ترجمه سوره قصص به الفارسية از الترجمة الفارسية - حسين تاجي
Verse 1
ﮝ
ﮞ
طسم (طا. سین. میم)
Verse 2
ﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
این آیات کتاب مبین است.
Verse 3
از داستان موسی و فرعون به حق بر تو میخوانیم، برای گروهی که ایمان میآورند.
Verse 4
بیگمان فرعون در زمین برتری جست و اهل آن را گروه گروه کرد، گروهی از آنها را به ضعف و ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را (برای خدمت) زنده نگه میداشت، بیتردید او از مفسدان بود.
Verse 5
و میخواهیم بر کسانیکه در زمین به استضعاف کشیده شدهاند، منت گذاریم و آنان را پیشوایان سازیم، و آنان را وارثان (زمین) قرار دهیم.
Verse 6
و آنها را در زمین تمکّن (و حکومت) دهیم و به فرعون و هامان و لشکریان آن دو، از (دست) آنها (= بنی اسرائیل) آنچه را که از آن میترسیدند، نشان دهیم [ یعنی آن اندیشهای که تخت فرعون و لشکر او به دست یک شخص اسرائیلی نابود خواهد شد ما آن را به حقیقت در آوردیم.].
Verse 7
و به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر بده، پس هنگامیکه بر او ترسیدی، او را به دریای (نیل) بینداز، و نترس، و اندوهگین مشو، یقیناً ما او را به تو باز میگردانیم و او را از پیامبران قرار میدهیم».
Verse 8
پس (هنگامیکه مادر موسی او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را (از آب) بر گرفتند، تا سرانجام دشمن و مایۀ اندوهشان شود، مسلماً فرعون و هامان و لشکریانشان خطا کار بودند.
Verse 9
و (آسیه) همسر فرعون گفت: «(این کودک) نور چشم من و توست! او را نکشید، شاید به ما سود بخشد، یا او را به فرزندی گیریم» و آنان (از عاقبت آن) بیخبر بودند (و نمیفهمیدند).
Verse 10
و قلب مادر موسی (از همه چیز) تهی گشت، اگر دل او را (به ایمان) محکم نکرده بودیم تا از باور دارندگان باشد، نزدیک بود آن (راز) را فاش کند.
Verse 11
و (مادر موسی) به خواهر او گفت: «به دنبالش برو» پس (خواهرش) او را از دور دید، در حالیکه آنها بیخبر بودند.
Verse 12
و (پستان) همۀ زنان شیرده را از پیش بر او حرام کردیم، آنگاه (خواهرش) گفت: «آیا شما را به خانوادهای راهنمایی کنم که او را برایتان نگه دارند در حالیکه آنها خیر خواه او باشند؟!».
Verse 13
پس او را به مادرش باز گرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد، و تا بداند که وعدۀ الله حق است، و لیکن بیشتر آنها نمیدانند.
Verse 14
و چون (موسی) به (مرحلۀ بلوغ و) کمال قوت رسید و برومند شد، به او حکمت و علم دادیم، و این گونه نیکوکاران را پاداش میدهیم.
Verse 15
او هنگامی به شهر وارد شد که اهل آن در غفلت بودند، ناگهان دو مرد را دید با هم نزاع (و جنگ) میکردند، یکی از آنها از پیروان او بود، و دیگری از دشمنانش، پس آن که از پیروان او بود بر (علیه) کسیکه از دشمنانش بود از وی یاری خواست. پس (موسی) به او مشت (محکمی) زد و کارش را ساخت، (و مُرد، موسی) گفت: «این از عمل شیطان بود، بیگمان او دشمن گمراهکنندۀ آشکاری است».
Verse 16
(سپس) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم، پس مرا ببخش» آنگاه (الله) او را بخشید، بیتردید او آمرزندۀ مهربان است.
Verse 17
گفت: «پروردگارا! به شکرانۀ نعمتی که بر من عطا کردی، پس هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود».
Verse 18
پس (موسی) در شهر ترسان، و چشم به راهِ حادثه (شب را) صبح نمود، که ناگهان (دید) همان کسیکه دیروز از او یاری خواسته بود، او را فریاد میزند (و کمک میخواهد) موسی به او گفت: «بیگمان تو آشکارا (انسان ماجرا جو و) گمراه هستی».
Verse 19
پس هنگامیکه (موسی) خواست به کسیکه دشمن هر دوی آنها بود، حمله برد (و بزند، او فریاد زد و) گفت: «ای موسی! آیا میخواهی مرا بکشی همان گونه که دیروز کسی را کشتی؟! تو فقط میخواهی در زمین جبّاری باشی، و نمیخواهی که از مصلحان باشی!».
