ترجمه سوره أعراف به الفارسية از الترجمة الفارسية - دار الإسلام
Verse 1
ﭑ
ﭒ
المص [= الف. لام. میم. صاد].
Verse 2
[ای پیامبر، این قرآن،] کتابی است که بر تو نازل شده است؛ پس نباید در سینهات نسبت به آن تردیدی باشد؛ [نازل شده] تا با آن [مردم را] بیم دهی و برای مؤمنان پند [و تذکری] باشد.
Verse 3
[ای مردم،] از آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است پیروی کنید و از [دوستان و] کارسازانِ دیگر به جز او پیروی نکنید؛ چه اندک پند میپذیرید!
Verse 4
چه بسیار [ساکنانِ روستاها و] شهرها که نابودشان کردیم و عذاب ما شبهنگام یا در حالی که به خواب نیمروزی فرورفته بودند به سراغشان آمد.
Verse 5
و چون عذاب ما به سراغشان آمد، سخن[و دعای]شان جز این نبود که گفتند: «به راستی که ما [کافر و] ستمکار بودیم [و پشیمانیم]».
Verse 6
ﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
ﮏ
مسلّماً ما از کسانی که [پیامبرانمان] به سویشان فرستاده شدند، [دربارۀ پذیرش پیام حق] سؤال خواهیم کرد؛ و قطعاً از پیامبران [نیز دربارۀ پاسخ امتهایشان به دعوت آنان] خواهیم پرسید.
Verse 7
یقیناً [کردار بندگان را] با علم [خود] برایشان بیان میکنیم؛ و ما هرگز غایب [و غافل از احوال آنان] نبودهایم.
Verse 8
در آن روز، وزن [و معیار سنجشِ اعمال، عدالت و] حق است؛ پس هر کس وزنۀ اعمالش سنگین باشد، چنین کسانی رستگارند.
Verse 9
و وزن [و معیار سنجشِ اعمال، عدالت و] حق است؛ پس هر کس وزنۀ اعمالش سنگین باشد، چنین کسانی رستگارند؛ چرا که [با انکار قرآن،] به آیاتِ ما ستم میکردند.
Verse 10
و [ای مردم،] به راستی که ما شما را در زمین جای دادیم و وسایل [و امکاناتِ] زندگی را در آن برایتان نهادیم. چه اندک شکر میگزارید!
Verse 11
و بیتردید، ما [نسلِ] شما را [در زمین] پدید آوردیم، سپس شما را [به بهترین حالت] شکل دادیم، آنگاه به فرشتگان گفتیم: «برای [بزرگداشت و احترام، بر] آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند، مگر ابلیس که از سجدهکنندگان نبود.
Verse 12
[الله] فرمود: «وقتی که تو را [به سجده] فرمان دادم، چه چیز تو را بازداشت از اینکه سجده کنی؟» [ابلیس] گفت: «من از او بهترم: مرا از آتش آفریدی و[لی] او را از گِل پدید آوردی».
Verse 13
[الله] فرمود: «از این [بهشت برین] فرود آی [زیرا] حق تو نیست که در آن [مکان، گردنکشی و] تکبر کنی؛ پس بیرون رو [که] بیتردید، تو از خوارشدگانی».
Verse 14
ﭲﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
[ابلیس] گفت: «تا روزی که [انسانها] برانگیخته شوند، مرا مهلت بده [تا فریبشان دهم]».
Verse 15
ﭸﭹﭺﭻ
ﭼ
[الله] فرمود: «قطعاً تو از مهلتیافتگانی».
Verse 16
[ابلیس] گفت: «پس به خاطر آنکه مرا گمراهی [و هلاکت] افکندی، من نیز بر سر راه مستقیم تو برای [فریب] آنان مینشینم،
Verse 17
سپس بر آنان ـ از روبرو و از پشت سر و از طرف راست و چپشانـ درمىآیم و [چنان میکنم که] بیشتر آنان را شكرگزار [نعمتهای خود] نیابی».
Verse 18
[الله] فرمود: «از آنجا [= بهشت] نکوهیده و راندهشده بیرون رو. هر یک از آنان که از تو پیروی کند، [در سپاهِ توست و روز قیامت،] قطعاً دوزخ را از همۀ شما پر خواهم کرد.
Verse 19
و ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از [خوردنیهای آن از] هر جا که خواستید بخورید؛ و[لی] به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران [نافرمان] خواهید بود».
Verse 20
پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاهشان بر آنان پوشیده مانده بود، برایشان آشکار سازد [پس حیلهای اندیشید] و گفت: «پروردگارتان شما را از [خوردن میوۀ] این درخت منع نكرد مگر [براى] آنكه [مبادا تبدیل به] دو فرشته گردید یا از جاودانان شوید».
Verse 21
ﯰﯱﯲﯳﯴ
ﯵ
و برای آن دو سوگند یاد کرد که: «من قطعاً خیرخواهتان هستم».
Verse 22
پس آنها را با فریب [از مقام و منزلشان] فرود آورد و چون از [میوۀ] آن درخت چشیدند، شرمگاهشان بر آنان نمایان شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگ[های درختانِ] بهشت بر [شرمگاه] خود [تا آن را بپوشانند]؛ و پروردگارشان [اینچنین] به آنها ندا داد: «آیا شما را از [خوردنِ میوۀ] آن درخت منع نکردم و به شما نگفتم که بیتردید، شیطان دشمن آشکار شماست؟».
Verse 23
[آن دو] گفتند: «پروردگارا، ما [با سرپیچی از دستور تو] به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، قطعاً از زیانکاران خواهیم بود».
Verse 24
[الله] فرمود: «[از بهشت بر زمین] فرود آیید. [در حالی که زین پس] برخی از شما دشمن برخی دیگرید و در زمین تا مدتی [معیّن] قرارگاه و بهرهمندی برایتان خواهد بود».
Verse 25
[و] فرمود: «در آن زندگی میکنید و در همان[جا] میمیرید و [روز قیامت نیز] از آن بیرون آورده میشوید».
Verse 26
ای فرزندان آدم، همانا لباسی برایتان فرو فرستادیم که شرمگاهتان را میپوشانَد و [مایۀ] زینت شماست؛ و [برای مؤمن،] لباس پرهیزگاری بهتر است. این از نشانههای [قدرتِ] الله است؛ باشد که [انسانها] پند گیرند.
Verse 27
ای فرزندان آدم، [آگاه باشید که] شیطان شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد و لباس آن دو را از تنشان [بیرون] کشید تا شرمگاهشان را به آنان نشان دهد. بیتردید، او و گروهش، از جایی که آنها را نمیبینید، شما را میبینند. به راستی که ما شیاطین را دوستان کسانی قرار دادهایم که ایمان نمیآورند.
Verse 28
و چون [مشرکان] کار زشتی انجام میدهند، میگویند: «ما نیاکان خود را بر این [کار] یافتهایم و الله ما را به [انجامِ] آن فرمان داده است». بگو: «الله هرگز به زشتکاری فرمان نمیدهد. آیا سخنی را که نمیدانید به الله نسبت میدهید؟».
Verse 29
[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «پروردگارم به عدالت فرمان داده است و [اینکه همه جا، به ویژه] در هر مسجدی [خالصانه] به سوی [قبلۀ] او روی آورید و او را در حالی [به عبادت و دعا] بخوانید که دین [خود] را برایش خالص نمودهاید. [و بدانید] همان گونه که شما را در آغاز پدید آورْد، [پس از مرگ نیز بار دیگر به سویش] بازمیگردید.
