ترجمه سوره قصص به الفارسية از الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الناشر
مركز تفسير للدراسات القرآنية
Verse 1
ﮝ
ﮞ
﴿طسٓمٓ﴾ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد.
Verse 2
ﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
این است آیات قرآن واضح.
Verse 3
از قصۀ موسی علیه السلام و فرعون، حقیقتی را برایت میخوانیم که در آن هیچ تردیدی برای مردمی که ایمان میآورند نیست؛ زیرا آنها هستند که از آن نفع میبرند.
Verse 4
همانا فرعون در سرزمین مصر سرکشی کرد، و در آنجا مسلط شد و توان یافت، و ساکنانش را گروههای پراکندهای گرداند، گروهی از آنها، یعنی بنیاسرائیل، را با قتل پسرهایشان و نگهداشتن زنانشان برای خدمت، به هدف زیادهروی در خوارکردن آنها ناتوان کرد، بهراستیکه او با ستم و طغیان و تکبر از فسادکاران در روی زمین بود.
Verse 5
و خواستیم بر بنیاسرائیل که فرعون آنها را در سرزمین مصر ناتوان کرد؛ با نابودی دشمنشان، و برطرف ساختن ناتوانی از آنها، لطف کنیم، و آنها را پیشوایانی قرار دهیم که در حق به آنها اقتدا میشود، و آنها را پس از نابودی فرعون وارثان سرزمین مبارک شام قرار دهیم، چنانکه الله تعالی میفرماید: ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَاۖ...﴾ [الأعراف: 137] «و شرق و غرب زمین را که در آن برکت داده بودیم؛ به گروهیکه ناتوان (و مستضعف) شمرده میشدند، به میراث دادیم...».
Verse 6
و خواستیم که آنها را با حاکم کردن در سرزمین مصر قدرت دهیم، و به فرعون و پایههای اصلی حکومتش یعنی هامان و لشکریان آن دو که در حکومتداری به آنها یاری میرساندند، نابودی حکومت آنها را که از آن میترسیدند، و پایان یافتن آن بر دست نوزاد پسری از بنیاسرائیل نشان دهیم.
Verse 7
و به مادر موسی علیه السلام الهام کردیم که او را شیر بده و هرگاه از فرعون و قومش در مورد او ترسیدی که او را بکشند او را در صندوقی قرار بده، و در رود نیل بینداز، و در مورد او نه از غرق شدن بترس و نه از فرعون، و بهسبب جدایی او اندوه مدار، زیرا ما او را زنده بهسوی تو بازمیگردانیم، و او را از رسولان الله که آنها را بهسوی مخلوقاتش میفرستد قرار میدهیم.
Verse 8
پس آنچه را که بر او الهام شد؛ یعنی قرار دادن موسی در صندوق، و انداختن او در رود اطاعت کرد، و خاندان فرعون بر او دست یافتند و او را گرفتند، تا آنچه را الله اراده کرده بود از اینکه موسی علیه السلام دشمنی برای فرعون خواهد شد که الله پادشاهیاش را به دست او از بین میبرد، و باعث اندوه آنها خواهد شد، محقق گردد، همانا فرعون و وزیرش هامان و یاوران آن دو بهسبب کفر و طغیان، و فسادکاری در روی زمین گناهکار بودند.
Verse 9
و هنگامیکه فرعون خواست او را بکشد همسرش به او گفت: این مایۀ شادی من و توست، او را نکشید شاید با خدمت به ما نفع برساند، یا با فرزند خواندگی، او را به فرزندی بگیریم، و آنها از آنچه که نابودیشان به دست او منجر خواهد شد آگاه نبودند.
Verse 10
و قلب مادر موسی علیه السلام از تمام امور دنیا جز امر موسی علیه السلام خالی گشت و صبر نکرد، تا اینکه نزدیک بود از شدتِ وابستگی زیاد به او، آشکار کند که او فرزندش است، اگر قلبش را آنگونه که لازم بود استوار نگردانیده بودیم، و او را به صبر امر نکرده بودیم تا از مؤمنان توکلکننده بر پروردگارشان و شکیبایان در برابر حکم او تعالی باشد.
Verse 11
و مادر موسی علیه السلام پس از اینکه موسی علیه السلام را در رود افکند به خواهرش گفت: او را دنبال کن تا بدانی با او چه میشود، پس از دور به او نگریست تا امرش آشکار نگردد، و فرعون و قوم او احساس نکنند که او خواهرش است و میخواهد از حالش جویا شود.
