ترجمه سوره یس به الفارسية از الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الناشر
مركز تفسير للدراسات القرآنية
Verse 1
ﭬ
ﭭ
﴿يسٓ﴾ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.
Verse 2
ﭮﭯ
ﭰ
الله به قرآن که آیاتش استوار و محکم شده است، و باطل نه از پیش رو و نه از پشت سرش بهسوی آن نمیآید سوگند یاد میفرماید.
Verse 3
ﭱﭲﭳ
ﭴ
که -ای رسول- بهطور قطع، تو از رسولانی هستی که الله بهسوی بندگانش فرستاد؛ تا آنها را به توحید و عبادت او به یگانگی فرمان دهند.
Verse 4
ﭵﭶﭷ
ﭸ
بر راهی راست و شریعتی استوار.
Verse 5
ﭹﭺﭻ
ﭼ
این راه راست و شریعت استوار از جانب پروردگار شکست ناپذیر تو که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار مهربان است نازل شده است.
Verse 6
آن را بر تو نازل کرد تا قومی را بترسانی و انذار دهی، یعنی عرب را که برای انذار آنها رسولی نزدشان نیامده است، به همین منظور از ایمان و توحید غافل هستند، و این حالت هر امتی است که انذار از آنها قطع شده باشد، و به رسولی نیاز دارند که آنها را یادآوری کند.
Verse 7
در حقیقت پس از اینکه حق از جانب الله بر زبان رسولش به آنها رسید اما به آن ایمان نیاوردند، و بر کفرشان ماندند، عذاب از جانب الله بر بیشتر اینها واجب شده است، در نتیجه به الله و رسولش ایمان نخواهند آورد، و به حقیقتی که نزدشان آمده است عمل نخواهند کرد.
Verse 8
مَثَل آنها در این امر مانند کسانی است که بند و ریسمانها در گردنهایشان قرار داده شده، و دستهایشان با گردنهایشان زیر چانههایشان بسته شده است، بهطوریکه ناچار هستند سرشان را بهسوی آسمان بالا آورند، و نمیتوانند آن را به پایین اندازند، پس اینها از ایمان به الله در غل و زنجیر هستند که نه میتوانند از آن فرمانبرداری کنند و نه میتوانند سرشان را پایین نگه دارند.
Verse 9
و پیش روی آنها مانعی، و پشت سرشان نیز مانعی در برابر حق قرار دادیم، و چشمانشان را از حق پوشانیدیم، از این رو نمیتوانند آنگونه که بهرهمند شوند بنگرند. این حالتشان پس از آشکار شدن ستیزهجویی و اصرارشان بر کفر حاصل شد.
Verse 10
- ای محمد- نزد این کافران ستیزهگر با حق، یکسان است که آنها را بترسانی یا نترسانی، زیرا به آنچه از جانب الله آوردهای ایمان نخواهند آورد.
Verse 11
در حقیقت، کسی از انذار تو سود میبرد که این قرآن را تصدیق کند و از آنچه در آن آمده است پیروی کند، و در خلوت که دیگران او را نمیبینند، از پروردگارش بترسد، و چنین کسی را به محو گناهانش و آمرزش او توسط الله، و پاداشی بزرگ که در آخرت منتظرش است یعنی ورود به بهشت، مژده دِه.
Verse 12
بهراستی ما هستیم که مردگان را با برانگیختن برای حسابرسی در روز قیامت زنده میگردانیم، و اعمال نیک و بدی را که در زندگی دنیا از پیش فرستادند مینویسیم، و کارهای ماندگار آنها را بعد از مرگشان، چه نیک باشد مانند صدقۀ جاریه یا بد باشد مانند کفر مینویسیم، و هر چیزی را در کتابی روشن، یعنی لوح محفوظ برشمردهایم.
Verse 13
و -ای رسول- برای پند دادن به این تکذیب کنندگان ستیزهجو، داستان ساکنان آن قریه را مثال بزن، هنگامی که رسولان الله نزدشان رفتند.
