ترجمه سوره ص به الفارسية از الترجمة الفارسية - حسين تاجي
Verse 1
ﭑﭒﭓﭔﭕ
ﭖ
ص (صاد) سوگند به قرآنی که دارای پند و اندرز است.
Verse 2
ﭗﭘﭙﭚﭛﭜ
ﭝ
بلکه، کسانیکه کافر شدند در سرکشی و اختلافند.
Verse 3
چه بسیار نسلهای را که پیش از آنها هلاک کردیم، پس (هنگام نزول عذاب) فریاد میزدند، اما (آن زمان) وقت نجات نبود.
Verse 4
و آنها به شگفت آمدند که (پیامبر) هشداردهندهای از میان (خود) شان به سویشان آمده است، و کافران گفتند: «این جادوگری بسیار دروغگو است،
Verse 5
آیا (همۀ) معبودان را یک معبود قرار داده است؟ بیگمان این چیزی عجیبی است».
Verse 6
و بزرگان (و اشراف) شان، به راه افتادند و گفتند: «بروید و بر (پرستش) معبودانتان پایدار باشید، بیگمان این (دعوت) چیزی است خواسته شده (که شما را گمراه کنند).
Verse 7
ما (هرگز) این (چنین سخنی) در آیین واپسین نشنیدهایم، این جز دروغ (چیزی) نیست.
Verse 8
آیا از میان (همۀ) ما قرآن بر او نازل شده است؟!» (در حقیقت چنین نیست که آنها میگویند) بلکه آنها در (وحی و) قرآن من تردید دارند، بلکه هنوز عذاب را نچشیدهاند.
Verse 9
یا آنکه گنجینههای رحمت پروردگار پیروزمند بخشندهات نزد آنهاست؟
Verse 10
یا فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دوست از آنِ آنهاست؟! پس (اگر چنین است) با ریسمان (و هر وسیلهای دیگر به آسمان) بالا روند.
Verse 11
ﯟﯠﯡﯢﯣﯤ
ﯥ
(اینها) لشکری شکست خورده از احزاب هستند.
Verse 12
پیش از آنها قوم نوح و عاد و فرعون صاحب میخها (و سپاه، نیز پیامبران ما را) تکذیب کردند.
Verse 13
و (نیز) ثمود، و قوم لوط، و اصحاب ایکه (= قوم شعیب) اینها احزاب (و گروههای) بودند (که پیامبران را تکذیب کردند).
Verse 14
هر یک (از اینها) بودند که پیامبران را تکذیب کردند، پس عقوبت (من) تحقق یافت.
Verse 15
و اینها جز بانگی سهمناک را انتظار نمیکشند، که هیچ مهلت بازگشتی ندارد.
Verse 16
و (آنها) گفتند: «پروردگارا! بهرۀ ما را (از عذاب) پیش از فرا رسیدن روز حساب به ما بده».
Verse 17
بر آنچه میگویند، صبر کن، و بندۀ ما داود صاحب (نیرو و) قوت را یاد آور، بیگمان او بسیار رجوع کننده بود.
Verse 18
همانا ما کوهها را با او مسخر (و رام) کردیم، که شامگاهان و صبحگاهان (با او) تسبیح میگفتند.
Verse 19
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫ
ﭬ
و پرندگان را (نیز، مسخر او کردیم) که گرد میآمدند، همۀ (اینها) فرمانبردار (و باز گشت کننده به سوی) او بودند.
Verse 20
ﭭﭮﭯﭰﭱﭲ
ﭳ
و فرمانروایی او را استوار ومحکم کردیم، و به او حکمت و سخنان فصیح (فیصله کننده) عطا کردیم.
Verse 21
و آیا خبر شاکیان هنگامیکه از (دیوار) عبادتگاه (داود) بالا رفتند، به تو رسیده است؟!
Verse 22
چون بر داود وارد شدند، پس (او) از آنها وحشت کرد، (آنها) گفتند: «نترس، دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است. پس بین ما به حق داوری کن، و ستم نکن، و ما را به راه راست راهنمایی کن.
Verse 23
بیگمان این برادر من است، او نود و نه میش دارد، و من یک میش دارم. پس (او) میگوید: آن (یک میش) را به من وا گذار، و در سخن بر من غلبه کرده است».
Verse 24
(داوود) گفت: به راستی او با در خواست یک میش تو که آن را به میشهایش بیفزاید بر تو ستم کرده است، و البته بسیاری از شریکان به یکدیگر ستم میکنند، مگر کسانیکه ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، و اینان (نیز) اندک هستند. و داوود دانست که ما او را آزمودهایم، پس از پروردگارش آمرزش خواست، (و فروتنانه) به (رکوع =) سجده افتاد و (به سوی الله) رجوع کرد.
Verse 25
پس ما او را بخشیدیم، و بیگمان برای او نزد ما (قرب و) مقامی و الا و بازگشت نیکوست.
Verse 26
ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه (= فرمانروا) قرار دادیم، پس به حق در میان مردم داوری کن، و از هوای (نفس) پیروی نکن که تو را از راه الله گمراه میکند، بیگمان کسانیکه از راه الله گمراه میشوند، به خاطر آنکه روز حساب را فراموش کردند، عذاب شدیدی (در پیش) دارند.
