ترجمه سوره نمل به الفارسية از الترجمة الفارسية - حسين تاجي
Verse 1
طس (طا. سین) این آیات قرآن و کتاب مبین است.
Verse 2
ﭙﭚﭛ
ﭜ
که هدایت و بشارت برای مؤمنان است.
Verse 3
(همان) کسانیکه نماز را بر پا میدارند، و زکات را ادا میکنند، و آنان به آخرت یقین دارند.
Verse 4
بیگمان کسانیکه به آخرت ایمان نمیآورند، اعمالشان را برای آنها زینت دادهایم، پس آنها سرگردان میشوند.
Verse 5
آنها کسانی هستند که عذاب بد (و درد ناک) برایشان است، و آنها در آخرت زیانکارترینند.
Verse 6
و بیتردید تو (این) قرآن را از سوی (الله) حکیم دانا دریافت میداری.
Verse 7
(به یاد بیاور) هنگامی را که موسی به خانوادۀ خود گفت: «(بایستید) همانا من آتشی (از دور) دیدهام، بهزودی خبری از آن برای شما میآورم یا شعلۀ آتشی از آن میآورم تا گرم شوید».
Verse 8
پس چون به آن (آتش) رسید، ندا داده شد که: «مبارک باد کسیکه در آتش است و کسیکه پیرامون آن است. و منزه است الله که پروردگار جهانیان است.
Verse 9
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
ای موسی! همانا من الله پیروزمند حکیم هستم.
Verse 10
و عصایت را بیفکن- پس چون آن را دید که (با سرعت) میجنبد، گویی که آن ماری است، (ترسید و) به عقب برگشت، و پشت سر خود نگاه نکرد- ای موسی! نترس، که پیامبران در نزد من نمیترسند.
Verse 11
مگر کسیکه ستم کند، پس (توبه کند و) بدی را به نیکی تبدیل نماید، پس بیگمان من آمرزندۀ مهربان هستم.
Verse 12
و دستت را در گریبانت فرو کن، که سفید (و درخشندۀ) بیعیب بیرون بیاید، (این معجزه) در زمرۀ معجزات نهگانه است، بهسوی فرعون و قومش (برو) که آنها قومی فاسقند».
Verse 13
پس چون آیات روشن (و کاملاً آشکار) ما به سراغ آنها آمد؛ گفتند: «این جادویی آشکار است».
Verse 14
و آن را از روی ستم و سرکشی انکار کردند، در حالیکه دلهایشان به آن یقین داشت، پس بنگر عاقبت مفسدان چگونه بود.
Verse 15
و بهراستی به داوود و سلیمان دانش (عظیمی) دادیم، و (آنان) گفتند: «ستایش از آن الله است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری بخشید».
Verse 16
و سلیمان وارث داوود شد، و گفت: «ای مردم! زبان پرندگان به ما آموخته شده، و از هر چیز به ما عطا شده، بیتردید این فضل آشکاری است».
Verse 17
و برای سلیمان لشکریانش از جن و انس و پرندگان گرد آورده شدند، آنگاه نگاه داشته شدند (تا همۀ آنها به یکدیگر بپیوندند).
Verse 18
(بعد حرکت کردند) تا هنگامیکه به وادی مورچگان رسیدند، مورچهای گفت: «ای مورچگان! به لانههای خود بروید تا سلیمان و لشکریانش شما را پایمال نکنند در حالیکه نمیفهمند».
Verse 19
پس (سلیمان) از سخن آن (مورچه) تبسمی کرد (و) خندید، گفت: «پروردگارا! به من توفیق ده تا شکر نعمتهایی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتۀ بجای آورم، و (توفیق عطا فرما تا) کار(های) شایستهای که تو خشنود شوی، انجام دهم، و مرا به رحمت خود در (زمرۀ) بندگان صالحت در آور».
Verse 20
و (سلیمان) از حال پرندگان جویا شد، و گفت: «مرا چه شده است که هدهد را نمیبینم، یا اینکه او از غایبان است؟!
