ترجمه سوره شعراء به الفارسية از الترجمة الفارسية - حسين تاجي
Verse 1
ﭑ
ﭒ
طسم (طا. سین. میم)
Verse 2
ﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
این آیات کتاب روشن است.
Verse 3
ﭘﭙﭚﭛﭜﭝ
ﭞ
گویی میخواهی از (شدت غم و اندوه) اینکه آنها ایمان نمیآورند؛ خود را هلاک کنی!
Verse 4
اگر بخواهیم از آسمان بر آنها نشانهای نازل میکنیم که گردنهایشان در برابر آن تسلیم (و خاضع) گردد.
Verse 5
و هیچ پند تازهای از سوی (الله) رحمان برای آنها نمیآید؛ مگر اینکه از آن روی گردان هستند.
Verse 6
به راستی آنها تکذیب کردند، پس به زودی اخبار آنچه را که به آن استهزاء (و تمسخر) میکردند؛ به آنها خواهد رسید.
Verse 7
آیا به زمین ننگریستهاند که چه قدر از هر گونه گیاهان (نیکو و) پر ارزش در آن رویاندهایم؟!
Verse 8
بیگمان در این نشانۀ (بزرگی) است، و بیشتر آنها مؤمن نیستند.
Verse 9
ﮖﮗﮘﮙﮚ
ﮛ
و به راستی پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
Verse 10
و (به یاد بیاور) هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سوی قوم ستمکار برو،
Verse 11
ﮥﮦﮧﮨﮩ
ﮪ
قوم فرعون، آیا آنها نمیترسند؟!
Verse 12
ﮫﮬﮭﮮﮯﮰ
ﮱ
(موسی) گفت: «پروردگارا! من میترسم که مرا تکذیب کنند!
Verse 13
و سینهام تنگ گردد و زبانم باز نشود، پس (برادرم) هارون را (نیز) رسالت ده (تا مرا یاری کند).
Verse 14
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡ
ﯢ
و آنها بر (گردن) من (ادعای) گناهی دارند، پس میترسم که مرا بکشند».
Verse 15
(الله) فرمود: «چنین نیست، پس شما هردو با آیات ما بروید، یقیناً ما با شما شنوندگان هستیم.
Verse 16
پس (به نزد) فرعون بروید، و بگویید: «ما فرستادۀ پروردگار جهانیان هستیم،
Verse 17
ﯵﯶﯷﯸﯹ
ﯺ
که بنی اسرائیل را با ما بفرست».
Verse 18
(فرعون) گفت: «آیا ما تو را در کودکی نزد خود پرورش ندادیم، و سالهایی از عمرت را در میان ما نگذراندی؟!
Verse 19
و (بالاخره) آن کارت را (که نبایست انجام میدادی) انجام دادی، و تو از ناسپاسانی».
Verse 20
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
(موسی) گفت: «(من) آن (کار) را آنگاه انجام دادم که من از بیخبران بودم.
Verse 21
پس چون از شما ترسیدم از شما فرار کردم، آنگاه پروردگارم به من دانش (و نبوت) بخشید و مرا از پیامبران قرار داد.
Verse 22
و آیا این نعمتی است که تو بر من منت میگذاری که بنی اسرائیل را بردۀ خود ساختهای؟!»
Verse 23
ﭭﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
فرعون گفت: «پروردگار جهانیان چیست؟!»
Verse 24
(موسی) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید».
Verse 25
ﭾﭿﮀﮁﮂ
ﮃ
(فرعون) به آنهای که در اطرافش بودند؛ گفت: «آیا نمیشنوید؟»
Verse 26
ﮄﮅﮆﮇﮈ
ﮉ
(موسی) گفت: «(او) پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شماست.
Verse 27
(فرعون) گفت: «بیتردید پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده دیوانه است».
Verse 28
(موسی) گفت: «(او) پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است، اگر بیندیشید».
Verse 29
(فرعون) گفت: «اگر معبودی جز من برگزینی، البته تو را از زندانیان قرار خواهم داد».
Verse 30
ﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
(موسی) گفت: «حتی اگر معجزۀ روشنی برای تو آورده باشم؟!»
Verse 31
(فرعون) گفت: «پس اگر از راستگویانی، آن را بیاور».
Verse 32
ﯕﯖﯗﯘﯙﯚ
ﯛ
پس (موسی) عصای خود را افکند، که ناگهان آن اژدهایی آشکار شد.