Verse 27
(ما) آسمان و زمین و آنچه میان آنهاست بیهوده نیافریدهایم، این گمان کسانی است که کافر شدند، پس وای بر کسانیکه کافر شدند از آتش (دوزخ!).
Verse 28
آیا کسانیکه ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، مانند مفسدان در زمین قرار میدهیم؟! آیا پرهیزگاران را مانند بدکاران قرار میدهیم؟
Verse 29
کتابی است پر برکت، که آن را بر تو نازل کردیم، تا در آیاتش تدبّر کنند، و خردمندان پند گیرند.
Verse 30
و (ما) سلیمان را به داوود عطا کردیم، چه بندۀ خوبی! بیگمان او بسیار رجوع کننده بود.
Verse 31
ﮅﮆﮇﮈﮉﮊ
ﮋ
(به یاد بیاور) چون عصرگاهان اسبان چابک تیزرو بر او عرضه شد،
Verse 32
پس گفت: «من این اسبان را به خاطر (فرمان) پروردگارم دوست دارم» (و پیوسته به آنها نگاه میکرد) تا از دیدگانش پنهان شدند [ یا: تا اینکه آفتاب در پرده پنهان شد و غروب کرد. (به تفسیر ابن کثیر و طبری رجوع کنید).].
Verse 33
گفت: «آن اسبان را نزد من باز گردانید». سپس به ساقها و گردنهای (آنها) دست کشید (و نوازش کرد).
Verse 34
و به راستی (ما) سلیمان را آزمودیم، و بر تخت او جسدی افکندیم، سپس (او) رو (به درگاه الله) آورد (و توبه کرد).
Verse 35
گفت: «پروردگارا! مرا ببخش، و به من فرمانروایی عطا فرما که پس از من کسی را سزاوار نباشد، بیگمان تو بخشایندهای».
Verse 36
پس (ما) باد را برای او مسخر کردیم، تا به فرمانش به نرمی حرکت کند، هر کجا میخواست، برود.
Verse 37
ﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
و (نیز) دیوان را، هر بنا و غواصی (از آنها را برای او مسخر کردیم).
Verse 38
ﯪﯫﯬﯭ
ﯮ
و (گروه) دیگری (از دیوان) را (که همه) در غل و زنجیر بودند (برایش مسخر کردیم).
Verse 39
این عطای ماست، پس (به هر کس میخواهی) ببخش، و یا نگه دار، حسابی بر تو نیست.
Verse 40
ﯷﯸﯹﯺﯻﯼ
ﯽ
و بیگمان برای او (= سلیمان) نزد ما (قرب و) مقامی والا، و بازگشت نیکوست.
Verse 41
و به یاد بیاور، بندۀ ما ایوب را، هنگامیکه پروردگارش را ندا داد که: همانا شیطان به من رنج و عذاب رسانده است.
Verse 42
(به او فرمان دادیم:) پای خود را بر زمین بکوب، (چشمهای میجوشد) این (چشمه آبی) خنک برای شستشو و آشامیدنی است.
Verse 43
و خانوادهاش و همانند آنان همراهشان را به او بخشیدیم، که رحمتی از سوی ما و اندرزی برای خردمندان باشد.
Verse 44
و (به او فرمان دادیم که) دستهای از شاخههای (باریک) را برگیر، پس با آن (همسرت را) بزن، و سوگند خود را مشکن، بیگمان ما او را شکیبا یافتیم، چه بندۀ خوبی، که بسیار رجوع کننده بود.
Verse 45
و (ای پیامبر) به یاد آور، بندگان ما، ابراهیم، و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دستهای (توانمند) و چشمهای (بینا).
Verse 46
ﭶﭷﭸﭹﭺ
ﭻ
ما آنها را با خصلت ویژهای که آن یاد سرای آخرت بود، خالص گرداندیم،
Verse 47
ﭼﭽﭾﭿﮀ
ﮁ
و یقیناً آنها نزد ما از بر گزیدگان نیکان بودند.
Verse 48
و به یاد آور، اسماعیل، و الیسع و ذوالکفل را که همگی از نیکان بودند.
Verse 49
این (قرآن) پندی است، و بیگمان برای پرهیزگاران منزلگاهی نیکوست.
Verse 50
ﮔﮕﮖﮗﮘ
ﮙ
باغهای جاویدان (بهشتی) که درهایش برای آنان باز است.
Verse 51
در آنجا تکیه زدهاند، و در آن میوۀ فراوان و نوشیدنی را میطلبند.
Verse 52
ﮢﮣﮤﮥﮦ
ﮧ
و نزد آنان (همسرانی) فرو هشته چشم همسال (که تنها به شوهران خود نظر دارند) است.
Verse 53
ﮨﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
این است چیزهاییکه برای روز حساب به شما وعده داده میشود.
Verse 54
بیگمان این روزی ماست که آن را هیچ پایانی نیست.