Verse 21
قطعاً او را به کیفر شدید کیفر خواهم داد، یا او را ذبح خواهم کرد، یا (باید) دلیلی روشن (برای غیبتش) برای من بیاورد».
Verse 22
پس درنگش چندان طول نکشید (که هدهد آمد) آنگاه گفت: «من به چیزی دست یافتهام که تو به آن دست نیافتهای، و از (سرزمین) سبا برایت خبر قطعی آوردهام.
Verse 23
من زنی را یافتم که بر آنها فرمانروایی میکند، و (به او) از هرگونه نعمتی داده شده است، و تخت عظیمی دارد.
Verse 24
او و قومش را دیدم که به جای الله برای خورشید سجده میکنند، و شیطان اعمال آنها را در نظرشان آراسته پس آنها را از راه (الله) باز داشته است، از این رو آنها هدایت نمیشوند».
Verse 25
چرا برای الله سجده نمیکنند که آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است بیرون میآورد، و آنچه را پنهان میدارید و آنچه را آشکار میکنید (همه را) میداند.
Verse 26
الله که جز او معبودی نیست، پروردگار عرش عظیم است.
Verse 27
(سلیمان) گفت: «اکنون خواهیم دید که آیا راست گفتهای یا از دروغگویان هستی.
Verse 28
این نامۀ مرا ببر، و بر آنها بیفکن، سپس از آنها روی بگردان، پس (در گوشهای توقف کن) بنگر که چه جواب میدهند».
Verse 29
(ملکۀ سبا) گفت: «ای بزرگان، به راستی نامۀ پر ارزشی به سوی من افکنده شده!
Verse 30
همانا آن (نامه) از سلیمان است، و چنین است: به نام الله بخشندۀ مهربان.
Verse 31
ﮯﮰﮱﯓﯔ
ﯕ
بر من برتری مجویید، و تسلیم شده نزد من بیایید»
Verse 32
(ملکه) گفت: «ای بزرگان، در کار من رأی دهید، که من هیچ کار مهمی را بدون حضور (و مشورت) شما تصمیم نگرفتهام (و انجام ندادهام)»
Verse 33
گفتند: «ما دارای نیروی کافی و جنگجویانِ با قدرتی هستیم، و اختیار (و تصمیم نهایی) با توست، پس بنگر که چه فرمان میدهی».
Verse 34
گفت: «بیتردید پادشاهان هنگامیکه وارد قریهای شوند آن را ویران (و تباه) سازند، و عزیزانش را ذلیل میکنند، و این گونه رفتار میکنند.
Verse 35
و همانا من هدیهای برای آنها میفرستم، پس مینگرم که فرستادگان چه جواب میآورند».
Verse 36
پس چون (فرستادۀ ملکه) نزد سلیمان آمد، (سلیمان) گفت: «آیا میخواهید مرا با مال یاری کنید؟! آنچه الله به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است. بلکه شما به هدیۀتان شادمان میشوید.
Verse 37
(اکنون) به سوی آنها باز گرد، پس البته با لشکریانی به سوی آنها خواهیم آمد که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند، و بیتردید آنها را از آن (سرزمین) با ذلت و خواری بیرون میکنیم!»
Verse 38
(سلیمان) گفت: «ای بزرگان! کدامیک از شما تخت او را برای من میآورد، پیش از آنکه تسلیم شده نزد من آیند؟»
Verse 39
عفریتی از جن گفت: «من آن را نزد تو میآورم پیش از آنکه از جایت برخیزی، و همانا من بر آن توانای امین هستم».
Verse 40
کسیکه دانشی از کتاب (الهی) داشت گفت: «من پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو میآورم». پس چون (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود مستقر دید؛ گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا شکر او را به جای میآورم یا ناسپاسی میکنم!» پس هر که شکر کند، تنها به نفع خود شکر میکند، و هر که ناسپاسی کند پس (به زیان خود نموده است،) بیگمان پروردگار من بینیاز کریم است.