Verse 33
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡ
ﯢ
و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد که ناگهان در برابر بینندگان سفید (و روشن) بود.
Verse 34
(فرعون) به اشرافی که اطراف او بودند؛ گفت: «بیگمان این (مرد) جادوگر دانایی است.
Verse 35
(او) میخواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس شما چه نظر میدهید؟!»
Verse 36
گفتند: «(کار) او و برادرش را به تأخیر انداز، و جمع آوری کنندگان را در (همۀ) شهرها بفرست».
Verse 37
ﯼﯽﯾﯿ
ﰀ
تا هر جادوگر ماهر (و) دانایی را نزد تو آورند».
Verse 38
ﰁﰂﰃﰄﰅ
ﰆ
پس (سرانجام) جادوگران برای وعدهگاه روز معینی گرد آورده شدند.
Verse 39
ﰇﰈﰉﰊﰋ
ﰌ
و به مردم گفته شد: «آیا شما (نیز) جمع میشوید،
Verse 40
تا اگر ساحران پیروز شدند، ما از آنها پیروی کنیم؟!»
Verse 41
پس هنگامیکه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «اگر ما پیروز شویم، آیا ما پاداشی خواهیم داشت؟!»
Verse 42
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫ
ﭬ
گفت: «آری، و بیگمان آنگاه شما از مقربان خواهید بود».
Verse 43
موسی به آنها گفت: «هر چه میخواهید بیفکنید، بیفکنید»
Verse 44
پس آنها ریسمانها و عصاهای خود را افکندند، و گفتند: «به عزت فرعون سوگند که، قطعاً ما پیروزیم».
Verse 45
پس موسی عصایش را افکند، ناگهان آنچه را به دروغ بر ساخته بودند، بلعید.
Verse 46
ﮈﮉﮊ
ﮋ
پس ساحران سجدهکنان (به زمین) افتادند.
Verse 47
ﮌﮍﮎﮏ
ﮐ
گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم
Verse 48
ﮑﮒﮓ
ﮔ
پروردگار موسی و هارون».
Verse 49
(فرعون) گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلماً او بزرگتر شماست که سحر را به شما یاد داده است، پس به زودی خواهید دانست! دستانتان و پاهایتان را به عکس یکدیگر قطع میکنم، و همۀ شما را به دار میآویزم».
Verse 50
گفتند: «باکی نیست، ما به سوی پروردگارمان باز میگردیم.
Verse 51
ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، که ما از نخستین ایمان آورندگان بودیم».
Verse 52
و به موسی وحی کردیم که: «شبانه بندگانم را (از مصر) بیرون ببر، بیگمان شما تعقیب میشوید».
Verse 53
ﯭﯮﯯﯰﯱ
ﯲ
پس فرعون (چون از ماجرا آگاه گردید) گرد آورندگان (نیرو) را به شهرها فرستاد.
Verse 54
ﯳﯴﯵﯶ
ﯷ
(و گفت:) اینها (= بنی اسرائیل) گروهی اندک (و ناچیز) هستند،
Verse 55
ﯸﯹﯺ
ﯻ
و اینها ما را به خشم آوردهاند،
Verse 56
ﯼﯽﯾ
ﯿ
و ما همگی آماده (و بیدار) هستیم».
Verse 57
ﰀﰁﰂﰃ
ﰄ
پس آنها را از باغها و چشمهها بیرون کردیم.
Verse 58
ﰅﰆﰇ
ﰈ
و (نیز) از گنجها و منزلگاه نیکو (و قصرهای مجلل بیرون راندیم).
Verse 59
ﰉﰊﰋﰌﰍ
ﰎ
(آری) این چنین (کردیم) و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم.
Verse 60
ﰏﰐ
ﰑ
پس آنها (صبحگاهان به) هنگام طلوع آفتاب به تعقیبشان پرداختند.
Verse 61
پس چون دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «یقیناً ما (در چنگال فرعونیان) گرفتار شدیم».
Verse 62
(موسی) گفت: «چنین نیست، بیگمان پروردگارم با من است، به زودی مرا هدایت خواهد کرد»
Verse 63
پس به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن» آنگاه (دریا) شکافته شد، پس هر بخشی (از آن) همچون کوه عظیمی شد.
Verse 64
ﭱﭲﭳ
ﭴ
و دیگران (= فرعون و فرعونیان) را (نیز) به آنجا نزدیک ساختیم.