Verse 12
و موسی علیه السلام به تدبیر الله از زنان شیر نخورد، و چون خواهرش اشتیاق آنها بر شیر دادن او را دید به آنها گفت: آیا شما را به اهل خانهای که به او شیر میدهند و از او نگهداری میکنند، و خیرخواه او نیز هستند راهنمایی کنم؟
Verse 13
پس موسی علیه السلام را به مادرش بازگردانیدیم تا چشمانش با دیدن موسی علیه السلام از نزدیک روشن شود، و بهسبب فراق او اندوه ندارد، و بداند که وعدۀ الله به بازگردانیدن موسی علیه السلام به او حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، اما بیشتر آنها از این وعده آگاه نبودند، و هیچکس نمیدانست که او مادرش است.
Verse 14
و چون به سن سخت شدن بدن رسید، و در نیرویش استحکام یافت - فهم و علم در دینِ بنیاسرائیل پیش از نبوتش به او دادیم، و همانگونه که موسی علیه السلام را در قبال طاعت او جزا دادیم در هر زمان و مکانی نیکوکاران را جزا میدهیم.
Verse 15
و موسی علیه السلام هنگام استراحت مردم در خانههایشان وارد شهر شد، آنگاه دو مرد را دید که با یکدیگر منازعه و زد و خورد میکنند، یکی از آنها از بنیاسرائیل قوم موسی، و دیگری از قِبط قوم فرعون دشمن موسی علیه السلام بود، پس کسیکه از قومش بود از موسی علیه السلام خواست که او را در برابر کسیکه از قبط و دشمنش بود یاری رساند، پس موسی مشتی به قبطی زد، و بهسبب قدرت آن ضربه او را کشت، موسی علیه السلام گفت: این امر از آراستن و فریبکاری شیطان است، بهراستیکه شیطان برای کسیکه از او پیروی کند دشمنی گمراهکننده و آشکار است، پس کاری که از جانب من حاصل شد بهسبب دشمنی او، و بهسبب این است که گمراهکننده است و میخواهد مرا گمراه کند.
Verse 16
موسی علیه السلام با خواندن پروردگارش و با اعتراف به کاری که انجام داده بود، گفت: پروردگارا بهراستیکه من با قتل این قبطی بر خودم ستم کردم، پس گناهم را برایم بیامرز، و الله آمرزش موسی علیه السلام توسط خویش را بیان میفرماید، بهراستیکه او تعالی نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده و مهربان است.
Verse 17
پس با خبر موسی علیه السلام ادامه داد که در آن گفت: پروردگارا بهسبب قدرت و حکمت و علمی که به من ارزانی داشتی هرگز یاور مجرمان در جرم آنها نخواهم بود.
Verse 18
پس چون قتل قبطی از او سر زد صبحگاه ترسان در شهر منتظر بود که چه چیزی رخ میدهد، ناگهان همان کسیکه دیروز از او درخواست یاری و کمک در برابر دشمن قبطیاش کرده بود در برابر قبطیای دیگر از او کمک میطلبید، موسی علیه السلام به او گفت: بهراستیکه تو فریبکار و گمراه آشکاری هستی.
Verse 19
پس وقتی موسی علیه السلام خواست به قبطی که دشمن او و دشمن اسرائیلی بود حمله کند، اسرائیلی گمان کرد که موسی علیه السلام میخواهد به او حمله کند چون از او شنید که میگفت: ﴿إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ﴾، از این رو به موسی علیه السلام گفت: آیا میخواهی مرا بکشی همانگونه که دیروز یک نفر را کشتی، تو نمیخواهی جز اینکه ستمکاری بر روی زمین باشی که مردم را بکشی و به آنها ستم کنی و نمیخواهی از کسانی باشی که میان نزاع کنندگان اصلاح برقرار میکند.
Verse 20
و هنگامیکه این خبر منتشر شد و مردی از دورترین نقطۀ شهر برای دلسوزی بر موسی علیه السلام به سرعت آمد، و گفت: ای موسی، سران قوم فرعون در مورد قتل تو با یکدیگر رایزنی میکنند پس از شهر برو، زیرا من از خیرخواهان تو هستم و نگرانم از اینکه به تو دست یابند و تو را بکشند.
Verse 21
آنگاه موسی علیه السلام فرمان آن مرد خیرخواه را اجرا کرد، و ترسان و درحالیکه انتظار میکشید چه اتفاقی برایش رخ میدهد از شهر خارج شد، و اینگونه پروردگارش را خواند: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده، تا آسیبی به من نرسانند.
Verse 22
و چون رو بهسوی مدین پیش رفت گفت: امیدوارم که پروردگارم مرا به بهترین راه راهنمایی کند، و از آن منحرف نشوم.
