ترجمه سوره شعراء به الفارسية از الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الناشر
مركز تفسير للدراسات القرآنية
Verse 1
ﭑ
ﭒ
﴿طسٓمٓ﴾ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.
Verse 2
ﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
این آیاتِ قرآنِ روشنکنندۀ حق از باطل است.
Verse 3
ﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
ﭞ
- ای رسول- شاید تو به خاطر اشتیاق زیاد بر هدایت اینها خودت را ز شدت اندوه هلاک کنی!
Verse 4
اگر نزول آیهای از آسمان را بر آنها بخواهیم بر آنها فرو میفرستیم، آنگاه گردنهایشان در برابر آن خوار و فروتن میگردد، اما این کار را انجام نمیدهیم بلکه آنها را مورد آزمایش قرار میدهیم تا معلوم شود که: آیا به غیب ایمان میآورند؟
Verse 5
و هیچ یادآورِ جدیدی از سوی الله رحمان با حجتهای دلالتکنندهاش بر توحید او تعالی و راستی پیامبرش بر این مشرکان نازل نشد مگر اینکه از شنیدن و تصدیق آن روی گرداندند.
Verse 6
در حقیقت رسالت رسولانشان را تکذیب کردهاند، پس به زودی خبرهایی را که به ریشخند میگرفتند برایشان محققخواهد شد، و عذاب، آنها را فراخواهد گرفت.
Verse 7
آیا اینها بر کفرشان اصرار کردند و به زمین ننگریستهاند که چه بسیار از هر نوع گیاه خوشمنظر و بسیار سودمند را در آن رویاندهایم؟!
Verse 8
بهراستی در روییدن انواع گیاهان مختلف از زمین دلالت آشکاری بر قدرت ذاتیکه آنها را رویانیده بر زنده کردن مردگان است، اما بیشتر آنها ایمان نمیآورند.
Verse 9
ﮖﮗﮘﮙﮚ
ﮛ
و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات پیروزمندی است که هیچکس بر او چیره نمیشود، و نسبت به بندگانش بسیار مهربان است.
Verse 10
و - ای رسول- به یاد آور آنگاه که پروردگارت به موسی علیه السلام فرمان داد که بهسوی قومی برود که بهسبب کفرشان به الله و به بردگیکشاندن قوم موسی علیه السلام ستمکار بودند.
Verse 11
ﮥﮦﮧﮨﮩ
ﮪ
آنها قوم فرعون بودند، تا با نرمی و مهربانی آنها را به تقوای الله از طریق اجرای اوامر و اجتناب از نواهیاش امر کند.
Verse 12
ﮫﮬﮭﮮﮯﮰ
ﮱ
موسی علیه السلام گفت: همانا میترسم که در آنچه از جانب تو بر آنها ابلاغ میکنم مرا تکذیب کنند.
Verse 13
و بهسبب تکذیب من توسط آنها سینهام تنگ میگردد، و زبانم از سخن گفتن بسته میشود، پس جبریل را بهسوی برادرم هارون بفرست تا یاوری برایم باشد.
Verse 14
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡ
ﯢ
و بهسبب اینکه قبطی را کشتم بر گردن من برای آنها خطایی است پس میترسم مرا بکشند.
Verse 15
الله به موسی فرمود: هرگز، تو را نخواهند کشت، پس همراه برادرت هارون با آیات دلالتکنندۀ ما بر راستگویی شما بروید، زیرا ما با یاری و تأیید همراه شما هستیم و آنچه را میگویید و آنچه را به شما گفته میشود میشنویم، و ذرهای از آن از ما پنهان نیست.
Verse 16
پس نزد فرعون بروید، و به او بگویید: همانا ما دو رسول (فرستاده) بهسوی تو از جانب پروردگار تمام مخلوقات هستیم.
Verse 17
ﯵﯶﯷﯸﯹ
ﯺ
بنیاسرائیل را با ما بفرست.
Verse 18
فرعون به موسی علیه السلام گفت: آیا تو را در کودکی نزد خویش نپروراندیم، و سالهایی از عمرت را در میان ما نماندی، پس چه چیزی تو را به ادعای پیامبری فراخواند؟
Verse 19
و کناه بزرگی مرتکب شدی آنگاه که برای یاری مردی از قومت، یک قبطی را کشتی، و تو از ناسپاسان نعمتهای من بر خویش هستی.
Verse 20
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
موسی علیه السلام با اعتراف به فرعون گفت: آن مرد را در حالی کشتم که قبل از اینکه وحی نزدم بیاید از جاهلان بودم.
Verse 21
آنگاه پس از قتل او به سبب ترس از اینکه مرا در برابر او بکشید از دست شما بهسوی شهر مدین گریختم، پس پروردگارم به من علم عطا کرد، و مرا از رسولانش که آنها را بهسوی مردم میفرستاد قرار داد.
Verse 22
و اینکه مرا بدون بردگی پروراندی درحالیکه بنیاسرائیل را به بردگی گرفتهای نعمتی است که به حق به خاطر آن بر من منت مینهی، اما این امر مرا از دعوت تو باز نمیدارد.
Verse 23
ﭭﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
فرعون به موسی علیه السلام گفت: و پروردگار مخلوقات که ادعا میکنی تو رسولش هستی چیست؟!
Verse 24
موسی علیه السلام در پاسخ فرعون گفت: پروردگار مخلوقات همان پروردگار آسمانها و زمین، و پروردگار آنچه بین آن دو وجود دارد است. اگر یقین دارید که او پروردگارتان است پس تنها او را عبادت کنید.
Verse 25
ﭾﭿﮀﮁﮂ
ﮃ
فرعون به کسانی از سران قومش که پیرامونش بودند گفت: آیا پاسخ موسی، و ادعای دروغینی را که در آن است، نمیشنوید!
