ترجمه سوره طه به الفارسية از الترجمة الفارسية - حسين تاجي
Verse 1
ﭵ
ﭶ
طه (طا. ها).
Verse 2
ﭷﭸﭹﭺﭻ
ﭼ
(ای پیامبر! ما) قرآن را بر تو نازل نکردیم که به مشقت افتی.
Verse 3
ﭽﭾﭿﮀ
ﮁ
مگر (آن) یاد آوری برای کسی است که (از الله) میترسد.
Verse 4
ﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
ﮈ
(این قرآن) فرو فرستاده شده از سوی کسیکه زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.
Verse 5
ﮉﮊﮋﮌ
ﮍ
(الله) رحمان (است که) بر عرش قرار گرفت.
Verse 6
از آنِ اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو است، و آنچه زیر خاک (پنهان) است.
Verse 7
و اگر سخن آشکارا بگویی (یا آن را پنهان داری) بیگمان او (راز) نهان و نهانتر را میداند.
Verse 8
(او) الله است، که هیچ معبودی جز او نیست؛ نامهای نیکو از آنِ اوست.
Verse 9
ﮭﮮﮯﮰ
ﮱ
و (ای پیامبر!) آیا خبر موسی به تو رسیده است؟
Verse 10
هنگامیکه آتشی را (از دور) دید، پس به خانوادۀ خود گفت: «(لحظهای) درنگ کنید، همانا من آتشی را دیدهام شاید شعلهای از آن برای شما بیاورم، یا بر آن آتش راهنمایی بیابم».
Verse 11
ﯦﯧﯨﯩ
ﯪ
پس چون نزد آن (آتش) آمد، نِدا داده شد که: «ای موسی!
Verse 12
همانا من پروردگار تو هستم، پس کفشهایت را بیرون کن، که تو در وادی مقدس طوی هستی.
Verse 13
ﭑﭒﭓﭔﭕ
ﭖ
و من تو را (به پیامبری) بر گزیدم، پس به آنچه (بر تو) وحی میشود، گوش فرا ده.
Verse 14
یقیناً من «الله» هستم، هیچ معبودی (به حق) جز من نیست، پس مرا پرستش کن، و نماز را برای یاد من بر پا دار.
Verse 15
قطعاً قیامت خواهد آمد، میخواهم (وقت) آن را پنهان دارم، تا هر کس در برابر سعی (و اعمالی) که میکند جزا داده شود.
Verse 16
پس مبادا کسیکه به آن ایمان ندارد، و از هوسهای خود پیروی میکند، تو را از آن باز دارد، که هلاک خواهی شد.
Verse 17
ﭹﭺﭻﭼ
ﭽ
و ای موسی! آن چیست به (دست) راستت؟»
Verse 18
گفت: «این عصای من است، بر آن تکیه میکنم، و با آن برای گوسفندانم (برگ درختان) فرو میریزم، و مرا با آن کارهای دیگری (نیز) است (که برآورده میکنم).
Verse 19
ﮌﮍﮎ
ﮏ
فرمود: «ای موسی! آن را بیفکن»
Verse 20
ﮐﮑﮒﮓﮔ
ﮕ
پس (موسی) آن (عصا) را افکند، که ناگهان ماری شد که (به هر سو) میدوید.
Verse 21
فرمود: «آن را بگیر و نترس، به زودی آن را به صورت اولش باز میگردانیم.
Verse 22
و دستت را در بغل خود داخل کن، تا سفید (و) بی عیب بیرون آید، (این نیز) معجزۀ دیگری است.
Verse 23
ﮫﮬﮭﮮ
ﮯ
تا آیات (و نشانههای) بزرگ خود را به تو نشان دهیم.
Verse 24
ﮰﮱﯓﯔﯕ
ﯖ
(اینک) به سوی فرعون برو، بیگمان او سرکشی کرده است».
Verse 25
ﯗﯘﯙﯚﯛ
ﯜ
(موسی) گفت: «پروردگارا! سینهام را برایم بگشا.
Verse 26
ﯝﯞﯟ
ﯠ
و کارم را برایم آسان گردان.
Verse 27
ﯡﯢﯣﯤ
ﯥ
و گره از زبانم باز کن.
Verse 28
ﯦﯧ
ﯨ
تا سخنانم را بفهمند.
Verse 29
ﯩﯪﯫﯬﯭ
ﯮ
و برای من (یاور و) وزیری از خاندانم قرار ده.
