ترجمه سوره أعراف به الفارسية از الترجمة الفارسية - حسين تاجي
Verse 1
ﭑ
ﭒ
المص (الف. لام. میم. صاد).
Verse 2
این کتابی است که بر تو نازل شده است، پس نباید در سینهات از آن تنگی باشد، تا به آن (مردم را) بیم دهی، و برای مؤمنان پند (و تذکری) باشد.
Verse 3
آنچه از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید، و از اولیاء (و معبودهای) دیگر جز او، پیروی نکنید، چه اندک پند میپذیرید.
Verse 4
چه بسیار شهرها (و آبادیها) که آنها را نابود کردیم، و عذاب ما به هنگام شب، یا در هنگام خواب نیمروز، به سراغشان آمد.
Verse 5
و چون عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنی نداشتند جز اینکه گفتند: «بیگمان ما ستمکار بودیم».
Verse 6
ﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
ﮏ
مسلّماً ما از کسانیکه (پیامبران) به سوی آنها فرستاده شدند، سؤال خواهیم کرد، و البته از پیامبران (نیز) سؤال میکنیم.
Verse 7
یقیناً (کردارشان را) با علم (خود) برایشان بیان میکنیم، و ما هرگز غایب نبودهایم.
Verse 8
وزن (و سنجش اعمال) در آن روز حق است، پس کسانیکه کفۀ ترازویشان سنگین است، آنانند که رستگارند.
Verse 9
و کسانیکه کفۀ ترازوی شان سبک است، آنان کسانی هستند که به (خاطر انکار و) ستمی که نسبت به آیات ما میکردند به خویش زیان رساندند (و سرمایۀ وجود خود را از دست دادهاند).
Verse 10
و به راستی ما شما را در زمین اقتدار (و استقرار) دادیم، و در آن وسایل معیشت را برای شما قرار دادیم. چه اندک شکر گزاری میکنید.
Verse 11
و بتحقیق ما شما را آفریدیم، آنگاه شما را شکل و صورت دادیم. سپس به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید» پس (همه) سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجدهکنندگان نبود.
Verse 12
(الله) فرمود: «وقتی که تو را فرمان دادم، چه چیز مانع سجده کردنت شد؟!» (ابلیس) گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش آفریدهای و او را از گِل (آفریدهای)».
Verse 13
فرمود: «از آن (بهشت) فرود آی، که حق تو نیست که در آن تکبر ورزی، پس بیرون رو، بیشک تو از خوارشدگانی».
Verse 14
ﭲﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
(ابلیس) گفت: «تا روزیکه (مردم) بر انگیخه میشوند، مرا مهلت ده».
Verse 15
ﭸﭹﭺﭻ
ﭼ
(الله) فرمود: «مسلّماً تواز مهلت یافتگانی».
Verse 16
(ابلیس) گفت: «پس بهسبب آنکه مرا گمراه کردی، من (نیز) بر سر راه مستقیم تو برای (گمراه ساختن) آنها در کمین مینشینم،
Verse 17
سپس از پیش روی شان و از پشت سرشان و از (سمت) راست شان و از (سمت) چپ شان بر آنها میتازم، و بیشترشان را شکر گزار نخواهی یافت».
Verse 18
(الله) فرمود: «از آن نکوهیده و خوار بیرون رو، قطعاً هرکس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر خواهم کرد.
Verse 19
و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن (شوید)، پس از هر جا که خواستید، بخورید، و به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود».
Verse 20
پس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از شرمگاهشان که از آنها پوشیده بود؛ در نظرشان آشکار سازد، و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده است؛ مگر بخاطر اینکه مبادا (با خوردن آن) فرشته شوید، یا از جاودانان گردید».
Verse 21
ﯰﯱﯲﯳﯴ
ﯵ
و برای آن دو سوگند یاد کرد که من برای شما از خیر خواهانم.
Verse 22
پس (به این ترتیب) آنها را با فریب (از مقام و منزلشان) فرود آورد، و چون از آن درخت چشیدند، شرمگاهشان بر آنها آشکار شد، و شروع کردند به قرار دادن برگ (درختان) بهشت بر خود (تا آن را بپوشانند) و پروردگارشان آنها را نِدا داد: «آیا شما را از آن درخت منع نکردم، و به شما نگفته بودم که شیطان دشمن آشکار شماست؟!».
Verse 23
(آن دو) گفتند: «پروردگارا! ما به خود ستم کردیم، و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، مسلّماً از زیانکاران خواهیم بود».
Verse 24
(الله) فرمود: «فرود آیید، در حالیکه بعضی از شما نسبت به بعض دیگر دشمن خواهید بود، و برای شما در زمین تا مدت معینی قرارگاه و بهرمندی خواهد بود».
Verse 25
فرمود: «در آن زندگی میکنید و در آن میمیرید، و (در رستاخیز) از آن بیرون آورده خواهید شد».
Verse 26
ای فرزندان آدم! به راستی برای شما لباسی که شرمگاهتان را میپوشاند و (مایۀ) زینت شماست، نازل کردیم، و لباس تقوا بهتر است، این از آیات (و نشانههای) الله است تا (انسانها) متذکر شوند.
Verse 27
ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان کند (کشید)؛ تا شرمگاهشان را به آنها نشان دهد. بیگمان او و همکارانش شما را میبینند از جایی که شما آنها را نمیبینید، براستی ما شیطانها را دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمیآورند.
Verse 28
و چون کار زشتی انجام دهند، گویند: «نیاکان خود را بر این (کار) یافتهایم، و الله ما را بدان فرمان داده است». بگو: «الله (هرگز) به کار زشت فرمان نمیدهد، آیا چیزی را که نمیدانید به الله نسبت میدهید؟!».
Verse 29
بگو: «پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و (نیز) در هر مسجدی (و به هنگام هر نمازی) رویهایتان را به سوی او کنید و او را (به دعا و نیایش) بخوانید؛ در حالیکه دین (خود) را برای او خالص گردانید. همانطور که در آغاز شما را آفرید (بعد از مرگ، بار دیگر بسویش) باز میگردید.
Verse 30
گروهی را هدایت نمود و گروهی (دیگر) گمراهی بر آنها محقق (و ثابت) گشت، زیرا آنها شیطانها را به جای (الله)، سرپرست (و دوستان خویش) برگزیدند، و گمان میکنند که آنان هدایت یافتهاند».
Verse 31
ای فرزندان آدم! به هنگام رفتن به مسجد (و در هر نمازی) زینت خود را بر گیرید (و لباسهای شایسته بپوشید) و (نیز) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید، بیگمان الله اسرافکاران را دوست نمیدارد.