Verse 26
ﮄﮅﮆﮇﮈ
ﮉ
موسی علیه السلام به آنها گفت: الله پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.
Verse 27
فرعون گفت: به یقین این کسیکه ادعا میکند رسولی بهسوی شماست دیوانهای است که اهمیت نمیدهد چگونه پاسخ میدهد، و بدون تفکر سخن میگوید.
Verse 28
موسی علیه السلام گفت: الله که شما را بهسوی او فرامیخوانم همان پروردگار مشرق و مغرب، و پروردگار آنچه میان آن دو وجود دارد است، اگر عقلهایی دارید که با آن تفکر کنید.
Verse 29
فرعون پس از ناتوانی از استدلال با موسی علیه السلام به او گفت: اگر معبودی غیر از من عبادت کنی بهطور قطع تو را از زندانیان قرار خواهم داد.
Verse 30
ﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
موسی علیه السلام به فرعون گفت: آیا مرا به زندان می افکنی حتی اگر دلیل راستگویی رسالت خویش را از جانب الله برایت بیاورم؟
Verse 31
فرعون گفت: پس اگر در آنچه که ادعا میکنی از راستگویان هستی دلیلی را که گفتی بر راستگوییات دلالت دارد، بیاور.
Verse 32
ﯕﯖﯗﯘﯙﯚ
ﯛ
آنگاه موسی علیه السلام عصایش را بر زمین افکند بهناگاه مار بزرگی در برابر دیدگان آشکار شد.
Verse 33
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡ
ﯢ
و دستش را غیر سفید در گریبانش داخل کرد، و آن را سفید و درخشان و نورانی بدون سفیدی ناشی از پیسی درآورد، که تماشاگران اینچنین آن را میدیدند.
Verse 34
فرعون به کسانی از سران قوم خود که پیرامونش بودند گفت: همانا این مرد، ساحری ماهر است.
Verse 35
که میخواهد با سحر خویش شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس نظر شما در مورد آنچه دربارۀ او بهکار گیریم چیست؟
Verse 36
به او گفتند: کار او و برادرش را به تأخیر بینداز، و در کیفر آن دو شتاب نکن، و در شهرهای مصر افرادی را بفرست تا ساحران را گرد آورند.
Verse 37
ﯼﯽﯾﯿ
ﰀ
تمام ساحران دانا به سحر را نزدت آورند.
Verse 38
ﰁﰂﰃﰄﰅ
ﰆ
پس فرعون ساحرانش را برای مبارزه با موسی علیه السلام در مکان و زمانی مشخص گرد آورد.
Verse 39
ﰇﰈﰉﰊﰋ
ﰌ
و به مردم گفته شد: آیا شما جمع میشوید تا ببینید موسی چیره میشود یا ساحران؟
Verse 40
به این امید که اگر ساحران بر موسی علیه السلام چیره شدند آنها را در دینشان پیروی کنیم.
Verse 41
پس وقتی که ساحران نزد فرعون آمدند تا بر موسی علیه السلام غلبه کنند به او گفتند: اگر بر موسی پیروز شدیم آیا پاداشی مادی یا معنوی داریم؟
Verse 42
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫ
ﭬ
فرعون به آنها گفت: بله برای شما پاداشی است، و بهراستیکه در صورت پیروزی شما بر او از مقربان نزد من با اعطای مناصب رفیع خواهید بود.
Verse 43
موسی علیه السلام با اعتماد بر یاری الله و بیان اینکه آنچه نزدش است سحر نیست به آنها گفت: ریسمانها و عصاهایتان را بیندازید.
Verse 44
پس ریسمانها و عصاهایشان را انداختند، و هنگام انداختن آنها گفتند: به بزرگی فرعون که ما پیروزشدگانیم، و فردِ مغلوب، موسی است.
Verse 45
آنگاه موسی علیه السلام عصایش را انداخت که به ماری تبدیل شد، و بهناگاه تمام سحری را که بر مردم درآمیخته بودند بلعید.
Verse 46
ﮈﮉﮊ
ﮋ
پس وقتی ساحران دیدند که عصای موسی علیه السلام سحرشان را که انداختند میبلعد به سجده افتادند.
Verse 47
ﮌﮍﮎﮏ
ﮐ
گفتند: به پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم.
Verse 48
ﮑﮒﮓ
ﮔ
پروردگار موسی و هارون.
Verse 49
فرعون با اعتراض بر ایمان ساحران به آنها گفت: آیا به موسی ایمان آوردید پیش از آنکه من اجازۀ این کار را به شما بدهم؟! بهراستیکه موسی همان بزرگ شماست که سحر به شما آموخته است، و همگی شما بر اخراج ساکنان مصر از آن دسیسه چیدهاید، پس به زودی خواهید دانست چه کیفری بر شما واقع میسازم، چنانکه پا و دست هر یک از شما را به صورت مخالف با قطع پای راست و دست چپ یا بالعکس خواهم برید، و همگی شما را بر تنههای درختان خرما به دار خواهم آویخت، و هیچیک از شما را باقی نخواهم گذاشت.
Verse 50
ساحران به فرعون گفتند: هیچ زیانی در قطع کردن و به دارآویختن در دنیا که ما را به آن تهدید میکنی نیست، زیرا عذاب تو از بین میرود، و ما بهسوی پروردگارمان بازمیگردیم، و به زودی ما را در رحمت همیشگی خویش درخواهد آورد.
Verse 51
بهراستیکه ما امید داریم چون نخستین کسانی بودیم که به موسی ایمان آوردند و او را تصدیق کردند الله گناهان گذشتهمان را از ما پاک کند.
