ ۚ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَأَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ [12:59]

هنگامی که بار‌هایشان را آماده کرد، \[به آنان\] گفت: «\[نوبت آینده،\] برادری را که از پدرتان دارید، نزد من بیاورید. آیا نمی‌بینید که من پیمانه را تمام می‌دهم و بهترین میزبانم؟

### الآية 12:60

> ﻿فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلَا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي وَلَا تَقْرَبُونِ [12:60]

و اگر او را نزدم نیاوردید، پیمانه‌ای نزد من نخواهید داشت و به من نزدیک نشوید».

### الآية 12:61

> ﻿قَالُوا سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ [12:61]

\[برادران\] گفتند: **«او را از پدرش خواهیم خواست و حتماً این کار را می‌کنیم»**.

### الآية 12:62

> ﻿وَقَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُوا بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انْقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ [12:62]

و \[یوسف\] به غلامانش گفت: **«سرمایه‌ها‌یشان را \[که برای خرید غله آورده‌اند، مخفیانه\] در بار‌هایشان بگذارید؛ شاید هنگامی ‌که به سوی خانوادۀ خود بازگشتند، آن را \[ببینند و\] بشناسند. امید است که بازآیند»**.

### الآية 12:63

> ﻿فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَىٰ أَبِيهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ [12:63]

هنگامی که به سوی پدر‌شان بازگشتند، گفتند: **«پدر جان، پیمانه \[و سهمِ غلّۀ نوبت آینده\] را از ما بازداشتند؛ پس برادرمان \[بنیامین\] را با ما بفرست تا سهمی \[از غلّه\] بگیریم و ما حتماً مراقبش خواهیم بود»**.

### الآية 12:64

> ﻿قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَىٰ أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ ۖ فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ [12:64]

\[یعقوب\] گفت: **«آیا همان‌ گونه که پیشتر شما را نسبت به برادرش \[یوسف\] امین داشتم، \[این بار هم\] بر او امین بدانم؟ الله بهترین نگهبان است و او مهربان‌ترینِ مهربانان است»**.

### الآية 12:65

> ﻿وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ ۖ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي ۖ هَٰذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا ۖ وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ۖ ذَٰلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ [12:65]

و چون بار خود را گشودند، سرمایه‌شان را یافتند که به آنان بازگردانده شده بود. گفتند: «پدر جان، \[دیگر\] چه می‌خواهیم؟ این سرمایۀ ماست که به ما بازگردانده شده است؛ \[به این وسیله\] براى خانوادۀ خود آذوقه مى‌آوریم و از برادرمان \[نیز\] محافظت مى‌كنیم و \[با بردنِ بنیامین\] یک بارِ شتر اضافه می‌گیریم. این پیمانه \[برای عزیز مصر، کار\] آسانی است.

### الآية 12:66

> ﻿قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّىٰ تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلَّا أَنْ يُحَاطَ بِكُمْ ۖ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ [12:66]

\[یعقوب\] گفت: **«هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا با من به نام الله پیمان استوارى ببندید كه قطعاً او را نزد من بازمی‌آورید، مگر آنكه گرفتار شوید \[و هیچ‌ یک نجات نیابید\]. وقتی \[عهد و\] پیمان استوار خویش را به او دادند، \[یعقوب\] گفت: «الله بر آنچه می‌گوییم \[گواه و\] نگهبان است»**.

### الآية 12:67

> ﻿وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ ۖ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ [12:67]

و \[همچنین\] گفت: «ای پسرانم، \[برای آنکه جلب‌توجه نکنید،\] از یک در وارد نشوید؛ بلکه از درهای مختلف داخل شوید و \[البته با این سفارش\] نمی‌توانم چیزی از \[قضا و قدَرِ\] الله را از شما دور کنم. حُکم، جز برای الله نیست؛ بر او توکل کرده‌ام و توکل‌کنندگان باید بر او توکل ‌کنند.

