ترجمه سوره هود به الفارسية از الترجمة الفارسية - حسين تاجي
Verse 1
الر (الف. لام. را) این کتابی است که آیاتش استوار، سپس روشن شده، از نزد حکیم آگاه (نازل گردیده) است.
Verse 2
که جز«الله» را نپرستید، که من از سوی او هشدار دهنده و بشارتدهنده برای شما هستم.
Verse 3
و اینکه: از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او توبه کنید، تا شما را تا مدت معینی به بهرۀ خوبی بهرهمند سازد، و هر صاحب فضلی را بهاندازه فضلش ببخشد، و اگر روی بگردانید، پس من بر شما از عذاب روز بزرگ بیمناک هستم.
Verse 4
باز گشت شما به سوی «الله» است، و او بر همه چیز تواناست.
Verse 5
آگاه باشید آنها سینههایشان را خم میکنند (و سرها به هم نزدیک میکنند) تا خود را از او پنهان دارند، آگاه باشید، وقتی که آنها لباسهای خویش را به سر میکشند، (الله) میداند آنچه را (در دل) پنهان میکنند و آنچه را آشکار میسازند، بیتردید او به راز دلها آگاه است.
Verse 6
و هیچ جنبندهای در زمین نیست؛ مگر اینکه روزیاش بر (عهدۀ) الله است، و (او) قرار گاه و مکان دفنش را میداند، همۀ اینها در کتابی روشن (ثبت) است.
Verse 7
و او کسی هست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است، و اگر (به آنها) بگویی: «شما پس از مرگ برانگیخته میشوید» مسلماً کافران میگویند: «این (سخن) جز جادوی آشکار نیست».
Verse 8
و اگر تا زمان محدودی عذاب را از آنها به تأخیر اندازیم، البته (از روی تمسخر) میگویند: «چه چیزی مانع آن شده است؟!» آگاه باشید، روزیکه (عذاب) به سراغشان آید، از آنها برگردانده نخواهد شد، و آنچه را به مسخره میگرفتند، آنان را در بر خواهد گرفت.
Verse 9
و اگر از جانب خویش رحمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، همانا او بسیار نا امید (و) ناسپاس خواهد شد.
Verse 10
و اگر پس از رنج و سختی که به او رسیده است؛ نعمت و آسایشی به او بچشانیم، البته میگوید: «سختیها از من دور شد». همانا او شادمان (و) خودستا میشود.
Verse 11
مگر کسانیکه صبر کردند، و کارهای نیک انجام دادند، آنان برایشان آمرزش و پاداش بزرگی است.
Verse 12
پس (ای پیامبر!) شاید برخی از آنچه که به تو وحی میشود، وا گذاری، و سینهات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که گویند: «چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشتهای همراه او نیامده است؟!» تو تنها هشدار دهندهای، و الله بر همه چیز نگاهبان است.
Verse 13
آیا میگویند: «این (قرآن) را از خود بافته (و به الله نسبت داده) است» بگو: «اگر راست میگویید، شما هم ده سورۀ به هم بافته مانند آن بیاورید، و غیر از الله هر که میتوانید (به یاری) بطلبید».
Verse 14
پس اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند، بدانید که (قرآن) فقط به علم الله نازل شده است، و اینکه هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، پس آیا شما مسلمان میشوید؟!
Verse 15
کسیکه زندگانی دنیا و زینت آن را بخواهد، (پاداش) اعمالش را در این (دنیا) به طور کامل و تمام به آنها میدهیم، و چیزی از آنها کم و کاست نخواهند شد.
Verse 16
اینان کسانی هستند که در آخرت، جز آتش (جهنم، نصیبی) نخواهند داشت، و آنچه را در دنیا انجام دادهاند، بر باد رفته است، و آنچه را عمل میکردند؛ باطل است.
آیا کسیکه از سوی پروردگارش دلیل روشن دارد، و به دنبال آن شاهدی از سوی او باشد، و پیش از آن کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (بر صحت آن گواهی دارد، همانند کسی است که دلیلی ندارد؟!). اینان به آن (قرآن) ایمان میآورند، و از گروهای مختلف هر کس به آن کافر شود؛ پس آتش وعده گاه اوست، پس تردیدی در آن نداشته باش، بیگمان آن حق است، از (جانب) پروردگارت (نازل شده است)، و لیکن بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 18
و چه کسی ستمکارتر است؛ از کسیکه بر الله دروغ میبندد؟! آنان (روز قیامت) بر پروردگارشان عرضه میشوند، و گواهان میگویند: «اینها همان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستهاند» هان، لعنت الله بر ستمکاران باد.