Verse 20
و (در این هنگام) مردی از دورترین نقطۀ شهر شتابان آمد (و) گفت: «ای موسی! همانا بزرگان (و اشراف قوم) دربارۀ تو مشورت میکنند؛ تا تو را بکشند، پس بیدرنگ (از شهر) بیرون شو، بیتردید من از خیر خواهان تو هستم»
Verse 21
پس ترسان و چشم به راه حادثه، از شهر بیرون شد، گفت: «پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده».
Verse 22
و هنگامیکه به (جانب شهر) مدین رو آورد؛ گفت: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند».
Verse 23
و چون به (چاه) آب مدین رسید، بر آن (چاه) گروهی از مردم را دید که (چهارپایان خود را) آب میدهند، و در کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را) باز میدارند (و به چاه نزدیک نمیشوند، موسی) گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمیدهید؟!) گفتند: «ما (آنها را) آب نمیدهیم تا چوپانها باز گردند (و بروند) و پدر ما پیر کهنسال است (و توانایی این کار را ندارد)».
Verse 24
پس (موسی) برای گوسفندان آن دو آب داد، سپس رو به سایه آورد، آنگاه گفت: «پروردگارا! من هر خیری که بر من بفرستی نیازمند هستم».
Verse 25
آنگاه یکی از آن دو (زن) در حالیکه با نهایت حیا گام بر میداشت، نزد او آمد، گفت: «همانا پدرم تو را دعوت میکند؛ تا مزد آب دادن (گوسفندان) را که برای ما انجام دادی، به تو بدهد» پس چون (موسی) به نزد او آمد و داستان (سرگذشت خود) را بر او حکایت کرد، گفت: «نترس، از گروه ستمکاران نجات یافتی».
Verse 26
یکی از آن دو (دختر) گفت: «پدر جان! او را اجیر کن، بیتردید بهترین کسی را که میتوانی اجیر کنی، کسی است که نیرومند امین باشد (و او چنین است)».
Verse 27
(شعیب) گفت: «من میخواهم یکی از این دو دختر را به ازدواج تو در بیاورم به شرطیکه هشت سال برای من کار کنی، و اگر (آن را) تا ده سال تمام کنی، پس (لطف و) محبتی از سوی توست، من نمیخواهم بر تو سختگیری کنم، اگر الله بخواهد مرا از صالحان خواهی یافت.
Verse 28
(موسی) گفت: «این (قرار داد) میان من و تو باشد که هر کدام از این دو مدت را انجام دادم بر من ستمی نخواهد بود، و الله بر آنچه میگوییم گواه است».
Verse 29
پس هنگامیکه موسی (آن) مدت (معین) را به پایان رسانید، و همراه خانوادهاش حرکت کرد، از سوی (کوه) طور آتشی دید؛ به خانوادهاش گفت: «درنگ کنید، همانا من آتشی دیدم، شاید خبری از آن برای شما بیاورم، یا شعلهای از آتش (بیاورم) تا شما (با آن) گرم شوید».
Verse 30
پس هنگامیکه به (نزدیکی) آن رسید، از کرانۀ راست وادی در جایگاه پر برکت، از (میان) یک درخت ندا داده شد که «ای موسی! یقیناً من الله، پروردگار جهانیانم.
Verse 31
و اینکه عصایت را بیفکن»- پس چون آن را دید که (با سرعت) میجنبد گویی که آن ماری است، (ترسید و) به عقب برگشت و پشت سر خود را نگاه نکرد - (الله فرمود:) «ای موسی! پیش آی، و نترس، بیگمان تو از ایمنان هستی.
Verse 32
دستت را در گریبان خود فرو کن، که سفید (و درخشنده) بیعیب بیرون بیاید، و بازویت را (برای حذر) از ترس به سوی خود (بیار و) جمع کن، پس این دو (معجزه عصا و ید بیضا) دو برهان (روشن) از پروردگارت به سوی فرعون و اشراف (قوم) اوست، بیگمان آنها گروهی فاسق هستند».
Verse 33
(موسی) گفت: «پروردگارا! همانا من یک تن از آنها را کشتهام، پس میترسم که مرا بکشند.
Verse 34
و برادرم هارون زبانش از من فصیحتر است، پس او را همراه من بفرست تا یاورم باشد و مرا تصدیق کند، زیرا که میترسم مرا تکذیب کنند».