Verse 23
و وقتی به آب مدین که از آن آب برمیداشتند رسید گروهی از مردم را دید که به دامهایشان آب میدادند، و پایینتر از آنها، دو زن را دید که گوسفندهایشان را از آب بازمیدارند تا مردم آب بردارند، موسی علیه السلام به آن دو گفت: چرا همراه مردم آب برنمیدارید؟ آن دو به او گفتند: عادت ما این است که درنگ میکنیم و آب برنمیداریم تا اینکه چوپانان بازگردند؛ تا مبادا با آنها آمیخته شویم، و پدرمان پیری سالخورده است، و نمیتواند آب بردارد، پس ما به آب دادن گوسفندانمان ناچاریم.
Verse 24
پس به آن دو دلسوزی کرد و گوسفندانشان را آب داد، سپس بهسوی سایه بازگشت و در آنجا استراحت کرد، و با اشاره به نیاز خویش پروردگارش را خواند، و گفت: پروردگارا بهراستیکه من به هر خیری که برایم بفرستی نیازمندم.
Verse 25
چون آن دو رفتند پدرشان را در مورد موسی علیه السلام باخبر کردند، پس یکی از آن دو را بهسوی موسی علیه السلام فرستاد تا او را دعوت کند، آن دختر درحالیکه با حیا راه میرفت، گفت: پدرم تو را دعوت میکند نزدش بیایی تا مزد اینکه به ما آب دادی را برایت بدهد، وقتی موسی علیه السلام نزد پدر آن دو آمد، و او را از سرگذشت خویش باخبر ساخت، برای آرام کردن موسی علیه السلام به او گفت: نترس که از قوم ستمکار، فرعون و سرانش نجات یافتی، زیرا آنها تسلطی بر مدین ندارند، و نمیتوانند آزاری به تو برسانند.
Verse 26
یکی از دو دخترش گفت: ای پدرم، او را استخدام کن تا گوسفندانمان را بچراند، زیرا شایستگی این را دارد که او را به کار بگماری؛ چون هم قوی است و هم امانتدار، زیرا آنچه که به آن مکلف شده است را با قدرت انجام میدهد، و آنچه را که بر آن امین گماشته شده است با امانتداری حفظ میکند.
Verse 27
پدر آن دو دختر خطاب به موسی علیه السلام گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم، به شرط اینکه مهریۀ او این باشد که هشت سال گوسفندانمان را بچرانی، و اگر این مدت را ده سال کامل کنی لطفی از جانب تو است و به آن مجبور نیستی، زیرا پیمان بر هشت سال بسته شده است، و بیشتر از آن اختیاری است، و من نمیخواهم که تو را به آنچه برایت دشوار است ملزم کنم. - انشاءالله- مرا از نیکوکارانی که به پیمانها وفا میکنند، و عهدها را نمیشکنند خواهی یافت.
Verse 28
موسی علیه السلام گفت: این پیمانی میان من و تو است که بر آن پیمان بستیم، پس هر یک از دو مدت: هشت یا ده سال را که انجام دادم، به آنچه بر من است وفا کردهام، پس بیشتر از من نخواه، و الله بر آنچه که پیمان بستیم وکیل و نگهبان است.
Verse 29
پس چون موسی علیه السلام کاملترین آن دو مدت یعنی ده سال را تمام کرد، و خانوادهاش را از مدین بهسوی مصر برد در کنار طور آتشی دید، به خانوادهاش گفت: بایستید، که من آتشی دیدم، شاید از آن خبری برایتان بیاورم، یا شعلهای از آتش برایتان بیاورم تا با آن آتشی برافروزید، و خودتان را در برابر سرما گرم کنید.
Verse 30
پس وقتیکه موسی علیه السلام به آتشی که دیده بود رسید پروردگارش از سمت راست وادی در جایگاهی که الله با سخنگفتن با موسی علیه السلام از درخت، آن را برکت داد به او ندا داد: ای موسی همانا من الله پروردگار تمام مخلوقات هستم.
Verse 31
و عصایت را بینداز، آنگاه موسی علیه السلام برای اطاعت از امر پروردگارش آن را انداخت، و وقتی عصا را دید که از نظر سرعت همانند ماری حرکت میکند و میجنبد با فرار و ترس از آن پشت کرد، و از گریزش بازنگشت، آنگاه پروردگارش به او ندا داد: ای موسی پیش آی، و از آن نترس؛ زیرا تو از این و سایر مواردی که میترسی در امان هستی.
Verse 32
دست راستت را در گریبانت قرار بده، سفید و بدون پیسی خارج میشود. پس موسی علیه السلام دستش را داخل کرد آنگاه سفید مانند برف خارج شد. و دستت را به خود بچسبان تا ترس تو آرام گیرد. آنگاه موسی علیه السلام دستش را به خویش چسباند و ترس از او برطرف شد، پس این دو مورد - عصا و دست- دو حجت فرستادهشده از جانب پروردگارت بهسوی فرعون و سران قومش است، زیرا آنها با کفر و ارتکاب گناهان نافرمان الله هستند.