Verse 32
بگو: «چه کسی لباس (و زینتهای) را که الله برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!». بگو: «این (چیزها) در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آوردهاند، (اگر چه کافران نیز از آنها بهرهمند میشوند اما) روز قیامت خاص (برای مومنان) خواهد بود. این چنین آیات (خود) را برای گروهی که میدانند بیان میکنیم.
Verse 33
بگو: (الله) فقط کارهای زشت را، چه آشکارا باشد و چه پنهان، و (نیز) گناه و سرکشی بنا حق را؛ حرام کرده است، و این که چیزی را شریک الله قرار دهید که الله دلیلی بر (حقانیت) آن نازل نکرده است، و چیزی را که نمیدانید به الله نسبت دهید (حرام نموده است).
Verse 34
و برای هر امتی زمان (و مدت معینی) است، پس هنگامیکه اجلشان فرا رسد، نه لحظهای (از آن) تأخیر کنند و نه (بر آن) پیشی گیرند.
Verse 35
ای فرزندان آدم! هرگاه پیامبرانی از خود شما (به نزد شما) بیایند که آیات مرا برای شما بخوانند (از آنها پیروی کنید) پس هرکس که پرهیزگاری کند و (اعمال خود را) اصلاح کند، نه ترسی بر آنهاست، و نه آنان اندوهگین شوند.
Verse 36
و کسانیکه آیات ما را تکذیب کنند، و در برابر آن (گردنکشی و) تکبر ورزند، آنان اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند.
Verse 37
پس چه کسی ستمکارتراست از کسیکه بر الله دروغ میبندد، یا آیات او را تکذیب میکند؟! آنها نصیب (و بهرۀ) شان از کتاب (لوح محفوظ، آنچه مقرر شده) به آنان میرسد، تا زمانی که فرستادگان ما به سراغشان روند که جانشان را بگیرند، گویند: «کجایند آن چیزهایی که به جای الله میپرستیدید؟!» (آنها) گویند: «آنها (نابود و) گم شدند» و بر (زیان) خود گواهی دهند که کافر بودهاند.
(الله) به آنان) میفرماید: «در بین گروههای از جن و انس که پیش از شما گذشتهاند، در آتش (دوزخ) وارد شوید!». هرگاه که گروهی وارد میشوند، گروه دیگر را لعنت میکنند، تا هنگامیکه همگی در آنجا به هم رسند، گروه آخر (و پیروان) دربارۀ گروه اول (و پیشوایان خود) گویند: «پروردگارا! اینها بودند که ما را گمراه کردند، پس عذابی دو چندان از آتش به آنان بده» (الله) میفرماید: «برای هر کدام (از شما عذاب) دو چندان است، ولی شما نمیدانید».
Verse 39
و گروه اول (و پیشوایان شان) به گروه آخر (و پیروانشان) گویند: «شما را بر ما هیچ برتری نیست، پس به (کیفر) آنچه انجام میدادید؛ عذاب را بچشید».
Verse 40
بیگمان کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن (گردنکَشی و) تکبر ورزیدند، درهای آسمان (هرگز) برایشان گشوده نمیشود، و به بهشت داخل نخواهند شد، مگر این که شتر از سوراخ سوزن درآید، و این چنین، گناهکاران را کیفر میدهیم.
Verse 41
برای آنها بستری از (آتش) جهنم و (نیز) روی آنها پوششهای (از آتش جهنم) است. و این چنین ستمکاران را کیفر میدهیم.
Verse 42
و کسانیکه ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند – هیچ کس را جز بهاندازۀ توانش تکلیف نمیکنیم – آنها اهل بهشت هستند، و جاودانه در آن خواهد ماند.
Verse 43
و آنچه از کینه (و نفرت) که در سینههایشان است بر میکنیم. و از زیر (درختان و مسکنهای) آنها نهرها جاری است. و گویند: «ستایش مخصوص الله است که ما را به این (بهشت) هدایت نمود، و اگر الله ما را هدایت نمیکرد؛ ما هرگز راه نمییافتیم. مسلّماً فرستادگان پروردگار ما به حق آمدند». و (آنگاه) به آنان نِدا داده میشود که: «این بهشت را به پاداش آنچه که انجام میدادید، به (شما دادهاند و) ارث بردید».
Verse 44
و اهل بهشت، اهل دوزخ را صدا میزنند که: «آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، (همه را) حق یافتیم، پس آیا شما (نیز) آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود؛ حق یافتید؟!». گویند: «آری». پس ندا دهندهای در میان آنها ندا دهد که: «لعنت الله بر ستمکاران باد،
Verse 45
(همان) کسانیکه (مردم را) از راه الله باز میداشتند، و آن را کج میطلبیدند، و (نیز) آنها به آخرت کافر بودند».
Verse 46
و در میان آن دو (گروه بهشتی و دوزخی) حجابی است، و بر اعراف (= بلندیهای آن) مردانی هستند که هریک (از آن دو گروه) را از سیما (و چهره) شان میشناسند، و اهل بهشت را صدا میزنند که: «سلام بر شما باد» اینان طمع (و امید) بهشت را دارند، و هنوز بدان در نیامدهاند.
Verse 47
و چون چشمشان به سوی اهل دوزخ گردانده شود، گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده».
Verse 48
و اهل اعراف، مردانی (از اهل دوزخ را) که از سیما (و چهره) شان آنها را میشناسند، صدا میزنند، گویند: «جمعیت (و مال اندوزی) شما، و آن سرکشی (و تکبر) های شما، به حالتان فایدهای نبخشید!».
Verse 49
آیا اینها (همان) کسانی هستند که سوگند یاد میکردید که (هرگز) الله رحمتی به آنان نمیرساند؟ (به آنها گفته میشود): «به بهشت داخل شوید، نه ترسی بر شماست، و نه شما اندوهگین میشوید».
Verse 50
و اهل دوزخ، اهل بهشت را صدا میزنند که: «اندکی از آب، یا از آنچه الله به شما روزی داده، بر ما بریزید» (آنها) گویند: «بیگمان الله هر دو را بر کافران حرام کرده است».
Verse 51
آنان که دین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند، و زندگی دنیا آنها را فریفت، پس امروز ما آنها را فراموش میکنیم، همانطور که آنها دیدار چنین روزی را فراموش کردند، و آنکه آیات ما را انکار میکردند.
Verse 52
و به تحقیق ما کتابی برای آنها آوردیم که آن را از روی دانش به تفصیل بیان کردیم، که مایۀ هدایت و رحمت برای قومی است که ایمان میآورند.
Verse 53
آیا آنها جز انتظار (سرانجام و) تأویلش را دارند؟! روزیکه (نتیجه و) تأویلش فرا رسد، کسانیکه آن را پیش از این فراموش کرده بودند میگویند: «مسلّماً فرستادگان پروردگارمان به حق آمده بودند، پس آیا (امروز) برای ما شفیعانی هستند که برای ما شفاعت کنند، یا باز گردیم آنگاه اعمالی غیر از آنچه میکردیم، انجام دهیم؟!». بتحقیق آنها به خود زیان رسانیدند، و (معبودهایی ساختگی و) آنچه دروغ میبافتند (همگی) از (نظر) آنان ناپدید (و گم) شد.