Verse 14
آنگاه که ابتدا دو رسول بهسویشان فرستادیم تا آنها را بهسوی توحید و عبادت الله فرا خوانند، اما این دو رسول را تکذیب کردند، تا اینکه آن دو را با فرستادن سومین رسول همراه آنها تقویت کردیم، و آن سه رسول به اهالی شهر گفتند: بهراستیکه ما - سه نفر- بهسوی شما فرستاده شدهایم؛ تا شما را به توحید الله و پیروی از شریعت او دعوت کنیم.
Verse 15
اهالی شهر به رسولان گفتند: شما جز انسانهایی مانند خود ما نیستید، پس هیچ امتیازی بر ما ندارید، و الله رحمان وحیی بر شما فرو نفرستاده است، و شما در این ادعایتان فقط دروغ میگویید.
Verse 16
ﭶﭷﭸﭹﭺﭻ
ﭼ
این سه رسول در پاسخ بر تکذیب اهالی شهر گفتند: - ای اهالی شهر- پروردگارمان میداند که ما واقعاً فرستادگانی از جانب او هستیم، و همین دلیل برای ما کافی است.
Verse 17
ﭽﭾﭿﮀﮁ
ﮂ
و چیزی جز تبلیغ آنچه بر رساندن آشکار آن بهسوی شما فرمان یافتهایم برعهدۀ ما نیست، و مالک هدایت شما نیستیم.
Verse 18
اهالی شهر به رسولان گفتند: بهراستیکه ما شما را به فال بد گرفتهایم، و اگر از دعوت ما بهسوی توحید دست نکشید بهطور قطع شما را با سنگسار تا دمِ مرگ مجازات خواهیم کرد، و عذابی دردناک از سوی ما به شما خواهد رسید.
Verse 19
رسولان در پاسخ آنها گفتند: بهسبب کفر به الله و پیروی نکردن از رسولانش، شومی شما مرتبط با خودتان است. آیا اگر الله را به شما یادآوری کنیم فال بد میزنید؟ بلکه شما مردمی هستید که در ارتکاب کفر و گناهان زیادهروی میکنید.
Verse 20
و مردی از نقطۀ دوری از شهر که بهسبب تکذیب رسولان و تهدید آنها به قتل و آزار از سوی قومش نگران قوم خویش بود، شتابان آمد و گفت: ای قوم من، از آنچه این فرستادگان آوردهاند پیروی کنید.
Verse 21
- ای قوم من- از کسانیکه در قبال ابلاغ آنچه آوردهاند پاداشی از شما نمیخواهند، و خودشان نیز در وحیی که از جانب الله ابلاغ میکنند هدایت یافتهاند پیروی کنید، زیرا سزاوار است که از چنین کسانی پیروی شود.
Verse 22
و این مرد ناصح گفت: و چه چیزی من را از عبادت الله که مرا آفریده است بازمیدارد؟! و چه چیزی شما را از عبادت پروردگارتان که شما را آفریده است، و با رستاخیز برای جزا فقط بهسوی او بازگردانیده میشوید بازمیدارد؟!
Verse 23
آیا به جای الله که مرا آفریده معبودهای ناحقی بگیرم؟! که اگر الله رحمان آسیب برایم بخواهد شفاعت این معبودها ذرهای مرا بینیاز نمیسازد؛ زیرا نه مالک هیچ نفع و زیانی برایم هستند، و نه میتوانند مرا از آسیبی که الله برایم بخواهد اگر بر کفر بمیرم نجات دهند.
Verse 24
ﯪﯫﯬﯭﯮ
ﯯ
اگر معبودهایی به جای الله بگیرم بهطور قطع در خطایی آشکار خواهم بود زیرا کسی را که سزاوار عبادت نیست عبادت کردهام، و عبادت کسی را که سزاوار آن است رها کردهام.