Verse 19
(همان) کسانیکه (مردم را) از راه الله باز میدارند، و آن را کج و منحرف میجویند، و آنان به آخرت کافرند.
Verse 20
اینان (هیچ گاه) نمیتوانند در زمین (الله را)عاجز کنند (و بگریزند) و جز الله (دوستان و) یاورانی ندارند، عذاب برای آنان دو چندان خواهد شد، توان شنیدن (حق) را نداشتند، و (حقیقت را) نمیدیدند.
Verse 21
اینان کسانی هستند که به خود شان زیان زدهاند (و سرمایۀ وجود و عمر خویش را از دست دادهاند) و آنچه بر میبافتند از (نظر) آنها گم (و دور) شدند.
Verse 22
بدون شک آنها در آخرت ازهمه زیان کارترند.
Verse 23
بیگمان کسانیکه ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، (و توجهکنان) به سوی پروردگارشان فروتنی کردند، آنها اهل بهشتند، آنان در آن جاودان خواهند ماند.
Verse 24
مثل این دو گروه (مؤمنان و کافران) مانند کور و کر، و بینا و شنواست، آیا این دو در وصف یکسانند؟! آیا پند نمیگیرید؟!
Verse 25
و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم، (و به آنها گفت:) «همانا من برای شما هشدار دهنده آشکار هستم.
Verse 26
جز الله را نپرستید، همانا من از عذاب روز دردناک بر شما میترسم».
Verse 27
پس اشراف کافر قومش گفتند: «ما تو را جز بشری همانند خودمان نمیبینیم، و نمیبینیم کسانیکه از تو پیروی کردهاند؛ مگر (گروهی) اراذل (= فرومایگان) ساده لوح (قوم) ما هستند، و ما برای شما فضیلتی بر خود نمیبینیم، بلکه شما را دروغگو میپنداریم».
Verse 28
(نوح) گفت: «ای قوم من! به من خبر دهید، اگر من دلیل (و حجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم و از نزد خود رحمتی به من عطا کرده باشد، پس (آن) بر شما پوشیده مانده است، آیا میتوانیم شما را به (پذیرش) آن اجبار کنیم، در حالیکه شما از آن کراهت دارید؟!
Verse 29
و ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما مالی نمیطلبم، پاداش من تنها بر الله است، و من (هرگز) کسانی را که ایمان آوردهاند، (از خود) طرد نمیکنم، همانا آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد، و لیکن من شما را قومی نادان میبینم.
Verse 30
و ای قوم من! اگر من آنها را طرد کنم، چه کسی من را در برابر (عقوبت) الله یاری میکند؟! آیا پند نمیگیرید؟!
Verse 31
و من به شما نمیگویم که گنجهای الله نزد من است، و غیب هم نمیدانم، و نمیگویم که من فرشتهام، و (نیز) نمیگویم کسانیکه در نظر شما حقیر میآیند، الله به آنها خیری نخواهد داد، الله به آنچه در دلهای آنان است آگاهتر است، (و اگر آنها را طرد کنم) قطعاً آنگاه از ستمکاران خواهم بود».
Verse 32
(قوم) گفتند: «ای نوح! به راستی که با ما جدال (و بحث) کردی، و زیاد هم جدال و بحث کردی، پس اگر از راستگویانی آنچه را که به ما وعده میدهی؛ بیاور».
Verse 33
(نوح) گفت: «اگر الله بخواهد آن را برای شما میآورد، و شما (عاجزکننده نیستید و) از آن نتوانید گریخت.
Verse 34
و اگر الله بخواهد شما را گمراه سازد، و من بخواهم شما را نصیحت کنم، نصیحت من سودی برای شما نخواهد داشت، او پروردگار شماست، و (همه) به سوی او بازگردانده میشوید».
Verse 35
آیا (مشرکان) میگویند: (پیامبر) آن قرآن را بافته (و به الله نسبت داده)است؟ (ای پیامبر!) بگو: «اگر من آن را بافته باشم، پس گناهم بر عهدۀ من است، و من از گناهانی که شما میکنید؛ بیزارم».