Verse 41
(سلیمان) گفت: «تخت او را برایش ناشناس کنید، (تا) ببینیم آیا (آن را) باز میشناسد، یا از آنهاست که باز نتوانند شناخت.
Verse 42
پس چون (ملکۀ سبا) آمد، (به او) گفته شد: «آیا تخت تو این گونه است؟» گفت: «گویی همان است، و ما پیش از این هم (به قدرت الله و حقانیت سلیمان) دانش یافته بودهایم، و مسلمان (و فرمانبردار) بودیم.
Verse 43
و آنچه به جای الله میپرستید او را (از ایمان به الله) باز داشته بود، بیگمان او (= ملکه سبا) از قوم کافران بود.
Verse 44
به او گفته شد: «به صحن (قصر) داخل شو» پس هنگامیکه آن را دید پنداشت که آب عمیقی است، و دو ساق (پای) خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد، سلیمان) گفت: «(این آب نیست) این صحنی صاف از آبگینه است». (ملکه) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم، و (اینک) با سلیمان برای الله پروردگار جهانیان تسلیم شدم»
Verse 45
و به راستی به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم که: الله یگانه را بپرستید، آنگاه آنها دو گروه شدند که به مخاصمه پرداختند.
Verse 46
(صالح) گفت: «ای قوم من! چرا پیش از نیکی بر بدی میشتابید (و بجای رحمت، عذاب الهی را میطلبید) چرا از الله آمرزش نمیخواهید، تا شاید مورد رحمت قرار گیرید؟!»
Verse 47
گفتند: «ما به تو و کسانیکه با تو هستند فال بد زدهایم» (صالح) گفت: «فال بد شما نزد الله است، بلکه شما گروهی هستید که مورد آزمایش قرار میگیرید».
Verse 48
و در (آن) شهر (حِجر) نُه نفر بودند که در زمین فساد میکردند و اصلاح نمیکردند.
Verse 49
گفتند: «به الله سوگند یاد کنید که حتماً بر او (= صالح) و خانوادهاش شبیخون میزنیم، (و آنها را میکشیم) سپس به ولی (دم) او میگوییم: ما هنگام هلاکت و نابودی خانوادهاش؛ هرگز حاضر نبودیم (و از آنها خبر نداریم) و بیگمان ما راستگو هستیم».
Verse 50
و آنها (برای قتل صالح و پیروانش) حیله و نیرنگی به کار بردند و ما (نیز) حیله و تدبیری (برای هلاک آنها و نجات صالح و پیروانش) اندیشیدیم، در حالیکه آنها نمیدانستند.
Verse 51
پس بنگر عاقبت نیرنگشان چه شد؟! ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم.
Verse 52
پس این خانههای آنهاست که به سزای ستمی که میکردند خالی مانده است، بیگمان در این (ماجرا) نشانهای است برای گروهی که میدانند.
Verse 53
ﯗﯘﯙﯚﯛ
ﯜ
و کسانی را که ایمان آورده، و پرهیزگار بودند، نجات دادیم.
Verse 54
و لوط را (به یاد آور) هنگامیکه به قومش گفت: «آیا کار بسیار زشت (لواط) مرتکب میشوید؛ در حالیکه خود (سرانجام و زشتی آن را) میبینید؟!
Verse 55
آیا شما به جای زنان، از روی شهوت سراغ مردان میروید؟! بلکه شما مردمی نادان هستید».
Verse 56
پس جواب قومش جز این نبود که (به یکدیگر) گفتند: «خاندان لوط را از قریۀ خود بیرون کنید، که اینها مردمانی (پاکدامن و) پاکیزهجو هستند!»
Verse 57
آنگاه او و خانوادهاش را نجات دادیم؛ مگر همسرش که مقدر کردیم او از بازماندگان (در آن شهر) باشد.
Verse 58
و بارانی (از سنگ) بر (سر) آنها باراندیم، پس باران بیم دادهشدگان چه بد است!