Verse 30
[الله] گروهی را هدایت کرد و بر گروهی [دیگر] گمراهی مقرر گشته است؛ زیرا آنان به جای الله، شیاطین را [به عنوان] دوستان [خویش] برگزیدند و گمان میکنند که هدایتیافتهاند».
Verse 31
ای فرزندان آدم، هنگام رفتن به مسجد [و در هر نمازی] زینت خود را برگیرید [و لباس شایسته بپوشید] و [در زندگی، از خوراکیهای پاکیزه] بخورید و بیاشامید؛ ولی اسراف نکنید [که] بیتردید، الله اسرافکاران را دوست ندارد.
Verse 32
[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «لباس [و زینتهایی] را که الله برای بندگانش پدید آورده و [همچنین] روزیهای پاکیزه را چه کسی حرام کرده است؟». بگو: «این [نعمتها] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند [و اگر چه کافران نیز از آنها بهرهمندند،] روز قیامت، مخصوص [مؤمنان] خواهد بود. ما اینچنین آیات [خود] را برای گروهی که میدانند، به تفصیل بیان میکنیم.
Verse 33
بگو: «پروردگارم زشتکاریها را ـ چه آشكار [باشد] و چه پنهانـ و گناه و ستم ناحق را حرام نموده است و اینكه کسی [یا چیزى] را شریک الله بدانید كه دلیلى بر [حقانیت] آن نازل نكرده است و اینكه چیزى را كه نمىدانید به الله نسبت دهید.
Verse 34
هر امتی، اَجَلی دارد؛ و هنگامی که اجلشان به سر آید، نه لحظهای [از آن] تأخیر میکنند و نه [بر آن] پیشی میگیرند.
Verse 35
ای فرزندان آدم، اگر پیامبرانی از خود شما [نزدتان] بیایند که آیات مرا برایتان بخوانند، [از آنان پیروی کنید]؛ پس کسانی که پرهیزگاری نمایند و [رفتارهای گذشته را] اصلاح کنند، نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند.
Verse 36
و کسانی که آیات ما را دروغ میپندارند و در برابر آنها [گردنکشی و] تکبر میورزند، اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند.
Verse 37
پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر الله دروغ میبندد یا آیاتش را دروغ میپندارد؟ آنان کسانی هستند که نصیبشان از آنچه [در لوح محفوظ] مقرر شده است، به آنان خواهد رسید تا آنگاه که فرستادگان ما به سراغشان میآیند که جانشان را بگیرند [به آنان] میگویند: «آنهایی که به جای الله [به یاری و دعا] میخواندید کجا هستند؟» [آنان] میگویند: «از [نزد] ما گم شدند»؛ و [این گونه] علیه خود گواهی میدهند که کافر بودهاند.
[فرشتگان] به آنها میگویند: «در بین گروههایی از جن و انس که پیش از شما [کافر و گمراه] بودهاند، در آتش [دوزخ] وارد شوید». هر گاه گروهی وارد میشوند، گروه دیگر را لعنت میکنند تا هنگامی که [سرانجام] همگی در آنجا به هم میرسند. پیروان [فریبخوردۀ] آنها دربارۀ رهبرانشان میگویند: «پروردگارا، اینان بودند که ما را گمراه کردند؛ پس عذابی دوچندان از آتش به آنان بده». [الله] میفرماید: «برای هر کدام [از شما عذابِ] دوچندان است؛ ولی نمیدانید».
Verse 39
رهبران آنها به پیروانشان میگویند: «شما هیچ امتیازی بر ما ندارید؛ پس به [کیفر] آنچه میکردید، عذاب را بچشید».
Verse 40
کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آنها [گردنکشی و] تکبر نمودند، درهای آسمان هرگز برایشان گشوده نمیشود و به بهشت وارد نخواهند شد، مگر آنکه شتر از سوراخ سوزن وارد شود؛ و گناهکاران را اینچنین کیفر میدهیم.
Verse 41
بستری از [آتش] دوزخ برایشان [مهیّاست] و [رواندازشان نیز] پوششهایی [از آتش است]؛ و ستمکاران را اینچنین کیفر میدهیم.
Verse 42
کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، [هر اندازه عمل نیک كردهاند میپذیریم؛ چرا كه] بر هیچ کس جز به اندازۀ توانش تکلیف نمیکنیم. اینان بهشتیاند و در آن جاودان خواهند بود.
Verse 43
و هر كینهاى را از سینههایشان مىزداییم؛ از زیر [قصرهای] آنان جویبارها جاری است و میگویند: «سپاس مخصوص الله است که ما را [توفیقِ عبادت داد و] به این [بهشت] هدایت نمود؛ و اگر الله ما را هدایت نمیکرد، هرگز راه نمییافتیم. بیتردید، رسولان پروردگارمان، حق را آوردند». [آنگاه] به آنان نِدا داده میشود که: «این بهشت، به پاداش آنچه میکردید به شما رسیده است».
Verse 44
بهشتیان به دوزخیان ندا مىدهند كه: «ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم. آیا شما [نیز] آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود درست یافتید؟» آنان مىگویند: «آرى». آنگاه ندادهندهای در میان آنان ندا درمىدهد كه: «لعنتِ الله بر ستمكاران [کافر] باد!»
Verse 45
[همان] کسانی که [مردم را] از راه الله باز میداشتند و آن را [با القاى شُبهات] منحرف مىخواستند و آخرت را باور نداشتند».
Verse 46
در میان آن دو [گروه بهشتی و دوزخی،] مانعی است و بر اَعراف [= بلندیهای آن مانع] مردانی هستند که هر یک [از آن دو گروه] را از [نشانههای] چهرهشان میشناسند و [از بلندای اعراف،] اهل بهشت را ندا میدهند که: «سلام بر شما باد». اینان امید بهشت دارند و هنوز به آن وارد نشدهاند.
Verse 47
و هنگامی که چشمانشان متوجه اهل دوزخ میشود، میگویند: «پروردگارا، ما را با گروه ستمکاران [در یکجا] قرار نده».
Verse 48
اهل اعراف، مردانی [از دوزخیان را] که آنان را از چهرههایشان میشناسند، صدا میزنند [و] میگویند: «جمعیت [و مالاندوزیِ] شما و آن [همه] گردنكشى [و تکبر] كه مىكردید، سودی به حالتان نداشت».
Verse 49
آیا اینها [= بهشتیان] همان کسانی هستند که سوگند یاد میکردید که الله [هرگز] رحمتی به آنان نمیرسانَد؟ [سپس الله میفرماید: ای مؤمنان،] به بهشت وارد شوید [که در آنجا] نه ترسی خواهید داشت و نه اندوهگین میشوید.
Verse 50
اهل دوزخ، به بهشتیان ندا میدهند که: «از آن آب یا آنچه الله روزیتان کرده است اندکی ما را بهرهمند سازید». [آنان در پاسخ] میگویند: «الله هر دو را بر کافران حرام کرده است».
Verse 51
[همان] کسانی كه دین خود را به سرگرمى و بازى گرفتند و زندگى دنیا فریبشان داد. پس چنان كه آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند و آیات ما را انكار كردند، ما [نیز] امروز آنان را از یاد مىبریم [و در عذاب رها میکنیم].
Verse 52
به راستی، ما کتابی برایشان آوردیم كه آن را بر [اساسِ] علم [بیکران الهی] به تفصیل بیان کردهایم [و نازل کردیم] تا براى گروهى كه ایمان مىآورند، هدایت و رحمتى باشد.