Verse 25
ﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
- ای قوم من- بهراستیکه من به پروردگار خودم و پروردگار شما ایمان آوردم پس به من گوش فرا دهید، زیرا من به قتلی که مرا با آن تهدید میکنید اهمیت نمیدهم. اما قومش کاری نکردند جز اینکه او را کشتند، و الله او را به بهشت درآورد.
Verse 26
پس از اینکه شهید شد برای گرامیداشتن او گفته شد: به بهشت در آی. و وقتی وارد بهشت شد و نعمتهای آن را مشاهده کرد آرزوکنان گفت: کاش قوم من که مرا تکذیب کردند و به قتل رساندند آگاه میشدند
Verse 27
از آمرزش گناهانم، و آنچه که پروردگارم مرا با آن گرامی داشت؛ تا آنگونه که من ایمان آوردم ایمان میآوردند، و به پاداشی مانند پاداش من دست مییافتند.
Verse 28
و برای نابود کردن قومش که او را تکذیب کردند و به قتل رساندند به نزول لشکری از فرشتگان از آسمان نیاز نداشتیم، زیرا کارشان نزد ما آسانتر از این بود، و مقدر کرده بودیم که با یک فریاد از آسمان نابود شوند؛ نه با فرو فرستادن فرشتگان عذاب.
Verse 29
پس قصۀ نابودی قومش فقط یک فریاد بود که بر آنها فرستادیم و بهناگاه بر زمین افتادند و هیچیک از آنها باقی نماند، مانند آتشی که برمیافروزد و خاموش میشود، و هیچ اثری از آن به جای نمیماند.
Verse 30
پشیمانی و افسوس بر بندگان تکذیب کننده در روز قیامت آنگاه که عذاب را مشاهده میکنند؛ این امر به آن سبب است که در دنیا هر رسولی را که از جانب الله نزدشان آمد به تمسخر و ریشخند گرفتند، پس سرانجام آنها در روز قیامت بهسبب کوتاهی در حق الله، پشیمانی است.
Verse 31
آیا اینها که رسولان را تکذیب و مسخره میکنند در امتهایی که پیش از آنها سپری شدهاند پندی ندیدهاند؟ که مردهاند، و بار دیگر به دنیا بازنگشتهاند، بلکه به اعمالیکه از پیش فرستادند رسیدند، و الله به زودی آنها را در قبال اعمالشان جزا خواهد داد.
Verse 32
ﮂﮃﮄﮅﮆﮇ
ﮈ
و تمام امتها بدون استثنا در روز قیامت پس از اینکه برانگیخته میشوند تا آنها را در قبال اعمالشان جزا دهیم نزد ما احضار خواهند شد.
Verse 33
و نشانۀ حق بودن رستاخیز برای منکران این است که: بر این زمین خشک و بیگیاه از آسمان باران فرستادیم، سپس انواع گیاهان در آن رویانیدیم، و دانههای مختلف را در آن درآوردیم تا مردم از آن بخورند، پس ذاتیکه این زمین را با فرستادن باران و رویانیدن گیاهان زنده گرداند بر زندهگرداندن و برانگیختن مردگان نیز توانا است.
Verse 34
و در این زمین که باران بر آن فرستادیم باغهای خرما و انگور قرار دادیم، و چشمههای آبی که آنها را آبیاری میکنند در آن جاری ساختیم.
Verse 35
تا مردم از میوههای این باغها که الله بدون هیچ تلاشی از جانب خودشان به آنها ارزانی داشت بخورند، پس آیا در قبال نعمتهای الله با عبادت او به وحدانیت و یگانگی، و ایمان به رسولانش از او تعالی سپاسگزاری نمیکنند.
Verse 36
پاک و منزه است الله که انواع گیاهان و درختان را آفریده، و خود مردم را؛ بهصورت مردان و زنان پدید آورد. و سایر مخلوقات خشکی و دریا و غیر این دو را که مردم از آن آگاه نیستند آفریده است.