Verse 30
ﯯﯰ
ﯱ
برادرم هارون را.
Verse 31
ﯲﯳﯴ
ﯵ
به (وسیلۀ) او پشت مرا محکم کن،
Verse 32
ﯶﯷﯸ
ﯹ
و او را در کار (رسالت) من شریک ساز،
Verse 33
ﯺﯻﯼ
ﯽ
تا تو را بسیار تسبیح گوییم،
Verse 34
ﯾﯿ
ﰀ
و بسیار تو را یاد کنیم،
Verse 35
ﰁﰂﰃﰄ
ﰅ
بیشک تو به (حال) ما خوب بینایی».
Verse 36
ﰆﰇﰈﰉﰊ
ﰋ
فرمود: «ای موسی! هر چه خواستی به تو داده شد.
Verse 37
ﰌﰍﰎﰏﰐ
ﰑ
و به تحقیق ما بار دیگر (نیز) بر تو منت نهادهایم (و نعمت بخشیدهایم)
Verse 38
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
آن هنگام که به مادرت الهام کردیم، آنچه را که باید الهام میشد،
Verse 39
که: «او را در صندوقی بگذار، آنگاه آن (صندوق) را به دریا بینداز، تا دریا او را به ساحل افکند، (و) دشمن من و دشمن او، او را برگیرد». و من محبتی از سوی خود بر تو افکندم و تا در برابر دیدگان من پرورش یابی.
Verse 40
آنگاه که خواهرت میرفت و میگفت: «آیا کسی را به شما نشان دهم که سرپرستیاش را به عهده گیرد؟!» پس تو را به مادرت باز گرداندیم، تا چشمش (به دیدار تو) روشن شود، و اندوهگین نگردد، و (بعدها) تو یک نفر (قبطی) را کُشتی، پس (ما) تو را از اندوه (و گرفتاری) نجات دادیم، و بارها (چنانکه باید) تو را آزمودیم. پس (از آن) سالها در میان مردم مدین ماندی، سپس ای موسی! بر (طبق) تقدیر (الهی به اینجا) آمدی.
Verse 41
ﮖﮗ
ﮘ
و تو را برای خودم خاص ساختم (و پرورش دادم).
Verse 42
(اینک) تو و برادرت با آیات من برو، و در یاد من سستی نکنید.
Verse 43
ﮢﮣﮤﮥﮦ
ﮧ
به سوی فرعون بروید، بیگمان او سرکشی کرده است.
Verse 44
پس به نرمی با او سخن بگویید، شاید که او پند گیرد یا (از پروردگارش) بترسد،
Verse 45
(موسی و هارون) گفتند: «پروردگارا! به راستی ما میترسیم که بر ما پیشدستی نماید (و قبل از بیان حق ما را آزار دهد) یا طغیان کند»
Verse 46
فرمود: «نترسید! بیشک من با شما هستم، میشنوم و میبینم.
Verse 47
پس به نزد او بروید و بگویید: ما فرستادگان پروردگارت هستیم، بنی اسرائیل را با ما بفرست، و آنها را آزار و شکنجه نکن، بهراستی که ما نشانههاى روشنى از سوی پروردگارت برای تو آوردهایم، و سلام بر آن کسیکه از هدایت پیروی کند.
Verse 48
همانا به ما وحی شده که محققاً عذاب (الهی) بر کسی است که (آیات و معجزات را) تکذیب کند، و (از ایمان) روی بگرداند».
Verse 49
ﰉﰊﰋﰌ
ﰍ
(فرعون) گفت: «ای موسی! پروردگار شما کیست؟»
Verse 50
(موسی) گفت: «پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیزی را به او ارزانی داشته، سپس (آنها را) هدایت کرده است»
Verse 51
ﰘﰙﰚﰛﰜ
ﰝ
(فرعون) گفت: «پس حال (و سرنوشت) نسلهای گذشته چه میشود؟»
Verse 52
(موسی) گفت: «علم آن نزد پروردگارم در کتابی (ثبت) است، پروردگارم نه اشتباه میکند و نه فراموش میکند.
Verse 53
(همان) کسیکه زمین را برای شما گهواره (و محل آسایش) قرار داد، و برای شما در آن راههایی ایجاد نمود، و از آسمان آبی فرو فرستاد پس با آن، انواع گوناگون گیاه را (از زمین) بیرون آوردیم.