### الآية 12:68

> ﻿وَلَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ مَا كَانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا حَاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَاهَا ۚ وَإِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِمَا عَلَّمْنَاهُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ [12:68]

و وقتی همان گونه که پدرشان به آنان دستور داده بود وارد شدند، \[این شیوۀ ورود،\] آنان را از \[قضای\] الله بازنداشت؛ ولی \[هر چه بود،\] نیاز قلبی یعقوب را برآورده کرد. او از \[بركتِ‌\] آنچه به او آموخته بودیم، داراى دانشى \[فراوان‌\] بود؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.

### الآية 12:69

> ﻿وَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ يُوسُفَ آوَىٰ إِلَيْهِ أَخَاهُ ۖ قَالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ [12:69]

و چون \[برادران\] بر یوسف وارد شدند، برادرش \[بنیامین\] را نزد خود جای داد \[و به آهستگی به او\] گفت: **«من برادرت هستم؛ و از کارهایی که \[برادرانمان\] می‌کردند اندوهگین نباش»**.

### الآية 12:70

> ﻿فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ [12:70]

هنگامی‌ که بارهایشان را آماده کرد، جام \[پادشاه\] را در بارِ برادرش \[بنیامین\] گذاشت؛ آنگاه ندادهنده‌ای بانگ برآورد \[که\]: **«ای کاروانیان، قطعاً شما دزد هستید»**.

### الآية 12:71

> ﻿قَالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ مَاذَا تَفْقِدُونَ [12:71]

\[برادرانِ یوسف\] رو به آنان ‌کردند و گفتند: **«چه گم کرده‌اید؟»**

### الآية 12:72

> ﻿قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَنْ جَاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِهِ زَعِيمٌ [12:72]

\[کارگزاران\] گفتند: **«پیمانۀ پادشاه را گم کرده‌ایم و \[آن که بانگ برآورده بود گفت:\] هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر \[جایزه\] دارد و من ضامن این \[پاداش\] هستم»**.

### الآية 12:73

> ﻿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ [12:73]

\[برادران یوسف\] گفتند: **«به الله سوگند، شما می‌دانید که ما نیامده‏ایم تا در این سرزمین فساد کنیم و ما \[هرگز\] دزد نبوده‌ایم»**.

### الآية 12:74

> ﻿قَالُوا فَمَا جَزَاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كَاذِبِينَ [12:74]

\[آنان\] گفتند: **«اگر دروغگو باشید، کیفرش چیست؟»**

### الآية 12:75

> ﻿قَالُوا جَزَاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ [12:75]

گفتند: **«کیفر کسی ‌که \[آن پیمانه\] در بارش پیدا شود، \[این است که\] خودش کیفر آن باشد \[و به بردگیِ شما درآید\]. ما ستمکاران را این گونه مجازات می‌کنیم»**.

### الآية 12:76

> ﻿فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِنْ وِعَاءِ أَخِيهِ ۚ كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ ۖ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ ۗ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ [12:76]

\[یوسف\] پیش از بار برادرش، شروع به \[جست‌وجوی\] بار‌های آنان کرد؛ سپس آن \[پیمانه\] را از بار برادرش بیرون کشید. این گونه برای یوسف چاره‌اندیشی کردیم؛ \[تا بتواند بنیامین را نزد خود نگه دارد؛ زیرا او\] طبق آیین پادشاه \[مصر\] نمى‌توانست برادرش را بازداشت كند، مگر اینكه الله بخواهد. ما درجات هر کس را که بخواهیم بالا مى‌بریم؛ و \[بدانید که\] فراتر از هر صاحب‌دانشى، دانشورى است.

### الآية 12:77

> ﻿۞ قَالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ ۚ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ ۚ قَالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكَانًا ۖ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ [12:77]

\[برادران\] گفتند: **«اگر او دزدی کرده است \[شگفت نیست؛ چرا که\] برادرش \[نیز\] پیش از این دزدی کرده بود. یوسف آن را در دل خویش پنهان داشت و \[ناراحتی‌ را\] بر آنان آشکار نکرد \[و با خود\] گفت: «شما از نظر جایگاه، \[از آنچه وانمود مى‌كنید\] بد‌ترید و الله به آنچه بیان می‌کنید، داناتر است»**.

### الآية 12:78

> ﻿قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ ۖ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ [12:78]

گفتند: **«ای عزیز، او پدر پیری دارد \[که طاقت دوری‌ فرزندش را ندارد\]؛ پس یکی از ما را به جای او بگیر. به راستی که ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم»**.