Verse 35
(الله) فرمود: «به زودی بازوی تو را با برادرت قوی (و نیرومند) خواهیم کرد، و برای شما سلطه و برتری قرار میدهیم، پس به سبب آیات ما، بر شما دست نیابند، و شما دو نفر و کسیکه از شما پیروی کند؛ پیروزید»
Verse 36
پس هنگامیکه موسی با آیات روشن ما به سوی آنها آمد، گفتند: «این (چیزی) جز سحر ساختگی نیست، و ما چنین چیزی را در نیاکان پیشینیان خود نشنیدهایم».
Verse 37
و موسی گفت: «پروردگار من از (حال) کسیکه هدایت را از نزد او آورده، و کسیکه سرانجام سرای (دیگر) از آنِ اوست، داناتر است، بیگمان ستمکاران رستگار نخواهند شد» [ مراد از «ظالم» مشرک و کافر است. چرا که ظلم یعنی گذاشتن چیزی در جای غیر مختص به خود، و مشرک ظالم شمرده میشود چون که کسانی را در مقام الوهیت قرار میدهد که لایق آن نیست، و همچنین کافر چون که از حقیقت مقام پروردگار کاملاً جاهل و ناآشنا میباشد ظالم شمرده شدهاست.].
Verse 38
و فرعون گفت: «ای بزرگان! من معبودی جز خودم برای شما نمیشناسم، پس ای هامان! برایم آتشی بر گِل بیفروز (و آجر بپز) آنگاه برایم برج بلندی بساز، شاید که از الله موسی با خبر شوم، و هرچند من گمان میکنم که او از دروغگویان است».
Verse 39
و او (= فرعون) و لشکریانش به ناحق در زمین سرکشی کردند، و پنداشتند که آنها به سوی ما باز گردانده نمیشوند.
Verse 40
پس (ما) او و لشکریانش را فرو گرفتیم، آنگاه در دریا انداختیم، پس بنگر عاقبت ستمکاران چگونه بود؟!
Verse 41
و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به سوی آتش (دوزخ) دعوت میکنند، و روز قیامت یاری نخواهند شد.
Verse 42
در این دنیا لعنتی به دنبال آنان روانه کردیم؛ و روز قیامت از زشت رویانند.
Verse 43
و به راستی بعد از آنکه امتهای پیشین را هلاک نمودیم؛ به موسی کتاب (تورات) دادیم که برای مردم بصیرت و هدایت و رحمت باشد، شاید پند گیرند.
Verse 44
و تو (ای پیامبر!) در ناحیه غربی نبودی، هنگامیکه فرمان (نبوت) را به موسی دادیم و تو از حاضران نبودی.
Verse 45
و لیکن (ما) نسلهایی آفریدیم که عمر دراز یافتند، و تو در میان اهل مدین اقامت نداشتی که آیات ما را بر آنها بخوانی، و لیکن ما بودیم که (پیامبرانی) میفرستادیم.
Verse 46
و تو در کنار طور نبودی آنگاه که ندا دادیم، ولی این (و حی) رحمتی از جانب پروردگارت است؛ تا گروهی را بیم دهی که پیش از تو بیمدهندهای برای آنها نیامده بود، شاید که آنها پند گیرند.
Verse 47
و اگر آن نبود که به (سبب) اعمالیکه مرتکب شدهاند؛ مصیبتی به آنها برسد، آنگاه بگویند: «پروردگارا! چرا به سوی ما پیامبری نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم؟».
Verse 48
پس هنگامیکه حق از نزد ما برای آنها آمد، گفتند: «چرا (به این پیامبر) مانند آنچه به موسی داده شد، داده نشده است؟!» آیا به آنچه پیش از این به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟ گفتند: «این دو (قرآن و تورات) جادوی تأیید کنندۀ یکدیگرند» و گفتند: «همانا ما به هر کدام (ازآنها) کافریم».
Verse 49
بگو: «اگر راست میگویید، پس کتابی هدایتکنندهتر از این دو (کتاب) از نزد الله بیاورید، تا من از آن پیروی کنم».
Verse 50
پس اگر (این سخن) تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از هوسهای خود پیروی میکنند، و گمراهتر از آن کس که هوای نفس خویش را بدون (هیچ) هدایتی از (سوی) الله پیروی میکند؛ کیست؟! بیگمان الله گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.
Verse 51
و به راستی (ما این) سخن را یکی پس از دیگری برای آنها آوردیم؛ شاید متذکر شوند.
Verse 52
کسانیکه پیش از این (قرآن) به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم؛ به آن ایمان میآورند.
Verse 53
و چون (قرآن) بر آنها خوانده شود، گویند: «به آن ایمان آوردیم، بیتردید، این حق از سوی پروردگار ما است، همانا ما پیش از (نزول) آن هم مسلمان بودیم».