Verse 54
بخورید، و (نیز) چهارپایانتان را بچرانید، بیگمان در این (امور) نشانههای برای خردمندان است.
Verse 55
(ما) شما را از آن (= زمین) آفریدیم، و در آن باز میگردانیم، و بار دیگر شما را از آن بیرون میآوریم.
Verse 56
ﮇﮈﮉﮊﮋﮌ
ﮍ
و به راستی (ما) همۀ آیات خود را به او نشان دادیم، پس (او همه را) تکذیب کرد و سر باز زد.
Verse 57
گفت: «ای موسی! آیا به نزد ما آمدهای که با سحر خود، ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟!
Verse 58
پس یقیناً ما هم سحری مانند آن برای تو میآوریم، پس (هم اکنون) در مکانی هموار (و مقبول همه) موعدی میان ما و خودت قرار بده که نه ما و نه تو از آن تخلف نکنیم،
Verse 59
(موسی) گفت: «موعد شما روز (عید) زینت است و آن که (همۀ) مردم چاشتگاه گرد آورده شوند»
Verse 60
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔ
ﯕ
آنگاه فرعون باز گشت، پس (همۀ) مکر و حیله خود را جمع کرد، سپس آمد.
Verse 61
موسی به آنها گفت: «وای بر شما! بر الله دروغ نبندید، که شما را با عذابی نابود میسازد، و یقیناً کسیکه (بر الله) افترا بندد، ناکام (و ناامید) میشود»
Verse 62
ﯧﯨﯩﯪﯫ
ﯬ
پس آنها در کارشان میان خود اختلاف کردند، و رازشان را پنهان داشتند.
Verse 63
گفتند: «مسلماً این دو (نفر) جادوگرند، میخواهند شما را با جادوشان از سرزمینتان بیرون کنند، و آیین (و راه و رسم) برتر شما را از بین ببرند.
Verse 64
پس (همۀ) حیله (و تدبیر) خود را گرد آورید (و به کار بندید) سپس در یک صف (برای مبارزه) بیایید، و به راستی امروز کسی رستگار خواهد شد که چیره (و غالب) گردد.
Verse 65
(ساحران) گفتند: «ای موسی! یا این است که (اول) تو (عصا را) بیفکنی یا آنکه ما کسانی باشیم که اول بیفکنیم؟!»
Verse 66
(موسی) گفت: «بلکه، (شما) بیفکنید» پس ناگهان ریسمانهایشان و عصاهایشان از (اثر) سحرشان چنان به نظرش رسید که حرکت میکند (و میدوند)
Verse 67
ﭫﭬﭭﭮﭯ
ﭰ
پس موسی در دل خود ترسی احساس کرد که (مبادا در ایمان مردم خللی ایجاد شود).
Verse 68
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
گفتیم: «نترس! مسلماً تو (غالب و) برتری،
Verse 69
و آنچه را که در دست راست خود داری بیفکن، تا (تمام) آنچه را که ساختهاند، ببلعد، بیشک آنچه ساختهاند، تنها مکر ساحر است، و ساحر هر جا رود رستگار (و موفق) نخواهد شد».
Verse 70
(پس موسی عصای خود را افکند، ناگهان به مار بزرگی تبدیل شد و همۀ آنها را که ساخته بودند بلعید) آنگاه ساحران (همگی) به سجده افتادند، گفتند: «(ما) به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم».
Verse 71
(فرعون) گفت: «آیا پیش از آن که به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! بیتردید او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است، پس یقیناً دستانتان و پاهایتان را بر خلاف یکدیگر قطع میکنم، و شما را بر تنههای نخل به دار میآویزم، و بیشک خواهید دانست که عذاب (و شکنجه) کدامیک از ما سختتر است و پایدارتر است!».
Verse 72
گفتند: «سوگند به آن که ما را آفریده است، هرگز تو را بر این دلایل روشنی که برای ما آمده، ترجیح نمیدهیم، پس به هر حکمی که میخواهی حکم کن، تو تنها میتوانی در این زندگی دنیا حکم کنی.
Verse 73
همانا ما به پروردگارمان ایمان آوردهایم تا گناهانمان و آنچه را از سحر که ما را به آن وادار کردی، برایمان ببخشاید، و الله بهتر و پایدارتر است».