### الآية 12:79

> ﻿قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ [12:79]

\[یوسف\] گفت: **«پناه بر الله كه جز آن كسی را كه كالایمان را نزدش یافته‌ایم بازداشت كنیم! در این صورت \[اگر کس دیگری را به جای او بازداشت کنیم،\] قطعاً ستمكار خواهیم بود»**.

### الآية 12:80

> ﻿فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا ۖ قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ ۖ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّىٰ يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ [12:80]

هنگامی که \[برادران\] از او ناامید شدند، نجواکنان به گوشه‌ای رفتند. \[برادر\] بزرگشان گفت: «مگر نمى‌دانید كه پدرتان با نام الله پیمانى استوار از شما گرفته است و پیشتر \[نیز‌\] در مورد یوسف چه کوتاهی‌ای كردید؟ من هرگز از این سرزمین نمى‌روم تا پدرم به من اجازه \[بازگشت\] دهد یا \[آنکه\] الله درباره‌ام داورى كند \[که\] بی‌تردید، او بهترین داور است.

### الآية 12:81

> ﻿ارْجِعُوا إِلَىٰ أَبِيكُمْ فَقُولُوا يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ [12:81]

\[شما\] نزد پدر‌تان بازگردید و بگویید: «ای پدر، پسرت دزدی کرد و ما جز به آنچه می‌دانستیم گواهی ندادیم و از غیب آگاه نبودیم \[که بدانیم دزدی می‌کند\].

### الآية 12:82

> ﻿وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا ۖ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ [12:82]

و از \[مردم\] شهری که در آن بودیم و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و ما قطعاً راستگوییم».

### الآية 12:83

> ﻿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ [12:83]

\[یعقوب\] گفت: **«\[چنین نیست؛\] بلکه \[هوای\] نفس شما کاری \[ناشایست\] را برایتان آراسته است؛ پس \[چارۀ کار،‌\] صبرى نیكوست. امید است که الله همۀ آنان را به من برساند. بی‌تردید، او دانای حکیم است»**.

### الآية 12:84

> ﻿وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ [12:84]

و از آنان روی برگرداند و گفت: **«دریغ از یوسف!»** و چشمانش از شدت اندوه \[و گریستن برای فرزندش\] سفید شد و همچنان اندوه خود را فرومى‌خورد.

### الآية 12:85

> ﻿قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ [12:85]

\[پسرانش\] گفتند: **«به الله سوگند، تو \[آنقدر\] پیوسته از یوسف یاد می‌کنی تا \[عاقبت،\] به سختی بیمار شوی یا بمیری»**.

### الآية 12:86

> ﻿قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ [12:86]

\[یعقوب\] گفت: «من از درد و اندوه خویش به \[درگاه\] الله می‌نالم و از \[لطف و بزرگیِ\] الله چیزهای می‌دانم که شما نمی‌دانید؛

### الآية 12:87

> ﻿يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ [12:87]

ای پسرانم، بروید و دربارۀ یوسف و برادرش جستجو کنید \[و خبر بگیرید\] و از رحمتِ الله مأیوس نشوید؛ \[چرا که\] جز گروه کافران، کسی از رحمت الله مأیوس نمی‌گردد».

### الآية 12:88

> ﻿فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ [12:88]

وقتی \[پسران یعقوب به مصر رفتند و\] بر او \[= یوسف\] وارد شدند، گفتند: **«ای عزیز، به ما و خاندانمان \[در اثر فقر و خشکسالی\] سختی فراوانی رسیده است و \[اینک\] کالای ناچیز \[و مال اندکی برای خرید آذوقه\] با خود آورده‌ایم؛ پس پیمانه را برایمان کامل کن و بر ما صدقه \[و بخشش\] کن. بی‌تردید، الله بخشندگان را پاداش می‌دهد»**.