Verse 52
و با فرمان به موسی علیه السلام به او وحی کردیم که شبانه بنیاسرائیل را حرکت بده، بهراستیکه فرعون و همراهیانش آنها را تعقیب میکنند تا آنها را بازگردانند.
Verse 53
ﯭﯮﯯﯰﯱ
ﯲ
پس فرعون برخی لشکریانش را به شهرها فرستاد که لشکرها را آماده کنند تا بنیاسرائیل را بازگردانند زیرا از رفتن شبانۀ آنها از مصر آگاه شد.
Verse 54
ﯳﯴﯵﯶ
ﯷ
فرعون برای تحقیر بنیاسرائیل گفت: همانا اینها گروهی اندک هستند.
Verse 55
ﯸﯹﯺ
ﯻ
و همانا کاری کردهاند که سبب خشم ما بر آنها است.
Verse 56
ﯼﯽﯾ
ﯿ
و بهراستیکه ما در برابر آنها هوشیار و آماده هستیم.
Verse 57
ﰀﰁﰂﰃ
ﰄ
پس فرعون و قومش را از سرزمین مصر دارای باغهای پر از درخت و گیاه، و چشمههای جاری با آب.
Verse 58
ﰅﰆﰇ
ﰈ
و دارای گنجینههای مال، و مسکنهای نیکو درآوردیم.
Verse 59
ﰉﰊﰋﰌﰍ
ﰎ
و همانگونه که فرعون و قومش را از این نعمتها درآوردیم، پس از آنها جنس همین نعمتها را برای بنیاسرائیل در سرزمینهای شام قرار دادیم.
Verse 60
ﰏﰐ
ﰑ
فرعون و قومش هنگام برآمدن خورشید در پی بنیاسرائیل به راه افتادند.
Verse 61
پس چون فرعون و قومش با موسی علیه السلام و قومش به گونهای روبرو شدند که هر گروه، گروهِ دیگر را میدید، یاران موسی علیه السلام گفتند: همانا فرعون و قومش به ما ملحق خواهند شد، و ما هیچ قدرتی بر آنها نداریم.
Verse 62
موسی علیه السلام به قومش گفت: امر چنانکه شما میپندارید نیست، زیرا پروردگارم با تایید و یاری با من است، و بهزودی مرا به راه نجات راهنمایی و هدایت خواهد کرد.
Verse 63
پس با فرمان به موسی علیه السلام به او وحی کردیم که عصایش را به دریا بزند، پس آن را به دریا زد، آنگاه دریا از هم شکافت و به تعدادِ قبایل بنیاسرائیل به دوازده راه تبدیل شد، که هر قطعۀ شکافتهشده از دریا مانند کوهی بزرگ از نظر بزرگی و ثبات بود بهگونهای که آب از آنها جاری نمیشد.
Verse 64
ﭱﭲﭳ
ﭴ
و فرعون و قومش را نزدیک ساختیم تا وارد دریا شدند به این گمان که راه قابل عبوری است.
Verse 65
ﭵﭶﭷﭸﭹ
ﭺ
و موسی علیه السلام و همراهیان او از بنیاسرائیل را نجات دادیم، و هیچیک از آنها را نابود نکردیم.
Verse 66
ﭻﭼﭽ
ﭾ
سپس فرعون و قومش را در دریا غرق و نابود کردیم.
Verse 67
در شکافتن دریا برای موسی علیه السلام و نجات او و نابودی فرعون و قومش بهطور قطع نشانهای دلالت کننده بر راستگویی موسی علیه السلام است، و بیشتر همراهیان فرعون مؤمن نبودند.
Verse 68
ﮉﮊﮋﮌﮍ
ﮎ
و - ای رسول- همانا پروردگارت ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به کسانی از آنها که توبه کنند بسیار مهربان است.
Verse 69
ﮏﮐﮑﮒ
ﮓ
و - ای رسول- قصۀ ابراهیم علیه السلام را بر آنها بخوان.
Verse 70
ﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
ﮚ
آنگاه که به پدرش آزر و قومش گفت: به جای الله چه عبادت میکنید؟
Verse 71
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠ
ﮡ
قومش به او گفتند: بتهایی را عبادت میکنیم که پیوسته بر عبادت آنها استوار و همنشین آنها هستیم.
Verse 72
ﮢﮣﮤﮥﮦ
ﮧ
ابراهیم علیه السلام به آنها گفت: آیا بتها دعای شما را آنگاه که آنها را میخوانید میشنوند؟
Verse 73
ﮨﮩﮪﮫ
ﮬ
یا اگر از آنها اطاعت کنید به شما نفع میرسانند، یا اگر از آنها نافرمانی کنید به شما زیان میرسانند؟
Verse 74
ﮭﮮﮯﮰﮱﯓ
ﯔ
گفتند: وقتیکه آنها را بخوانیم سخنمان را نمیشنوند، و اگر از آنها اطاعت کنیم به ما نفع نمیرسانند، و اگر از آنها نافرمانی کنیم به ما زیان نمیرسانند، اما پدرانمان را دیدیم که این کار را انجام میدادند، و از آنها تقلید میکنیم.
Verse 75
ﯕﯖﯗﯘﯙ
ﯚ
ابراهیم علیه السلام گفت: آیا فکر کردهاید که ببینید چه بتهایی را به جای الله عبادت میکردید.
Verse 76
ﯛﯜﯝ
ﯞ
و بتهایی که پدران نخستین شما عبادت میکردند.
Verse 77
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
ﯥ
بهراستیکه تمام آنها دشمنان من هستند؛ زیرا باطل هستند جز الله پروردگار تمام مخلوقات.
Verse 78
ﯦﯧﯨﯩ
ﯪ
همان ذاتیکه مرا آفریده، و اوست که مرا به خیر دنیا و آخرت راهنمایی میکند.