Verse 74
بیگمان کسیکه گناهکار به نزد پروردگارش حاضر شود، پس آتش جهنم برای اوست، در آن جا نه میمیرد، و نه زنده میماند.
Verse 75
و کسیکه مؤمن نزد او آید، در حالیکه کارهای شایسته انجام داده باشد، پس اینان برایشان درجات بلند است.
Verse 76
باغهای جاویدان (بهشتی) که نهرها زیر (درختان) آن جاری است، همیشه در آن خواهند بود، و این است پاداش کسیکه خود را (از شرک و گناهان) پاک نموده است.
Verse 77
و بهراستی (ما) به موسی وحی کردیم که: «شبانه بندگان مرا (از مصر بیرون) ببر، سپس برای آنها در دریا راهی خشک بگشا، که نه از تعقیب (دشمنان) خواهی ترسید، و نه (از غرق شدن در دریا) هراسی داری.
Verse 78
پس فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کردند، آنگاه دریا چنانکه باید آنان را (بهطور کامل در میان امواج خود) فرو پوشانید.
Verse 79
ﭭﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
و فرعون قوم خود را گمراه نمود، و هدایت نکرد.
Verse 80
ای بنی اسرائیل! بهراستی (ما) شما را از (دست) دشمنانتان نجات دادیم، و در طرف راست (کوه) طور با شما وعده گذاردیم، (تا تورات را بر شما نازل کنیم) و بر شما «منّ» (= ترنجبین) و «سلوی» (= بلدرچین) نازل کردیم.
Verse 81
از پاکیزهها آنچه به شما روزی دادهایم؛ بخورید، و در آن سرکشی نکنید، که خشم من بر شما وارد میشود، و کسیکه خشم من بر او وارد شود، قطعاً نابود شده است.
Verse 82
و همانا من آمرزندهام برای کسیکه توبه کرد و ایمان آورد، و کار شایسته انجام داد، سپس هدایت یافت.
Verse 83
ﮟﮠﮡﮢﮣﮤ
ﮥ
ای موسی! چه چیز سبب شد که از قوم خود پیشی گیری؟
Verse 84
(موسی) گفت: «پروردگارا! آنان به دنبال من هستند، و من به سوی تو شتاب کردم، تا (از من) خشنود شوی».
Verse 85
فرمود: «بیگمان ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم، و سامری آنها را گمراه کرد».
Verse 86
پس موسی خشمگین (و) اندوهناک به سوی قومش بازگشت، (و) گفت: «ای قوم من! مگر پروردگارتان وعدۀ نیکو به شما نداده بود؟ آیا مدت (جدایی من از شما) به درازا کشید، یا خواستید خشمی از (سوی) پروردگارتان بر شما نازل شود، که وعدۀ مرا خلاف کردید؟».
Verse 87
گفتند: «(ما) به اختیار خود وعدۀ تو را خلاف نکردیم، لیکن بارهای سنگینی از زینت (و زیورهای) قوم (فرعون) که با خود داشتیم، آن را (در آتش) افکندیم» پس بدینسان سامری نیز (آنچه داشت) افکند.
Verse 88
آنگاه برای آنها مجسمۀ گوسالهای که صدایی (چون صدای گوساله) داشت، پدید آورد، پس (سامری و پیروانش به مردم) گفتند: «این معبود شما، و معبود موسی است، که آن را فراموش کرده است».
Verse 89
آیا نمیبینند که (این گوساله) هیچ پاسخی به آنها نمیدهد، و مالک هیچ سود و زیانی برای آنها نیست؟
Verse 90
و بیشک هارون پیش از این به آنها گفته بود: «ای قوم من! یقیناً شما به (وسیلۀ) این (گوساله) آزمون شدهاید، و بیگمان پروردگار شما (الله) رحمان است، پس از من پیروی نمائید و فرمانم را اطاعت کنید».
Verse 91
(آنها) گفتند: «(ما) پیوسته پیرامون آن (برای پرستش) مینشینیم (و آن را عبادت میکنیم)، تا موسی به سوی ما باز گردد».
Verse 92
(چون موسی آمد) گفت: «ای هارون! چه چیزی تو را باز داشت، هنگامیکه آنها را دیدی گمراه شدهاند،
Verse 93
ﮏﮐﮑﮒﮓ
ﮔ
از من پیروی نکردی؟ آیا فرمان مرا عصیان (و سرپیچی) کردی؟!».