Verse 53
آیا آنان [= کافران] جز تأویل آیات [و فرا رسیدنِ قیامت] انتظار [دیگری] دارند؟ روزی که تأویلش [= قیامت] فرارسد، کسانی که آن را پیشتر فراموش کرده بودند میگویند: «یقیناً رسولانِ پروردگارمان حق را آوردند؛ پس آیا [امروز] شفاعتگرانی داریم که شفاعت ما را بكنند یا [میتوانیم به دنیا] بازگردیم تا کارهایی غیر از آنچه میکردیم انجام دهیم؟» بیتردید، [آنان] به خود زیان زدند و آنچه را به دروغ [معبودِ خود] مىساختند [همه] محو و نابود شد.
Verse 54
[ای مردم،] بیگمان، پروردگار شما الله است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس [آن گونه كه شايسته جلال و عظمت اوست] بر عرش قرار گرفت. [تاریکیِ] شب را با [روشناییِ] روز میپوشانَد که [هر یک،] آن [دیگری] را شتابان میجوید و خورشید و ماه و ستارگان را [پدید آورد] كه [همگی] به فرمانِ او به خدمت [انسان] گماشته شدهاند. آگاه باشید! آفرینش و فرمانروایی، از آنِ اوست. پربرکت [و بزرگ] است الله که پروردگار جهانیان است.
Verse 55
[ای مؤمنان،] پروردگارتان را به زاری و پنهانی بخوانید که او متجاوزان [از حدود الهی] را دوست ندارد.
Verse 56
و در زمین ـ پس از آنکه [با بعثت پیامبران و دینداریِ مؤمنان] اصلاح گشته است ـ فتنه و فساد نکنید و او [= الله] را با بیم و امید بخوانید [که] بیتردید، رحمت الله به نیکوکاران نزدیک است.
Verse 57
او ذاتی است که پیشاپیشِ [بارانِ] رحمتش، بادها را بشارتبخش میفرستد تا ابرهای سنگینبار را [بر دوش] کِشند [و] آن را به سوی سرزمینی [خشک و] مرده میفرستیم؛ آنگاه بر آن [سرزمین،] آب فرو میباریم و با [برکتِ] آن [آب] هر گونه میوهاى برمیآوریم. اینگونه، مردگان را [نیز از قبر] خارج مىسازیم؛ باشد كه پند گیرید.
Verse 58
سرزمین پاکیزه [و آماده،] گیاهش به فرمان پروردگارش [فراوان و پُربار] میروید و از آن [شورهزاری] که ناپاک است، جز [گیاهی] اندک و بیارزش نمیروید. این گونه آیات [خود] را برای گروهی که سپاس میگزارند، گوناگون بیان میکنیم.
Verse 59
بیتردید، ما نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [بهحق] ندارید. [اگر او را عبادت نکنید،] من بر شما از عذاب روزی بزرگ میترسم».
Verse 60
اشراف [و بزرگان] قومش گفتند: «به راستی که ما تو را در گمراهیِ آشکار میبینیم».
Verse 61
او گفت: «ای قوم من، هیچ گونه گمراهی [و انحرافی] در من نیست؛ بلکه من فرستادهای از [جانب] پروردگار جهانیان هستم.
Verse 62
پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم و برایتان خیرخواهی میکنم و از [شریعتِ] الله چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.
Verse 63
آیا تعجب كردهاید كه پندى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودِ شما برایتان آمده باشد تا شما را [از عذاب قیامت] بیم دهد که پروا پیشه کنید و باشد که مشمول رحمت گردید؟»
Verse 64
اما وی را دروغگو پنداشتند؛ آنگاه ما او و کسانی را که همراهش در کشتی بودند نجات دادیم و کسانی که آیات ما را تکذیب کرده بودند غرق کردیم. به راستی که آنان [در قبال حق،] گروهی نابینا بودند.
Verse 65
و به [سوی قوم] عاد، برادرشان ـ هودـ را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [بهحق] ندارید. آیا پروا نمیکنید؟»
Verse 66
اشراف [و بزرگان] قوم او که کافر بودند گفتند: «بیگمان، ما تو را در نادانی میبینیم؛ و ما قطعاً تو را از دروغگویان میپنداریم».
Verse 67
گفت: «ای قوم من، هیچ گونه نادانیای در من نیست؛ بلکه من فرستادهای از [جانب] پروردگار جهانیان هستم.
Verse 68
پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم و من خیرخواهی امین برایتان هستم.
Verse 69
آیا تعجب كردهاید كه پندى از جانب پروردگارتان توسط مردى از خودِ شما برایتان آمده باشد تا شما را [از عذاب قیامت] بیم دهد؟ و به یاد آورید هنگامی که پس از قوم نوح، شما را جانشینان [آنان] قرار داد و به شما در آفرینش، فزونی [و قدرت] داد. پس نعمتهای الله را به یاد آورید؛ باشد که رستگار شوید».
Verse 70
[کافران] گفتند: «آیا به سوی ما آمدهای که فقط الله را عبادت کنیم و آنچه را پدرانمان عبادت میکردند رها کنیم؟ پس اگر از راستگویانی، آنچه [از عذاب الهی که] به ما وعده میدهی، بیاور».
Verse 71
[هود] گفت: «بیتردید، عذاب و خشمی [سخت] از [سوی] پروردگارتان بر شما واقع شده [و شما را فراگرفته] است. آیا دربارۀ اسمهایی که خودِ شما و پدرانتان آنها را [معبود] نام نهادهاید و الله هیچ دلیلی بر [حقانیتِ] آنها نازل نکرده است با من مجادله میکنید؟ پس منتظر باشید [که] بیگمان، من [نیز] با شما از منتظرانم».
Verse 72
پس او و کسانی را که همراهش بودند به رحمت [و لطفی] از [جانب] خویش نجات دادیم و ریشۀ کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و از مؤمنان نبودند، برانداختیم.
Verse 73
و به [سوی قوم] ثَمود، برادرشان ـ صالح ـ را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [بهحق] ندارید. بیتردید، دلیل روشنی از [سوی] پروردگارتان برای شما آمده است. این مادهشترِ الله [که از دلِ صخرهها بیرون آمده است] معجزهای برایتان است؛ پس او را [به حال خود] واگذارید تا در زمین الله [بچرد و علف] بخورد و به او آزار [و آسیبی] نرسانید که شما را عذابی دردناک فرا خواهد گرفت.
Verse 74
و به یاد آورید هنگامی که [الله] شما را پس از [قوم] عاد، جانشینان [آنان] قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش قصرهایی بنا میکنید و در کوهها خانههایی میتراشید. پس نعمتهای الله را به یاد آورید و در زمین به فساد [و تباهی] نکوشید».
Verse 75
اشراف [و بزرگان] قومِ او که گردنکشی میکردند، به مستضعفان ـ به [همان] کسانی از آنان که ایمان آورده بودندـ گفتند: «آیا [به یقین] میدانید که صالح از [طرف] پروردگارش فرستاده شده است؟» [آنان] گفتند: «ما به آنچه او با آن فرستاده شده است ایمان داریم».
Verse 76
کسانی که گردنکشی میکردند گفتند: «ما به آنچه شما به آن ایمان آوردهاید، باور نداریم».
Verse 77
پس مادهشتر را پِی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: «ای صالح، اگر از پیامبران [الهی] هستی، آنچه از عذاب که به ما وعده میدهی [بر سرمان] بیاور».