Verse 65
ﭵﭶﭷﭸﭹ
ﭺ
و موسی و همراهانش را همگی نجات دادیم.
Verse 66
ﭻﭼﭽ
ﭾ
سپس دیگران را غرق کردیم.
Verse 67
بیگمان در این (ماجرا) نشانهای (روشن) است، ولی بیشتر مردم ایمان نمیآورند.
Verse 68
ﮉﮊﮋﮌﮍ
ﮎ
و بیتردید پرورگارتو پیروزمند مهربان است.
Verse 69
ﮏﮐﮑﮒ
ﮓ
و خبر ابراهیم را بر آنها بخوان.
Verse 70
ﮔﮕﮖﮗﮘﮙ
ﮚ
هنگامیکه به پدر و قومش گفت: «چه چیز را میپرستید؟!».
Verse 71
ﮛﮜﮝﮞﮟﮠ
ﮡ
گفتند: «بتهایی را میپرستیم، و پیوسته برای (عبادت) آنها معتکف هستیم.
Verse 72
ﮢﮣﮤﮥﮦ
ﮧ
(ابراهیم) گفت: «آیا هنگامیکه آنها را میخوانید (صدای) شما را میشنوند؟!
Verse 73
ﮨﮩﮪﮫ
ﮬ
یا سود و زیانی به شما میرسانند؟!».
Verse 74
ﮭﮮﮯﮰﮱﯓ
ﯔ
گفتند: «(نه) بلکه ما نیاکان خود را یافتیم که چنین میکردند».
Verse 75
ﯕﯖﯗﯘﯙ
ﯚ
(ابراهیم) گفت: «آیا دیدید چیزهایی را که پیوسته عبادت میکردید،
Verse 76
ﯛﯜﯝ
ﯞ
شما و نیاکان پیشین شما.
Verse 77
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
ﯥ
پس همۀ آنها دشمن من هستند، جز پروردگار جهانیان.
Verse 78
ﯦﯧﯨﯩ
ﯪ
(همان) کسیکه مرا آفرید، پس او مرا هدایت میکند.
Verse 79
ﯫﯬﯭﯮ
ﯯ
و کسیکه او به من غذا میدهد و سیراب مینماید.
Verse 80
ﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
و هنگامیکه بیمار شوم پس او مرا شفا میدهد.
Verse 81
ﯵﯶﯷﯸ
ﯹ
و کسیکه مرا میمیراند؛ سپس زنده میکند.
Verse 82
و کسیکه امیدوارم گناهانم را در روز جزا برایم ببخشد.
Verse 83
ﰃﰄﰅﰆﰇﰈ
ﰉ
پروردگارا! به من (دانش و) حکمت ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن.
Verse 84
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
و برای من در میان آیندگان آوازۀ نیک (و ذکر خیر) قرار بده.
Verse 85
ﭘﭙﭚﭛﭜ
ﭝ
و مرا از وارثان بهشت پر نعمت بگردان.
Verse 86
ﭞﭟﭠﭡﭢﭣ
ﭤ
و پدرم را بیامرز، بیگمان او از گمراهان بود.
Verse 87
ﭥﭦﭧﭨ
ﭩ
و در روزیکه (همۀ مردم) برانگیخته میشوند، مرا رسوا (و شرمنده) مکن.
Verse 88
ﭪﭫﭬﭭﭮﭯ
ﭰ
روزیکه مال و فرزندان سودی نبخشد.
Verse 89
ﭱﭲﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
مگر کسیکه با قلب سلیم (خالی از شرک و کفر و نفاق) به پیشگاه الله بیاید».
Verse 90
ﭸﭹﭺ
ﭻ
و (در آن روز) بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده شود.
Verse 91
ﭼﭽﭾ
ﭿ
و دوزخ برای گمراهان آشکار کرده شود.
Verse 92
ﮀﮁﮂﮃﮄﮅ
ﮆ
و به آنها گفته میشود: «کجا هستند آنچه که به جای الله پرستش میکردید؟!
Verse 93
آیا آنها شما را یاری میکنند، یا (خود) انتقام میگیرند؟!
Verse 94
ﮏﮐﮑﮒ
ﮓ
پس آنها و گمراهان (به رو) در آن افکنده میشوند.
Verse 95
ﮔﮕﮖ
ﮗ
و (نیز) همۀ لشکریان ابلیس.