Verse 33
موسی علیه السلام با توسل به پروردگارش گفت: همانا من یکی از آنها را کشته ام و میترسم که اگر برای ابلاغ آنچه به آن رسالت یافتهام نزدشان بروم مرا بکشند.
Verse 34
و برادرم هارون از من سخنورتر است پس او را به عنوان یاوری همراه من بفرست تا در سخنم با من موافقت کند، اگر فرعون و قومش مرا تکذیب کردند، همانا من میترسم از اینکه مرا تکذیب کنند چنانکه این کار عادت امتهایی است که رسولان پیش از من بهسوی آنها فرستاده شدند و آنها را تکذیب کردند.
Verse 35
الله در پاسخ به دعوت موسی علیه السلام گفت: - ای موسی- به زودی تو را با فرستادن برادرت همراه تو به عنوان رسول و یاور تقویت خواهیم کرد، و حجت و تأییدی برای شما دو نفر قرار میدهیم، تا آسیبی که آن را نمیپسندید به شما نرسانند، بهسبب آیات ما که شما را با آنها فرستادیم شما و مؤمنانی که از شما پیروی کنند پیروز هستید.
Verse 36
پس وقتی موسی علیه السلام با آیات آشکار ما نزدشان رفت گفتند: این نیست جز دروغی ساختگی که موسی آن را ساخته است، و این را از پدران نخستین خویش نشنیدهایم.
Verse 37
و موسی علیه السلام خطاب به فرعون گفت: پروردگارم از فرد راستگویی که راهنماییای را از جانب او سبحانه آورد آگاه است، و میداند که چه کسی سرانجام خوشی در آخرت دارد، بهراستیکه ستمکاران به هدفشان دست نمییابند و از آنچه میترسند نجات پیدا نمیکنند.
Verse 38
و فرعون خطاب به اشراف قومش گفت: ای سران، معبودی جز خودم برای شما نمیشناسم، پس ای هامان برایم بر گِل آتش بیفروز تا سخت شود آنگاه با آن، بنایی مرتفع برایم بساز تا به معبود موسی بنگرم و بر او اطلاع یابم، و بهراستیکه من گمان میکنم موسی در این امر که ادعا میکند فرستادهای از جانب الله بهسوی من و قومم است دروغگو است.
Verse 39
و تکبر فرعون و لشکریانش زیاد شد و بدون هیچ حقی در سرزمین مصر ادعای برتری نمودند، و رستاخیز را انکار کردند، و پنداشتند که در روز قیامت برای حسابرسی و کیفر بهسوی ما بازگردانده نمیشوند.
Verse 40
پس او و لشکریانش را گرفتیم و آنها را غرقشده در دریا انداختیم تا اینکه همگی نابود شدند، پس - ای رسول- بیندیش که سرانجام و نهایت ستمکاران چگونه بود، به تحقیق که سرانجام و نهایت آنها نابودی بوده است.
Verse 41
و آنها را پیشوای طغیانگران و گمراهان قرار دادیم که با انتشار کفر و گمراهی بهسوی جهنم فرامیخواندند، و روز قیامت برای رهایی از عذاب یاری نمیشوند، بلکه به خاطر سنتهای بدی که به جای گذاشتند، و گمراهیهایی که به آن فراخواندند عذاب بر آنها دوچندان میشود، و هم گناه عمل خودشان به این امور و هم گناه کسانیکه در عمل به آن از آنها پیروی کردند برایشان نوشته میشود.
Verse 42
و افزون بر کیفرشان در این دنیا آنها را خوار و مطرود قرار دادیم، و روز قیامت از سرزنش شدگان و رانده شدگان از رحمت الله هستند.
Verse 43
و به تحقیق پس از اینکه رسولانمان را بهسوی امتهای پیشین فرستادیم و آنها را تکذیب کردند، آنگاه آنها را بهسبب تکذیب رسولان نابود کردیم، تورات را به موسی علیه السلام دادیم، که در آن، امور مفید را به مردم میشناساند تا به آن عمل کنند، و امور مضرّ را به آنها میشناساند تا آن را ترک کنند، و در آن، راهنماییِ آنها بهسوی خیر است، و بهسبب خیر دنیا و آخرت که در آن وجود دارد، رحمتی است تا نعمتهای الله بر خودشان را به یاد آورند آنگاه شکر الله را بگزارند و به او تعالی ایمان آورند.
Verse 44
و - ای رسول- تو در سمت غربی کوه نسبت به موسی علیه السلام حاضر نبودی آنگاه که رسالت موسی علیه السلام بهسوی فرعون و سرانش را به او اطلاع دادیم، و از حاضران نبودی تا از آن باخبر باشی و بر مردم حکایت کنی، پس آنچه به مردم خبر میدهی، وحی الله بهسوی توست.