Verse 78
ﮞﮟﮠﮡﮢﮣ
ﮤ
سرانجام زمینلرزه آنان را فراگرفت؛ و در خانههای خود به روی افتادند [و هلاک شدند].
Verse 79
پس [صالح] از آنان روی گردانْد و گفت: «ای قوم من، من پیام پروردگارم را به شما رساندم و برایتان خیرخواهی کردم؛ ولى شما [خیرخواهان و] نصیحتگران را دوست ندارید».
Verse 80
و لوط را [به پیامبری فرستادیم] که به قوم خود گفت: «آیا کار بسیار زشتی را انجام میدهید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان انجام نداده است؟
Verse 81
شما از روى شهوت، به جاى زنان، با مردان مىآمیزید. آرى، شما [از حدود الهی فراتر رفتهاید و] گروهى تجاوزكارید».
Verse 82
و[لى] پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند: «آنان را از شهرتان بیرون كنید؛ [چرا که] بیتردید، اینها افرادی پاکدامن [و مقدسمَآب] هستند».
Verse 83
پس ما او و خاندانش را نجات دادیم؛ مگر همسرش که از بازماندگان [در عذاب] بود.
Verse 84
و بارانی [از سنگ] بر آنان باریدیم. پس بنگر که سرانجام گناهکاران چگونه بود.
Verse 85
و به سوی [مردم] مَدیَن، برادرشان شُعیب را [فرستادیم]. او گفت: «ای قوم من، الله را عبادت کنید که جز او معبودی [بهحق] ندارید. یقیناً از [سوی] پروردگارتان برای شما دلیلی روشن آمده است؛ پس [حقِ] پیمانه و ترازو را کامل [و درست] ادا کنید و از اجناس مردم نکاهید و در زمین ـ پس از اصلاحش ـ فساد نکنید. اگر ایمان دارید، این برای شما بهتر است؛
Verse 86
و بر سر هر راهى ننشینید كه [با زورگیری و دزدی، مردم را] بترسانید و هر کس را که ایمان دارد از راه الله بازدارید و راهش را منحرف بخواهید [که به هدایت دست نیابد]؛ و به یاد آورید هنگامى را كه اندک بودید، سپس الله [تعداد] شما را فزونی بخشید؛ و بنگرید که سرانجامِ مفسدان [تبهکار] چگونه بود.
Verse 87
اگر گروهى از شما به آنچه با آن فرستاده شدهام ایمان آوردند و گروه دیگر ایمان نیاوردند، صبر كنید تا الله میان ما داورى كند و او بهترین داور است».
Verse 88
اشراف [و بزرگان] قومش كه تكبر مىورزیدند گفتند: «ای شعیب، قطعاً تو و کسانی را که همراهت ایمان آوردهاند از شهرمان بیرون میکنیم؛ [پس یا بروید] یا به آیین ما بازگردید». [شعیب] گفت: «آیا [بازگردیم حتی] اگر از آن کراهت داشته [و بیزار] باشیم؟
اگر به آیین شما برگردیم پس از آنكه الله ما را از آن نجات بخشید، در حقیقت، به الله دروغ بستهایم؛ و سزاوار ما نیست كه به آن بازگردیم، مگر آنكه الله ـ پروردگار ما ـ بخواهد. علم پروردگارمان همه چیز را فراگرفته است؛ بر الله توكل كردهایم. پروردگارا، میان ما و قوممان به حق داورى كن و تو بهترین داورى».
Verse 90
و اشراف [و بزرگان] قومش که کافر بودند گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، قطعاً زیانکار خواهید بود».
Verse 91
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
آنگاه زلزلۀ [شدیدی] آنان را فراگرفت؛ و در خانههای خود به رویْ درافتادند [و هلاک شدند].
Verse 92
کسانی که شعیب را دروغگو انگاشتند [چنان از بین رفتند که] گویی هرگز در آن [دیار] نبودهاند؛ و آنان که شعیب را دروغگو انگاشتند، خود زیانکار بودند.
Verse 93
پس [شعیب] از آنان روى برگرداند و گفت: «اى قوم من، بیتردید، پیامهای پروردگارم را به شما رساندم و پندتان دادم. پس چگونه برای گروهى كافر [لجوج] اندوهگین باشم؟»
Verse 94
و ما در هیچ شهر [و دیاری] پیامبری نفرستادیم، مگر اینکه ساکنانش را به رنجها و سختیها گرفتار ساختیم؛ باشد که [به درگاه الهی، فروتنی و] تضرع کنند.
Verse 95
سپس به جای ناخوشی [و بدی،] نیکی [و خوشی] آوردیم تا افزون شدند و گفتند: «بیتردید، به پدران ما [نیز به حكم طبیعت،] سختی و راحتی مىرسید». پس در حالى كه بیخبر بودند، آنان را [به عذاب] فروگرفتیم.
Verse 96
و اگر اهل آن شهرها ایمان میآوردند و پروا میکردند، [درهای] برکات آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم؛ ولی [آیات و پیامهای ما را] تکذیب کردند؛ پس به [كیفرِ] آنچه میکردند، آنان را [به عذاب] فروگرفتیم.
Verse 97
آیا ساکنان [این] شهرها در امانند از اینکه عذاب ما [ناگهان] شبهنگام که خفتهاند به سراغشان بیاید؟
Verse 98
و آیا ساکنان [این] شهرها در امانند از اینکه عذاب ما نیمروز که به بازی [و امور بیهوده] سرگرمند، به سراغشان بیاید؟
Verse 99
آیا خود را از مكر [و تدبیر] الله ایمن دانستهاند؟ [حال آنكه] جز مردمِ زیانكار، [كسى] خود را از مكرِ الله در امان نمىداند.
Verse 100
آیا براى كسانى كه زمین را پس از ساكنان [پیشین] آن به ارث مىبرند، روشن نشده است كه اگر میخواستیم، آنان را به [كیفر] گناهانشان نابود میکردیم و بر دلهایشان مُهر مىنهادیم تا دیگر [ندای حق را] نشنوند؟
Verse 101
[ای پیامبر،] اینها شهرهایی است كه برخى از خبرهایشان را بر تو حكایت مىكنیم. بیتردید، پیامبران آنها دلایل روشن را برایشان آوردند؛ ولی آنان نمیخواستند به چیزی که پیشتر دروغ شمرده بودند ایمان بیاورند. الله بر دلهای کافران، این گونه مُهر [غفلت] مینهد.
Verse 102
و در بیشتر آنان وفای به عهد نیافتیم و اکثرشان را جداً نافرمان یافتیم.
Verse 103
سپس بعد از آنها موسی را با آیات خویش به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم؛ ولى آنها به آن [آیات] كفر ورزیدند؛ پس بنگر که سرانجامِ تبهکاران چگونه بوده است.
Verse 104
و موسی گفت: «ای فرعون، من فرستادهای از [سوی] پروردگار جهانیانم.
Verse 105
سزاوار است كه در مورد الله جز [به راستى و] حق سخن نگویم. بیتردید، من دلیل [و معجزهای روشن] از پروردگارتان برای شما آوردهام؛ پس بنیاسرائیل را همراه من بفرست».
Verse 106
[فرعون] گفت: «اگر معجزهای آوردهای [و] اگر راست میگویى، آن را بیاور».
Verse 107
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
پس [موسی] عصایش را انداخت و ناگهان [تبدیل به] اژدهایی آشکار شد.
Verse 108
ﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
ﭾ
و دستش را [از گریبان] بیرون آورد و ناگهان براى تماشاگران سپید [و درخشان] مینمود.
