ترجمه سوره أنبیاء به الفارسية از الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الناشر
مركز تفسير للدراسات القرآنية
Verse 1
حسابرسی بر اعمال مردم در روز قیامت برایشان نزدیک شده است، درحالیکه آنها با مشغول شدن به دنیا در بیخبری از آخرت رویگردانند.
Verse 2
و هیچ نزول تازهای از قرآن از جانب پروردگارشان برای آنها نیامد مگر اینکه بیفایده و بلکه به بازی و بدون اینکه اهمیتی برایش قائل شوند آن را شنیدند.
Verse 3
آن را شنیدند درحالیکه دلهایشان از آن بیخبر بود، و ستمکاران کفر جدیدی را که در مورد آن اینگونه نجوا میکردند مخفی داشتند: آیا این کسیکه ادعا میکند رسولی است جز بشری مانند خودتان است، که هیچ امتیازی بر شما ندارد؟! و آنچه آورده سحر است، آیا از او پیروی میکنید درحالیکه میدانید او انسانی مثل خودتان است، و آنچه آورده سحر است؟!
Verse 4
رسول صلی الله علیه وسلم گفت: پروردگارم سخنی را که پنهان کردید میداند، زیرا او تعالی هر سخنی را که در آسمانها و زمین از هرکسی سر بزند میشنود، و او نسبت به سخنان بندگانش شنوا، و نسبت به اعمالشان آگاه است، و بهزودی آنها را در قبال سخنان و اعمالشان جزا خواهد داد.
Verse 5
بلکه در مورد آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورد تردید کردند، چنانکه گاهی گفتند: خوابهایی در هم آمیخته است که هیچ تعبیری ندارد، و گاهی گفتند: نه، بلکه آن را بدون دلیل ساخته است، و گاهی گفتند: او شاعر است، و اگر در ادعایش صادق است باید معجزهای مانند رسولان پیشین که معجزات آوردند بیاورد، مانند عصای موسی علیه السلام، و ماده شتر صالح علیه السلام.
Verse 6
پیش از این، اهالی هیچ شهری که نزول معجزات را پیشنهاد دادند و طبق پیشنهادشان به آنها معجزات داده شد ایمان نیاوردند، بلکه معجزات را تکذیب کردند آنگاه آنها را نابود کردیم، آیا اینها ایمان میآورند؟!
Verse 7
و - ای رسول- پیش از تو جز مردانی از جنس بشر که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم، و آنها را به صورت فرشتگان نفرستادیم، پس اگر این امر را نمیدانید از اهل کتاب پیش از خودتان بپرسید.
Verse 8
و به رسولانی که میفرستیم بدنهایی ندادیم که نیازی به غذا نداشته باشند، بلکه همانند دیگران میخورند، و در دنیا جاویدان نیز نبودند که نمیرند.
Verse 9
سپس آنچه را که به رسولانمان علیهم السلام وعده دادیم برایشان تحقق پیدا کرد چون آنها و کسانی از مؤمنان را که میخواستیم از نابودی نجات دادیم، و کسانی را که با کفر به الله و ارتکاب گناهان از حد گذشتند نابود ساختیم.
Verse 10
به تحقیق قرآن را بهسوی شما فرو فرستادیم که شرف و افتخارتان در آن است اگر آن را تصدیق کنید، و به دستوراتش عمل کنید، پس آیا در این امر نمیاندیشید، تا شتابان به آن ایمان آورید و به آنچه دربردارد عمل کنید؟!
Verse 11
و چه بسیار شهرهایی که آنها را بهسبب ستم و کفرشان نابود ساختیم، و پس از آنها مردمی دیگر را آفریدیم!
Verse 12
پس وقتی نابود شدگان عذاب ریشهکن کنندۀ ما را دیدند، بیدرنگ برای فرار از نابودی از شهرشان میگریختند.
Verse 13
آنگاه از روی مسخره ندا زده میشدند که: نگریزید، و به رفاهی که در آن قرار داشتید، و به مساکنتان بازگردید؛ شاید در مورد امور دنیایی کمکی از شما خواسته شود.
Verse 14
ﭯﭰﭱﭲﭳ
ﭴ
این ستمکاران با اعتراف به گناهانشان گفتند: وای که نابود شدیم و زیان کردیم، بهراستیکه بهسبب کفر به الله ستمکار بودیم.
Verse 15
پیوسته به گناهانشان اعتراف میکنند و به تکرار خواستار نابودی خویش بودند تا اینکه آنها را مانند کِشتِ درو شده، و مردگانی که هیچ حرکتی ندارند قرار دادیم.
Verse 16
و آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو وجود دارد، بازیچه و بیهوده نیافریدیم، بلکه برای دلالت بر قدرتمان آفریدیم.