Verse 54
(ای مردم) بیگمان پروردگار شما الله است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر عرش مستقر شد، شب را به روز میپوشاند که شتابان در پی آن میرود، و خورشید و ماه و ستارهگان (را آفرید) که مسخر فرمان او هستند، آگاه باشید که آفرینش و فرمانروایی از آنِ او است، پر برکت (و به غایت بزرگ) است الله که پروردگار جهانیان است.
Verse 55
پروردگارتان را با تضرع (و زاری) و در پنهانی، بخوانید، همانا او از حد درگذرندگان را دوست نمیدارد.
Verse 56
و در زمین، پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید، همانا رحمت الله به نیکوکاران نزدیک است.
Verse 57
و او کسی است که بادها را بشارتدهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش میفرستد، تا هنگامیکه ابرهای سنگین بار را بر دارند، ما آن را به سوی (شهر و) سرزمینی مرده میفرستیم، سپس از آن؛ آب را نازل میکنیم، آنگاه از آن (آب) هر گونه میوهای (از دل خاک) بیرون میآوریم، این گونه مردگان را (زنده میکنیم و از قبرها) بیرون میآوریم، شاید پند گیرید.
Verse 58
سرزمین پاکیزه (و خوب) گیاهش به فرمان پروردگارش میروید، و سرزمین ناپاک (و بد) جز اندک و بیارزش، از آن نمیروید، اینگونه آیات (خود) را برای گروهی که سپاس میگزارند، گوناگون بیان میکنیم.
Verse 59
همانا ما نوح را به سوی قومش فردستادیم، پس گفت: «ای قوم من! الله را بپرستید، که جز او معبودی (راستین) برای شما نیست، (و اگر او را عبادت نکردید) بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ میترسم».
Verse 60
اشراف (و بزرگان) قومش گفتند: «به راستی ما تو را در گمراهی آشکار میبینیم».
Verse 61
گفت: «ای قوم من! هیچ گونه گمراهی در من نیست، بلکه من فرستادهای از (جانب) پروردگار جهانیان هستم.
Verse 62
پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم و شما را اندرز میدهم، و از (شریعت) الله چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.
Verse 63
آیا تعجب کردهاید که پندی از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از خود شما، برای شما برسد تا شما را بیم دهد و تا پرهیزگاری پیشه کنید و باشد که مشمول رحمت گردید؟!».
Verse 64
پس او را تکذیب کردند، آنگاه ما او و کسانی را که با وی در کشتی بودند، نجات دادیم، و کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند، غرق کردیم، براستی آنها گروهی نابینا (و کوردل) بودند.
Verse 65
و به (سوی قوم) عاد، برادرشان هود را (فرستادیم) گفت: «ای قوم من! الله را پرستش کنید که جز او معبودی (راستین) برای شما نیست، آیا پرهیزگاری پیشه نمیکنید؟!».
Verse 66
اشراف (و بزرگان) قوم او که کافر بودند گفتند: «بیگمان ما تو را در سفاهت (و نادانی) میبینیم، و ما مسلماً تو را از دروغگویان میپنداریم».
Verse 67
گفت: «ای قوم من! هیچگونه سفاهت (و نادانی) در من نیست، بلکه من فرستادهای از (جانب) پروردگار جهانیان هستم،
Verse 68
پیامهای پروردگارم را به شما میرسانم. و من خیرخواه امینی برای شما هستم.
Verse 69
آیا تعجب کردهاید که پندی از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از خود شما، برای شما برسد تا شما را بیم دهد؟! و به یاد آورید هنگامیکه پس از قوم نوح شما را جانشینان (آنان) قرار داد، و شما را در آفرینش فزونی (و قدرت) داد. پس نعمتهای الله را به یاد آورید، شاید رستگار شوید».
Verse 70
گفتند: «آیا به (نزد) ما آمدهای که تنها الله را عبادت کنیم، و آنچه را نیاکانمان میپرستیدند، رها کنیم؟! پس اگر از راستگویان هستی، آنچه را (از عذاب الهی) به ما وعده میدهی، بیاور».
Verse 71
(هود) گفت: «به تحقیق عذاب و غضب از (جانب) پروردگارتان بر شما واقع شده (و شما را فراگرفته) است، آیا با من در(بارۀ) نامهایی مجادله میکنید که شما و نیاکانتان (بر بتها) نهادهاید، در حالیکه الله هیچ دلیل (و برهانی) دربارۀ آن نازل نکرده است، پس شما منتظر باشید، بیگمان من (نیز) با شما از منتظرانم».
Verse 72
پس او، و کسانی را که با او بودند؛ به رحمت (و لطفی) از (سوی) خویش نجات دادیم، و ریشه کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند و از مؤمنان نبودند، قطع کردیم.
Verse 73
و به (سوی قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم) گفت: «ای قوم من! الله را بپرستید، که جز او معبودی (راستین) برای شما نیست. همانا دلیل روشنی از (سوی) پروردگارتان برای شما آمده است، این ماده شتر الله، برای شما معجزهای است، پس او را (به حال خود) وا گذارید که در زمین الله (بچرد و علف) بخورد، و آن را آزار (و آسیبی) نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت.
Verse 74
و به یاد آورید هنگامیکه شما را پس از (قوم) عاد جانشینان (آنان) قرار داد، و در زمین مستقر ساخت، که در دشتهای آن قصرهایی بنا میکنید، و در کوهها خانههایی میتراشید. پس نعمتهای الله را بیاد آورید، و در زمین به فساد (و تباهی) نکوشید».
Verse 75
اشراف (و بزرگان) از قوم او که گردنکشی میکردند به مستضعفان، به (همان) کسانی از آنان که ایمان آورده بودند گفتند: «آیا شما براستی یقین دارید که صالح از (طرف) پروردگارش فرستاده شده است؟!» (آنها) گفتند: «ما به آنچه او بدان فرستاده شده، ایمان داریم».
Verse 76
آنان که گردنکشی میکردند گفتند: «ما به آنچه شما به آن ایمان آوردهاید، (منکر و) کافریم».
Verse 77
پس ماده شتر را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سر باز زدند، و گفتند: «ای صالح! اگر تو از پیامبران (الله) هستی، آنچه را به ما وعده میدهی بیاور!».
Verse 78
ﮞﮟﮠﮡﮢﮣ
ﮤ
آنگاه زلزلهای آنها را فرا گرفت، در نتیجه در خانههای خود از پای در آمدند (و مردند).