Verse 109
اشراف [و بزرگان] قوم فرعون گفتند: «حقا که این [مرد] جادوگری داناست».
Verse 110
[فرعون گفت:] «او میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ پس نظرتان چیست؟»
Verse 111
آنان گفتند: «کارِ او و برادرش را به تأخیر بینداز و مأمورانِ جمعآوری را به [همۀ] شهرها بفرست؛
Verse 112
ﮚﮛﮜﮝ
ﮞ
تا همۀ جادوگران دانا [و ماهر] را نزدت بیاورند.
Verse 113
و [سرانجام،] جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: «آیا اگر ما پیروز شدیم، [نزد تو] پاداشی خواهیم داشت؟»
Verse 114
ﮫﮬﮭﮮﮯ
ﮰ
[فرعون] گفت: «آری، قطعاً شما از مقرّبان [درگاهم] خواهید بود».
Verse 115
[در روز موعود، جادوگران مغرورانه] گفتند: «ای موسی، یا تو نخست [عصایت را] بیفکن یا ما [ابزار خود را] میافکنیم».
Verse 116
[موسی] گفت: «شما بیفکنید». هنگامی که [ابزارشان را] افکندند، چشمان مردم را افسون کردند و آنان را سخت ترساندند و جادویی بزرگ [پدید] آوردند.
Verse 117
و [ما] به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن». ناگهان آن [عصا، به مار بزرگی تبدیل شد و] آنچه را به دروغ ساخته بودند، فرو بلعید.
Verse 118
ﯸﯹﯺﯻﯼﯽ
ﯾ
پس حقیقت آشكار گردید و آنچه مىكردند باطل شد.
Verse 119
ﯿﰀﰁﰂ
ﰃ
و [فرعون و فرعونیان همگی در] آنجا شکست خوردند و خوار گردیدند،
Verse 120
ﰄﰅﰆ
ﰇ
و جادوگران به سجده افتادند.
Verse 121
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛
Verse 122
ﭖﭗﭘ
ﭙ
پروردگار موسی و هارون».
Verse 123
فرعون گفت: «پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعاً این نیرنگى است كه در شهر به راه انداختهاید تا ساکنانش را از آن بیرون كنید. پس به زودى [نتیجۀ کارتان را] خواهید دانست.
Verse 124
یقیناً دست و پایتان را بر خلافِ یكدیگر [از چپ و راست] قطع مىكنم و همگی شما را به دار مىآویزم».
Verse 125
ﭹﭺﭻﭼﭽ
ﭾ
آنان گفتند: «بیتردید، ما [پس از مرگ] به سوی پروردگارمان بازمیگردیم
Verse 126
و [ای فرعون،] تو از ما انتقام نمىگیری جز به این سبب كه به معجزات پروردگارمان ـ آنگاه که به ما رسید ـ ایمان آوردیم. پروردگارا، بر ما شکیبایی [و استقامت] ببار و ما را در حالی بمیران که تسلیم [فرمان تو] هستیم».
Verse 127
و بزرگان قوم فرعون [به او] گفتند: «آیا موسی و قومش را رها میکنی تا در این سرزمین فساد کنند و تو و معبودانت را واگذارند؟». [فرعون] گفت: «[هرگز؛ بلکه] پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را [برای کنیزی] زنده خواهیم گذاشت؛ و ما بر آنان چیرهایم».
Verse 128
موسی به قومش گفت: «از الله یاری بجویید و شکیبایی [و استقامت] پیشه کنید. بیتردید، زمین از آنِ الله است [و] آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد، به میراث میدهد؛ و سرانجام نیک، از آنِ پرهیزگاران است».
Verse 129
[بنیاسرائیل] گفتند: «پیش از آنکه نزد ما بیایی و [حتی] پس از آنکه نزد ما آمدی، [از ستمهای فرعون] آزار و اذیت دیدهایم». [موسی] گفت: «امید است که پروردگار شما دشمنتان را هلاک کند و شما را در زمین جانشین [آنان] سازد؛ آنگاه بنگرد که چگونه رفتار میکنید».
Verse 130
و بیتردید، ما فرعونیان را به خشكسالى و كمبود محصولات دچار كردیم؛ باشد كه پند گیرند [و توبه کنند].
Verse 131
اما وقتی نیکی [و فراوانیِ نعمت] به آنان میرسید، میگفتند: «این به خاطر [شایستگىِ] خود ماست» و اگر بدی [و خشکسالی] به آنان میرسید، به موسی و کسانی که همراهش بودند، شگونِ بد میزدند. آگاه باشید! سرنوشتِ شوم آنان، تنها نزد الله [و به دستِ او] است؛ اما بیشتر آنان نمیدانند.
Verse 132
و [پیروان فرعون به او] گفتند: «هر [معجزه و] نشانهای برایمان بیاوری تا ما را با آن جادو کنی، [هرگز] به تو ایمان نمیآوریم».
Verse 133
پس [بلاهایی همچون] طوفان و ملخ و شپش و قورباغهها و [رودِ پر] خون بر آنان فرستادیم [که] نشانههایی جدا [از هم و پیاپی] بودند؛ اما [باز هم] گردنکشی کردند و گروهی گناهکار بودند.
Verse 134
و هنگامی که عذاب بر آنان واقع شد، گفتند: «ای موسی، از پروردگارت برای ما بخواه که بنا به پیمانی که با تو دارد [توبۀ ما را بپذیرد و این بلایا را قطع کند]. اگر این عذاب را از ما برداری، قطعاً به تو ایمان میآوریم و بنىاسرائیل را همراه تو روانه میکنیم».
Verse 135
اما چون عذاب را تا مدت معینی که [پیش از هلاکت] فرصت داشتند از آنان دور کردیم، باز هم پیمانشکنی کردند.
Verse 136
پس از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم؛ زیرا آیات [و معجزات] ما را دروغ میانگاشتند و از آن غافل بودند.
Verse 137
و به آن گروهى كه همواره مورد ستم واقع مىشدند، [بخشهای] شرقی و غربیِ سرزمین [شام] را ـ كه به آن بركت بخشیده بودیم ـ به میراث عطا كردیم و به پاداش آنكه شکیبایی كردند، وعدۀ نیكوى پروردگارت به بنیاسرائیل [= یاریِ ستمدیدگان] تحقق یافت و آنچه را كه فرعون و قومش میساختند و برمیافراشتند [یکسره] ویران كردیم.
Verse 138
و بنیاسرائیل را از دریا گذراندیم و [در راه] به قومى رسیدند كه برای [عبادت] بُتهایشان گرد آمده بودند؛ [در این هنگام بنیاسرائیل نیز] گفتند: «اى موسى، همان گونه كه آنان معبودانی دارند، براى ما [نیز] معبودی تعیین کن». [موسی] گفت: «بیتردید، شما گروهی هستید که جهالت [و نادانى] مىكنید [و عظمتِ الله را نمیدانید].
Verse 139
یقیناً آیین [مشرکانۀ] اینها نابودشدنى است و آنچه میکنند [نیز] باطل است».
Verse 140
[سپس] گفت: «آیا به جز الله معبودی [دیگر] برایتان بجویم در حالی که او شما را بر جهانیان [همعصرتان] برتری داده است؟»
Verse 141
و [به یاد آورید] زمانی که شما را از [آسیبِ] فرعونیان نجات دادیم [که] بدترین [و خفتبارترین] عذاب را بر سرتان میآوردند: پسرانتان را میکشتند و زنانتان را [برای کنیزی] زنده نگه میداشتند؛ و در این [عذاب و نجات،] آزمایشی بزرگ از جانب پروردگارتان برای شما بود.