Verse 54
اینان (کسانیاند که) به (سبب) صبری که کردهاند، پاداششان دوبار (به آنان) داده میشود، و (اینها) با نیکیها بدی ها را دفع میکنند، و از آنچه به آنها روزی دادهایم؛ انفاق میکنند.
Verse 55
و هنگامیکه سخن لغو (و بیهوده) بشوند، از آن روی میگردانند و گویند: «اعمال ما از آن ماست، و اعمال شما از آن شما، سلام بر شما ما خواستار جاهلان نیستیم».
Verse 56
(ای پیامبر!) بیتردید تو هر کس را دوست داری نمیتوانی هدایت کنی، ولی الله هر کس را بخواهد هدایت میکند، و او به هدایت شدگان آگاهتر است.
Verse 57
و (مشرکان) گفتند: «اگر به همراه تو از هدایت پیروی کنیم، ما را از سرزمینمان میربایند» آیا ما (آنها را) در حرم امنی جایشان ندادیم، که ثمرات (و فرآوردههای) هر چیزی (از هر سو) به سوی آن آورده میشود، (این) رزقی است از جانب ما، و لیکن بیشتر آنها نمیدانند.
Verse 58
و چه بسیار از قریهها (و آبادیها) یی را که بر اثر فزونی نعمت، مست و مغرور شده بودند؛ هلاک کردیم، پس این خانههای (ویران شدۀ) آنهاست، که بعد از آنها جز اندکی (کسی) در آنها سکونت نکرد، و ما وارث آنها بودیم.
Verse 59
و پروردگار تو هرگز نابود کنندۀ قریهها (و آبادیها) نبود، تا اینکه در کانون آنها پیامبری بفرستد، که آیات ما را برآنها بخواند، و ما هرگز قریهها (و آبادیها) را هلاک نکردیم؛ مگر آن که اهالی آن ستمکار بودند.
Verse 60
و آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است، و آنچه نزد الله است، بهتر و پایدارتر است، آیا نمیاندیشید؟!
Verse 61
آیا کسیکه به او وعده نیک دادهایم، پس او به آن (وعده) خواهد رسید، همانند کسی است که او را از متاع زندگی دنیا بهرمند ساختهایم، سپس روز قیامت از احضار شدگان (در عذاب) خواهد بود؟
Verse 62
و روزیکه (الله) آنان را ندا دهد، آنگاه فرماید: «کجا هستند، شریکانی که برای من میپنداشتید؟!»
Verse 63
کسانی (از معبودان) که فرمان (عذاب) بر آنان تحقیق یافته است. میگویند: «پروردگارا! اینها (= عابدان) کسانیاند که گمراهشان کردیم؛ (آری) آنها را گمراه کردیم، همان گونه که (خودمان) گمراه شدیم، از آنها بهسوی تو بیزاری میجوییم، آنها (در حقیقت) ما را نمیپرستیدند (بلکه آنها شیطان را پرستش میکردند)»
Verse 64
و (به عابدان) گفته میشود: «معبودهایتان را (که شریک الله میپنداشتید) بخوانید (تا شما را یاری کنند)» پس آنها را میخوانند، ولی جوابی به ایشان نمیدهند، و عذاب (الهی) را (با چشم خود) ببینید، (و آرزو کنند) که ای کاش هدایت یافته بودند.
Verse 65
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧ
ﮨ
و روزیکه (الله) آنان را ندا دهد، آنگاه فرماید: «پیامبران را چه پاسخی دادید؟!»
Verse 66
در آن روز همۀ خبرها (و حجتها) بر آنها پوشیده ماند، (و همه چیز را فراموش کنند) پس آنان از یکدیگر نپرسند.
Verse 67
اما کسیکه توبه کرد و ایمان آورد و عمل شایسته انجام داد، پس امید است که از رستگاران باشد.
Verse 68
و پروردگار تو هر چه بخواهد میآفریند، و (هر چه بخواهد) بر میگزیند، آنان را (هیچ) اختیاری نیست، الله منزه و برتر است از آنچه شریک او قرار میدهند.
Verse 69
و پروردگار تو میداند آنچه را که سینههای آنان پنهان میدارد، و آنچه را آشکار میکنند.
Verse 70
و او ذاتی است که هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، ستایش در دنیا و آخرت برای اوست، و حکم (و فرمانروایی) از آن اوست، و (همۀ شما) به سوی او باز گردانده میشوید.
Verse 71
(ای پیامبر!) بگو: «به من خبر دهید اگر الله شب را تا روز قیامت بر شما پایدار سازد، کیست معبودی جز الله که برای شما روشنی آورد؟! آیا نمیشنوید؟!».