Verse 79
پس (صالح) از آنها روی گردانید و گفت: «ای قوم! من پیام پروردگارم را به شما رساندم، و برای شما خیر خواهی کردم، ولی شما خیر خواهان را دوست نمیدارید».
Verse 80
و (به یاد آورید) لوط را، هنگامیکه به قوم خود گفت: «آیا کار بسیار زشتی را انجام میدهید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان انجام نداده است؟!
Verse 81
همانا شما به جای زنان با مردان شهوت میرانید، راستی که شما قومی تجاوز کار هستید».
Verse 82
و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «اینها را از شهر (و دیار) تان بیرون کنید، که اینها مردمی هستند که پاکیزگی میطلبند (و از کار ما بیزارند)».
Verse 83
پس ما او و خاندانش را نجات دادیم، جز همسرش که از بازماندگان بود.
Verse 84
و بارانی (از سنگ) بر آنها بارانیدیم (که آنها را نابود ساخت) پس بنگر که سرانجام گناهکاران چگونه بود.
Verse 85
و به سوی (مردم) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم) گفت: «ای قوم من! الله را بپرستید، که جز او معبودی (راستین) برای شما نیست، مسلّماً دلیل روشنی از (طرف) پروردگارتان برای شما آمده است، پس (حق) پیمانه و ترازو را کامل (و درست) ادا کنید، و از (اموال و) چیزهای مردم را (چیزی) نکاهید، و در زمین، پس از اصلاحش، فساد نکنید، اگر ایمان دارید، این برای شما بهتر است.
Verse 86
و بر سر هر راهی ننشینید که (مردم را) تهدید کنید، و از راه الله کسی را که به او ایمان آورده است، باز دارید، و آن را کج میخواهید، و به یاد آورید زمانی را که اندک بودید، و او شما را بسیار گرداند، و بنگرید سرانجام مفسدان چگونه بود.
Verse 87
و اگر گروهی از شما به آنچه من به آن فرستاده شدهام، ایمان آوردهاند، و گروهی (دیگر) ایمان نیاوردهاند، پس صبر کنید (و منتظر بمانید) تا الله میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است».
Verse 88
اشراف (و بزرگان) از قوم او که سرکشی میکردند، گفتند: «ای شعیب! قطعاً تو و کسانی را که با تو ایمان آوردهاند، از شهر (و دیار) خویش بیرون خواهیم کرد، یا اینکه به آیین ما باز گردید». (شعیب) گفت: «آیا (باز گردیم) اگر چه از آن کراهت داشته (و بیزار) باشیم؟!
اگر ما به آیین شما باز گردیم، بعد از آنکه الله ما را از آن نجات داد، بتحقیق بر الله دروغ بستهایم، و شایستۀ ما نیست که به آن باز گردیم، مگر آنکه الله، پروردگار ما بخواهد، (زیرا) علم (و دانش) پروردگار ما، بر همه چیز احاطه دارد، ما بر الله توکل کردهایم، پروردگارا! میان ما و قوم مان بحق (راهی بگشا و) داوری کن، که تو بهترین (راهگشایان و) داورانى».
Verse 90
و اشراف (و بزرگان) از قوم اوکه کافر بودند، گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، قطعاً شما زیانکار خواهید بود».
Verse 91
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
آنگاه زلزلۀ (شدیدی) آنها را فرا گرفت، پس در خانههای خود از پا در آمدند (و مردند).
Verse 92
آنان که شعیب را تکذیب کردند (چنان نابود شدند) که گویا هرگز در آن (دیار و خانهها) نبودهاند، و آنان که شعیب را تکذیب کردند؛ خود زیانکار بودند.
Verse 93
آنگاه (شعیب) از آنان روی گرداند، و گفت: «ای قوم من! به راستی من پیامهای پروردگارم را به شما رساندم و برای شما خیر خواهی (و نصیحت) نمودم، پس چگونه بر گروه کافر (و بی ایمان) افسوس بخورم؟!».
Verse 94
و ما در هیچ شهر (و دیاری) پیامبری نفرستادیم؛ مگر اینکه اهلش را به رنجها و سختیها گرفتار ساختیم، شاید تضرع و زاری کنند (و به سوی الله بر گردند).
Verse 95
سپس به جای ناخوشی (و بدی)، خوشی (و نیکی) آوردیم، تا اینکه افزون شدند، و گفتند: «بیگمان به نیاکان ما (نیز) رنج و راحتی رسیده بود» پس ناگهان آنها را در حالیکه بیخبر (و غافل) بودند گرفتیم.
Verse 96
و اگر اهل شهرها (و آبادیها) ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، قطعاً (درهای) برکات از آسمان و زمین را بر آنها میگشودیم، و لکن (آنها آیات و پیامبران ما را) تکذیب کردند، پس ما (نیز) آنها را به کیفر آنچه انجام میدادند، فرو گرفتیم.
Verse 97
آیا اهل (این) شهرها (و آبادیها) ایمن هستند از اینکه عذاب ما؛ در شب، هنگامیکه خفته باشند سراغشان بیاید؟!
Verse 98
آیا اهل (این) شهرها (و آبادیها) ایمن هستند از اینکه عذاب ما؛ در روز، هنگامیکه سرگرم بازی (و امور بیهوده) هستند، به سراغشان بیاید؟!
Verse 99
آیا آنها از مکر (و گرفت) الله در امانند؟! در حالیکه جز زیانکاران (کسی) از مکر (و گرفت) الله ایمن نمیشود.
Verse 100
آیا برای آنان که زمین را پس از (نابود کردن) اهلش به ارث میبرند، روشن (و واضح) نشده است که اگر بخواهیم آنها را (نیز) به (کیفر) گناهانشان هلاک میکنیم، و بر دلهای شان مهر مینهیم، آنگاه آنان (صدای حق و پندی را) نمیشنوند.
Verse 101
اینها، شهرها (و آبادیهایی) است که برخی از اخبار آن را بر تو حکایت میکنیم، و محققاً پیامبرانشان دلایل (و معجزات) روشن برای آنان آورند، پس هرگز به آنچه از پیش تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند، اینگونه الله بر دلهای کافران مهر مینهد.
Verse 102
و در بیشترشان (وفای به) عهد نیافتیم، و به راستی بیشتر آنها را نافرمان (و فاسق) یافتیم.
Verse 103
سپس بعد آنها موسی را با آیات (و نشانههای) خویش به سوی فرعون و اطرافیان او فرستادیم، آنگاه آنها به آن (آیات) ستم کردند (و کافر شدند) پس بنگر عاقبت مفسدان چگونه بود!
Verse 104
و موسی گفت: «ای فرعون! من فرستادهای از (سوی) پروردگار جهانیان هستم.