Verse 79
ﯫﯬﯭﯮ
ﯯ
و همان ذاتیکه وقتی گرسنه شوم، تنها او به من غذا میدهد، و وقتی تشنه شوم مرا سیراب میکند.
Verse 80
ﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
و وقتیکه بیمار شوم فقط اوست که مرا از بیماری شفا میدهد و هیچ شفا دهندهای جز او ندارم.
Verse 81
ﯵﯶﯷﯸ
ﯹ
و همان ذاتیکه وقتی اَجَلم سپری شود، تنها او مرا میمیراند، و پس از مرگم مرا زنده میکند.
Verse 82
و همان ذاتیکه فقط از او امید دارم در روز جزا گناهانم را بر من بیامرزد.
Verse 83
ﰃﰄﰅﰆﰇﰈ
ﰉ
ابراهیم علیه السلام درحالیکه پروردگارش را میخواند گفت: پروردگارا به من درک عمیق در دین عطا کن، و مرا با پیامبران صالح پیش از خودم ملحق کن؛ یعنی مرا همراه آنها به بهشت درآور.
Verse 84
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
و یادی نیکو و ستایشی ستوده در میان کسانیکه در قرنهای پس از من میآیند برایم قرار دِه.
Verse 85
ﭘﭙﭚﭛﭜ
ﭝ
و مرا از کسانی قرار دِه که منازل بهشت را که بندگان مؤمن تو در آنجا در رفاه و نعمت هستند به ارث میبرند، و مرا در آنجا ساکن گردان.
Verse 86
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣ
ﭤ
و پدرم را بیامرز، بهراستیکه او بهسبب شرک، از گمراهان از حق است، ابراهیم علیه السلام قبل از اینکه برایش مشخص شود پدرش از ساکنان جهنم است برای او دعا کرد، اما وقتی این امر برایش مشخص شد از او بیزاری جست، و دیگر برایش دعا نکرد.
Verse 87
ﭥﭦﭧﭨ
ﭩ
و مرا در روزیکه مردم برای حسابرسی برانگیخته میشوند با عذاب رسوا مساز.
Verse 88
ﭪﭫﭬﭭﭮﭯ
ﭰ
روزیکه نه مالی که انسان در دنیا جمع کرده است سود میرساند، و نه فرزندانی که از آنها یاری میگرفت.
Verse 89
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
مگر کسیکه دلی پاک نزد الله بیاورد؛ که نه شرکی در آن باشد و نه نفاق و نه ریا و نه تکبری، زیرا او به مالی که در راه الله انفاق کرده و به فرزندانی که برایش دعا میکردند سود میبرد.
Verse 90
ﭸﭹﭺ
ﭻ
و بهشت برای پرهیزگاران پروردگارشان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی نزدیک میشود.
Verse 91
ﭼﭽﭾ
ﭿ
و در محشر، جهنم برای گمراهانی که از دین حق گمراه شدند آشکار میگردد.
Verse 92
ﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
ﮆ
و برای توبیخ آنها برایشان گفته میشود: کجایند معبودهایی که عبادت میکردید؟
Verse 93
آنها را به جای الله عبادت میکردید؟ آیا با محافظت شما از عذاب الله به شما یاری میرسانند، یا خودشان را یاری میکنند؟
Verse 94
ﮏﮐﮑﮒ
ﮓ
پس آنها و کسانیکه آنها را گمراه ساختند بر روی یکدیگر در جهنم افکنده میشوند.
Verse 95
ﮔﮕﮖ
ﮗ
و تمام یاوران ابلیس از شیاطین، و هیچیک از آنها استثنا نمیشود.
Verse 96
ﮘﮙﮚﮛ
ﮜ
مشرکان که غیر الله را عبادت میکردند، و شریکانی به جای او میگرفتند، درحالیکه با کسانیکه آنها را به جای الله عبادت میکردند مجادله میکنند میگویند:
Verse 97
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
به الله سوگند که در گمراهی آشکاری از حق بودهایم.
Verse 98
ﮤﮥﮦﮧ
ﮨ
آنگاه که شما را با پروردگار تمام مخلوقات یکسان قرار میدادیم، و شما را همانند او عبادت میکردیم.
Verse 99
ﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
و ما را از راه حق گمراه نکردند جز جنایتکارانی که ما را به جای عبادت الله به عبادت خودشان فرا خواندند.
Verse 100
ﮮﮯﮰﮱ
ﯓ
پس شفاعتگرانی نداریم که ما را نزد الله شفاعت کنند تا از عذاب او تعالی نجات یابیم.
Verse 101
ﯔﯕﯖ
ﯗ
و دوستی صمیمی نیز نداریم که از ما دفاع و برایمان شفاعت کند.
Verse 102
پس کاش بازگشتی به زندگی دنیا داشتیم تا از مؤمنان به الله میشدیم.
Verse 103
بهراستیکه در این قصۀ ابراهیم علیه السلام و سرانجام تکذیبکنندگان، برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 104
ﯪﯫﯬﯭﯮ
ﯯ
و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به توبهکاران آنها بخشنده است.
Verse 105
ﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
قوم نوح علیه السلام رسولان را تکذیب کردند آنگاه که نوح علیه السلام را تکذیب کردند.
Verse 106
آنگاه که نوح علیه السلام به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت دیگران، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!
Verse 107
ﯽﯾﯿﰀ
ﰁ
بهراستی من رسولی برایتان هستم که الله مرا بهسوی شما فرستاده است، و امانتداری هستم که بر آنچه الله بر من وحی کرده است نه میافزایم و نه از آن میکاهم.
Verse 108
ﰂﰃﰄ
ﰅ
پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و مرا در آنچه به شما امر میکنم و در آنچه شما را از آن نهی میکنم اطاعت کنید.