Verse 94
(هارون) گفت: «ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر، و نه (موی) سرم را، همانا من ترسیدم که بگویی میان بنی اسرائیل تفرقهانداختی، و سخن (و سفارش) مرا به کار نبستی».
Verse 95
ﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
(موسی رو به سامری کرد و) گفت: «ای سامری! (این) کار تو چیست؟ (چرا چنین کردهای؟)».
Verse 96
گفت: «من چیزی را دیدم که آنها ندیدند، پس مشتی (خاک) از رد پای (اسب) رسول (= جبرئیل) را گرفتم، آنگاه آن را (بر پیکر) افکندم، و این چنین (هوای) نفسم (این کار را) برایم آراسته جلوه داد».
Verse 97
(موسی) گفت: «پس برو، بیشک بهرۀ تو در زندگی دنیا این است که بگویی: «(به من) دست نزنید (و نزدیک نشوید)» و همانا وعدهای (از عذاب) داری، که هرگز تخلف نخواهد شد، و (اکنون) به معبودت بنگر که پیوسته عبادتش میکردی (و آن را رها نمیکردی) آن را خواهیم سوزاند، سپس (خاکستر و ذرات) آن را در دریا پراکنده میسازیم.
Verse 98
معبود شما تنها الله است که جز او هیچ معبودی نیست؛ و علم او همه چیز را فرا گرفته است».
Verse 99
(ای پیامبر!) این گونه از خبرهای آنچه گذشته است بر تو باز گو میکنیم، و به راستی (ما) از جانب خود به تو ذکر (= قرآن) دادهایم.
Verse 100
کسیکه از آن (قرآن) روی گردان شود، پس بیگمان او روز قیامت بار سنگینی (از گناه) بر دوش خواهد کشید.
Verse 101
که در آن (رنج) جاودانه خواهند ماند، و برای آنها روز قیامت بد باری است.
Verse 102
(همان) روزیکه در «صور» دمیده شود، و مجرمان را کبود (چشم) در آن روز گرد آوریم.
Verse 103
ﭼﭽﭾﭿﮀﮁ
ﮂ
آنها در میان خود آهسته سخن میگویند، (و به یکدیگر میگویند:) «(شما) فقط ده روز (در دنیا) درنگ کردهاید».
Verse 104
ما به آنچه میگویند؛ داناتریم، چون نیکو روشترین آنها بگوید: «(شما) تنها یک روز درنگ کردهاید».
Verse 105
و (ای پیامبر!) از تو دربارۀ کوهها میپرسند، پس بگو: «پروردگارم آنها را سخت متلاشی (و پراکنده) خواهد کرد،
Verse 106
ﮘﮙﮚ
ﮛ
پس آنها را (زمینی) صاف و هموار میگرداند،
Verse 107
ﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
ﮢ
که در آن هیچ پستی و بلندی را نبینی».
Verse 108
(در) آن روز، (همگی) دعوت کننده را پیروی کنند، هیچ راه سرپیچی (و مخالفت) نیست، و همۀ صداها در برابر (الله) رحمان خاشع میشود، پس جز صدای آهسته (چیزی) نمیشنوی.
Verse 109
آن روز شفاعت (هیچ کس) سود نمیبخشد، جز کسیکه (الله) رحمان به او اجازه داده، و گفتار او را پسندیده است.
Verse 110
آنچه را پیش رو دارند، و آنچه را پشت سرشان است میداند، و آنها به علم او احاطه ندارند.
Verse 111
و (همۀ) چهرهها در برابر (الله) زندۀ پاینده فروتن میشود، و آن که (بار) ستم بر دوش دارد، ناکام (و مأیوس) میگردد.
Verse 112
و کسیکه کارهای شایسته انجام دهد در حالیکه او مؤمن باشد، پس نه از ستمی میترسد و نه از کم و کاستی، (در حقش میهراسد).
Verse 113
و این گونه آن را قرآنی عربی نازل کردیم، و وعید (و هشدارهای) گوناگون را در آن بیان داشتیم، شاید آنها تقوا پیشه کنند، یا این کتاب برای آنها پندی پدید آورد.
Verse 114
پس بلند مرتبه است الله که فرمانروای حق است، به (تلاوت) قرآن شتاب مکن؛ پیش از آن که وحی آن برتو تمام شود، و بگو: «پروردگارا! به علم من بیفزا».