Verse 37
و یک نشانه بر دلالت توحید و یگانگی الله برای مردم این است که ما روشنایی را با بردن روز و آوردن شب آنگاه که روز را از آن برمیکنیم میبریم، و تاریکی را پس از بردن روز میآوریم، آنگاه مردم در تاریکی وارد میشوند.
Verse 38
و نشانهای دیگر برای آنها بر وحدانیت و یگانگی الله این خورشید است که روانه قرارگاهی است که الله اندازۀ آن را میداند و از آن تجاوز نمیکند. این امر، تقدیر ذات شکست ناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود؛ همان ذات بسیار دانایی که ذرهای از امر مخلوقاتش بر او پوشیده نمیماند.
Verse 39
و نیز نشانهای دلالتکننده برای آنها بر یگانگی او سبحانه این ماه است که هر شب قرارگاههایی برایش مقدر کردهایم؛ که کوچک شروع میشود سپس بزرگ میشود سپس کوچک میشود تا اینکه از نظر باریکی و انحنا و زردفامی و کهنگیاش مانند خوشۀ کهنه و خمیدۀ خرما میگردد.
Verse 40
و آیات خورشید و ماه و شب و روز به تقدیر الله اندازهگیریشده هستند، که از آنچه برایشان مقدر شده تجاوز نمیکنند، یعنی نه خورشید میتواند به خاطر تغییر مسیر یا از بینبردن نور ماه به آن برسد، و نه شب میتواند بر روز پیشی گیرد و قبل از گذشتن وقتش بر آن وارد شود، و تمام این مخلوقاتِ مُسخّر و سایر ستارگان و مسیرها به تقدیر و محافظت الله راه مخصوص خودشان را دارند.
Verse 41
و نشانهای دیگر برای آنها بر یگانگی الله و نعمتبخشی او تعالی بر بندگانش این است که ما کسانی از فرزندان آدم علیه السلام را که در زمان نوح علیه السلام از طوفان نجات یافتند، در کشتیِ پُر از مخلوقات الله سوار کردیم و الله یک جفت از هر جنس را در آن سوار کرد.
Verse 42
ﭚﭛﭜﭝﭞﭟ
ﭠ
و نشانهای دیگر برای آنها بر توحید و نعمتبخشی الله بر بندگانش این است که ما همانند کشتی نوح علیه السلام مرکبهایی برایشان آفریدهایم.
Verse 43
و اگر غرق شدنشان را بخواهیم آنها را غرق میکنیم، آنگاه هیچ فریادرسی نیست که به فریادشان برسد، و هیچ نجات دهندهای نیست که وقتی به فرمان و حکم ما غرق شوند آنها را نجات دهد.
Verse 44
ﭫﭬﭭﭮﭯﭰ
ﭱ
جز اینکه با نجات از غرق شدن و بازگرداندنشان، به آنها مهربانی میکنیم که تا زمانی مشخص که از آن نمیگذرند بهرهمند گردند، باشد که پند گیرند و ایمان بیاورند.
Verse 45
و هرگاه به این مشرکان رویگردان از ایمان گفته شود: از سختیهای آخرت که در پیش رو دارید بترسید، و از دنیا که پشت میکند بترسید تا الله به رحمت خویش بر شما منت نهد؛ از این سخن فرمان نمیبرند، بلکه بدون توجه از آن روی میگردانند.
Verse 46
و هرگاه آیات الله که بر توحید و استحقاق او تعالی به یگانگی در عبادت دلالت دارند آمد، بدون اینکه از آنها پند بگیرند از آنها روی گرداندند.
Verse 47
و هرگاه به این ستیزهجویان گفته شود: از اموالی که الله به شما ارزانی داشته، به فقرا و مساکین کمک کنید، منکران اینگونه به مؤمنان پاسخ میدهند: آیا به کسی طعام دهیم که اگر الله اِطعام او را میخواست بهطور قطع به او طعام میداد؟! پس ما با مشیئت او مخالفت نمیکنیم، - ای مؤمنان- شما جز در خطایی آشکار و دوری از حق نیستید.