### الآية 12:89

> ﻿قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ [12:89]

\[یوسف‌\] گفت: **«آیا دانستید که وقتی \[از عاقبتِ کارتان\] بی‏خبر بودید، در حق یوسف و برادرش چه کردید؟»**

### الآية 12:90

> ﻿قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَٰذَا أَخِي ۖ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا ۖ إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ [12:90]

\[آنان\] گفتند: **«آیا به راستی تو \[همان\] یوسفی؟»** او گفت: **«\[آری،\] من یوسفم و این برادر من است. یقیناً الله بر ما منّت نهاد. به راستی، هر کس پرهیزگاری و شکیبایی کند، \[بداند که\] بی‌تردید، الله پاداش نیکو‌کاران را تباه نمی‌کند»**.

### الآية 12:91

> ﻿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ [12:91]

\[برادرانش\] گفتند: **«به الله سوگند \[که\] یقیناً الله تو را بر ما برتری داده است و ما قطعاً خطاکار بودیم»**.

### الآية 12:92

> ﻿قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ۖ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ [12:92]

\[یوسف\] گفت: «امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست. الله شما را می‌آمرزد و او مهربان‌ترینِ مهربانان است.

### الآية 12:93

> ﻿اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ [12:93]

\[اکنون\] این پیراهن مرا ببرید و بر صورت پدرم بیندازید تا بینا گردد و \[سپس\] همۀ خانواده‌ خود را نزد من بیاورید».

### الآية 12:94

> ﻿وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ۖ لَوْلَا أَنْ تُفَنِّدُونِ [12:94]

و چون کاروان \[از مصر به سوی کنعان\] به راه افتاد، پدر‌شان \[به اطرافیانش\] گفت: **«اگر مرا کم‌خرد نشمارید، \[می‌گویم که\] یقیناً بوی یوسف را احساس می‌کنم»**.

### الآية 12:95

> ﻿قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلَالِكَ الْقَدِيمِ [12:95]

\[آنان\] گفتند: **«به الله سوگند که حتماً \[باز هم\] در اشتباه دیرینه‌ات هستی»**.

### الآية 12:96

> ﻿فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ [12:96]

هنگامی که مژده‌رسان آمد و آن \[پیراهن\] را بر چهرۀ‌ او افکند، ناگهان بینا شد \[و\] گفت: **«آیا به شما نگفتم که من از \[لطف و بزرگی\] الله چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟»**

### الآية 12:97

> ﻿قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ [12:97]

گفتند: **«ای پدر، برای ما \[به خاطرِ\] گناهانمان آمرزش بخواه \[چرا که\] یقیناً ما گناهکار بودیم»**.

### الآية 12:98

> ﻿قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ [12:98]

\[یعقوب\] گفت: **«به زودی از پروردگارم برایتان آمرزش می‌طلبم. بی‌تردید، او آمرزندۀ مهربان است»**.

### الآية 12:99

> ﻿فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ يُوسُفَ آوَىٰ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ [12:99]

\[همگی به مصر رفتند و\] چون بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادرش را \[در آغوش گرفت و\] نزد خود جای داد و گفت: **«\[همگی\] به مصر درآیید که ان شاء الله \[از هر گونه آزاری\] ایمن خواهید بود»**.

### الآية 12:100

> ﻿وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا ۖ وَقَالَ يَا أَبَتِ هَٰذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي ۚ إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِمَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ [12:100]

و پدر و مادرش را بر تخت نشاند و \[همگی\] در برابرش به سجده افتادند و \[یوسف\] گفت: «پدر جان، این‏ تعبیر \[همان\] خوابم است که پیشتر دیده بودم. پروردگارم آن را راست گردانْد \[و تحقق بخشید\]. یقیناً او به من نیکی کرد ‌که مرا از زندان بیرون آورد و ـ پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه برپا کرد ـ شما را از بیابان \[کنعان به مصر\] آورد. بی‌تردید، پروردگارم در آنچه می‌خواهد، باریک‌بین است. به راستی که او دانای حکیم است.

### الآية 12:101

> ﻿۞ رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ ۚ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۖ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ [12:101]

پروردگارا، مرا از فرمانروایی \[بهره‌ای\] عطا کردی و از علم تعبیر خواب‏ها به من آموختی. ای پدیدآورندۀ آسمان‏ها و زمین، تویی که در دنیا و آخرت \[دوست و\] کارسازِ منی. مرا مسلمان \[= فرمانبردار\] بمیران و به شایستگان ملحق فرما».

