و [یاد کن از] ذوالنون [= یونس] آنگاه که خشمگین [از میان قومش] رفت و چنین پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی‌گیریم [و به خاطر این کار مجازاتش نمی‌کنیم]؛ [وقتی ماهی او را بلعید] در تاریکی‏ها ندا داد که: «[پروردگارا،] هیچ معبودی [به‏حق] جز تو نیست. تو منزّهی. بی‌تردید، من از ستمکاران بوده‌ام».
— الترجمة الفارسية - دار الإسلام
و ذوالنون (= یونس) را (به یاد آور) هنگامی‌که خشمگین (از میان قومش) رفت، پس چنین پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی‌گیریم، پس (وقتی که در شکم ماهی فرو رفت) در تاریکی‌ها ندا داد که: «(پروردگارا!) هیچ معبودی بر حق جز تو نیست، تو منزهی! بی‌گمان من از ستمکاران بودم».
— الترجمة الفارسية - حسين تاجي
و - ای رسول- قصۀ صاحب ماهی، یونس علیه السلام را به یاد آور، آن‌گاه که خشمگین از قومش به خاطر ثباتِ آنها در نافرمانی، بدون اِذن پروردگارش رفت، و گمان کرد که ما به کیفرِ رفتنش، بر او سخت نخواهیم گرفت، اما با تنگی و حبس شدید آن‌گاه که ماهی او را بلعید آزمایش شد، آن‌گاه در تاریکی‌های شکم ماهی و دریا و شب، با اقرار به گناهش و توبه به‌سوی الله دعا کرد، و گفت: معبود برحقی جز تو نیست، منزه و مقدس هستی، به‌راستی‌که من از ستمکاران بودم.
— الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبٗا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ

و ذوالنون (= یونس) را (به یاد آور) هنگامی که خشمگین (از میان قومش) رفت، پس چنین پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمی گیریم، پس (وقتی که در شکم ماهی فرو رفت) در تاریکیها ندا داد که:«(خداوندا !) هیچ معبودی جز تو نیست، تو منزهی! بی گمان من از ستمکاران بودم».

— Farsi - Persian translation