Verse 96
ﮘﮙﮚﮛ
ﮜ
آنها در آنجا در حالیکه با یکدیگر مخاصمه میکنند، گویند:
Verse 97
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
«به الله سوگند که ما در گمراهی آشکار بودیم.
Verse 98
ﮤﮥﮦﮧ
ﮨ
چون شما را با پروردگار جهانیان برابر میدانستیم.
Verse 99
ﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
و کسی جز مجرمان ما را گمراه نکرد.
Verse 100
ﮮﮯﮰﮱ
ﯓ
پس (اکنون) هیچ شفاعت کنندگانی برای ما نیست.
Verse 101
ﯔﯕﯖ
ﯗ
و نه هیچ دوست (مخلص و) مهربانی.
Verse 102
پس ای کاش بار دیگر (به دنیا) باز گردیم، تا از مؤمنان باشیم».
Verse 103
بیگمان در این (ماجرا) نشانهای (روشن) است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند.
Verse 104
ﯪﯫﯬﯭﯮ
ﯯ
و بیتردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
Verse 105
ﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند.
Verse 106
هنگامیکه برادرشان نوح به آنها گفت: «آیا (از الله) نمیترسید؟!».
Verse 107
ﯽﯾﯿﰀ
ﰁ
مسلماً من برای شما پیامبری امین هستم.
Verse 108
ﰂﰃﰄ
ﰅ
پس از الله بترسید، و مرا اطاعت کنید.
Verse 109
و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمیطلبم، مزد من تنها بر (عهدۀ) پروردگار جهانیان است.
Verse 110
ﰓﰔﰕ
ﰖ
پس از الله بترسید، و مرا اطاعت کنید».
Verse 111
ﰗﰘﰙﰚﰛﰜ
ﰝ
گفتند: «آیا به تو ایمان بیاوریم در حالیکه فرومایگان از تو پیروی کردهاند؟!»
Verse 112
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
(نوح) گفت: «من چه میدانم آنها چه کارها کردهاند!
Verse 113
اگر میفهمید، حساب آنها تنها با پروردگار من است.
Verse 114
ﭡﭢﭣﭤ
ﭥ
و من (هرگز) مؤمنان را طرد نخواهم کرد.
Verse 115
ﭦﭧﭨﭩﭪ
ﭫ
من جز بیم دهندۀ آشکار نیستم».
Verse 116
گفتند: «ای نوح! اگر (از دعوتت) دست بر نداری، حتماً سنگسار خواهی شد».
Verse 117
ﭵﭶﭷﭸﭹ
ﭺ
(نوح) گفت: «پروردگارا! همانا قوم من، مرا تکذیب کردند.
Verse 118
پس میان من و آنها داوری کن، و مرا و مؤمنانی را که با من هستند؛ نجات بده».
Verse 119
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊ
ﮋ
پس او و کسانی را که همراه او بودند، در (آن) کشتی پر (و انباشته) نجات دادیم.
Verse 120
ﮌﮍﮎﮏ
ﮐ
سپس بقیه را غرق کردیم.
Verse 121
بیگمان در این (ماجرا) نشانهای (روشن) است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند.
Verse 122
ﮛﮜﮝﮞﮟ
ﮠ
و بیتردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
Verse 123
ﮡﮢﮣ
ﮤ
(قوم) عاد (نیز) پیامبران (الله) را تکذیب کردند.
Verse 124
هنگامیکه برادرشان هود به آنها گفت: «آیا (از الله) نمیترسید؟!»
Verse 125
ﮭﮮﮯﮰ
ﮱ
به راستی من برای شما پیامبری امین هستم.
Verse 126
ﯓﯔﯕ
ﯖ
پس از الله بترسید، و مرا اطاعت کنید.
Verse 127
و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمیطلبم، مزد من تنها بر (عهدۀ) پرودگار جهانیان است.
Verse 128
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
آیا بر هر مکان مرتفعی نشانهای (از روی هوا و هوس و) بیهوده میسازید؟!
Verse 129
ﯪﯫﯬﯭ
ﯮ
و قصرها (و قلعههای) محکم و استوار بنا میکنید، گویی که (در دنیا) جاودانه میمانید.
Verse 130
ﯯﯰﯱﯲ
ﯳ
و چون (کسی را) کیفر دهید، همچون جباران کیفر میدهید.