Verse 142
و با موسی سی شب [برای مناجات] وعده نهادیم و آن را با ده شب [دیگر] کامل کردیم؛ به این ترتیب وعدۀ پروردگارش [با او] در چهل شب تمام شد. و موسی [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش و [امورشان را] اصلاح کن و از راهِ مفسدان پیروی نکن».
Verse 143
و هنگامی که موسی به وعدهگاهِ ما آمد و پروردگارش [بیواسطه] با او سخن گفت. [موسی] عرض کرد: «پروردگارا، خود را به من نشان بده تا به تو بنگرم». [الله] فرمود: «[در دنیا] هرگز مرا نخواهی دید؛ ولی به این کوه بنگر؛ اگر در جای خود برقرار باقی ماند، تو [نیز] مرا خواهی دید». پس چون پروردگارش بر [آن] کوه تجلی کرد، آن را متلاشی [و پراکنده] ساخت و موسی مدهوش افتاد و چون به هوش آمد، عرض کرد: «[بار الها،] تو پاک و منزّهی. به درگاهت توبه كردم و بیتردید، من [میان قومِ خود] نخستین مؤمن هستم».
Verse 144
[الله] فرمود: «ای موسی، [بدان که] من تو را به پیامها و کلام [بیواسطۀ] خویش بر مردمان برگزیدم. آنچه به تو میبخشم بگیر و سپاسگزار باش».
Verse 145
و در الواح [تورات] براى او در هر موردى پندى [آوردیم] و براى هر امری شرحی نگاشتیم [و به موسی فرمودیم:] «آن را با جدیّت بگیر و به قومت دستور بده که نیکوترین آنها را فراگیرند [و به آن عمل کنند]؛ و به زودی [جایگاه و] سرای نافرمانان را به شما نشان خواهم داد».
Verse 146
به زودی کسانی را که به ناحق در زمین [برتریجویی و] تکبر میکنند، از [فهمِ] آیات خویش باز خواهم داشت [چنان كه] اگر هر نشانهاى [از قدرتم] را بنگرند، به آن ایمان نیاورند و اگر راهِ حق را ببینند، آن را در پیش نگیرند و اگر راهِ گمراهی را ببینند آن را برگزینند. این [مجازات،] برای آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند.
Verse 147
و کسانی که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، کارهایشان تباه گشته است. آیا جز [در برابر] آنچه مىكردند مجازات میشوند؟
Verse 148
و قوم موسی پس از [رفتنِ] او [به کوه طور،] از زیورهایشان مجسمۀ گوسالهای را ساختند [و عبادت کردند] که صدایی [همچون صدای گوساله] داشت. آیا نمیدیدند که [آن پیکرِ بیجان] با آنان سخن نمیگوید و آنان را به راهی هدایت نمیکند؟ آن را [معبود] گرفتند و [به خاطر این شرک، نسبت به خویش] ستمكار بودند.
Verse 149
و چون [از کردۀ خویش] پشیمان شدند و دیدند که به راستی گمراه شدهاند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، مسلّماً زیانکار خواهیم بود».
Verse 150
و چون موسی به سوی قومش بازگشت [و آنان را بر شرک و گمراهی یافت،] با خشم و اندوه گفت: «پس از من، چه بد جانشینی کردید! آیا از حکم پروردگارتان پیشی گرفتید؟» و [آنگاه] الواح را انداخت و [ریش و موی] سرِ برادر خود را گرفت و به سوی خود کشید. [هارون] گفت: «ای پسرِ مادرم، به راستی این قوم، مرا ناتوان پنداشتند [و تحقیر کردند] و نزدیک بود مرا بکشند؛ پس دشمنان را با [سرزنش] من شادمان نکن و مرا در زمرۀ گروه ستمکار [و نافرمان] قرار نده».
Verse 151
[موسی] گفت: «پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه] رحمت خویش درآور؛ و تو مهربانترین مهربانانی».
Verse 152
بیتردید، کسانی که گوساله را [معبود] گرفتند، به زودی خشمی از پروردگارشان و ذلّتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و ما دروغپردازان را اینچنین کیفر میدهیم.
Verse 153
و کسانی که مرتکب کارهای ناشایست [= کفر و گناه] شدند، سپس بعد از آن توبه نمودند و ایمان آوردند، بیگمان، پروردگارت از آن پس، آمرزندۀ مهربان است.
Verse 154
و چون خشم موسی فرونشست، الواح [تورات] را برگرفت و در نوشتههایش برای کسانی که از پروردگارشان میترسند، هدایت و رحمتی [بزرگ] بود.
Verse 155
و موسی از قومش، هفتاد مرد را برای وعدهگاهِ ما [در طور سینا] برگزید [تا به خاطر شرک و گناه قومشان به درگاه الهی توبه کنند]. هنگامی که [به دلیل نافرمانی و درخواستِ رؤیت الله،] زلزله آنان را فراگرفت [و همگی مردند، موسی] گفت: «پروردگارا، اگر میخواستی، آنان و مرا پیش از این هلاک میکردی. آیا ما را به خاطر آنچه افراد بیخبر ما کردهاند هلاک میکنی؟ این [عذاب، چیزی] نیست، مگر آزمایش تو [از ایمان ما]؛ به [وسیلۀ] آن هر کس را بخواهی، گمراه میسازی و هر کس را بخواهی، هدایت میکنی. تو [دوست و] کارسازِ مایی؛ پس ما را بیامرز و بر ما رحم آور؛ و تو بهترین آمرزندهای.
Verse 156
و در این دنیا و در سرای آخرت، نیکی برایمان مقرر فرما [که] بیتردید، ما به سوی تو بازگشتیم». [الله] فرمود: «عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و رحمتم همه چیز را فراگرفته است؛ پس آن را برای کسانی مقرر خواهم داشت که پروا پیشه میکنند و زکات میدهند و [همچنین برای] کسانی که به آیات ما ایمان میآورند.
Verse 157
کسانی که از فرستاده و پیامبرِ درسناخوانده [= اُمّی] پیروی میکنند؛ [همان] که نام [و نشانههای] او را نزد خود در تورات و انجیل نوشتهشده مییابند؛ [همو] که آنان را به نیکیها فرمان میدهد و از زشتیها [و کارهای ناپسند] باز میدارد و پاکیزهها را برایشان حلال میگردانَد و پلیدیها را بر آنان حرام میکند و بارِ گران [تکالیف شرعی] را كه بر آنان بوده است از [عهدۀ] آنان برمىدارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و گرامیاش داشتند و یاریاش کردند و از نوری که با او نازل شده است پیروی نمودند، آنانند که رستگارند».
Verse 158
بگو: «ای مردم، من فرستادۀ الله به سوی همۀ شما هستم؛ همان [پروردگاری] که فرمانرواییِ آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ معبودی [بهحق] جز او نیست؛ زنده میکند و میمیراند؛ پس به الله و فرستادهاش ـآن پیامبرِ درسناخواندهای که به الله و سخنانش باور داردـ ایمان بیاورید و از او پیروی کنید؛ باشد که هدایت شوید».
Verse 159
و گروهی از قوم موسی هستند که [مردم را] به [راه] حق هدایت میکنند و بر اساس آن [نیز قضاوت و] عدالت میکنند.