Verse 55
ﯗﯘﯙﯚﯛﯜ
ﯝ
این (پاداش پرهیزگاران) است، و بیگمان برای سرکشان بدترین بازگشتگاه است.
Verse 56
ﯞﯟﯠﯡ
ﯢ
جهنم، که در آن وارد میشوند، پس چه بد آرامگاهی است.
Verse 57
ﯣﯤﯥﯦ
ﯧ
این (عذاب) آب جوشان و چرک و خونابه است، که باید آن را بچشند.
Verse 58
ﯨﯩﯪﯫ
ﯬ
و (کیفرهای) دیگر همانند آن به انواع گوناگون (دارند)
Verse 59
(به سرداران آنها گفته میشود:) این گروهی است که با شما (به جهنم) وارد میشوند، (آنها میگویند:) خوش آمد (و گشایش) بر آنها مباد. بیگمان آنها داخل شدگان به آتش هستند.
Verse 60
(پیروان) گویند: «بلکه، شما را خوش آمد مباد، که این (عذاب) را پیشاپیش شما برای ما فراهم کردهاید، پس چه بد قرارگاهی است».
Verse 61
(سپس) گویند: پروردگارا! هر کس که این (عذاب) را پیشاپیش برای ما فراهم کرده است، پس عذابی دو چنان در آتش بر او بیفزار».
Verse 62
و گویند: «ما را چه شده است، مردمانی را که ما آنها را اشرار میشمردیم، (در جهنم) نمیبینیم؟!
Verse 63
ﭜﭝﭞﭟﭠﭡ
ﭢ
آیا آنها را به مسخره گرفتیم یا (اینکه) از نظرها دور ماندهاند؟!»
Verse 64
ﭣﭤﭥﭦﭧﭨ
ﭩ
بیگمان این مخاصمه (و گفتگوی) دوزخیان حق (و واقعیت) است.
Verse 65
(ای پیامبر) بگو: به درستی که من تنها یک هشدار دهندهام، و هیچ معبودی (به حق) جز الله یکتای قهّار نیست.
Verse 66
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، (آن) پیروزمند آمرزنده».
Verse 67
ﭿﮀﮁﮂ
ﮃ
(ای پیامبر) بگو: «این خبری بزرگ است،
Verse 68
ﮄﮅﮆ
ﮇ
که شما از آن روی میگردانید!
Verse 69
مـن از سـاکـنان عــالــم بالا (= فرشتگان) چون (دربارۀ آفرینش آدم) با یکدیگر جدال میکردند، خبری ندارم [ به سورۀ بقره آیه 30 رجوع کنید.].
Verse 70
به من وحی نمیشود مگر اینکه من هشداردهندهای آشکار هستم».
Verse 71
(و به یاد آور) هنگامیکه پروردگارت به فرشتگان گفت: بیتردید من بشری را از گِل میآفرینم،
Verse 72
پس هنگامیکه درستش کردم، و از روح خود در آن دمیدم، برای او سجدهکنان بیفتید».
Verse 73
ﮯﮰﮱﯓ
ﯔ
پس فرشتگان همگی یکپارچه سجده کردند.
Verse 74
ﯕﯖﯗﯘﯙﯚ
ﯛ
جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود.
Verse 75
(الله) فرمود: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد، از آنکه برای آنچه من با دو دست خود آفریده ام، سجده کنی؟ آیا تکبر ورزیدی یا از بلند پایگان هستی؟!»
Verse 76
گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش آفریدهای، و او را از گِل آفریدهای».
Verse 77
ﯷﯸﯹﯺﯻ
ﯼ
فرمود: «پس از اینجا بیرون شو، که تو رانده شدهای.
Verse 78
ﯽﯾﯿﰀﰁﰂ
ﰃ
و همانا لعنت من تا روز قیامت بر تو خواهد بود».
Verse 79
ﰄﰅﰆﰇﰈﰉ
ﰊ
(ابلیس) گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزیکه (دوباره) برانگیخته میشوند، مهلت ده».
Verse 80
ﰋﰌﰍﰎ
ﰏ
(الله) فرمود: «همانا تو از مهلت یافتگانی،
Verse 81
ﰐﰑﰒﰓ
ﰔ
تا آن روز زمان معین».
Verse 82
ﰕﰖﰗﰘ
ﰙ
(ابلیس) گفت: «پس به عزتت سوگند، که همۀ آنها را گمراه خواهم کرد،
Verse 83
ﰚﰛﰜﰝ
ﰞ
مگر بندگان مخلص تو را، از میان آنها».
Verse 84
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
(الله) فرمود: «پس (این سخن) حق است، و حق را میگویم،
Verse 85
یقیناً جهنم را از تو و از آنان که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد».
Verse 86
(ای پیامبر) بگو: «من بر (رساندن) این (دین) هیچ مزدی از شما در خواست نمیکنم، و من از متکلفان نیستم».
Verse 87
ﭩﭪﭫﭬﭭ
ﭮ
این (قرآن) جز پند برای جهانیان نیست.
Verse 88
ﭯﭰﭱﭲ
ﭳ
و قطعاً خبر (صدق) آن را بعد از مدتی خواهید دانست.
تقدم القراءة