Verse 45
اما ما امتها و مردمانی را پس از موسی علیه السلام پدید آوردیم، که زمان بر آنها دور و دراز شد تا اینکه پیمانهای الله را فراموش کردند، و تو در میان ساکنان مَدیَن مقیم نبودی تا آیات ما را بر آنها بخوانی، اما تو را از جانب خویش فرستادیم، و قصۀ موسی علیه السلام و اقامت او در مَدیَن را به تو وحی کردیم، و به آنچه الله از آن بهسوی تو وحی کرد به مردم حکایت کردی.
Verse 46
و در کنار طور نبودی آنگاه که به موسی علیه السلام ندا دادیم و آنچه را که لازم بود به او وحی کردیم تا آن را حکایت کنی، اما تو را رحمتی از سوی پروردگارت برای مردم فرستادیم، و این قصه را به تو وحی کردیم تا مردمی را که پیش از تو رسولی نزدشان نیامده است انذار دهی تا پند بگیرند، آنگاه به آنچه از جانب الله سبحانه برایشان آوردهای ایمان بیاورند.
Verse 47
و اگر نبود که چون بهسبب کفر و گناهانی که بر آن هستند کیفری الهی به آنها برسد، و با استدلال به عدم ارسال رسول بهسوی آنها بگویند: چرا رسولی بهسوی ما نفرستادی تا آیات تو را پیروی و به آنها عمل کنیم، و از مؤمنان عامل به فرمان پروردگارشان باشیم، اگر این امر نبود بهطور قطع در عذاب آنها شتاب میکردیم، اما عذابشان را به تأخیر انداختیم تا با فرستادن رسولان به سویشان، حجت خویش را بر آنها تمام کنیم.
Verse 48
پس چون محمد صلی الله علیه وسلم با رسالت از جانب پروردگارش نزد قریش آمد آنها در مورد پیامبر صلی الله علیه وسلم از یهود پرسیدند و یهود این شبهه را بر آنها القا کردند و گفتند: چرا آیات دلالتکننده بر رسالت از جانب پروردگار مانند دست و عصا که به موسی داده شد، به محمد داده نشده است، - ای رسول- در پاسخ آنها بگو: آیا یهودیان به آنچه که پیش از این به موسی داده شده است کفر نورزیدهاند، و در مورد تورات و قرآن گفتند: بهراستیکه اینها، دو سحر هستند که یکدیگر را تقویت میکنند، و گفتند: بهراستیکه ما به هر یک از تورات و قرآن کافر هستیم؟!
Verse 49
- ای رسول- به اینها بگو: کتابی نازلشده از جانب الله بیاورید که از تورات و قرآن هدایتکنندهتر باشد، که اگر آن را آوردید از آن پیروی میکنم اگر در این ادعا تورات و قرآن دو سحر هستند راستگو میباشید.
Verse 50
پس اگر قریش درخواست تو برای آوردن کتابی هدایتکنندهتر از تورات و قرآن را اجابت نکردند پس به یقین بدان که تکذیب تورات و قرآن توسط آنها بر اساس دلیل نیست، و فقط برخاسته از پیروی هوس است، و هیچکس گمراهتر از کسی نیست که بدون هدایتی از جانب الله سبحانه از هوس خویش پیروی میکند، بهراستیکه الله مردمی را که بهسبب کفرشان به الله بر خویشتن ستم روا میدارند به هدایت و راه راست توفیق نمیدهد.
Verse 51
و به تحقیق که سخن قصههای پیشین را به مشرکان و یهودیان بنیاسرائیل رساندیم، و وقتیکه رسولانمان را تکذیب کردند عذاب را بر آنها فرو نفرستادیم، تا از آن پند بگیرند و ایمان بیاورند که آنچه به امتهای پیشین رسید به آنها نرَسَد.
Verse 52
کسانیکه قبل از نزول قرآن بر ایمان به تورات استوار ماندند به دلیل خبردادن به قرآن و توصیف آن که در کتابهایشان مییابند به قرآن ایمان میآورند.
Verse 53
و هنگامیکه قرآن بر آنها خوانده میشود میگویند: به آن ایمان آوردیم بهراستی آن حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و از جانب پروردگارمان نازل شده است، بهراستیکه ما پیش از این قرآن، مسلمان بودیم زیرا به آنچه رسولان آورده بودند ایمان داشتیم.
Verse 54
اینها که صفات مذکور را دارند بهسبب صبر بر ایمان به کتابهایشان، و ایمان آنها به محمد صلی الله علیه وسلم آنگاه که مبعوث شد، و گناهانی را که کسب کردهاند با نیکیهای اعمال صالح خویش دفع میکنند، و از آنچه که به آنها روزی دادهایم در راههای خیر انفاق میکنند الله پاداش عملشان را دو بار به آنها میدهد.