و آنان را به دوازده قبیله [که هر کدام] شاخهای از نوادگان [یعقوب] بودند تقسیم کردیم؛ و به موسی ـ آنگاه که قومش از او آب خواستند ـ وحی کردیم که: «عصایت را بر سنگ بزن»؛ بهناگاه دوازده چشمه از آن جوشید [و] هر گروهی آبشخورِ خود را شناخت؛ و ابر را بر [سرِ] آنان سایهگستر نمودیم و تَرَنجَبین و بلدرچین بر آنان فروفرستادیم [و گفتیم:] «از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید». آنان [با نافرمانی و مخالفت، در حقیقت] به ما ستم نکردند؛ بلکه به خویشتن ستم مینمودند.
Verse 161
و [یاد کن از] آنگاه که به آنان گفته شد: «در این شهر [= بیتالمقدس] ساکن شوید و [از نعمتهای] آن ـ از هر جا [و هر وقت] که - خواستید- بخورید و [برای عذرخواهی] بگویید: «[پروردگارا،] گناهانمان را فرو ریز» و با فروتنی از دروازه[ی شهر] وارد شوید تا گناهانتان را بیامرزیم؛ [و پاداش دنیا و آخرتِ] نیکوکاران را خواهیم افزود».
Verse 162
اما افرادی از آنها که [نافرمان و] ستمکار بودند، سخن را به چیزی غیر از آنچه كه به آنان گفته شده بود تبدیل کردند [و به جای طلب آمرزش، کلمات تمسخرآمیزی گفتند]؛ پس به [کیفرِ] آنکه ستم میکردند، عذابی از آسمان بر آنان فروفرستادیم.
Verse 163
و [ای پیامبر،] از آنان دربارۀ [ساکنان] شهری که نزدیک دریا بود بپرس؛ هنگامی که آنان از [حکمِ تحریمِ صید در روز] شنبه تجاوز میکردند، و ماهیهایشان در روزهای شنبه [که روز تعطیل و عبادت بود] روی آب ظاهر میشدند و روزهای غیرشنبه به سوی آنان نمیآمد. آنان را به [خاطر] آنکه نافرمانی میکردند، اینچنین آزمودیم.
Verse 164
و [یاد کن از] هنگامی که گروهی از آنان [به گروه دیگر] گفتند: «چرا قومی را پند میدهید [که سرانجام،] الله آنان را هلاک خواهد کرد یا به عذابی شدید گرفتار خواهد نمود؟» [ناصحان] گفتند: «این [پند و نهی، در حُکمِ] معذرتی به درگاه پروردگار شماست و باشد که پروا کنند».
Verse 165
اما چون آنچه را به آنان پند داده بودند به فراموشی سپردند، كسانى را كه از [كارِ] بد بازمىداشتند نجات دادیم و كسانى را كه [با نادیده گرفتن حکمِ الهی به خود] ستم کرده بودند ـ به سزاى آنكه نافرمانى مىكردند ـ به عذابى شدید گرفتار نمودیم.
Verse 166
و چون در برابر آنچه از آن نهى شده بودند [لجاجت و] سرپیچى كردند، به آنان گفتیم: «به صورت بوزینههایی [خوار و] راندهشده درآیید».
Verse 167
و [یاد کن از] هنگامی که پروردگارت فرمود یقیناً تا روز قیامت، کسی را بر آنان خواهد گماشت که همواره بدترین [و خفتبارترین] عذاب را بر سرشان بیاورد. بیگمان، پروردگارت زودکیفر است، و[لی] او تعالی قطعاً آمرزندۀ مهربان است.
Verse 168
و آنان را در زمین به صورت گروههایی [مختلف] پراکنده ساختیم. [برخی] از آنان نیکوکار اند و [برخی میانهرو هستند و گروهی نیز] غیر از اینند؛ و آنان را با نیکیها و بدیها آزمودیم؛ باشد که [به راه حق] بازگردند.
Verse 169
و پس از آنان، جانشینان [ناشایستی] آمدند که کتاب [تورات] را به ارث بردند. آنان [ثروت و] کالای این [دنیای] پست را میگیرند [که سخنان الله را تحریف و به ناحق حکم کنند] و میگویند: «بخشوده خواهیم شد»؛ و اگر کالایی [دیگر] همانند آن برایشان بیاید، آن را [نیز] میگیرند. آیا در کتاب [آسمانی] از آنان پیمان گرفته نشده است که دربارۀ الله جز [سخن] حق نگویند؟ [پس نافرمانیشان از روی نادانی نیست؛ زیرا بارها تورات را خواندهاند] و آنچه را که در آن است آموختهاند؛ و سرای آخرت برای کسانی که پروا پیشه کنند بهتر است. آیا نمیاندیشید؟
Verse 170
و کسانی که به کتاب [الله] تمسّک میجویند و نماز را برپا میدارند، به یقین [بدانند که] ما پاداش نیکوکاران را تباه نمیکنیم.
Verse 171
و [یاد کن از] هنگامی که کوه را [از جای برکندیم و] همچون سایبانی بر فرازشان برافراشتیم و پنداشتند که بر آنان فرود میآید [و در این حالت، از آنان عهد گرفتیم و گفتیم:] «آنچه را که به شما دادهایم، با نیرو [و جدیّت] بگیرید و آنچه را که در آن است به یاد داشته باشید [و به آن عمل نمایید]؛ باشد که پروا کنید.
Verse 172
و [یاد کن از] هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، نسلشان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] «آیا من پروردگار شما نیستم؟» آنان گفتند: «آری؛ [بر این حقیقت] گواهی میدهیم». [الله فرمود: «از شما اقرار گرفتم] تا مبادا روز قیامت بگویید که "ما قطعاً از این [امر] بیخبر بودیم".
Verse 173
یا [مبادا] بگویید که پدرانمان پیشتر شرک آورده بودند و ما نیز فرزندانی پس از آنان بودیم. آیا ما را به [سزای] آنچه [کافران و] باطلاندیشان انجام دادند، هلاک میکنی؟»
Verse 174
ﮔﮕﮖﮗﮘ
ﮙ
و اینچنین آیات را به تفصیل بیان میکنیم [تا آنها را بفهمند] و باشد که [به توحید] بازگردند.
Verse 175
و [ای پیامبر،] سرگذشت کسی را بر آنان حکایت کن که آیات [و نشانههای] خویش را به او دادیم و [او حقانیت این آیات را درک کرد؛ ولی] از آنها جدا [و عاری] گشت؛ پس شیطان به دنبالش افتاد و او از گمراهان شد.
Verse 176
و اگر میخواستیم، [مقام و منزلت] او را به خاطر [پایبندی و عمل به] آن [آیات] بالا میبردیم؛ ولی او به دنیا [و پستی] گرایید و از هوای نفس خویش پیروی کرد. پس مَثَل او [در دنیادوستی] همچون مَثل سگ است که اگر به او حمله کنی [و او را برانی]، زبان از دهان بیرون میآورد و اگر او را [به حال خود] واگذاری، [باز هم] زبان از دهان بیرون میآورد [چنین شخصی را نیز چه پند بدهی یا ندهی، تفاوتی ندارد]. این، مَثَلِ گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را [برایشان] حكایت كن؛ باشد كه بیندیشند.
Verse 177
چه زشت است داستان گروهى كه آیات ما را تکذیب کردند و به خویش ستم کردند!
Verse 178
کسی که الله او را هدایت کند، هدایتیافته [واقعی] است؛ و کسی که الله او را گمراه سازد، پس آنانند که زیانکارند.