Verse 109
و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمیخواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه بر غیر او.
Verse 110
ﰓﰔﰕ
ﰖ
پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و مرا در آنچه که شما را به آن امر و از آنچه که شما را از آن نهی میکنم اطاعت کنید.
Verse 111
ﰗﰘﰙﰚﰛﰜ
ﰝ
قومش به او گفتند: - ای نوح- آیا به تو ایمان بیاوریم، و از آنچه که آوردی پیروی کنیم و به آن عمل کنیم درحالیکه پیروان تو جز مردم پست و فرومایه نیستند، و سران و بزرگانی در میان آنها یافت نمیشوند؟!
Verse 112
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
نوح علیه السلام به آنها گفت: من به آنچه که این مؤمنان انجام میدادهاند چه دانشی دارم؟ زیرا من وکیل آنها نبودم که اعمالشان را برشمارم.
Verse 113
حساب آنها فقط بر الله است که امور نهان و آشکارشان را میداند، و متوجه من نیست، اگر آنچه را که گفتید میفهمیدید به زبان نمیآوردید.
Verse 114
ﭡﭢﭣﭤ
ﭥ
و من طرد کنندۀ مؤمنان از مجلس خویش برای اجابت خواستۀ شما تا ایمان بیاورید نیستم.
Verse 115
ﭦﭧﭨﭩﭪ
ﭫ
من جز انذاردهندهای آشکار که شما را از عذاب الله میترسانم نیستم.
Verse 116
قومش به او گفتند: اگر از آنچه که ما را به آن فرا میخوانی دست برنداری بهطور قطع از سرزنشیافتگان و کشتهشدگان با سنگسار خواهی بود.
Verse 117
ﭵﭶﭷﭸﭹ
ﭺ
نوح علیه السلام با خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا بهراستی قوم من مرا تکذیب کردند، و در آنچه که از جانب تو آوردم مرا تصدیق نکردند.
Verse 118
پس میان من و آنها حکمی صادر کن که آنها را به خاطر اصرارشان بر باطل نابود سازد، و من و مؤمنان همراهم را از آنچه که کافران قومم را نابود میگرداند نجات دِه.
Verse 119
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊ
ﮋ
پس دعایش را برای او اجابت کردیم، و او و مؤمنان همراهش را در کشتیِ پُر از مردم و حیوانات نجات دادیم.
Verse 120
ﮌﮍﮎﮏ
ﮐ
و پس از آنها باقیماندگان یعنی قوم نوح علیه السلام را غرق کردیم.
Verse 121
همانا در این قصۀ نوح علیه السلام و قومش، و نجات نوح و مؤمنان همراهش، و نابودی کافران قوم او برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 122
ﮛﮜﮝﮞﮟ
ﮠ
و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به توبهکاران آنها مهربان است.
Verse 123
ﮡﮢﮣ
ﮤ
عاد رسولان را تکذیب کردند آنگاه که رسولشان هود علیه السلام را تکذیب کردند.
Verse 124
به یاد آور آنگاه که پیامبرشان هود علیه السلام به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت دیگران، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!
Verse 125
ﮭﮮﮯﮰ
ﮱ
همانا من رسولی برایتان هستم که الله مرا بهسوی شما فرستاده است، و امانتداری هستم که بر آنچه که الله مرا به تبلیغ آن امر کرده نه میافزایم و نه از آن میکاهم.
Verse 126
ﯓﯔﯕ
ﯖ
پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و مرا در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمانبرداری کنید.
Verse 127
و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمیخواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.
Verse 128
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
آیا بر هر مکان مشرف و مرتفعی بنیانی برای نشانه و بیهوده و بدون هیچ فایدۀ دنیوی و اخروی میسازید؟!
Verse 129
ﯪﯫﯬﯭ
ﯮ
و دژها و کاخهایی میگیرید گویی در این دنیا جاویدان میمانید، و از آن منتقل نمیشوید؟!
Verse 130
ﯯﯰﯱﯲ
ﯳ
و هنگامیکه برای قتل یا زدن حملهور میشوید ستمکارانه و بدون ترحم و مهربانی حملهور میشوید.
Verse 131
ﯴﯵﯶ
ﯷ
پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمانبرداری کنید.
Verse 132
ﯸﯹﯺﯻﯼ
ﯽ
و از الله بترسید که از نعمتهایش آنچه را خواستید به شما داد.
Verse 133
ﯾﯿﰀ
ﰁ
دامها و فرزندان به شما داد.
Verse 134
ﰂﰃ
ﰄ
باغها و چشمههایی جاری به شما داد.
Verse 135
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
ﰋ
- ای قوم من- همانا من از عذاب روزی بزرگ یعنی روز قیامت بر شما میترسم.
Verse 136
قومش به او گفتند: به ما اندرز دهی یا اندرز ندهی نزد ما یکسان است، پس هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، و از آنچه که بر آن هستیم بازنخواهیم گشت.
Verse 137
ﭑﭒﭓﭔﭕ
ﭖ
این چیزی نیست جز دین و عادات و اخلاق نخستینیان.
Verse 138
ﭗﭘﭙ
ﭚ
و ما عذاب نمیشویم.
Verse 139
پس به تکذیب پیامبرشان هود علیه السلام ادامه دادند، آنگاه آنها را بهسبب تکذیبشان با بادی عَقیم نابود کردیم، بهطور قطع در نابودی آنها برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 140
ﭨﭩﭪﭫﭬ
ﭭ
و - ای رسول- همانا پروردگار تو همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به توبهکاران آنها بخشنده است.
Verse 141
ﭮﭯﭰ
ﭱ
ثمود با تکذیب پیامبرشان صالح علیه السلام رسولان را تکذیب کردند.