Verse 48
و کافران منکر و تکذیب کنندۀ رستاخیز برای بعید شمردن آن میگویند: - ای مؤمنان- این رستاخیز چه زمانی است اگر در این ادعا که واقع میشود راست میگویید؟!
Verse 49
اینها که رستاخیز را تکذیب میکنند و آن را بعید میدانند جز دمیدن اول را، آنگاه که در صور دمیده میشود انتظار نخواهند کشید، و این فریاد در حالی آنها را غافلگیر میکند که در خرید و فروش و آبیاری و چوپانی و سایر کارهای دنیویِ خویش سرگرم هستند.
Verse 50
و آنگاه که این فریاد آنها را غافلگیر کند نه میتوانند به یکدیگر توصیه کنند، و نه میتوانند به منازل و نزد کسان خویش بازگردند، بلکه درحالیکه سرگرم امورشان هستند خواهند مُرد.
Verse 51
و بار دوم برای رستاخیز در صور دمیده میشود، بهناگاه همگی از قبرهایشان بهسوی پروردگار خویش درحالیکه برای حسابرسی و جزا میشتابند خارج میشوند.
Verse 52
این کافران منکر رستاخیز از سر پشیمانی میگویند: وای که زیان کردیم، چه کسی ما را از قبرهایمان برانگیخت؟! و اینگونه به سوال خویش پاسخ میدهند: این همان چیزی است که الله آن را وعده داد که بهطور قطع واقع شد، و رسولان در آنچه از جانب پروردگارشان ابلاغ کردند راست گفته بودند.
Verse 53
برانگیختهشدن از قبرها جز در پی دمیدهشدن دوم در صور نیست، که بهناگاه تمام مخلوقات در روز قیامت برای حسابرسی نزد ما حاضر میشوند.
Verse 54
در آن روز به عدالت حکم میشود، پس - ای بندگان- ذرهای نه با افزودن بر بدیهایتان و نه با کاستن از نیکیهایتان به شما ستم نمیشود، و فقط جزای کارهایی را که در زندگی دنیا انجام میدادید بهطور کامل دریافت میکنید.
Verse 55
بهراستیکه بهشتیان در روز قیامت، در مورد دیگران نمیاندیشند؛ چون نعمتهای جاویدان، و رستگاری بزرگی مشاهده میکنند، و شاد و خوشحال در آنها بهره میبرند.
Verse 56
آنها و همسرانشان بر تختهایی زیر سایههای خرم و تازۀ بهشت بهرهمند میشوند.
Verse 57
ﭡﭢﭣﭤﭥﭦ
ﭧ
در این بهشت انواع میوههای لذیذ از انگور و انجیر و انار، و تمام خوشیها و نعمتهای مختلفی که میخواهند فراهم است، و هرچه از این موارد بخواهند برایشان مهیا است.
Verse 58
ﭨﭩﭪﭫﭬ
ﭭ
و فراتر از این نعمتها، از جانب پروردگار مهربان به آنها سلام گفته میشود، و وقتی بر آنها سلام گفته شود از هر جهت سلامتی، و احترامی که هیچ احترامی بالاتر از آن نیست برایشان حاصل میشود.
Verse 59
ﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
و در روز قیامت به مشرکان گفته میشود: از مؤمنان جدا شوید، زیرا بهسبب تفاوت جزا و صفات شما با جزا و صفات آنها، شایستۀ آنها نیست که با شما باشند.
Verse 60
مگر بر زبان رسولانم به شما سفارش و امر نکردم و به شما نگفتم: ای فرزندان آدم، با ارتکاب انواع کفر و گناهان از شیطان اطاعت نکنید، زیرا شیطان دشمنی آشکار برایتان است، پس چگونه عاقلی از دشمنش که دشمنی خویش با او را آشکار کرده فرمانبرداری میکند؟!