Verse 131
ﯴﯵﯶ
ﯷ
پس از الله بترسید و مرا اطاعت کنید.
Verse 132
ﯸﯹﯺﯻﯼ
ﯽ
و از کسی بترسید که شما را به آنچه میدانید مدد کرده است.
Verse 133
ﯾﯿﰀ
ﰁ
شما را به چهارپایان و فرزندان مدد (و یاری) فرموده است.
Verse 134
ﰂﰃ
ﰄ
و (همچنین به) باغها و چشمهها.
Verse 135
ﰅﰆﰇﰈﰉﰊ
ﰋ
همانا من از عذاب روزی بزرگ بر شما میترسم!»
Verse 136
گفتند: «برای ما یکسان است، چه ما را پند دهی یا پند ندهی.
Verse 137
ﭑﭒﭓﭔﭕ
ﭖ
این جز (همان) روش پیشینیان نیست.
Verse 138
ﭗﭘﭙ
ﭚ
و ما (هرگز) عذاب نخواهیم شد».
Verse 139
پس او (= هود) را تکذیب کردند، در نتیجه ما آنها را هلاک کردیم، بیگمان در این (ماجرا) نشانهای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند.
Verse 140
ﭨﭩﭪﭫﭬ
ﭭ
و بیتردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
Verse 141
ﭮﭯﭰ
ﭱ
(قوم) ثمود پیامبران (الله) را تکذیب کردند.
Verse 142
هنگامیکه برادرشان صالح به آنها گفت: «آیا (از الله) نمیترسید؟!
Verse 143
ﭺﭻﭼﭽ
ﭾ
بیگمان من برای شما پیامبری امین هستم.
Verse 144
ﭿﮀﮁ
ﮂ
پس از الله بترسید و مرا اطاعت کنید.
Verse 145
و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمیطلبم، مزد من تنها بر (عهدۀ) پروردگار جهانیان است.
Verse 146
ﮐﮑﮒﮓﮔ
ﮕ
آیا (می پندارید که) شما در (نعمتهایی) اینجا ایمن رها خواهید شد؟!
Verse 147
ﮖﮗﮘ
ﮙ
در (این) باغها و چشمهها.
Verse 148
ﮚﮛﮜﮝ
ﮞ
و (در این) زراعتها و نخلهایی که شکوفههایش (نرم و) رسیده است؟!
Verse 149
ﮟﮠﮡﮢﮣ
ﮤ
و شادمانه از کوهها خانههایی میتراشید؟
Verse 150
ﮥﮦﮧ
ﮨ
پس از الله بترسید و مرا اطاعت کنید.
Verse 151
ﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
و فرمان اسراف کاران را اطاعت نکنید.
Verse 152
ﮮﮯﮰﮱﯓﯔ
ﯕ
(همان) کسانیکه در زمین فساد میکنند و اصلاح نمیکنند».
Verse 153
ﯖﯗﯘﯙﯚ
ﯛ
گفتند: «(ای صالح) جز این نیست که تو از جادوشدگانی.
Verse 154
تو جز بشری همانند ما نیستی، پس اگر از راستگویانی نشانهای بیاور».
Verse 155
(صالح) گفت: «این ماده شتری است، که برای او یک نوبت آب خوردن، و برای شما (نیز) نوبت روز معینی است.
Verse 156
و (کمترین) آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرو میگیرد».
Verse 157
ﯺﯻﯼ
ﯽ
پس آن را پی کردند، آنگاه (از کردۀ خود) پشیمان شدند.
Verse 158
پس عذاب (الهی) آنها را فرو گرفت، بیگمان در این (ماجرا) نشانهای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند.
Verse 159
ﰋﰌﰍﰎﰏ
ﰐ
و بیتردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
Verse 160
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
قوم لوط (نیز) پیامبران (الله) را تکذیب کردند.
Verse 161
هنگامیکه برادرشان لوط به آنها گفت: «آیا (از الله) نمیترسید؟!
Verse 162
ﭞﭟﭠﭡ
ﭢ
بیگمان من برای شما پیامبری امین هستم.
Verse 163
ﭣﭤﭥ
ﭦ
پس از الله بترسید، و مرا اطاعت کنید.
Verse 164
و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمیطلبم، مزد من تنها بر (عهدۀ) پروردگار جهانیان است.
Verse 165
ﭴﭵﭶﭷ
ﭸ
آیا در میان جهانیان شما به سراغ مردان میروید؟!