Verse 105
سزاوار است که جز (سخن) حق بر الله نگویم، بتحقیق من دلیل (و معجزهای روشن) از پروردگار تان برای شما آورده ام، پس بنی اسرائیل را با من بفرست».
Verse 106
(فرعون) گفت: «اگر معجزهای آوردهای، آن را بیاور اگر از راستگویانى».
Verse 107
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
پس (موسی) عصای خود را انداخت، ناگهان آن اژدهای آشکار شد.
Verse 108
ﭸﭹﭺﭻﭼﭽ
ﭾ
و دست خود را (از گریبان) بیرون آورد، پس ناگهان آن سفید (و درخشان) برای بینندگان بود.
Verse 109
اشراف (و بزرگان) از قوم فرعون گفتند: «به راستی این (شخص) جادوگری (ماهرو) داناست.
Verse 110
میخواهد شما را از سرزمین تان بیرون کند، پس چه فرمان میدهید؟».
Verse 111
(آنگاه به فرعون) گفتند: «او و برادرش را بازداشت کن، (و مهلت دهید) و جمعآوری کنندگان را به (همۀ) شهرها بفرست.
Verse 112
ﮚﮛﮜﮝ
ﮞ
تا همۀ ساحران دانا (و ماهر) را به نزد تو بیاورند.
Verse 113
و ساحران نزد فرعون آمدند، گفتند: «آیا اگر ما پیروز شدیم، پاداشی برای ما خواهد بود؟».
Verse 114
ﮫﮬﮭﮮﮯ
ﮰ
(فرعون) گفت: «آری! بتحقیق شما از مقربان خواهید بود».
Verse 115
(روز موعد فرا رسید، ساحران) گفتند: «ای موسی! یا نخست تو (عصای خود را) بیفکن، یا ما (ابزار خود را) میافکنیم».
Verse 116
(موسی) گفت: «شما بیفکنید» چون (ابزار خود را) افکندند، چشمهای مردم را افسون کردند و آنها را ترساندند، و سحر عظیمی (پدید) آوردند.
Verse 117
و (ما) به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن» پس ناگهان آن (عصا، به صورت اژدهای درآمد) آنچه را که به دروغ بر ساخته بودند، میبلعید.
Verse 118
ﯸﯹﯺﯻﯼﯽ
ﯾ
آنگاه حق آشکار (و پیروز) شد و آنچه آنها (ساخته بودند و) انجام میدادند باطل گشت.
Verse 119
ﯿﰀﰁﰂ
ﰃ
پس در آنجا (فرعون و فرعونیان همگی) مغلوب شدند و خوار و زبون بازگشتند.
Verse 120
ﰄﰅﰆ
ﰇ
و ساحران به سجده افتادند.
Verse 121
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،
Verse 122
ﭖﭗﭘ
ﭙ
پروردگار موسی و هارون».
Verse 123
فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! قطعاً این دسیسه و نیرنگی است که در شهر اندیشیدهاید، تا اهلش را از آن بیرون کنید، پس بزودی خواهید دانست.
Verse 124
البته دستهایتان و پاهایتان را به خلاف یکدیگر خواهم برید، سپس همگی شما را به دار خواهم زد».
Verse 125
ﭹﭺﭻﭼﭽ
ﭾ
گفتند: «(پس از شهادت) ما به سوی پروردگارمان باز میگردیم،
Verse 126
و تنها انتقام تو از ما بخاطر این است که ما به آیات پروردگارمان هنگامیکه به سوی ما آمد، ایمان آوردیم، پروردگارا! بر ما صبر (و استقامت) فرو ریز، و ما را مسلمان بمیران».
Verse 127
و اشراف (و بزرگان) از قوم فرعون (به او) گفتند: «آیا موسی و قومش را رها میکنی تا در زمین فساد کنند، و تو و معبودانت را وا گذارند؟». (فرعون) گفت: «بزودی پسرانشان را میکشیم، و زنانشان را (برای خدمتکاری) زنده نگه میداریم، و بیگمان ما برآنها چیره و مسلط هستیم».
Verse 128
موسی به قومش گفت: «از الله یاری بجویید، و صبر (و استقامت) پیشه کنید، همانا زمین از آنِ الله است، به هرکس از بندگانش که بخواهد آن را به میراث میدهد (و می بخشد) و عاقبت (نیک) از آنِ پرهیزگاران است».
Verse 129
(قوم موسی) گفتند: «پیش از آنکه به سوی ما بیایی آزار دیدهایم، و بعد از آنکه نزد ما آمدی (نیز آزار میبینیم!)». (موسی) گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین سازد، پس بنگرد چگونه عمل میکنید».
Verse 130
و به راستی ما قوم (و نزدیکان) فرعون را به قحط سالی و کمبود میوهها گرفتار کردیم، شاید که آنان پندگیرند.
Verse 131
پس هنگامیکه نیکی (و نعمت) به آنها روی آورد، گفتند: «این حق ماست» و اگر بدی (و رنجی) به آنها میرسید، به موسی و کسانیکه با او بودند فال بد میزدند. آگاه باشید، همانا فال بدشان فقط به نزد الله است، (و به کیفر گناهانشان میباشد) و لیکن بیشتر آنها نمیدانند.
Verse 132
و گفتند: «هرچه را که از نشانه (و معجزه) برای ما بیاوری، تا ما را بدان جادو کنی، ما به تو ایمان نمیآوریم».
Verse 133
پس (عذاب و بلاهای آشکار از قبیل:) طوفان، و ملخ، و شپش، و قورباغهها، و خون را (که هر کدام معجزه و) نشانههایی روشن و جدا جدا بود، بر آنها فرستادیم، باز سرکشی کردند، و گروهی گناهکار (و مجرم) بودند.
Verse 134
و هنگامیکه عذاب بر آنها واقع میشد، میگفتند: «ای موسی! پروردگارت را برای ما بخوان، به آنچه به تو وحی (و عهد) کرده است، اگر این عذاب را از ما بر طرف کنی، قطعاً به تو ایمان میآوریم، و بنی اسرائیل را با تو خواهیم فرستاد».
Verse 135
پس هنگامیکه عذاب را، تا مدت معینی که آنان به آن میرسیدند، از آنها بر طرف کردیم، ناگهان پیمانشکنی کردند.
Verse 136
پس از آنها انتقام گرفتیم، و آنها را در دریا غرق کردیم، زیرا که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند.
Verse 137
و شرق و غرب زمین را که در آن برکت داده بودیم؛ به گروهی که ناتوان (و مستضعف) شمرده میشدند، به میراث دادیم، و وعدۀ نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل، بخاطر صبر (و استقامتی) که کردند، تحقق یافت، و آنچه فرعون و قوم او میساختند، و آنچه را که بر میافراشتند در هم کوبیدیم (و ویران کردیم).