Verse 142
آنگاه که برادر نَسَبیشان صالح علیه السلام به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت غیر او تقوایش را پیشه نمیکنید؟!
Verse 143
ﭺﭻﭼﭽ
ﭾ
همانا من رسولی برایتان هستم که الله مرا بهسوی شما فرستاده است، و در آنچه که از جانب او به شما ابلاغ میکنم امانتداری هستم که نه چیزی بر آن میافزایم و نه چیزی از آن میکاهم.
Verse 144
ﭿﮀﮁ
ﮂ
پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمانبرداری کنید.
Verse 145
و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمیخواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.
Verse 146
ﮐﮑﮒﮓﮔ
ﮕ
آیا امید دارید که در نیکیها و نعمتهایی که قرار دارید ایمن و بدون ترس رها میشوید؟!
Verse 147
ﮖﮗﮘ
ﮙ
در باغها و چشمههای جاری.
Verse 148
ﮚﮛﮜﮝ
ﮞ
و کشتزارها و نخلستانهایی که میوۀ تازه و خوشمزه دارند.
Verse 149
ﮟﮠﮡﮢﮣ
ﮤ
و کوهها را ماهرانه میتراشید تا خانههایی مسکونی بسازید [و در آنها به عیش و نوش بپردازید].
Verse 150
ﮥﮦﮧ
ﮨ
پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمانبرداری کنید.
Verse 151
ﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
و به فرمان کسانیکه با ارتکاب گناهان بر خودشان زیادهروی میکنند گردن ننهید.
Verse 152
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔ
ﯕ
همان کسانیکه با انتشار گناهان، در زمین فساد برپا میکنند، و خودشان را با پایبندی به طاعت الله اصلاح نمیگردانند.
Verse 153
ﯖﯗﯘﯙﯚ
ﯛ
قومش به او گفتند: تو نیستی جز از کسانیکه چند مرتبه سحر شدهاند تا جاییکه سحر بر عقلشان چیره گشته و آن را ربوده است.
Verse 154
جز بشری مانند ما نیستی پس هیچ امتیازی بر ما نداری تا اینکه رسولی باشی، پس نشانهای که دلالت کند رسول هستی بیاور اگر در این ادعا راستگویی.
Verse 155
صالح - درحالیکه الله نشانهای به او داده بود، یعنی مادهشتری که الله از صخره درآورد- به آنها گفت: این مادهشتری است که مشاهده و لمس میشود، که برای او سهمی از آب، و برای شما سهمی مشخص است، در روزیکه سهم شماست نمینوشد، و شما هم در روزیکه سهم اوست نمینوشید.
Verse 156
و پیکردن یا زدنی که به او آسیب میرساند به او نرسانید، که بهسبب این کار عذابی از جانب الله به شما میرسد و در روزی بزرگ به خاطر مصیبتی که در آن روز بر شما نازل میشود شما را با آن نابود میسازد.
Verse 157
ﯺﯻﯼ
ﯽ
پس بر پیکردن مادهشتر متحد شدند، آنگاه سرکشترینشان آن را پی کرد، پس چون دانستند که عذاب بهطور قطع بر آنها نازل میشود از کاری که کرده بودند پشیمان شدند، اما پشیمانی هنگام مشاهدۀ عذاب سود نمیرساند.
Verse 158
پس عذابی که به آن وعده داده شده بودند یعنی زلزله و فریادی بزرگ آنها را فرا گرفت، بهراستیکه در این قصۀ صالح علیه السلام و قومش برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 159
ﰋﰌﰍﰎﰏ
ﰐ
و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به بندگان توبهکارش بخشنده است.
Verse 160
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
قوم لوط با تکذیب پیامبرشان لوط علیه السلام، رسولان را تکذیب کردند.
Verse 161
آنگاه که برادر نسبیشان لوط علیه السلام به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک شرک به او، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!
Verse 162
ﭞﭟﭠﭡ
ﭢ
همانا من رسولی برایتان هستم که الله مرا بهسوی شما فرستاده است، و در آنچه که از جانب او به شما ابلاغ میکنم امانتداری هستم که نه چیزی بر آن میافزایم و نه چیزی از آن میکاهم.
Verse 163
ﭣﭤﭥ
ﭦ
پس با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمانبرداری کنید.
Verse 164
و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمیخواهم، پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.
Verse 165
ﭴﭵﭶﭷ
ﭸ
آیا از میان مردم با مردان آمیزش مینمائید؟!
Verse 166
و آمیزش با عورت همسرانتان را که الله آن را برای این هدف آفریده که شهوتهایتان را از آن طریق برآورده کنید، رها میکنید؟! بلکه شما با این انحراف زشت از حدود الله میگذرید.
Verse 167
قومش به او گفتند: ای لوط اگر از نهی ما از انجام این کار و اعتراض به خاطر آن بر ما دست نکشی بهطور قطع تو و همراهیانت از شهر ما رانده خواهید شد.
Verse 168
ﮏﮐﮑﮒﮓ
ﮔ
لوط علیه السلام به آنها گفت: بهراستیکه من این کاری که آن را انجام میدهید نمیپسندم و بر آن خشم میگیرم.
Verse 169
ﮕﮖﮗﮘﮙ
ﮚ
با خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا مرا و خانوادهام را از عذابی که به اینها بهسبب کار زشتی که انجام میدهند خواهد رسید نجات دِه.
Verse 170
ﮛﮜﮝ
ﮞ
پس دعایش را اجابت کردیم و او و تمام خانوادهاش را نجات دادیم.
Verse 171
ﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
مگر همسرش را که کافر، و از بینرفتگان و نابودشدگان بود.
Verse 172
ﮤﮥﮦ
ﮧ
پس از اینکه لوط علیه السلام و خانوادهاش از شهر (سَدُوم) خارج شدند باقیماندگان بعد از او را به سختترین وجه نابود کردیم.