Verse 61
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈ
ﮉ
و -ای فرزندان آدم- به شما امر کردم که تنها مرا عبادت کنید، و هیچچیز را با من شریک نگردانید؛ زیرا عبادت و طاعت من به یگانگی، راه راستی است که به رضایت من و ورود به بهشت منجر میشود، اما شما از آنچه که شما را به آن سفارش و امر کردم فرمانبرداری نکردید.
Verse 62
و بهراستیکه شیطان گروه زیادی از شما را گمراه کرد، پس آیا عقلهایی نداشتید که شما را به طاعت پروردگارتان و عبادت او سبحانه به یگانگی امر کند، و از طاعت شیطان که دشمنی آشکار برایتان است برحذر دارد؟!
Verse 63
ﮔﮕﮖﮗﮘ
ﮙ
این است همان جهنمی که در دنیا به خاطر کفرتان به آن وعده داده میشدید، و از شما پنهان بود، اما امروز به چشم سر آن را میبینید.
Verse 64
ﮚﮛﮜﮝﮞ
ﮟ
بهسبب کفرتان به الله در زندگی دنیا، امروز در آن درآیید و از حرارتش رنج ببرید.
Verse 65
امروز بر دهانهایشان مُهر مینهیم و گنگانی میشوند که نمیتوانند کفر و گناهانی را که در دنیا انجام میدادند انکار کنند، و دستهایشان آنچه را که در دنیا انجام میدادند به ما میگویند، و پاهایشان گناهانی را که در دنیا مرتکب میشدند و بهسوی آنها میرفتند را به ما میگویند.
Verse 66
و اگر بخواهیم بیناییشان را از بین ببریم بهطور قطع این کار را انجام میدهیم، آنگاه برای رسیدن به بهشت بهسوی صراط مسابقه دهند تا از آن عبور کنند، اما بعید است درحالیکه بیناییشان از بین رفته است از آن عبور کنند.
Verse 67
و اگر تغییر آفرینش و زمینگیری آنها را بخواهیم بهطور قطع آفرینش آنها را تغییر میدهیم و آنها را فلج و زمینگیر میکنیم، که نه بتوانند مکانشان را ترک کنند، و نه بتوانند رو به جلو بروند، و نه بتوانند به عقب بازگردند.
Verse 68
و به هر یک از مردم که طول عمر دهیم او را به مرحلۀ ضعف بازمیگردانیم، پس آیا با عقلهایشان نمیاندیشند، و درک نمیکنند که این سرا، سرای ماندن و جاودانگی نیست، و سرای جاویدان، همان سرای آخرت است.
Verse 69
و ما به محمد صلی الله علیه وسلم شعر نیاموختیم، و نیز این امر شایسته او نیست؛ زیرا شعر از طبع او نیست، و سرشت او نیز آن را اقتضا نمیکند، تا بتوانید ادعا کنید او شاعری است، آنچه را که به او آموختیم جز اندرز و قرآنی آشکار برای کسیکه در آن بیندیشد نیست.
Verse 70
تا هرکس را که دلی زنده و بصیرتی روشن دارد بترساند، زیرا چنین کسی است که از آن سود میبرد، و با برپایی حجت بر کافران با فرو فرستادن و رساندن دعوت او به آنها، به گونهای که عذری برای عذرخواهی آنها باقی نماند، عذاب بر کافران محقق گردد.
Verse 71
آیا ندیدهاند که ما چارپایانی برایشان آفریدیم، و آنها صاحباختیار این چارپایان هستند؛ و آنگونه که مصالح آنها ایجاب کند از آنها استفاده میکنند.
Verse 72
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣ
ﭤ
و این چارپایان را رام و فرمانبر آنها قرار دادیم، که بر پشت برخی از آنها سوار میشوند و بارهایشان را جابجا میکنند، و از گوشت برخی از آنها میخورند.