Verse 179
و بیتردید، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریدهایم؛ [چرا كه] دلهایی دارند كه با آنها [حقایق را] درک نمىكنند و چشمانى دارند كه با آنها [نشانههای توان و تدبیر الهی را] نمىبینند و گوشهایی دارند كه با آنها [سخنان حق را] نمىشنوند. آنان همچون چهارپایانند، بلكه [از آنها هم] گمراهتر. [آرى،] آنانند که [از آخرت] غافلند.
Verse 180
و الله زیباترین نامها را دارد؛ پس او را به آن [نامها] بخوانید و کسانی را که در [مورد] نامهایش بيراهه میروند [و آنها را تحریف میکنند] رها کنید. آنان به [سزاى] آنچه مىکردند، مجازات خواهند شد.
Verse 181
و از [میان] کسانی که آفریدهایم، گروهی هستند که [مردم را] به حق هدایت مینمایند و بر [اساسِ] آن، به عدالت رفتار میکنند.
Verse 182
و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، [درهای روزی را به رویشان میگشاییم تا بیشتر در گناه غرق شوند، و اینگونه] آنان را به تدریج از جایى كه نمىدانند [به كیفر خود] گرفتار خواهیم ساخت.
Verse 183
ﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
ﮛ
و به آنان مهلت میدهم. به راستی که تدبیرِ من، استوار [و حسابشده] است.
Verse 184
آیا نیندیشیدهاند که همنشینِ آنان [= رسول الله] هیچ جنونی ندارد؟ او جز بیمدهندهای آشکار نیست.
Verse 185
آیا در فرمانرواییِ آسمانها و زمین و آنچه الله آفریده است نمینگرند و اینکه چه بسا هنگام مرگشان نزدیک شده باشد؟ پس بعد از این [قرآن] به کدام سخن ایمان میآورند؟
Verse 186
هر کس که الله او را گمراه کند، [هیچ] راهنمایی برایش نیست و آنان را در سرکشیِ خویش سرگردان رها میکند.
Verse 187
[ای پیامبر، کافران مکه] دربارۀ قیامت از تو میپرسند [که] چه زمانی واقع میشود؟ بگو: «بیتردید، دانش آن فقط نزد پروردگار من است و هیچ کس جز او تعالی [نمیتواند] آن را در وقت معیّنش پدیدار سازد؛ این امر [= ظهور قیامت] بر اهل آسمانها و زمین دشوار است و جز به طور ناگهانی به سویتان نمیآید». [آنان چنان] از تو میپرسند که گویی تو خود مشتاق [دانستن زمان] آن هستی [حال آنکه تو دربارۀ زمان وقوعش هیچ نمیپرسی]. بگو: «دانش آن فقط نزد الله است؛ ولی بیشتر مردم نمیدانند».
Verse 188
[ای پیامبر،] بگو: «من مالکِ سود و زیان خویشتن نیستم، مگر آنچه را که الله بخواهد؛ و اگر غیب میدانستم، خیر [و سود] بسیاری [برای خود] فراهم میساختم و هیچ بدی [و زیانی] به من نمیرسید. من [کسی] نیستم، مگر بیمدهنده و بشارتبخشی [دلسوز] برای گروهی که ایمان دارند.
Verse 189
[ای مردم،] او ذاتی است که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرام گیرد. پس [نظام تولد و تناسل آغاز شد؛] چون شوهری با همسرش آمیزش نمود، زن به حملی سبک باردار شد، و [نخستین ماههای بارداری را] گذراند؛ و چون سنگینبار شد، زن و شوهر، الله ـ پروردگار خود- را [به دعا] خواندند كه: «اگر [فرزندى تندرست و] شایسته به ما عطا كنى، قطعاً سپاسگزار خواهیم بود».
Verse 190
اما هنگامی که [الله، فرزندى تندرست و] شایسته به آنان داد، در این نعمت که به آنها بخشیده بود، شریکانی برایش قرار دادند؛ و الله از چیزهایی که شریک [و همتای] او میسازند برتر است.
Verse 191
آیا چیزهایی را شریک [الله] قرار میدهند که چیزی نمیآفرینند و خود آفریده میشوند؟
Verse 192
و نه میتوانند آنان را یاری کنند و نه به خویشتن یاری میرسانند.
Verse 193
و [ای مشرکان،] اگر آنها [= معبودها] را به هدایت دعوت کنید، از شما پیروی نمیکنند. چه آنها را دعوت کنید و چه خاموش باشید، برایتان یکسان است [و پاسخی نخواهید شنید].
Verse 194
بیگمان، آنهایی که به جای الله [به یاری و دعا] میخوانید، بندگان[و آفریدگان]ی همچون خودتان هستند؛ پس آنها را [در سختیها به یاری و دعا] بخوانید. اگر راست مىگویید، باید پاسخ شما را بدهند.
Verse 195
آیا آنها پاهایی دارند که با آنها راه بروند یا دستهایی دارند که با آنها [یاریتان دهند و از شما] دفاع کنند؟ آیا چشمانی دارند که با آنها ببینند یا گوشهایی دارند که با آنها بشنوند؟ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «شریکانتان را بخوانید، سپس [علیه من] تدبیر [و نیرنگ] کنید و به من مهلت ندهید.
Verse 196
بیتردید، [دوست و] کارسازِ من الله است که [این] کتاب را نازل کرده است و او برای شایستگان [دوستی و] کارسازی میکند.
Verse 197
و کسانی را که [شما مشرکان] به جای او [به یاری و دعا] میخوانید، نه میتوانند شما را یاری کنند و نه به خویشتن یاری رسانند.
Verse 198
و اگر آنان را به هدایت دعوت کنید، [سخنانتان را] نمیشنوند؛ و آنان را میبینی که [ظاهراً] به تو نگاه میکنند، در حالی که نمیبینند».
Verse 199
[ای پیامبر،] گذشت پیشه کن و به نیکی فرمان بده و از نادانان روی بگردان.
Verse 200
و اگر وسوسهای از سوی شیطان به تو رسید، به الله پناه ببر [که] بیتردید، او شنوای داناست.
Verse 201
در حقیقت، كسانى كه [از الله] پروا میکنند، چون وسوسهاى از جانب شیطان به آنان برسد، [الله را] به یاد میآورند و آنگاه [نسبت به حقیقت] بینا میشوند.
Verse 202
و برادرانشان [= برادران كافران و مشركان که شیاطین هستند] آنان را به گمراهی میکشانند و [هرگز در این کار] کوتاهی نمیکنند.
Verse 203
و [ای پیامبر،] هنگامی که [نزول وحی به تأخیر میافتد و] تو آیهای برایشان نمیآوری، میگویند: «چرا تو خود آن را نمیسازی؟». بگو: «من فقط از چیزی پیروی میکنم که از سوی پروردگارم به من وحی میشود. این [قرآن، شامل] روشنگریهایی از سوی پروردگارتان است و برای گروهی که ایمان میآورند، هدایت و رحمت است.
Verse 204
و هنگامی که قرآن خوانده میشود، به آن گوش فرادهید و خاموش باشید؛ باشد که مشمول رحمت شوید».
Verse 205
و پروردگارت را در دل خویش با تضرّع و ترس، بدون آواى بلند [در] بامدادان و شامگاهان یاد كن و [از یاد الله] غافل نباش.
Verse 206
[ای پیامبر،] كسانى كه نزد پروردگار تو هستند [= فرشتگان] یقیناً از عبادت وی [سرکشی و] تكبر نمىورزند و او را به پاكى مىستایند و برایش سجده مىكنند.
تقدم القراءة