Verse 138
و ما بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم، آنگاه بر گروهی گذشتند که اطراف بتهای خود با تواضع و فروتنی گرد آمده بودند. گفتند: «ای موسی! برای ما (نیز) معبودی قرار ده، همانگونه که آنها معبودهای دارند». (موسی) گفت: «حقا، شما گروهی نادان و جاهل هستید (و عظمت الله را نمیدانید).
Verse 139
بیگمان اینها عاقبت کارشان نابودی است و آنچه انجام میدادند (نیز) باطل است».
Verse 140
(سپس) گفت: «آیا غیر از الله، معبودی برای شما بجویم؟! در حالیکه او شما را بر جهانیان (= مردم عصرتان) برتری داد».
Verse 141
و (به یاد آورید) زمانی را که شما را از (فرعون و) فرعونیان نجات دادیم، آنها پیوسته شما را به بدترین صورت شکنجه میدادند، پسرانتان را میکشتند و زنانتان را زنده نگه میداشتند، و در این، (برای) شما آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان بود.
Verse 142
و با موسی، سی شب وعده نهادیم، و آن را با ده شب (دیگر) کامل کردیم، پس میعاد پروردگارش (با او) چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قوم من باش، و (آنها را) اصلاح کن، و از راه مفسدان پیروی نکن».
Verse 143
و هنگامیکه موسی به میعاد ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان بده، تا به تو بنگرم» فرمود: «(در دنیا) هرگز مرا نخواهی دید، و لیکن به کوه بنگر، پس اگر در جایش ثابت ماند، تو (نیز) مرا خواهی دید». پس چون پروردگارش بر (آن) کوه تجلی کرد، آن را متلاشی (و هموار) ساخت، و موسی بیهوش افتاد، پس هنگامیکه به هوش آمد، عرض کرد: «تو پاک و منزهی، من به سوی تو بازگشتم (و توبه کردم) و من نخستین مؤمنانم».
Verse 144
(الله) فرمود: «ای موسی! من تو را با پیامهایم و با سخن خود، بر مردم (برتری دادم و) برگزیدم، پس آنچه را به تو داده ام، بگیر، و از سپاسگزاران باش».
Verse 145
و برای او در لوحها هرگونه پند، و تفصیل و بیان هر چیز را نوشتیم، (و به موسی فرمودیم:) «پس آن را با نیرومندی (و جدیت) بگیر، و به قومت فرمان ده تا به نیکوترین آن، عمل کنند، و به زودی (جایگاه و) سرای نافرمانان را به شما نشان خواهم داد».
Verse 146
بزودی کسانی را که به نا حق در روی زمین تکبر میورزند، از آیات خود بازمیدارم، و اگر هر (معجزه و) نشانهای را ببینند، به آن ایمان نمیآورند، و اگر راه هدایت را ببینند، آن را در پیش نمیگیرند، و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را بر میگزینند، این بدان (خاطر) است که آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند.
Verse 147
و کسانیکه آیات ما، و دیدار آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه (و نابود) شد، آیا جز آنچه را عمل میکردند، کیفر داده میشوند؟!
Verse 148
و قوم موسی بعد از (رفتن) او (به میعادگاه) از زیورهایشان گوسالهای ساختند، جسد بی جانی که صدای گوساله داشت، آیا نمیدیدند که با آنها سخن نمیگوید، و به راهی هدایتشان نمیکند؟! آن را (به پرستش) گرفتند و ستمکار بودند.
Verse 149
و چون پشیمان شدند، و دیدند که به راستی گمراه شدهاند، گفتند: «اگر پروردگار مان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، مسلّماً از زیانکاران خواهیم بود».
Verse 150
و چون موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: «پس از من، چه بد جانشینانی برایم بودید، آیا از حکم پروردگارتان پیشی گرفتید؟!». و لوحها را انداخت، و سر برادر خود را گرفت و به سوی خود کشید، (هارون) گفت: «ای پسر مادرم! به راستی این قوم مرا (در تنگا قرار دادند و) ناتوان کردند، و نزدیک بود مرا بکشند، پس با (اهانت) من (کاری نکن که) دشمنان مرا شماتت کنند، و مرا با گروه ستمکاران قرار مده».
Verse 151
(موسی) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خویش داخل کن، و تو مهربانترین مهربانان هستی».
Verse 152
به راستی کسانیکه گوساله را (به معبودیت) گرفتند، بزودی خشمی از پروردگارشان، و ذلت (و خواری) در زندگی دنیا به آنها میرسد، و این چنین دروغپردازان را کیفر میدهیم.
Verse 153
و کسانی که مرتکب کارهای بد شدند، سپس بعد از آن توبه نمودند، و ایمان آوردند، همانا پروردگار تو پس از آن، مسلّماً آمرزندۀ مهربان است.
Verse 154
و چون خشم از (خاطر) موسی فرو نشست، الواح (تورات) را بر گرفت و در نوشتههای آن، هدایت و رحمت برای کسانی بود که از پروردگارشان میترسند.
Verse 155
و موسی از قومش، هفتاد مرد را برای میعاد ما برگزید، پس هنگامیکه زلزله آنها را فرا گرفت، (و همه مردند، موسی) گفت: «پروردگارا، اگر میخواستی پیش از این آنها و مرا هلاک میکردی، آیا ما را به آنچه نادانان انجام دادهاند، هلاک میکنی؟! این جز آزمایش تو چیزی نیست، هر که را بخواهی به (وسیلۀ) آن گمراه میسازی، و هر که را بخواهی، هدایت میکنی، تو یاور (و کارساز) مایی، پس ما را بیامرز، و بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی.
Verse 156
و برای ما در این دنیا، و در سرای آخرت، نیکی مقرر فرما، ما به سوی تو باز گشتهایم». (الله) فرمود: «عذابم را به هرکس که بخواهم میرسانم، و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است، پس آن را برای کسانیکه تقوا پیشه میکنند، و زکات میدهند، و کسانیکه به آیات ما ایمان میآورند، مقرر خواهم داشت.
Verse 157
آنان که از (این) رسول (الله)، پیامبر «أمی» (= درس ناخوانده) پیروی میکنند، که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است، نوشته مییابند. آنها را به (کارهای) خوب و پسندیده فرمان میدهد و از زشتی (و کارهای نا پسند) بازشان میدارد. و پاکیزهها را برایشان حلال میگرداند، و پلیدیها را بر آنان حرام میکند، و بارهای سنگین، و قید (و زنجیرهایی) را که بر آنها بود، از (دوش) آنها بر میدارد، پس کسانیکه به او ایمان آوردند، و او را گرامی داشتند، و او را یاری دادند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنانند که رستگارند».