Verse 166
و همسرانیکه الله برای شما آفریده است؛ رها میکنید، بلکه شما قومی متجاوز هستید.
Verse 167
گفتند: «ای لوط، اگر دست بر نداری، یقیناً از اخراج شدگان خواهی بود».
Verse 168
ﮏﮐﮑﮒﮓ
ﮔ
(لوط) گفت: «من دشمن سرسخت عمل شما هستم.
Verse 169
ﮕﮖﮗﮘﮙ
ﮚ
پروردگارا! من و خانواده ام را از (عاقبت) آنچه (اینها) انجام میدهند، نجات بده».
Verse 170
ﮛﮜﮝ
ﮞ
پس او و خانوادهاش را همگی نجات دادیم.
Verse 171
ﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
مگر پیر زنی که در میان بازماندگان بود.
Verse 172
ﮤﮥﮦ
ﮧ
سپس دیگران را نابود ساختیم.
Verse 173
و بر آنها بارانی (از سنگ) بارانیدیم، پس باران بیم داده شدگان چه بد بود.
Verse 174
بیگمان در این (ماجرا) نشانهای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند.
Verse 175
ﯛﯜﯝﯞﯟ
ﯠ
و بیتردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
Verse 176
ﯡﯢﯣﯤ
ﯥ
اصحاب ایکه (= قوم شعیب) پیامبران (الله) را تکذیب کردند.
Verse 177
ﯦﯧﯨﯩﯪﯫ
ﯬ
هنگامیکه شعیب به آنها گفت: «آیا (از الله) نمیترسید؟!
Verse 178
ﯭﯮﯯﯰ
ﯱ
همانا من برای شما پیامبری امین هستم.
Verse 179
ﯲﯳﯴ
ﯵ
پس از الله بترسید، و مرا اطاعت کنید.
Verse 180
و من بر (رساندن) این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمیطلبم، مزد من تنها بر (عهدۀ) پروردگار جهانیان است.
Verse 181
پیمانه را تمام بدهید، و از کاهندگان (و کم فروشان) نباشید.
Verse 182
ﰋﰌﰍ
ﰎ
و با ترازوی درست وزن کنید.
Verse 183
و چیزهای مردم را کم ندهید (و حق آنها را ضایع نکنید) و در زمین به فساد نکوشید.
Verse 184
ﭑﭒﭓﭔﭕ
ﭖ
و از کسیکه شما و آفریدگان نخستین را آفرید بترسید.
Verse 185
ﭗﭘﭙﭚﭛ
ﭜ
گفتند: «(ای شعیب!) جز این نیست که تو از جادو شدگانی،
Verse 186
تو جز بشری همانند ما نیستی، و تو را از دروغگویان میپنداریم.
Verse 187
پس اگر از راستگویانی، پارهای از آسمان را بر (سر) ما بینداز»
Verse 188
ﭱﭲﭳﭴﭵ
ﭶ
(شعیب) گفت: «پروردگارم! به آنچه انجام میدهید؛ داناتر است.
Verse 189
پس او را تکذیب کردند، آنگاه عذاب روز سایه آنها را فرو گرفت، بیگمان آن عذاب روز بزرگی بود.
Verse 190
بیگمان در این (ماجرا) نشانهای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند.
Verse 191
ﮍﮎﮏﮐﮑ
ﮒ
و بیتردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
Verse 192
ﮓﮔﮕﮖ
ﮗ
و همانا این (قرآن) نازل شده (از جانب) پروردگار جهانیان است.
Verse 193
ﮘﮙﮚﮛ
ﮜ
روح الامین (= جبرئیل) آن را فرود آورده است.
Verse 194
ﮝﮞﮟﮠﮡ
ﮢ
بر قلب تو، تا از هشدار دهندگان باشی.
Verse 195
ﮣﮤﮥ
ﮦ
(آن را) به زبان عربی روشن (نازل کرد).
Verse 196
ﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
و همانا (توصیف) آن در کتابهای پیشینیان (نیز آمده) است.
Verse 197
آیا همین نشانه برای آنها کافی نیست که علمای بنی اسرائیل [ مانند عبدالله بن سلام رضی الله عنه و دیگران. (تفسیر ابن کثیر)] از آن (قرآن) آگاهند؟!
Verse 198
ﯗﯘﯙﯚﯛ
ﯜ
و اگر آن را بر بعضی از عجمیان (= غیر عربها) نازل میکردیم.