Verse 36
و به نوح وحی شد که: از قوم تو جز آنهایی که ایمان آوردهاند، دیگر هیچ کسی ایمان نخواهد آورد، پس بر آنچه که میکردند؛ غمگین مباش.
Verse 37
و (اکنون) به دیدگان ما و به وحی ما، کشتی را بساز، و در(بارۀ) کسانیکه ستم کردند، با من سخن مگو، که آنان غرق شدنی هستند».
Verse 38
و (نوح) کشتی را میساخت، و هرگاه گروهی از اشراف قومش بر او میگذشتند، او را مسخره میکردند، (نوح) میگفت: «اگر ما را مسخره میکنید، پس ما (نیز) شما را مسخره خواهیم کرد؛ همین گونه که مسخره میکنید،
Verse 39
پس به زودی خواهید دانست، چه کسی عذاب به سراغش میآید که خوارش سازد، و عذاب جاودان بر چه کسی وارد خواهد شد»..
Verse 40
(این حالت همچنان ادامه داشت) تا زمانی که فرمان فرا رسید، و (آب از) تنور جوشیدن گرفت (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی (از حیوانات) دوتا (نر ماده) در آن (کشتی) برگیر، و (همچنین) خاندانت را؛ جز کسیکه وعدۀ (هلاک) قبلاً بر او مقرر شده است، و (نیز) کسانیکه ایمان آوردهاند (را برگیر)» و جز عدۀ اندکی همراه او ایمان نیاوردند.
Verse 41
(نوح) گفت: «در آن (کشتی) سوار شوید، حرکت آن و توقف آن به نام الله است، همانا پروردگارم آمرزندۀ مهربان است».
Verse 42
و آن (کشتی) آنها را در موجی همچون کوهها میبرد و در آن هنگام نوح فرزندش را که در کنارهای بود؛ صدا زد: «ای فرزندم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش».
Verse 43
گفت: «به زودی به کوهی پناه میبرم که مرا از آب حفظ میکند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگه دارندهای در برابر فرمان الله نیست، مگر کسیکه الله به او رحم کند» و (ناگاه) موج در میان آن دو حائل شد، پس (او) از غرقشدگان گردید.
Verse 44
و گفته شد: «ای زمین آبت را فرو بر، و ای آسمان (بارانت را) فرو بند. و آب فرو نشست، و کار به انجام رسید و (کشتی) بر (کوه) جودی قرار گرفت، و گفته شد: «دوری (و هلاکت) باد بر گروه ستمکاران».
Verse 45
و نوح پروردگارش را ندا داد، پس گفت: «پروردگارا! همانا پسرم از خاندان من است، و بیگمان وعدۀ تو (دربارۀ نجات خاندانم) حق است، و تو بهترین داورانی».
Verse 46
فرمود: «ای نوح! همانا او از خاندان تو نیست، بیگمان او عمل غیر صالحی است. پس چیزی که به آن علم نداری از من مخواه، من به تو اندرز میدهم (مبادا) که از جاهلان باشی».
Verse 47
(نوح) گفت: «پروردگارا! همانا من به تو پناه میبرم، که از تو چیزی بخواهم که به آن علم ندارم، و اگر مرا نبخشی و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود».
Verse 48
گفته شد: «ای نوح! به سلامتی از سوی ما و (همراه با) برکتهای ( فراوان) بر تو و بر امتهای که با تواند؛ فرود آی، و امتهایی (نیز) هستند که به زودی آنها را (از نعمتها) بهرمند سازیم، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها خواهد رسید».
Verse 49
اینها از خبرهای غیب است که آن را به تو (ای پیامبر) وحی میکنیم، نه تو آنها را پیش از این میدانستی و نه قوم تو؛ پس صبر کن، بیگمان عاقبت از آن پرهیزگاران است.
Verse 50
و (ما) به سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم، گفت: «ای قوم من! الله را بپرستید که معبودی جز او برای شما نیست، و شما جز افترا زن نیستید (که بتها را شریک او قرار میدهید).
Verse 51
«ای قوم من! بر (رساندن) این (دعوت) از شما پاداشی نمیطلبم، پاداش من تنها بر (عهدۀ) ذاتی است که مرا آفرید، آیا خرد نمیورزید؟!