Verse 158
بگو: «ای مردم! من فرستادۀ الله به سوی همۀ شما هستم، آن پروردگاری که فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست، معبود (راستینی) جز او نیست، زنده میکند، و میمیراند، پس به الله و فرستادهاش آن پیامبر «أمّی» (درس ناخوانده) که به الله و کلماتش ایمان دارد، ایمان بیاورید، و از او پیروی کنید؛ باشد که هدایت شوید.
Verse 159
و از قوم موسی، گروهی هستند که (مردم را) به (سوی) حق هدایت میکنند، و به آن (حق) عدالت (و حکم) میکنند.
و آنها را به دوازده قبیله، گروه گروه (که هریک شاخهای از دودمان یعقوب بود) تقسیم کردیم، و به موسی، آنگاه که قومش از او آب خواستند، وحی کردیم، که: «عصایت را بر سنگ بزن» ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون جست، هر گروهی آبشخور خود را دانست. و ابر را بر (سر) آنها سایبان ساختیم، و بر آنها «من» (= ترنجبین) و «سلوی» (= بلدرچین) فرو فرستادیم، (و به آنان گفتیم:) از آنچه از پاکیزهها روزیتان کردهایم، بخورید، آنها (با نافرمانی شان) بر ما ستم نکردند؛ بلکه بر خویشتن ستم مینمودند.
Verse 161
و (به یاد آورید) هنگامی را که به آنها گفته شد: «در این شهر (بیت المقدس) ساکن شوید، و از هر جا که خواستید، از (نعمتهای) آن بخورید، و بگویید: «گناهان ما را بریز» و با خشوع و فروتنی به دروازه در آیید، (اگر چنین کنید) گناهان شما را میبخشم، (و) نیکوکاران را (پاداش) افزونتری خواهیم داد».
Verse 162
آنگاه ستمگران آنها، این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند، (و به جای آن کلمۀ مسخرهآمیزی گفتند) پس به (کیفر) ستمی که میکردند، عذابی از آسمان بر آنها نازل کردیم.
Verse 163
و از آنها دربارۀ (اهل) قریهای که نزدیک دریای (سرخ) بود بپرس، هنگامیکه آنها در (روز) شنبه تجاوز میکردند، چون ماهیان آنها در (روز) شنبه شان (که روز تعطیل و عبادت، بود روی آب) آشکار میشدند، و روزیکه (تعظیم) شنبه نمیکردند، به (سراغ) آنها نمیآمدند، این چنین آنها را به (کیفر) آنکه نافرمانی میکردند، آزمایش کردیم.
Verse 164
و (به یاد آور) هنگامی را که گروهی از آنها (به گروه دیگر) گفتند: «چرا گروهی را اندرز میدهید که الله آنها را هلاک یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهد کرد؟!» گفتند: «تا ما را نزد پروردگارتان عذری باشد، و شاید آنها تقوا پیشه کنند».
Verse 165
پس چون آنچه را که به آن پند داده شدند، فراموش کردند، کسانی را که از بدی نهی میکردند، نجات دادیم، و کسانی را که ستم کردند، به (کیفر) آنکه نافرمان بودند، به عذابی سخت گرفتار ساختیم.
Verse 166
پس چون از (ترک) آنچه از آن نهی شده بودند، سرپیچی کردند، به آنها گفتیم: «به صورت بوزینههای (خوار و) مطرود درآیید».
Verse 167
و (نیز به یاد آور) هنگامیکه پروردگارت اعلام کرد، مسلّماً تا روز قیامت، کسی را بر آنها مسلط خواهد کرد، که همواره به آنها عذاب سختی بچشاند، بیگمان پروردگارت زود کیفر است، و (برای توبه کننده گان) همانا او آمرزندۀ مهربان است.
Verse 168
و آنها را در زمین، بصورت گروه گروه، پراکنده ساختیم، (گروهی) از آنها صالح، و (گروهی) غیر صالحاند، و آنها را با نیکیها و بدیها آزمودیم، شاید (توبه کرده، به راه راست) باز گردند.
Verse 169
پس از آنها، گروهی (غیر صالح) جانشین آنها شدند، که کتاب (تورات) را به ارث بردند، متاع این (دنیای) پست را میگیرند، و میگویند: «به زودی آمرزیده خواهیم شد». و اگر متاع (دیگری) همانند آن برایشان بیاید، آن را (نیز) میگیرند، آیا پیمان کتاب (الله) از آنها گرفته نشده است که بر الله جز حق نگویند؟ و آنچه در آن است خواندهاند؟ و سرای آخرت برای کسانیکه تقوا پیشه کنند، بهتر است، آیا نمیاندیشید؟!
Verse 170
و کسانیکه به کتاب (الله) تمسک میجویند، و نماز را بر پا میدارند، (پاداش بزرگی خواهند داشت) به راستی ما پا داش درست کاران را ضایع نخواهیم کرد.
Verse 171
و (به یاد آورید) هنگامیکه کوه را همچون سایبانی بر فرازشان برافراشتیم، و پنداشتند که بر آنان فرود میآید، (و در چنین حالت از آنها عهد گرفتیم، و گفتیم:) آنچه را که به شما دادهایم، با نیرو (و جدیّت) بگیرید، و آنچه را که در آن است، یاد کنید، (و به آن عمل نمائید) تا پرهیزگار شوید.
Verse 172
و (به یاد بیاور) هنگامیکه پروردگارت از پشتهای فرزندان آدم، ذریۀ آنها را برگرفت، و ایشان را بر خودشان گواه ساخت، (و فرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، (هستی) گواهی میدهیم». و (این گواهی بدین خاطر بود که مبادا) در روز قیامت بگویید: «ما از این، بیخبر بودیم».
Verse 173
یا (مبادا) بگویید: «پدرانمان، از پیش شرک آورده بودند، و ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم، آیا ما را به آنچه باطل گرایان انجام دادند، نابود (و مجازات) میکنی؟».
Verse 174
ﮔﮕﮖﮗﮘ
ﮙ
و این چنین، آیات را بتفصیل بیان میکنیم، و شاید (به سوی حق) باز گردند.
Verse 175
و (ای پیامبر!) بر آنها بخوان سر گذشت کسی را که آیات خود را به او دادیم، آنگاه از آن جدا (و عاری) گشت، پس شیطان درپی او افتاد، و از گمراهان شد.
Verse 176
و اگر میخواستیم (مقام و منزلت) او را با آن (آیات) بالا میبردیم، ولی او بسوی زمین (و دنیا) مایل شد (و به پستی گرایید) و از هوای خویش پیروی کرد، پس مثل او چون مثل سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، زبان از دهان بیرون میآورد، و اگر او را به حال خود و اگذاری، (بازهم) زبانش را از دهان بیرون میآورد، این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند، پس (این) داستانها را (بر آنها) باز گوکن، شاید بیندیشند.
Verse 177
چه بد مثلی دارند، گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، و آنها بر خویشتن ستم میکردند.