Verse 115
و به راستی پیش از این به آدم سفارش کردیم (و عهد بستیم) پس او فراموش کرد، و برای او عزمی (استوار) نیافتیم.
Verse 116
و (به یاد آور) آنگاه که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید» پس (همگی) سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد.
Verse 117
پس گفتیم: «ای آدم! بیگمان این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسرت است، پس مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به رنج (و مشقت) افتی.
Verse 118
همانا برای تو این است که در آن نه گرسنه میشوی و نه برهنه میمانی.
Verse 119
ﮐﮑﮒﮓﮔﮕ
ﮖ
و آن که تو در آن نه تشنه میشوی و نه گرما (و سوزش آفتاب) مییابی.
Verse 120
پس شیطان او را به وسوسه انداخت، گفت: «ای آدم! آیا (میخواهی) تو را به درخت جاودانگی و فرمانروایی بیزوال راهنمایی کنم؟!».
Verse 121
آنگاه (آدم و حوا) از آن (درخت) خوردند، (و لباسهای بهشتی آنها ریخت) پس عورتشان برایشان آشکار گشت، و شروع کردند که از برگ (درختان) بهشت بر خودشان میچسباندند، و آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، پس گمراه شد.
Verse 122
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜ
ﯝ
سپس پروردگارش او را برگزید، پس توبهاش را پذیرفت، و (او را) هدایت کرد.
Verse 123
فرمود: «(شما دو تن با ابلیس) همگی از آن (بهشت) فرود آیید، در حالیکه دشمن یکدیگر خواهید بود، پس اگر از (سوی) من هدایتی برای شما بیاید، هر کس از هدایت من پیروی کند، پس نه گمراه میشود و نه به رنج افتد (و بدبخت شود).
Verse 124
و کسیکه از یاد من روی گردان شود، پس بیگمان زندگانی (سخت و) تنگی خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا بر انگیزیم.
Verse 125
گوید: «پروردگارا! چرا مرا نابینا برانگیختی؟ و حال آنکه من (در دنیا) بینا بودم!».
Verse 126
فرمود: «همان گونه که آیات ما برای تو آمد پس آنها را فراموش کردی؛ و این گونه امروز (تو در آتش) فراموش خواهی شد».
Verse 127
و این گونه کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد؛ جزا میدهیم، و یقیناً عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است.
Verse 128
آیا برای هدایت (و بیداری) آنها کافی نیست که پیش از اینان چه بسیار از نسلها را هلاک کردیم که در مساکن آنها راه میروند؟! بیگمان در این (امر) نشانههای برای خردمندان است.
Verse 129
و اگر فرمانی که پیش از این از پروردگارت مقرر شده (مبنی بر تأخیر عذاب) و وقت معین، نبود، مسلماً (عذاب الهی) بر آنها محقق میشد.
Verse 130
پس (ای پیامبر!) بر آنچه میگویند، صبر کن، و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن به ستایش پروردگارت تسبیح گوی، و (نیز) در ساعاتی از شب و اطراف روز تسبیح گوی، باشد که خشنود شوی.
Verse 131
و هرگز چشمان خود را به (سوی) آنچه (از نعمتها و متاع دنیوی) که گروههایی از آنان را از آن بهرهمند ساختهایم، ندوز، اینها زینتها (و شکوفههای) زندگی دنیا است، تا آنان را در آن بیازماییم، و روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.
Verse 132
و خانوادهات را به نماز فرمان بده، و (خود) بر (انجام) آن شکیبا باش، (ما) از تو روزی نمیخواهیم، (بلکه) ما به تو روزی میدهیم، و سرانجام نیک برای پرهیزگاران است.
Verse 133
و (مشرکان) گفتند: «چرا معجزهای از جانب پروردگارش برای ما نمیآورد؟!» بگو: «آیا دلایل روشنی که در کتابهای پیشین بوده برای آنها نیامده است؟!
Verse 134
اگر (ما) آنها را پیش از آمدن او (= پیامبر) با عذابی هلاک میکردیم؛ قطعاً (روز قیامت) میگفتند: «پروردگارا! چرا پیامبری بهسوی ما نفرستادی، تا پیش از آن که خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروی کنیم؟!».
Verse 135
(ای پیامبر!) بگو: «همه منتظرند، شما (نیز) منتظر باشید، پس بهزودی خواهید دانست که چه کسی اصحاب راه راست، و چه کسی هدایت یافتهاند».
تقدم القراءة