Verse 55
و این مؤمنان اهل کتاب هرگاه سخن باطلی بشنوند بدون اهمیت از آن روی میگردانند و خطاب به اصحاب سخن باطل میگویند: برای ما پاداش اعمال خودمان است، و برای شما پاداش اعمال خودتان است، از ناسزاگویی و آسیب ما در امان هستید، و همنشینی با جاهلان بهسبب زیان و آسیبی که بر دین و دنیا دارد سزاوار ما نیست.
Verse 56
- ای رسول- در حقیقت تو نمیتوانی هرکس مانند ابوطالب و سایر کسانی را که دوست داری با راهنمایی به ایمان هدایت کنی، اما الله، تنها ذاتی است که هرکس را بخواهد به هدایت توفیق میدهد، و او تعالی بر اساس علم ازلی خویش آگاهتر است که چه کسانی به راه راست هدایت میشوند.
Verse 57
و مشرکان ساکن مکه با آوردن بهانه در پیروی از اسلام و ایمانِ به آن، گفتند: اگر از این اسلام که تو آوردهای پیروی کنیم دشمنانمان به سرعت ما را از سرزمین خودمان میرانند، آیا این مشرکان را در حرمی قرار ندادهایم که ریختن خون و ستم در آن حرام است، و در آن از تجاوز دیگران در امان هستند، و میوههای هر چیزی به عنوان روزی از جانب ما که بهسوی آنها میفرستیم به آنجا کشانده میشود؟! اما بیشتر آنها از نعمتهایی که الله بر آنها ارزانی داشته است آگاه نیستند تا در قبال آن شکر او تعالی را به جای آورند.
Verse 58
و چه بسیار شهرهایی که بر نعمت الله بر خویش ناسپاسی کردند و در گناهان و معاصی زیادهروی کردند، آنگاه عذابی را بر آنها فرستادیم و آنها را با آن عذاب نابود کردیم، این مساکن ویرانشدۀ آنها است که مردم بر آنها میگذرند و پس از ساکنان آنها کسی جز شمار اندکی از برخی رهگذران در آنها سکونت نکرده است، و ما وارثانی هستیم که آسمانها و زمین و تمام کسانی را که در آنها هستند به ارث میبریم.
Verse 59
و - ای رسول- پروردگارت هرگز شهرها را ویران نکرده است مگر پس از فرستادن رسولی در شهر بزرگ آنها تا عذری برایشان باقی نماند چنانکه تو را در امالقری، یعنی مکه، فرستاد و ما هرگز ساکنان شهرها را درحالیکه بر راه حق قرار داشتهاند نابود نکردهایم، بلکه فقط در صورتی آنها را نابود میکنیم که با کفر و ارتکاب گناهان ستمکار باشند.
Verse 60
و آنچه که پروردگارتان به شما داده از مواردی است که در زندگی دنیا از آنها بهرهمند میشوید و خودتان را میآرایید سپس از بین میرود، و پاداش بزرگی که در آخرت نزد الله است از کالا و زیور دنیا بهتر و ماندگارتر است، پس آیا در این امر نمیاندیشید، تا باقی را بر فانی ترجیح دهید؟!
Verse 61
آیا کسیکه بهشت و نعمتهای ماندگار آن را در آخرت برایش وعده دادهایم مانند کسی است که مال و زیور در زندگی دنیا به او دادهایم و از آن بهرهمند میشود، سپس در روز قیامت از احضارشدگان بهسوی آتش جهنم است؟!
Verse 62
و روزیکه پروردگارشان اینگونه به آنها ندا میزند: کجایند شریکانم که آنها را به جای من عبادت میکردید و ادعا میکردید که شریکان من هستند؟
Verse 63
کسانی از دعوتگران بهسوی کفر که عذاب بر آنها واجب شده است میگویند: پروردگارا اینها کسانی هستند که آنها را گمراه ساختیم چنانکه خودمان گمراه شدیم، از آنها بهسوی تو بیزاری میجوییم، آنها ما را عبادت نمیکردند، و فقط شیاطین را عبادت میکردند.
Verse 64
و به آنها گفته میشود: شریکانتان را فراخوانید تا شما را از ذلتی که در آن هستید برهانند، آنگاه شریکانشان را میخوانند اما ندایشان را پاسخ نمیدهند، و عذاب آماده برای خودشان را میبینند، آنگاه آرزو میکنند که ای کاش در دنیا از هدایتیافتگان به راه حق بودند.