Verse 59
(ای پیامبر) بگو: «حمد و سپاس مخصوص الله است، و سلام بر بندگانش، کسانیکه او (آنها را) بر گزیده است». آیا الله بهتر است یا آن چیزهای که شرک میآورند؟
Verse 60
(آیا این معبودان باطل شما بهترند) یا کسیکه آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان برای شما آبی نازل کرد، پس با آن باغهای خرم (و زیبا) رویاندیم، که شما هرگز توان رویاندن درختان آن را نداشتید، آیا معبودی دیگری با الله است؟! (نه) بلکه آنها گروهی هستند که (از حق منحرف میشوند و بتها را) همطراز (الله) قرار میدهند.
Verse 61
(آیا این بتها بهترند) یا کسیکه زمین را قرارگاه ساخت، و میان آن نهرهایی قرار داد، و برای آن کوههای (ثابت و استوار) پدید آورد، و میان دو دریا مانعی قرار داد، آیا معبود دیگری با الله است؟! (نه) بلکه بیشترشان نمیدانند.
Verse 62
(آیا این بتها بهترند) یا کسیکه (دعای) مضطر (= درمانده) را اجابت میکند؛ چون او را بخواند، و گرفتاری را بر طرف میسازد، و شما را جانشینان زمین قرار میدهد، آیا معبودی دیگری با الله است؟! چه اندک پند میگیرید.
Verse 63
(آیا این بتها بهترند) یا کسیکه شما را در تاریکیهای بیابان و دریا هدایت میکند، و کسیکه پیش از (باران) رحمت خود بادها را به مژده میفرستد، آیا معبودی دیگر با الله است؟! الله برتر است از آنچه برای او شریک قرار میدهند.
Verse 64
(آیا این معبودان باطل بهترند) یا کسیکه آفرینش را آغاز کرد، سپس آن را (بار دیگر) باز میگرداند، و کسیکه شما را از آسمان و زمین روزی میدهد، آیا معبود دیگری با الله است؟! (ای پیامبر!) بگو: «اگر راست میگویید دلیلتان را بیاورید».
Verse 65
بگو: «در آسمانها و زمین جز الله هیچ کس غیب نمیداند و (آن معبودان باطل) نمیدانند که کی برانگیخته میشوند.
Verse 66
بلکه علم آنها (= مشرکان) دربارۀ آخرت به پایان رسیده است (و هیچ اطلاعی ندارند) بلکه آنها در (وقوع) آن شک دارند، بلکه آنها نسبت به آن نابینایند.
Verse 67
و کسانیکه کافر شدند؛ گفتند: «آیا هنگامیکه ما و پدران مان خاک شدیم، آیا (باز زنده میشویم و از گورها) بیرون آورده میشویم؟!
Verse 68
به راستی این وعدهای است که از پیش به ما و نیاکانمان داده شده است، این جز افسانههای پیشینیان نیست».
Verse 69
(ای پیامبر!) بگو: «در زمین سیر کنید، پس بنگرید عاقبت مجرمان چگونه بود».
Verse 70
و بر آنها غمگین مباش و از آنچه مکر میورزند؛ دلتنگ نشو.
Verse 71
و میگویند: «اگر راست میگویید، این وعده کی خواهد بود؟!»
Verse 72
(ای پیامبر!) بگو: «شاید پارهای از آنچه را که به شتاب میطلبید به شما نزدیک شدهباشد».
Verse 73
و بیگمان پروردگار تو نسبت به مردم دارای فضل (و رحمت) است، و لیکن بیشترشان شکر نمیگزارند.
Verse 74
و بیتردید پروردگار تو آنچه در سینههایشان پنهان میدارند و آنچه را آشکار میکنند؛ بخوبی میداند.
Verse 75
و هیچ پنهانی در آسمان و زمین نیست؛ مگر آنکه در کتاب روشن (لوح محفوظ، نوشته شده) است.