Verse 52
و ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او باز گردید (و توبه کنید) تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد، و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید، و گناهکارانه روی نگردانید».
Verse 53
گفتند: «ای هود! برای ما دلیل روشنی نیاوردهای و ما به (خاطر) گفتار تو معبودهایمان را رها نمیکنیم، و ما به تو ایمان نمیآوریم.
Verse 54
ما (چیزی) جز این نمیگویم که« بعضی از معبودانمان آسیبی به تو رساندهاند». (هود) گفت: «همانا من الله را گواه میگیرم، و شما (نیز) گواه باشید، که من از آنچه شریک (الله) قرار میدهید، بیزارم،
Verse 55
غیر از او، پس همگی برای من نقشه بکشید، آنگاه مرا مهلت ندهید.
Verse 56
همانا من بر الله که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم، هیچ جنبندهای نیست مگر آنکه او (= الله) گیرنده پیشانیاش است (و برآن چیره است) بیگمان پرودگارم بر راه راست است.
Verse 57
پس اگر روی برگردانید، به راستی که (من) آنچه را که با آن به سوی شما فرستاده شده بودم به شما رساندم، و پروردگارم گروه دیگری را جانشین شما خواهد کرد، و (شما) هیچ زیانی به او نمیتوانید برسانید، بیگمان پروردگارم بر همه چیز نگهبان است».
Verse 58
و هنگامیکه فرمان ما فرا رسید، هود و کسانیکه با او ایمان آورده بودند، به رحمتی از (سوی) خویش نجات دادیم، و آنها را از عذاب سخت رهاندیم.
Verse 59
و این (قوم) عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و از پیامبران او نافرمانی کردند، و از فرمان هر سرکش دشمن حق، پیروی کردند.
Verse 60
آنها در این دنیا و (نیز) روز قیامت، لعنت به دنبال دارند، آگاه باشید که (قوم) عاد به پروردگارشان کفر ورزیدند، هان! بر عاد، قوم هود دوری (و هلاکت) باد.
Verse 61
و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم) گفت: «ای قوم من! الله را بپرستید، که معبودی جز او برای شما نیست، او شما را از زمین پدید آورد، و شما را در آن به آباد کردنش گمارد، پس از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) همانا پروردگارم نزدیک (و) اجابتکننده است»
Verse 62
گفتند: «ای صالح! پیش از این ما به تو امید میداشتیم، آیا ما را از پرستش آنچه نیاکانمان میپرستیدند، باز میداری؟ و به راستی ما از آنچه ما را به سوی آن دعوت میکنی سخت در شک و تردید هستیم».
Verse 63
گفت: «ای قوم من! به من خبر دهید که اگر من دلیل (و حجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و از جانب خود رحمتی به من عطا کرده باشد، پس اگر نافرمانی او کنم، چه کسی مرا در برابر الله یاری میکند؟! پس شما جز زیان بر من نخواهید افزود.
Verse 64
ای قوم من! این ماده شترِ الله است، که برای شما نشانهای است، پس بگذاریدش در زمین الله بچرد، و هیچ آزاری به آن نرسانید، که (آنگاه) عذابی نزدیک شما را فرا گیرد».
Verse 65
پس آنها، آن (ماده شتر) را پی کردند، آنگاه (صالح به آنها) گفت: «سه روز در خانههایتان بهرهمند گردید، (و بعد از آن عذاب خواهد آمد) این وعدهای است که دروغ نخواهد بود».
Verse 66
پس چون فرمان (عذاب) ما فرا رسید، صالح و کسانیکه با او ایمان آورده بودند، به رحمتی از (سوی) خویش (از آن عذاب) و از رسوایی آن روز نجات دادیم، بیگمان پروردگار تو همان قوی پیروزمند است.
Verse 67
و کسانیکه ستم کرده بودند، صیحهای (= بانگی مرگبار) فرو گرفت، پس در خانههای خود به روی افتادند و مردند.
Verse 68
چنان که گویی در آن (دیار) نبودهاند، آگاه باشید که (قوم) ثمود به پروردگارشان کفر می ورزیدند، هان! بر (قوم) ثمود دوری (و هلاکت) باد.
Verse 69
به راستی فرستادگان ما با بشارت نزد ابراهیم آمدند، گفتند: «سلام»، (ابراهیم نیز در پاسخ) گفت: «سلام» پس طولی نکشید که گوسالهای بریان (برای آنان) آورد.