Verse 73
و افزون بر سوار شدن بر پشت و خوردن از گوشت چهارپایان، منافعی دیگر در آنها برایشان است؛ مانند پشمها و کرکها و موها و قیمتهایشان؛ که از آنها فرش و لباس میسازند، و نوشیدنیهایی در آنها برایشان است بهطوریکه از شیرهایشان مینوشند. پس آیا از الله که این نعمتها و سایر نعمتها را برایشان ارزانی داشته است سپاسگزاری نمیکنند؟!
Verse 74
و به جای الله معبودهایی برگزیدهاند و آنها را به این امید عبادت میکنند که آنها را یاری رسانند و از عذاب الله نجات دهند.
Verse 75
این معبودها که برگزیدهاند نه میتوانند به خودشان یاری رسانند و نه میتوانند به کسانیکه آنها را به جای الله عبادت میکنند یاری رسانند، و آنها و بتهایشان همگی در عذاب حاضر میشوند درحالیکه از یکدیگر بیزاری میجویند.
Verse 76
پس - ای رسول- نباید این سخنشان تو را غمگین کند که میگویند: تو فرستادهای نیستی، یا شاعری هستی، و سایر بهتانهایی که روا میدارند. بهراستیکه ما آنچه را از این موضوع پنهان میدارند و آنچه را آشکار میگردانند میدانیم، و ذرهای بر ما پوشیده نمیماند، و به زودی آنها را در قبال آن جزا خواهیم داد.
Verse 77
آیا انسانیکه رستاخیز پس از مرگ را انکار میکند نیندیشیده که ما او را از منی آفریدیم، سپس مراحلی را پشت سر گذاشت تا اینکه متولد شد و رشد کرد، با این وجود بسیار ستیزهجو و جدالگر شده است؛ آیا این آفرینش را ندیده تا بر امکان وقوع رستاخیز راهنمایی شود؟!
Verse 78
این کافر غفلت و نادانی کرد و آفرینش خودش از نیستی برایش پوشیده ماند، آنگاه که برای محالدانستن رستاخیز به استخوانهای پوسیده استدلال کرد، و گفت: چه کسی اینها را بازمیگرداند؟
Verse 79
- ای محمد- در پاسخ او بگو: این استخوانهای پوسیده را همان ذاتی زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید، یعنی کسیکه بار اول آن را آفرید از بازگرداندن زندگی به آن ناتوان نیست، و او سبحانه به هر آفرینشی دانا است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.
Verse 80
- ای مردم- همان ذاتیکه از درخت سبز و مرطوب، آتشی را که میافروزید برایتان قرار داد، زیرا کسیکه دو چیز متضاد- یعنی رطوبت آب درخت سبز، و آتش شعلهور در آن- را با یکدیگر جمع کند، بر زنده کردن مردگان توانا است.
Verse 81
آیا ذاتیکه آسمانها و زمین را با وجود بزرگی آنها آفرید بر زنده گرداندن مردگان پس از میراندنشان توانا نیست؟ آری، بهطور قطع او بر این کار توانا است، و او ذات آفرینندهای است که تمام مخلوقات را آفرید، و از آنها آگاه است، و ذرهای از آنها بر او پوشیده نمیماند.
Verse 82
در حقیقت کار و شأن او سبحانه این است که هرگاه بر ایجاد چیزی اراده کند به آن میگوید: باش، بهناگاه همان چیزی را که میخواهد به وجود میآید، و زنده گرداندن و میراندن و برانگیختن و سایر اموری که میخواهد همینگونه است.
Verse 83
پس الله از ناتوانیای که مشرکان به او نسبت میدهند منزه و پاک است، و او ذاتی است که فرمانروایی تمام اشیاء از آنِ او است که هرگونه بخواهد در آنها تصرف میکند، و کلیدهای هر چیزی به دست او است، و در آخرت فقط بهسوی او بازگردانده میشوید، آنگاه شما را در قبال اعمالتان جزا میدهد.
تقدم القراءة