Verse 65
ﮢﮣﮤﮥﮦﮧ
ﮨ
و روزیکه پروردگارشان اینگونه بر آنها ندا میزند: به رسولانم که آنها را بهسوی شما فرستادم چه پاسخی دادید؟
Verse 66
آنگاه چون یقین پیدا میکنند که بهسوی عذاب رانده میشوند از هراس آسیبی که در آن هستند آنچه را که به آن استدلال میکردند بر آنها پوشیده میماند و نه میتوانند چیزی بگویند، و نه میتوانند از یکدیگر بپرسند.
Verse 67
اما هر یک از این مشرکان که از کفرش توبه کند و به الله و رسولش ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد؛ امید است که از دستیافتگان به آنچه میطلبند، و نجاتیافتگان از آنچه از آن میترسند باشد.
Verse 68
و - ای رسول- پروردگار تو آنچه را که بخواهد بیافریند میآفریند، و هرکس را که بخواهد برای طاعت و نبوت خویش برمیگزیند، و مشرکان اختیاری ندارند تا بر الله اعتراض کنند، و او سبحانه از شریکانی که همراه او عبادت میکنند پاک و منزه است.
Verse 69
و پروردگار از آنچه که سینههایشان پنهان و آشکار میکند آگاه است، و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.
Verse 70
و او الله سبحانه است که هیچ معبود برحقی جز او نیست، تمام ستایشها در دنیا، و در آخرت فقط از آنِ اوست، و حکم قابل اجرا که هیچ بازگردانندهای ندارد برای اوست، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط بهسوی او بازگردانده میشوید.
Verse 71
- ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید اگر الله شب را بر شما جاویدان و مستمر قرار دهد، و تا روز قیامت ادامه یابد، کدام معبود غیر از الله روشناییای مانند روشنایی روز برایتان میآورد؟! پس آیا این حجتها را نمیشنوید، و نمیدانید که هیچ معبودی جز الله نیست که آن را برایتان بیاورد؟!
Verse 72
- ای رسول- به آنها بگو: به من خبر دهید اگر الله تا روز قیامت روز را بر شما همیشگی گرداند، کدام معبود غیر از الله شبی که در آن آرام گیرید برایتان میآورد تا از خستگی کار در روز، استراحت کنید؟! پس آیا این آیات را نمیبینید، و نمیدانید که هیچ معبودی جز الله نیست که تمام این نشانهها را برایتان بیاورد؟!
Verse 73
و - ای مردم- از مظاهر رحمت او تعالی این است که شب را برایتان تاریک قرار داد؛ تا پس از اینکه از کار در روز خسته شدید در آن آرام گیرید، و روز را برایتان روشناییبخش قرار داد؛ تا در آن به جستجوی روزی بکوشید، و تا شکر نعمتهای الله بر خویش را بگذارید و ناسپاسی نکنید.
Verse 74
و روزیکه پروردگارشان اینگونه بر آنها ندا میزند: کجایند شریکانم که آنها را به جای من عبادت میکردید، و گمان میکردید که شریکان من هستند؟
Verse 75
و از هر امتی پیامبرش را حاضر میکنیم که به کفر و تکذیبی که بر آن بودند گواهی میدهد، آنگاه به تکذیب کنندگان این امتها میگوییم: حجتها و دلایل خویش را بر کفر و تکذیبی که بر آن بودید بیاورید، آنگاه حجتهایشان بریده میشود و به یقین میدانند که حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست برای الله است، و شریکانی را که برای او سبحانه میساختند از آنها پنهان میشود.
Verse 76
بهراستیکه قارون از قوم موسی بود که بر آنها تکبر ورزید، و از گنجهای اموال آنقدر به او دادیم که حمل کلیدهای گنجینههایش بر گروهی نیرومند سنگینی میکرد، آنگاه که قومش به او گفتند: بیش از حد شادی نکن؛ زیرا الله کسانی را که بیش از حد شادی و سرمستی میکنند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم میگیرد و آنها را بر این کار عذاب میکند.
Verse 77
و در اموالی که الله به تو داده است پاداش سرای آخرت را بجوی؛ به اینگونه که آن را در راههای خیر انفاق کن، و سهم خویش از خوردن و نوشیدن و پوشیدن سایر نعمتها، بدون اسراف و زیادهروی، فراموش نکن، و همچنانکه الله سبحانه به تو نیکی کرده است با پروردگارت و بندگان او به نیکی رفتار کن، و با ارتکاب گناهان و ترک طاعات در زمین فساد مجوی، زیرا الله فسادکاران در زمین با ارتکاب گناهان و ترک طاعات را دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم میگیرد.
Verse 78
قارون گفت: جز این نیست که این اموال به خاطر علم و قدرتی که دارم به من داده شده است، پس من استحقاق آن را دارم. آیا قارون ندانسته بود که الله پیش از او امتهایی را نابود کرده است که از او قدرت بیشتری داشتند و مال بیشتری جمع کرده بودند؟! اما نه قدرتشان بر آنها سودی رساند و نه اموالشان، و در روز قیامت مجرمان در مورد گناهانشان مورد سوال قرار نمیگیرند زیرا الله از گناهان آنها آگاه است، و سوالکردن از آنها برای سرزنش و توبیخ است.