Verse 70
پس چون دید دستانشان به سوی آن نمیرسد (و نمیخورند) به آنها گمان بد برد، و (در دل) از آنان احساس ترس کرد، (فرشتگان) گفتند: «نترس، بیشک ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم».
Verse 71
و همسرش (ساره) ایستاده بود، پس (از خوشحالی) خندید، آنگاه او را به اسحاق، و بعد از او به یعقوب بشارت دادیم.
Verse 72
(ساره) گفت: «ای وای بر من! آیا من میزایم، در حالیکه پیرزنم و این شوهرم (نیز) پیر است؟! به راستی این چیز عجیبی است!»
Verse 73
(فرشتگان) گفتند: «آیا از فرمان الله تعجب میکنی؟! رحمت الله و برکاتش بر شما اهل بیت باد، همانا او ستودۀ بزرگوار است».
Verse 74
پس چون ترس از (دل) ابراهیم (بیرون) رفت، و بشارت به او رسید، دربارۀ قوم لوط با ما مجادله (و گفت گو) شروع کرد.
Verse 75
ﭼﭽﭾﭿﮀ
ﮁ
بیگمان ابراهیم، بردبار، لابه گر بازگشت کننده (به سوی الله) بود.
Verse 76
ای ابراهیم! از این (سخن) بگذر، که به راستی فرمان (عذاب) پروردگارت فرا رسیده است، و مسلماً عذابی بدون برگشت برایشان خواهد آمد.
Verse 77
و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از (آمدن) آنان نگران و دلتنگ شد، و گفت: «این روز بسیار سختی است».
Verse 78
و قوم او شتابان به سوی او آمدند، و پیش از این کارهای زشت مرتکب میشدند، (لوط) گفت: «ای قوم من! اینها دختران من هستند، (با آنها ازدواج کنید) آنان برای شما پاکیزهترند، و از الله بترسید و مرا در (مورد) مهمانانم رسوا نکنید، آیا در میان شما یک مرد عاقلی وجود ندارد؟!».
Verse 79
گفتند: «به راستی تو میدانی که ما به دختران تو نیازی نداریم، و تو خوب میدانی که ما چه میخواهیم».
Verse 80
(لوط) گفت: «کاش در برابر شما قدرتی داشتم، و یا به تکیه گاه محکمی پناه میبردم».
Verse 81
(فرشتگان) گفتند: «ای لوط! ما فرستادگان، پروردگار تو هستیم، (آنها) هرگز به تو نخواهند رسید، پس در پاسی از شب گذشته خانوادهات را (از این شهر) ببر، و هیچ یک از شما روی بر نگرداند جز همسرت، که به او خواهد رسید آنچه که به آنها رسد، بیگمان وعدهگاهشان (وقت) صبح است، آیا صبح نزدیک نیست؟!».
Verse 82
پس چون فرمان ما فرا رسید، آن (شهر و سرزمین) را زیر و رو کردیم، و بر (سر) آنها سنگهای از سنگ و گِل متراکم روی هم فرو باریدیم.
Verse 83
(سنگهای که) نزد پروردگارت نشاندار بود، و این (سنگها و عذاب) از (سایر) ستمگران دور نیست.
Verse 84
و به سوی (قوم) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم). گفت: «ای قوم من! الله را بپرستید، که معبودی جز او برای شما نیست، و پیمانه و میزان را کم نکنید، من شما را در نعمت میبینم، و من بر شما از عذاب روز فراگیر میترسم.
Verse 85
و ای قوم من! پیمانه و میزان را با عدالت، تمام (و کامل) دهید، و اشیاء مردم را کم ندهید، و در زمین به فساد (و تباهی) نکوشید.
Verse 86
اگر ایمان داشته باشید، باقی گذاشته الله (از مال حلال) برای شما بهتر است، و من بر شما نگهبان نیستم».
Verse 87
گفتند: «ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان میدهد که آنچه را که نیاکانمان میپرستیدند، رها کنیم، یا آنچه را میخواهیم در اموالمان انجام دهیم؟! بیگمان تو (مردی) بردبار عاقلی هستی!».