Verse 178
هرکس را که الله هدایت کند، پس او هدایت یافته (واقعی) است، و هرکس را که گمراه سازد، پس آنها زیانکاران (واقعی) هستند.
Verse 179
بتحقیق، گروه بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدهایم، آنها دلهای دارند که با آن نمیفهمند، و چشمانی دارند که با آن نمیبینند، و گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند، آنان مانند چهار پایانند، بلکه اینان گمراهترند، اینان همان غافلانند.
Verse 180
و برای خدا، نامهای نیک است، پس به آن (نامها) او را بخوانید، و کسانی را که در نامهایش تحریف (و کجروی) میکنند، رها کنید، بزودی آنها کیفر آنچه را میکردند، داده خواهند شد.
Verse 181
و از (میان) آنان که آفریدهایم، گروهی هستند که به حق هدایت مینمایند، و به آن (حکم و) عدالت میکنند.
Verse 182
و کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جایی که نمیدانند، گرفتارشان خواهیم کرد.
Verse 183
ﮕﮖﮗﮘﮙﮚ
ﮛ
و به آنها مهلت میدهم، بیگمان تدبیر من متین (و استوار) است.
Verse 184
آیا فکر نکردهاند که همنشین آنها (= رسول الله) هیچ گونه (نشانی از) دیوانگی ندارد؟ او تنها بیمدهندۀ آشکار است.
Verse 185
آیا در ملکوت آسمانها و زمین، و آنچه الله آفریده است، نمینگرند؟! و (آیا فکر نمیکنند) شاید اجلشان نزدیک شده باشد؟! پس بعد از این (قرآن)، به کدام سخن، ایمان خواهند آورد؟!
Verse 186
هرکس را که الله گمراه کند، پس هدایت کنندهای برایش نیست، و آنها را در سرکشی و طغیانشان سرگردان رها میکند.
Verse 187
(ای پیامبر) دربارۀ قیامت از تو سوال میکنند، کی واقع میشود؟ بگو: «مسلماً علم آن فقط نزد پروردگار من است، و هیچکس جز او (نمیتواند) آن را در وقت معینش آشکار سازد؛ (دانستن آن) در آسمانها و زمین سنگین (و پوشیده) است، و جز بطور ناگهانی، به سوی شما نمیآید». (چنان) از تو سوال میکنند که گویی تو از و قوع آن خبر داری، بگو: «علم آن، فقط نزد الله است، ولی بیشتر مردم نمیدانند».
Verse 188
بگو: «من مالک سود و زیان خویشتن نیستم، مگر آنچه را الله بخواهد، و اگر غیب میدانستم، خیر (و سود) بسیاری (برای خود) فراهم میساختم، و هیچ بدی (و زیانی) به من نمیرسید، من (کسی) نیستم، جز بیمدهنده، و بشارتدهندهای برای گروهی که ایمان دارند.
Verse 189
اوست که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را (نیز) از خودش پدید آورد؛ تا در کنار او آرام بگیرد، پس چون (مرد با همسرش) آمیزش کرد، حملی سبک برداشت، پس مدتی با آن (حمل) گذرانید، و چون سنگین شد، هر دو (زن و شوهر) به درگاه الله، پروردگار شان دعا کردند، که: «اگر (فرزندی) تندرست (و شایسته) به ما بدهی، مسلماً از سپاسگزاران خواهیم بود».
Verse 190
پس چون (الله، فرزندی) تندرست (و شایسته) به آنها داد، برای او در آنچه به آنان داده بود، شریکانی قرار دادند، پس الله برتراست از آنچه شریک (و همتای) او قرار میدهند.
Verse 191
آیا چیزی را شریک میگیرند که چیزی را نمیآفریند و خودشان مخلوقاند.
Verse 192
و نمیتوانند آنها را یاری کنند، و نه خودشان را یاری میدهند.
Verse 193
و اگر آنها را به سوی هدایت دعوت کنید، از شما پیروی نمیکنند، برای شما یکسان است، خواه آنها را دعوت کنید و یا خاموش باشید.
Verse 194
بیگمان آنهایی را که غیر از الله میخوانید، بندگانی همچون شما هستند، پس آنها را بخوانید، اگر راست میگویید (و آنها الله هستند)، پس باید (دعای) شما را اجابت کنند!
Verse 195
آیا پاهایی دارند که با آن راه بروند؟! یا دستهایی دارند، که با آن چیزی را بگیرند؟! یا چشمانی دارند، که با آن ببینند؟! آیا گوشهایی دارند، که با آن بشنوند؟! (ای پیامبر! به مشرکین) بگو: «شریکانتان را بخوانید، سپس (بر ضد من) تدبیر (و نیرنگ) کنید، و مرا مهلت ندهید.
Verse 196
همانا یاور (و سرپرست) من، الله است که (این) کتاب را نازل کرده، و او یاور (و کار ساز) صالحان است.
Verse 197
و کسانی را که به جای او میخوانید، نمیتوانند شما را یاری کنند، و نه خودشان را یاری دهند.
Verse 198
و اگر آنها را به سوی هدایت دعوت کنید، (سخنانتان را) نمیشنوند، و آنان را میبینی که به تو نگاه میکنند، در حالیکه نمیبینند».
Verse 199
(ای پیامبر!) گذشت را پیشه کن، و به نیکی فرمان ده، و از نادانان روی بگردان.
Verse 200
و اگر از سوی شیطان وسوسهای به تو رسد، به الله پناه ببر، بیگمان او شنوای داناست.
Verse 201
همانا کسانیکه پرهیزگاری میکنند، چون (خاطره و) وسوسهای از شیطان به آنها برسد، به یاد (الله) میافتند (و الله را یاد میکنند) پس ناگهان بینا میگردند.
Verse 202
و برادرانشان (از شیطان) آنان را به گمراهی میکشانند، سپس (در این زمینه) کوتاهی نمیکنند.
Verse 203
و چون آیه (و معجزهای که آنها میخواهند) برای آنان نیاوری، گویند: «چرا خودت آن را بر نگزیدی؟!». بگو: «من فقط از چیزی پیروی میکنم که از پروردگارم به من وحی میشود، این (قرآن) حجتها (و بینا)یی از طرف پروردگارتان، و مایۀ هدایت و رحمت است برای گروهی که ایمان میآورند».
Verse 204
و چون قرآن خوانده شود، پس به آن گوش فرا دهید، و خاموش باشید، تا مشمول رحمت شوید.
Verse 205
و پروردگارت را در دل خود، با تضرع و بیم، نه با صدای بلند، در صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن، و از غافلان مباش.
Verse 206
همانا کسانیکه در نزد پروردگار تو هستند، از عبادتش تکبر نمی ورزند، و او را به پاکی یاد میکنند، و برایش سجده میکنند.
تقدم القراءة