Verse 72
بگو: «به من خبر دهید اگر الله روز را تا روز قیامت بر شما پایدار گرداند، کیست معبودی جز الله که برای شما شبی آورد که در آن آرام بگیرید؟! آیا نمیبینید؟!
Verse 73
و از رحمت خویش شب و روز را برای شما قرار داد، تا در آن (= شب) آرام بگیرید، و تا (در روز) از فضل او (روزی) بجویید، و شاید سپاس گزارید.
Verse 74
و روزیکه (الله) آنان را ندا دهد، آنگاه فرماید: «کجا هستند، شریکانی را که برای من میپنداشتید؟!»
Verse 75
و از هر امتی گواهی بر میگزینیم، آنگاه میگوییم: «دلیل خود را بیاورید» آنگاه بدانند که حق از آن الله است، و (تمام) آنچه را افترا میبستند از (نظر) آنان ناپدید شود (و تباه گردد).
Verse 76
بیگمان قارون از قوم موسی بود، پس بر آنها ستم کرد، آنقدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهایش بر گروهی زورمند دشوار (و سنگین) بود. هنگامیکه قومش به او گفت: «(به خاطر مالت این همه مغرورانه) شادی نکن، همانا الله شادی کنندگان (مغرور) را دوست ندارد.
Verse 77
و در آنچه الله به تو داده، سرای آخرت را بجوی و بهرهات را از دنیا فراموش نکن [ یعنی در مباحات دنیا نیز اسراف و ولخرجی نکن. مباحات دنیا مانند خوردن، نوشیدن، لباس، خانه، ازدواج و غیره. مطلب اینست که همچنانکه بایستی حق پروردگار را ادا کرد نیز باید حق بدن خود و زن و بچه و مهمانها و غیره را ادا کرد. یعنی باید حق هر حقداری را به جای آورد.]، و همانگونه که الله به تو نیکی کرده است؛ نیکی کن، و هرگز در زمین در پی فساد مباش، بیگمان الله مفسدان را دوست ندارد»
Verse 78
(قارون) گفت: «تنها به سبب دانشی که نزد من است آن (مال و ثروت) به من داده شده است» آیا او نمیدانست که الله پیش از او اقوامی را هلاک کرد که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند؟! و مجرمان از گناهانشان پرسیده نمیشوند.
Verse 79
پس (روزی قارون) با آرایش و زینت خویش بر قومش بیرون آمد، کسانیکه خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است؛ ما نیز داشتیم، به راستی که او از بهرۀ عظیمی برخوردار است».
Verse 80
و کسانیکه دانش به آنها داده شده بود، گفتند: «وای بر شما! ثواب الله برای کسیکه ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد بهتر است، و آن (سخن را کسانی) جز صابران نمیپذیرند»
Verse 81
پس او و خانهاش را در زمین فرو بردیم، و هیچ گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) الله یاری کنند، و خود (نیز) نمیتوانست خویش را یاری کند.
Verse 82
و کسانیکه دیروز آرزو میکردند به جای او باشند، میگفتند: «وای بر ما! گویی الله روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد فراخ میگرداند، و (یا) تنگ میگیرد، اگر الله بر ما منّت ننهاده بود، بیتردید ما را (نیز به قعر زمین) فرو میبرد، ای وای! گویی کافران هرگز رستگار نمیشوند.
Verse 83
(آری) این سرای آخرت را (فقط) برای کسانی قرار میدهیم که نه خواهان برتری جویی هستند و نه خواهان فساد، و سرانجام نیک برای پرهیزگاران است.
Verse 84
کسیکه نیکی آورد، پس برای او پاداش بهتر از آن است، و کسیکه بدی آورد، پس کسانیکه بدیها انجام دادند، جز (بهاندازۀ) آنچه میکردند، مجازات نخواهند داشت.
Verse 85
بیتردید کسیکه قرآن را بر تو فرض (و نازل) کرد، قطعاً تو را به جایگاهت (= مکه) باز میگرداند. بگو: «پروردگار من بهتر میداند چه کسی هدایت آورده، و چه کسی در گمراهی آشکار است».
Verse 86
و تو امید نداشتی که کتاب (آسمانی) بر تو القا شود، جز اینکه رحمت پروردگارت بود، پس هرگز پشتیبان کافران مباش.
Verse 87
و هرگز (کافران) تو را از آیات الله، بعد از آن که بر تو نازل شد، باز ندارند، و بهسوی پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش.
Verse 88
و معبود دیگری با الله مخوان، هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، همه چیز جز روی (= ذات) او نابود میشود، فرمانروایی (تنها) از آنِ اوست، و (همه) بهسوی او بازگردانده میشوید.
تقدم القراءة