Verse 79
پس قارون برای نمایاندن ابهتش، در زیور خویش خارج شد، کسانی از اصحاب قارون که در زیور زندگی دنیا طمع میورزیدند گفتند: کاش از زیور دنیا مثل آنچه که به قارون داده شده است به ما داده میشد، بهراستیکه قارون دارای سهمی کافی و بزرگ است.
Verse 80
و کسانیکه علم به آنها داده شده بود وقتی قارون را در زیورش دیدند و آنچه را که اصحابش آرزو کردند شنیدند گفتند: وای بر شما! پاداش الله در آخرت، و نعمتهایی که برای کسیکه به او ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد آماده کرده است، بهتر است از زیور دنیا که به قارون داده شده است، و برای گفتن این سخن و عمل به اقتضای آن توفیق داده نمیشوند مگر شکیبایانی که بر ترجیح دادن پاداشی که نزد الله است بر کالای نابودشدنی دنیا شکیبایی میکنند.
Verse 81
آنگاه برای انتقام از قارون بهسبب سرکشیاش، او و خانهاش و کسانیکه در آن بودند را در زمین فرو بردیم، پس گروهی نداشت که او را در برابر الله یاری رساند، و خودش نیز نتوانست از خویش دفاع کند.
Verse 82
و کسانیکه قبل از فروبردن لقمان در زمین مال و زینت او را آرزو میکردند، صبح حسرتخورده و پندگیرنده میگفتند: آیا ندانسته بودیم که الله روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد میگستراند، و آن را برای هرکس از آنها که بخواهد محدود میگرداند؟! اگر الله بر ما منت ننهاده بود که ما را بهسبب آنچه گفتیم مجازات نکرد؛ بهطور قطع همانگونه که قارون را در زمین فرو برد ما را نیز در زمین فرو میبرد، بهراستیکه کافران، نه در دنیا و نه در آخرت، رستگار نمیشوند، بلکه مقصد و سرانجام آنها تباهی در دنیا و آخرت است.
Verse 83
آن سرای آخرت را سرای نعمتها و تکریم قرار دادهایم برای کسانیکه خواستار گردنکشی در برابر ایمان به حق و پیروی از آن، و فساد در روی زمین نیستند، و سرانجام نیکو یعنی نعمتهای بهشتی، و رضایت الله در آنجا برای کسانی است که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان، تقوای او تعالی را پیشه میکنند.
Verse 84
هرکس در روز قیامت یک نیکی - از نماز و زکات و روزه و سایر نیکیها- بیاورد جزایی بهتر از آن نیکی برایش است چون آن نیکی برایش تا ده نیکی همانند آن افزوده میشود، و هرکس در روز قیامت یک بدی - از کفر و رباخواری و زنا و سایر بدیها بیاورد- به کسانیکه بدیها را مرتکب شدهاند جز مثل آن چیزیکه انجام دادهاند جزا داده نمیشود؛ بدون افزایش.
Verse 85
در حقیقت همان ذاتیکه قرآن را بر تو نازل کرد و تبلیغش و عمل به آن را بر تو فرض گرداند بهطور قطع تو را پیروزمندانه به مکه بازمیگرداند، - ای رسول- به مشرکان بگو: پروردگارم بهتر میداند که چه کسی هدایت را آورده، و چه کسی در گمراهی آشکاری از هدایت و حقیقت قرار دارد.
Verse 86
و - ای رسول- بیندیش که - قبل از بعثت- امیدوار نبودی قرآن به عنوان وحی از جانب الله بر تو فرستاده شود، اما رحمتی از جانب او سبحانه، نزدول قرآن بر تو را اقتضا کرد، پس یاور کافران بر گمراهیای که در آن هستند نباش.
Verse 87
و نباید این مشرکان تو را از آیات الله پس از اینکه بر تو نازل شد بازدارند تا تلاوت و تبلیغ آنها را رها کنی، و مردم را بهسوی ایمان به الله و توحید او و عمل به شریعتش دعوت کن، و از مشرکانی که همراه الله غیر او را عبادت میکنند مباش، بلکه از موحّدین و یکتاپرستانی باش که فقط الله یگانه را عبادت میکنند.
Verse 88
و جز الله معبودی همراه او تعالی عبادت نکن، هیچ معبود برحقی جز او نیست، همهچیز جز وجه او سبحانه نابود شونده است، و حکم فقط از آنِ اوست که به هرچه بخواهد حکم میکند، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط بهسوی او بازگردانیده میشوید.
تقدم القراءة