Verse 199
ﯝﯞﯟﯠﯡﯢ
ﯣ
پس او آن را برایشان میخواند، به آن ایمان نمیآورند.
Verse 200
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
(آری) این گونه آن (تکذیب) را در دلهای مجرمان در آوردیم.
Verse 201
به آن ایمان نمیآورند تا عذاب دردناک را (با چشم خود) ببینند.
Verse 202
ﯲﯳﯴﯵﯶ
ﯷ
پس ناگهان در حالیکه بیخبرند به سراغ آنها میآید.
Verse 203
ﯸﯹﯺﯻ
ﯼ
آنگاه میگویند: «آیا مهلتی به ما داده خواهد شد؟!»
Verse 204
ﯽﯾ
ﯿ
آیا برای عذاب ما شتاب میکنند؟!
Verse 205
ﰀﰁﰂﰃ
ﰄ
آیا دیدی که اگر سالیانی آنها را (از این زندگی دنیا) بهرهمند سازیم.
Verse 206
ﰅﰆﰇﰈﰉ
ﰊ
سپس آنچه که به آنها وعده داده شده است به سراغشان بیاید.
Verse 207
ﭑﭒﭓﭔﭕﭖ
ﭗ
این بهرهمندیشان (از دنیا) سودی برای آنها نخواهد داشت.
Verse 208
و هیچ قریهای را هلاک نکردیم؛ مگر اینکه هشدار دهندگانی (از پیامبران) داشتند.
Verse 209
ﭠﭡﭢﭣ
ﭤ
برای پند دادن، و ما هرگز ستمکار نبودیم.
Verse 210
ﭥﭦﭧﭨ
ﭩ
و شیطانها (هرگز) این (قرآن) را نازل نکردهاند.
Verse 211
ﭪﭫﭬﭭﭮ
ﭯ
و برای آنها سزاوار نیست؛ و نمیتوانند.
Verse 212
ﭰﭱﭲﭳ
ﭴ
بیگمان آنها از شنیدن (وحی، و استراق سمع) برکنارند.
Verse 213
پس (ای پیامبر!) هیچ معبودی را با الله مخوان، که از عذاب شدگان خواهی بود.
Verse 214
ﭿﮀﮁ
ﮂ
و خویشاوندان نزدیکت را هشدار بده.
Verse 215
ﮃﮄﮅﮆﮇﮈ
ﮉ
و بال (رحمت و فروتنی) خود را برای مؤمنانیکه از تو پیروی میکنند؛ بگستر.
Verse 216
پس اگر از (فرمان) تو سرپیچی کردند، بگو: «همانا من از آنچه انجام میدهید؛ بیزارم».
Verse 217
ﮒﮓﮔﮕ
ﮖ
و بر الله پیروزمند مهربان توکل کن.
Verse 218
ﮗﮘﮙﮚ
ﮛ
(همان) کسیکه تو را به هنگامیکه (برای عبادت) بر میخیزی میبیند.
Verse 219
ﮜﮝﮞ
ﮟ
و (نیز) حرکت (و نشست و بر خاست) تو را میان سجدهکنندگان (میبیند).
Verse 220
ﮠﮡﮢﮣ
ﮤ
همانا او شنوای داناست.
Verse 221
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
آیا به شما خبردهم که شیاطین بر چه کسی نازل میشوند؟!
Verse 222
ﮬﮭﮮﮯﮰ
ﮱ
بر هر دروغگوی گنهکار نازل میگردند.
Verse 223
ﯓﯔﯕﯖ
ﯗ
(به شیاطین) گوش فرا میدهند و بیشترشان دروغگو هستند.
Verse 224
ﯘﯙﯚ
ﯛ
و شاعران (کسانی) هستند که گمراهان از آنها پیروی میکنند.
Verse 225
آیا ندیدی که آنها در هر وادیی سرگشته (و حیران) هستند؟!
Verse 226
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
و بیگمان آنها چیزی میگویند که (خود به آن) عمل نمیکنند؟!
Verse 227
مگر کسانیکه ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و الله را بسیار یاد کردند، و بعد از آن که ستم دیدند، انتقام گرفتند، (و با شعر خود از اسلام و مسلمین دفاع نمودند)، و کسانیکه ستم کردند؛ به زودی خواهند دانست به چه بازگشتگاهی باز میگردند.
تقدم القراءة