Verse 88
(شعیب) گفت: «ای قوم من! به من خبر دهید؛ اگر من دلیل (و حجت) آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و از سوی خود رزق نیکوی به من عطا کرده باشد، (آیا نباید از او اطاعت کنم؟!)و من نمیخواهم با شما مخالفت کنم، دربارۀ چیزی که شما را از آن نهی میکنم، (و خود مرتکب شوم) من جز اصلاح؛ - تا آنجا که توانای دارم- نمیخواهم، و توفیق من جز به (فضل) الله نیست، بر او توکل کردم، و به سوی او باز میگردم.
Verse 89
وای قوم من! دشمنی (و مخالفت) با من سبب نشود که به شما (نیز، عذابی) برسد، همانند آنچه که به قوم نوح یا قوم هود، یا قوم صالح رسید، و قوم لوط از شما چندان دور نیست.
Verse 90
و از پروردگارتان آمرزش بطلبید، سپس به سوی او باز گردید (و توبه کنید) همانا پروردگارم مهربان دوستدار است».
Verse 91
گفتند: «ای شعیب! بسیاری از آنچه را که میگویی، نمیفهمیم، و به درستی که ما تو را در میان خود ناتوان میبینیم، و اگر (احترام) قبیلهات نبود؛ مسلماً تو را سنگسار میکردیم، و تو نزد ما گرانقدر نیستی»
Verse 92
(شعیب) گفت: «ای قوم من! آیا قبیلۀ من نزد شما گرامیتر از الله است؟! و (فرمان) او را پشت سر خویش انداختهاید! بیگمان پروردگارم به آنچه انجام میدهید احاطه دارد.
Verse 93
و ای قوم من! شما به روش خودتان عمل کنید، من هم (به روش خود) عمل میکنم، به زودی خواهید دانست، چه کسی عذاب به سراغشان میآید که رسوایش کند، و چه کسی خود دروغگو است! شما انتظار بکشید و من (نیز) با شما در انتظارم!»
Verse 94
و چون فرمان ما فرا رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمتی از (سوی) خود نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند؛ صیحهای (= بانگی مرگبار) فرو گرفت، پس در دیار خود به رو افتادند (و مردند).
Verse 95
چنان که گویی هرگز در آن (دیار) نبودند! آگاه باشید! دوری (و هلاکت) باد بر (قوم) مدین، همان گونه که (قوم) ثمود دور (و هلاک) شدند!
Verse 96
ﯰﯱﯲﯳﯴﯵ
ﯶ
و به راستی موسی را با آیات خود و دلیلی آشکار فرستادیم.
Verse 97
به سوی فرعون و اطرافیانش؛ پس (آنها) از فرمان فرعون پیروی کردند، و فرمان فرعون درست (و بخردانه) نبود.
Verse 98
(فرعون) روز قیامت پیشرو قومش است، پس آنها را وارد آتش (جهنم) کرد، و (جهنم) چه بد آبشخور (و جایگاهی) است که بر آن وارد شدند.
Verse 99
و در این (دنیا) و روز قیامت لعنتی به دنبال دارند، چه بد عطایی است (لعنت) که (به آنها) داده شد.
Verse 100
این (برخی) از اخبار (آبادیها و) شهرهاست که آن را برای تو باز گو میکنیم، که برخی از آنها (هنوز) باقی است، و برخی (دیگر) درو شده (و از بین رفته) است.
Verse 101
و (ما) به آنها ستم نکردیم، و لیکن آنها خود بر خویشتن ستم کردند، پس هنگامیکه فرمان پروردگارت فرا رسید، معبودان شان که به جای الله میخواندند؛ پس چیزی از آنان دفع نکردند (و یاریشان ندادند) و آنها را جز هلاکت (و نابودی) نیفزودند.
Verse 102
و این چنین است (مجازات و) گرفت پروردگارت، هنگامیکه فرو گیرد و مجازات کند آبادیها و شهرها را که (مردمش) ستمکار باشند، بیگمان (مجازات و) گرفت او دردناک سخت است.
Verse 103
یقیناً در این، (پند و) نشانهای است برای کسیکه از عذاب آخرت بترسد، آن (روز) روزی است که مردم (همه) در آن گرد آورده شوند، و آن (روز) روزی است که (همگی) حاضر شوند.
Verse 104
ﮭﮮﮯﮰﮱ
ﯓ
و ما آن را جز تا مدتی معین به تأخیر نمیاندازیم.