Verse 76
بیگمان این قرآن بر بنی اسرائیل بیشتر چیزهایی را که آنها در آن اختلاف دارند، بیان میکند.
Verse 77
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
و به راستی آن (قرآن) هدایت و رحمت برای مؤمنان است.
Verse 78
مسلماً پروردگار تو میان آنها (در قیامت) به حکم خود داوری میکند، و او پیروزمند داناست.
Verse 79
پس (ای پیامبر!) بر الله توکل کن، بیشک تو بر حق آشکار هستی.
Verse 80
و بیگمان تو نمیتوانی (سخنت را) به (گوش) مردگان بشنوانی، و نمیتوانی کران را هنگامیکه پشتکنان روی میگردانند؛ سخن (و نِدای خود را) بشنوانی.
Verse 81
و تو نمیتوانی کوران را از گمراهیشان (باز گردانی و) هدایت کنی، تو تنها میتوانی (سخن خود را) به کسانی بشنوانی که به آیات ما ایمان دارند؛ پس آنها (در برابر حق) تسلیم شدگان هستند.
Verse 82
و هنگامیکه فرمان (عذاب) بر آنها واقع شود (و حادثۀ قیامت نزدیک شود) جنبندهای را از زمین برای آنها بیرون میآوریم که با آنها سخن گوید، که مردم به آیات ما یقین نمیآورند.
Verse 83
و (به یاد آور) روزی را که ما از هر امتی گروهی را از آنان که آیات ما را تکذیب میکردند؛ محشور میکنیم، آنگاه آنها (به صف) نگاه داشته میشوند.
Verse 84
تا هنگامیکه (به سرزمین محشر) میآیند (الله) میفرماید: «آیا مرا تکذیب کردید در حالیکه به آن احاطۀ علمی نداشتید، یا چه (کاری) بود که میکردید؟!»
Verse 85
و بخاطر ستمی که کردهاند؛ فرمان (عذاب) بر آنها واقع میشود، پس آنها هیچ سخنی نمیگویند.
Verse 86
آیا ندیدند که ما شب را برای آرامش آنها قرار دادیم، و روز را روشنی بخش (قرار دادیم) بیگمان در این (امور) نشانههای (روشنی) است برای گروهی که ایمان میآورند.
Verse 87
و (به یاد آور) روزی را که در صور دمیده میشود، پس (تمام) کسانیکه در آسمانها و زمین هستند وحشت کنند (و بترسند) جز کسیکه الله بخواهد، و همگی با خواری (و ذلت) به پیشگاه او (تعالی) بیایند.
Verse 88
و کوهها را میبینی، (و) آنها را جامد (و بیحرکت) پنداری، در حالیکه مانند حرکت ابرها در حرکت هستند (این) صنع (و آفرینش) اللهِ است که هر چیزی را محکم (و استوار) ساخته است، بیگمان او از آنچه انجام میدهید؛ با خبر است.
Verse 89
هر کسکه نیکی آورد، پس (پاداشی) بهتر از آن خواهد داشت، و آنان از وحشت آن روز در امان هستند.
Verse 90
و هر کس که بدی آورد، پس چهرههایشان در آتش نگونسار شود، (و به آنها گفته میشود:) آیا جزایی جز آنچه میکردید به شما داده میشود؟
Verse 91
(ای پیامبر! بگو:) من فقط مأمورم که پروردگار این شهر (مکه) را عبادت کنم، همان کسیکه این (شهر) را حرمت بخشید، و همه چیز از آنِِ اوست، و من مأمورم که از مسلمانان باشم.
Verse 92
و اینکه قرآن را تلاوت کنم، پس هر کس هدایت شود به نفع خود هدایت شده است، و هر کس که گمراه گردد؛ بگو: «من فقط از هشدار دهندگان هستم».
Verse 93
و بگو: «حمد و ستایش مخصوص الله است، به زود آیاتش را به شما نشان میدهد، پس آنها را خواهید شناخت، و پروردگار تو از آنچه انجام میدهید؛ غافل نیست.
تقدم القراءة