Verse 173
و سنگهایی از آسمان مانند باران بر آنها فرو فرستادیم، پس چه زشت بود باران اینها که لوط علیه السلام آنها را از عذاب الله در صورتیکه بر ارتکاب منکری که بودند ادامه دهند انذار داد و ترساند.
Verse 174
همانا در این عذاب نازلشده بر قوم لوط بهسبب انجام فاحشه، برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 175
ﯛﯜﯝﯞﯟ
ﯠ
و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به بندگان توبهکارش بخشنده است.
Verse 176
ﯡﯢﯣﯤ
ﯥ
و اصحاب شهرِ دارای درختان انبوه نزدیک مدین رسولان را تکذیب کردند آنگاه که پیامبرشان شعیب علیه السلام را تکذیب کردند.
Verse 177
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
ﯬ
آنگاه که پیامبرشان شعیب علیه السلام به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک شرک به او، تقوای او تعالی را پیشه نمیکنید؟!
Verse 178
ﯭﯮﯯﯰ
ﯱ
همانا من رسولی برایتان هستم که الله مرا بهسوی شما فرستاده است، و در آنچه از جانب او به شما ابلاغ میکنم امانتداری هستم که بر آنچه مرا به تبلیغ آن فرمان داده است نه چیزی میافزایم و نه چیزی از آن میکاهم.
Verse 179
ﯲﯳﯴ
ﯵ
پس با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی میکنم فرمانبرداری کنید.
Verse 180
و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ میکنم پاداشی از شما نمیخواهم، پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.
Verse 181
آنگاه که برای مردم میفروشید پیمانه را کامل کنید، و از کسانی نباشید که وقتی به مردم میفروشند از پیمانه میکاهند.
Verse 182
ﰋﰌﰍ
ﰎ
و هنگامیکه برای دیگران وزن میکنید با ترازوی درست وزن کنید.
Verse 183
و از حقوق مردم نکاهید، و با ارتکاب گناهان در زمین بسیار فساد برپا نکنید.
Verse 184
ﭑﭒﭓﭔﭕ
ﭖ
و با ترس از ذاتیکه شما و امتهای پیشین را آفرید از او بترسید از اینکه عذابش را بر شما نازل کند.
Verse 185
ﭗﭘﭙﭚﭛ
ﭜ
قوم شعیب علیه السلام به او گفتند: تو نیستی جز از کسانیکه چند بار سحر شدهاند تا اینکه سحر بر عقلت چیره شده و آن را از بین برده است.
Verse 186
و جز بشری مانند ما نیستی پس هیچ امتیازی بر ما نداری، پس چگونه رسولی هستی؟ و تو را جز دروغگویی در ادعای رسالت نمیپنداریم.
Verse 187
پس پارهای از آسمان بر ما فرو ریز اگر در آنچه ادعا میکنی راستگو هستی.
Verse 188
ﭱﭲﭳﭴﭵ
ﭶ
شعیب علیه السلام به آنها گفت: پروردگارم به شرک و گناهانی که انجام میدهید آگاهتر است و ذرهای از اعمالتان بر او پوشیده نمیماند.
Verse 189
اما بر تکذیب او ادامه دادند، پس عذابی بزرگ آنها را فرا گرفت آنگاه که ابری پس از روزی بسیار گرم بر آنها سایه افکند، و آتشی بر آنها بارید و آنها را سوزاند، همانا روز نابودی آنها روزی بسیار هولناک بود.
Verse 190
همانا در این نابودی قوم شعیب علیه السلام برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 191
ﮍﮎﮏﮐﮑ
ﮒ
و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به بندگان توبهکارش بخشنده است.
Verse 192
ﮓﮔﮕﮖ
ﮗ
و همانا این قرآن نازلشده بر محمد صلی الله علیه وسلم از جانب پروردگار مخلوقات نازل شده است.
Verse 193
ﮘﮙﮚﮛ
ﮜ
جبریل امین آن را نازل کرد.
Verse 194
ﮝﮞﮟﮠﮡ
ﮢ
- ای رسول- آن را بر قلبت نازل کرد تا از رسولانی باشی که مردم را انذار میدهند، و از عذاب الله میترسانند.
Verse 195
ﮣﮤﮥ
ﮦ
آن را به زبان عربی واضح نازل کرد.
Verse 196
ﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
و همانا این قرآن در کتب نخستینیان مذکور است، که کتابهای آسمانی پیشین به آن بشارت دادهاند.
Verse 197
آیا اینها که تو را تکذیب میکنند نشانهای بر راستگویی تو نداشتهاند که علمای بنیاسرائیل مانند عبدالله بن سلام از حقیقت آنچه بر تو نازل شده است آگاه هستند.
Verse 198
ﯗﯘﯙﯚﯛ
ﯜ
و اگر این قرآن را بر برخی عجمها که به زبانی عربی سخن نمیگویند نازل میکردیم.
Verse 199
ﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
ﯣ
و آن را برایشان میخواند به آن ایمان نمیآوردند؛ زیرا میگفتند: آن را نمیفهمیم، پس باید الله را ستایش کنند که به زبان آنها نازل کرد.
Verse 200
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
اینگونه تکذیب و کفر را در دلهای مجرمان درمیآوریم.
Verse 201
تا از کفری که بر آن هستند تغییر نکنند و ایمان نیاورند تا زمانیکه عذاب رنجآور را ببینند.
Verse 202
ﯲﯳﯴﯵﯶ
ﯷ
پس عذاب ناگهانی آنها را فرا میگیرد، درحالیکه از آمدنش اطلاعی ندارند تا آنها را غافلگیر کند.