Verse 105
روزی بیاید که هیچ کس جز به اذن او سخن نگوید، پس بعضی از آنها بدبختند، و (بعضی دیگر) خوشبخت.
Verse 106
اما کسانیکه بدبخت شدند، پس در آتش (دوزخ)اند، برای آنها در آن ناله و فریاد (= دم و بازدم) است.
Verse 107
در آن جاودانه خواهند ماند، تا آسمانها و زمین (باقی) است، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، بیگمان پروردگارت آنچه را که بخواهد؛ انجام دهد.
Verse 108
و اما کسانیکه خوشبخت (و سعادتمند) شدند، پس جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمین (باقی) است. مگر آنچه پروردگارت بخواهد، عطایی است قطع نشدنی.
Verse 109
پس از (باطل بودن) آنچه اینان میپرستند در شک مباش. آنها نمیپرستند جز همانگونه که نیاکانشان از پیش میپرستیدند، و مسلماً ما نصیب آنان را بی کم و کاست خواهیم داد.
Verse 110
و به راستی (ما) به موسی کتاب دادیم، پس در آن اختلاف شد، و اگر فرمان پیشین پروردگارت نبود، قطعاً در میان آنان داوری میشد، و همانا آنها در این (قرآن) سخت در شک و تردید هستند.
Verse 111
و بیگمان هر کدام (چون بر انگیخته شوند) پروردگارت (پاداش) اعمالشان را قطعاً بطور کامل و تمام خواهد داد، زیرا که او به آنچه میکنند؛ آگاه است.
Verse 112
پس (ای پیامبر!) همانگونه که فرمان یافتهای، (در برابر مشرکان) استقامت کن، و (نیز) کسیکه با تو (به الله) رو آورده است (باید استقامت کند) و سرکشی نکنید، بیگمان او به آنچه که میکنید؛ بیناست.
Verse 113
به کسانیکه ستم کردند تمایل (و تکیه) نکنید، که آتش (جهنم) به شما خواهد رسید، و برای شما (سرپرست و) دوستانی جز الله وجود ندارد، آنگاه یاری نمیشوید.
Verse 114
و (ای پیامبر!) در دو طرف روز، و ساعاتی از شب، نماز را بر پادار، بیشک نیکیها بدیها را از بین میبرند، این پندی برای پند پذیران است.
Verse 115
و (ای پیامبر!) صبر کن، پس بیگمان الله پاداش نیکو کاران را ضایع نخواهد کرد.
Verse 116
پس چرا از امتهایی پیش از شما، خردمندانی نبودند که (مردمان را) از فساد در زمین باز دارند؟! مگر اندکی از آنان که نجاتشان دادیم، و کسانیکه ستم کردند، از لذات (دنیوی) و آسودگی پیروی کردند، و گناهکار بودند (و نابود شدند).
Verse 117
و (ای پیامبر!) پروردگارت چنین نبود که شهرها (و آبادیها) را به ظلم نابود کند، در حالیکه اهل آن (افرادی شایسته و) نیکوکار باشند.
Verse 118
و اگر پروردگارت میخواست، (همۀ) مردم را یک امت قرار میداد، ولی (آنها) همواره مختلفاند.
Verse 119
مگر کسیکه پروردگارت (بر او) رحم کند، و برای همین آنها را آفریده است، و سخن پروردگار تو محقق شد که: مسلماً جهنم را از همۀ (عاصیان و مجرمان) جن و انس پر خواهم کرد.
Verse 120
و ما هر یک از اخبار پیامبران را بر تو باز گو کردیم تا بوسیلۀ آن، دلت را استوار گردانیم، و در این (قرآن) برای تو حق، و برای مؤمنان موعظه و تذکری آمده است.
Verse 121
و به کسانیکه ایمان نمیآورند، بگو: «بر روش خودتان عمل کنید، ما (نیز بر روش خود) عمل میکنیم،
Verse 122
ﮌﮍﮎ
ﮏ
و منتظر باشید، ما هم منتظریم!».
Verse 123
و (آگاهی از) غیب آسمانها و زمین، از آن الله است، و همۀ کارها به سوی او باز گردانده میشود، پس او را بپرست و بر او توکل کن، و پروردگارت از آنچه میکنید؛ (هرگز) غافل نیست.
تقدم القراءة