### الآية 12:102

> ﻿ذَٰلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۖ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ [12:102]

\[ای پیامبر،\] این \[داستان،\] از خبرهای غیب است که به تو وحی می‌کنیم؛ و هنگامی ‌که \[برادران یوسف علیه وی\] بداندیشی می‌کردند و نیرنگ می‌زدند، تو نزدشان نبودی.

### الآية 12:103

> ﻿وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ [12:103]

و بیشتر مردم مؤمن نیستند؛ حتی اگر \[برای ایمان آوردنشان\] حرص بورزی‌.

### الآية 12:104

> ﻿وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ [12:104]

تو از آنان برای این \[رسالت‌\] پاداشی نمی‌خواهی. این \[قرآن، چیزی\] نیست، مگر پندی برای جهانیان.

### الآية 12:105

> ﻿وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ [12:105]

و چه بسیار نشانه‌ها در آسمان‏ها و زمین وجود دارد كه بر آنها مى‌گذرند و\[لی\] از آنها روى برمى‌گردانند \[و توجه نمى‌كنند\].

### الآية 12:106

> ﻿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ [12:106]

و بیشتر آنان \[در ظاهر\] به الله ایمان نمی‌آورند، مگر آنکه \[در عمل، به نوعی‌\] مشرکند.

### الآية 12:107

> ﻿أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ [12:107]

آیا \[مشرکان\] ایمن هستند از اینکه عذابی فراگیر از جانب الله بر آنان فرود آید یا در حالی که غافلند، ناگهان قیامت آنان را فرا گیرد؟

### الآية 12:108

> ﻿قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ [12:108]

\[ای پیامبر، به مردم\] بگو: **«این راه من است. من با دلیلی آشکار به سوی الله دعوت می‌کنم و کسانی‌ که از من پیروی کردند \[نیز چنین می‌کنند\]؛ و الله پاک و منزّه است و من از مشرکان نیستم»**.

### الآية 12:109

> ﻿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ ۗ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۗ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ [12:109]

و ما پیش از تو جز مردانی از اهل \[همین‌\] شهرها \[را به پیامبری\] نفرستاده‌ایم که به آنان وحی می‌کردیم. آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا ببینند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بوده است؟ و یقیناً سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟

### الآية 12:110

> ﻿حَتَّىٰ إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ ۖ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ [12:110]

\[ما همچنان به کافران مهلت می‌دادیم\] تا آنگاه که پیامبران \[از نزول عذاب\] مأیوس شدند و \[مردم\] پنداشتند که به آنان دروغ گفته شده است. \[در این هنگام\] یاریِ ما به سراغشان آمد. پس هر کس را که خواستیم، نجات یافت؛ و\[لى‌\] عذاب سختِ ما از گروه مجرمان بازگردانده نمی‌شود.

### الآية 12:111

> ﻿لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ ۗ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَىٰ وَلَٰكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ [12:111]

یقیناً در داستان آنان برای خردمندان عبرتی است. این \[قرآن\] سخنى نیست كه به دروغ ساخته شده باشد؛ بلکه تصدیق‌کنندۀ آنچه \[از کتاب‏هایی\] است كه پیش از آن \[آمده\] است و روشنگرِ همه چیز است و رهنمود و رحمتی است برای گروهی که ایمان می‌آورند.

## روابط ذات صلة

- [النص القرآني للسورة](https://quranpedia.net/surah/1/12.md)
- [كل تفاسير سورة يوسف
](https://quranpedia.net/surah-tafsir/12.md)
- [ترجمات سورة يوسف
](https://quranpedia.net/translations/12.md)
- [صفحة الكتاب: الترجمة الفارسية - دار الإسلام](https://quranpedia.net/book/1964.md)
- [المؤلف: فريق عمل اللغة الفارسية بموقع دار الإسلام](https://quranpedia.net/person/1739.md)

---

زُر [Quranpedia.net](https://quranpedia.net/surah/1/12/book/1964) — موسوعة القرآن الكريم: التفاسير، الترجمات، التلاوات، والمواضيع.