Verse 203
ﯸﯹﯺﯻ
ﯼ
پس هنگامیکه عذاب به صورت ناگهانی بر آنها نازل میشود از افسوس زیاد میگویند: آیا به ما مهلت داده میشود تا بهسوی الله توبه کنیم؟!
Verse 204
ﯽﯾ
ﯿ
پس آیا این کافران خواستار تعجیل در عذاب ما هستند و میگویند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا همانگونه که ادعا کردی پارهای از آسمان بر ما فرو ریزد؟!
Verse 205
ﰀﰁﰂﰃ
ﰄ
پس - ای رسول- به من خبر بده اگر این کافران را که از ایمان به آنچه آوردهای روی میگردانند زمانی طولانی از نعمتها بهرهمند کنیم.
Verse 206
ﰅﰆﰇﰈﰉ
ﰊ
و پس از این مدتی که این نعمتها به آنها رسیده است عذابی را که به آنها وعده داده میشود، دامنگیرشان گردد.
Verse 207
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
نعمتهایی که در دنیا بر آن بودند چه نفعی به آنها میرساند؟! آن نعمتها از بین رفته است، و هیچچیز یافت نمیشود.
Verse 208
و هیچیک از امتها را نابود نکردیم مگر اینکه پس از ارسال رسولان و فرو فرستادن کتابها عذری برایشان نگذاشتیم.
Verse 209
ﭠﭡﭢﭣ
ﭤ
تا اندرز و تذکری برایشان باشد، و ما با عذابکردن آنها پس از اینکه با ارسال رسولان و نزول کتابها عذری برایشان نگذاشتیم بر آنها ستم نکردیم.
Verse 210
ﭥﭦﭧﭨ
ﭩ
و شیطانها این قرآن را بر قلب رسول صلی الله علیه وسلم نازل نکردهاند.
Verse 211
ﭪﭫﭬﭭﭮ
ﭯ
و سزاوار نیست که آنها قرآن را بر قلبش نازل کنند، و قادر بر انجام این کار نیز نیستند.
Verse 212
ﭰﭱﭲﭳ
ﭴ
قادر بر انجام این کار نیستند چون از مکان آن در آسمان دور نگه داشته شدهاند، پس چگونه به آن میرسند و آن را نازل میکنند؟!
Verse 213
پس معبودی دیگر همراه الله عبادت نکن که او را با الله شریک گردانی، که بهسبب این کار از عذاب شدگان خواهی بود.
Verse 214
ﭿﮀﮁ
ﮂ
و - ای رسول- قومت را به ترتیب نزدیکی (خویشاوندی) انذار بده تا عذاب الله به آنها نرسد در صورتیکه بر شرک باقی بمانند.
Verse 215
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈ
ﮉ
و از روی رحمت و مهربانی برای مؤمنانی که از تو پیروی کردهاند رفتار و سخن نرم برگزین.
Verse 216
و اگر از تو نافرمانی کردند، و توحید و طاعت الله که آنها را به آن فرمان دادی اجابت نکردند، به آنها بگو: همانا من از شرک و گناهانی که انجام میدهید بیزار هستم.
Verse 217
ﮒﮓﮔﮕ
ﮖ
و در تمام امورت بر ذات شکستناپذیری توکل کن که از دشمنانش انتقام میگیرد و نسبت به کسانی از آنها که بهسویش بازمیگردند بخشنده است.
Verse 218
ﮗﮘﮙﮚ
ﮛ
همان ذات منزّهی که وقتی برای نماز برمیخیزی تو را میبیند.
Verse 219
ﮜﮝﮞ
ﮟ
و او سبحانه حرکت تو را از حالی به حالی دیگر در میان نمازگزاران میبیند، ذرهای از اعمال تو و اعمال دیگران بر او پوشیده نمیماند.
Verse 220
ﮠﮡﮢﮣ
ﮤ
همانا او قرآن و ذکری را که در نمازت تلاوت میکنی میشنود، و از نیت تو آگاه است.
Verse 221
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
آیا بر شما خبر دهم شیاطینی که ادعا میکنند این قرآن را نازل میکنند بر چه کسی فرود میآیند؟
Verse 222
ﮬﮭﮮﮯﮰ
ﮱ
شیاطین بر هر کاهن دروغگوی بسیار گناهکار و نافرمان فرود میآیند.
Verse 223
ﯓﯔﯕﯖ
ﯗ
شیاطین دزدانه به ملأ أعلی گوش فرا میدهند، آنگاه آن را به دوستان کاهن خویش میافکنند، و بیشتر کاهنان دروغگو هستند، که اگر یک کلمۀ راستی بگویند همراه آن صد دروغ میگویند.
Verse 224
ﯘﯙﯚ
ﯛ
شاعران که ادعا کردید محمد صلی الله علیه وسلم از آنها است، گمراهان از راه هدایت و راستی، از آنها پیروی میکنند، و اشعارشان را روایت میکنند.
Verse 225
- ای رسول- آیا ندیدهای که از مظاهر گمراهی آنها این است که در هر وادیای سرگردانند که گاهی در مدح حرکت میکنند، و گاهی در ذم؛ و گاهی در امور دیگر.
Verse 226
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
و اینکه دروغ میگویند، یعنی میگویند: چنین کردیم، درحالیکه آن کار را انجام ندادهاند.
Verse 227
مگر کسانی از شاعران که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، و الله را بسیار یاد کردند، و پس از اینکه دشمنان الله بر آنها ستم کردند از آنها انتقام گرفتند؛ مانند حسان بن ثابت t. و بهزودی کسانیکه با شرک به الله و تجاوز بر بندگانش ستم کردهاند خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی بازگردانده میشوند، یعنی به موضعی بزرگ، و حسابی دقیق بازخواهند گشت.
تقدم القراءة