Verse 17
اگر میخواستیم همسر یا فرزندی انتخاب کنیم بهطور قطع او را از آنچه نزد خودمان است انتخاب میکردیم، اما چون از این امر منزه هستیم، همسر یا فرزندی انتخاب نکردیم.
Verse 18
بلکه حقی که آن را به رسولمان صلی الله علیه وسلم وحی میکنیم بر باطل کافران میافکنیم و آن را بیاعتبار میکند، و بهناگاه باطلشان از بین میرود و فنا میشود، و - ای کسانیکه بر گرفتن همسر و فرزند برای الله قائل هستید- بهسبب اینکه او تعالی را به آنچه سزاوارش نیست توصیف کردید نابودی برایتان است.
Verse 19
و فرمانروایی آسمانها و زمین، تنها از آنِ او سبحانه است، و فرشتگانی که نزدش هستند نه از عبادت او تکبر میورزند، و نه از این کار خسته میشوند.
Verse 20
ﮰﮱﯓﯔﯕ
ﯖ
همیشه بر تسبیح الله مواظبت میکنند، و از این کار خسته نمیشوند.
Verse 21
بلکه مشرکان معبودهایی به جای الله گرفتند، که مردگان را زنده نمیکنند، پس چگونه کسی را که از این کار ناتوان است عبادت میکنند؟!
Verse 22
اگر در آسمانها و زمین معبودهای متعددی بود بهطور قطع بهسبب کشمکش و درگیری معبودها در فرمانروایی، آسمانها و زمین تباه میشد، اما واقعیت خلاف این امر است، پس اللهِ صاحب عرش از داشتن شریک که مشرکان به دروغ او را توصیف میکنند منزه است.
Verse 23
ﯮﯯﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
و الله در فرمانروایی و حکم خویش یگانه است، و هیچکس در مورد تقدیر و حکمش، از او نمیپرسد، بلکه او از بندگانش در مورد اعمالشان میپرسد، و آنها را در قبال اعمالشان جزا میدهد.
Verse 24
بلکه به جای الله معبودهایی گرفتند، - ای رسول- به این مشرکان بگو: دلیلتان را برای استحقاق این معبودها برای عبادت بیاورید، زیرا در این کتاب نازل شده بر من، و کتابهای نازل شده بر رسولان علیهم السلام هیچ دلیلی برایتان نیست، بلکه بیشتر مشرکان فقط به جهل و تقلید استناد میکنند، و از قبول حق رویگردانند.
Verse 25
و - ای رسول- پیش از تو رسولی را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که معبود برحقی جز من نیست پس تنها مرا عبادت کنید، و هیچچیز را با من شریک نگردانید.
Verse 26
و مشرکان گفتند: الله فرشتگان را دخترانی گرفته است، او سبحانه از دروغی که میگویند منزه و پاک است، بلکه فرشتگان بندگانی برای الله هستند، که از جانب او گرامی میباشند، و مقرب او هستند.
Verse 27
ﭬﭭﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
در سخن بر پروردگارشان پیشی نمیگیرند، یعنی سخنی نمیگویند تا اینکه به آنها فرمان دهد، و آنها به فرمان او کار میکنند، و با فرمان او مخالفت نمیورزند.
Verse 28
اعمال گذشته و آیندۀ آنها را میداند، و شفاعت را جز به اذن او برای کسیکه شفاعت را برایش برگزیند نمیخواهند، و آنها از ترس او سبحانه در هراسند، پس در هیچ امر و نهیی از او مخالفت نمیکنند.
Verse 29
و به فرض اینکه هر یک از فرشتگان بگوید: من معبودی به جای الله هستم، به تحقیق که او را در قبال سخنش به عذاب جهنم در روز قیامت که همیشه در آن میماند مجازات میکنیم، و به مانند همین مجازات، کسانی را که با کفر و شرک به الله ظلم میکنند مجازات میکنیم.
Verse 30
آیا کسانیکه به الله کفر ورزیدهاند ندانستهاند که آسمانها و زمین به هم چسبیده بودند، و هیچ فاصلهای میان آن دو نبود، تا باران از آن نازل شود، سپس آن دو را از هم جدا ساختیم، و از آب نازل شده از آسمان بهسوی زمین هر حیوان یا گیاهی را قرار دادیم، پس آیا از این امر پند نمیگیرند، و به یگانگیِ الله ایمان نمیآورند؟!
Verse 31
و کوههایی استوار در زمین پدید آوردیم تا کسانی را که بر روی آن هستند نجنبانَد، و مسیرها و راههای وسیع در آن قرار دادیم تا در سفرهایشان بهسوی مقاصدشان راه یابند.
Verse 32
و آسمان را سقفی بدون ستون قرار دادیم که از سقوط و استراق سمع محفوظ است، و مشرکان از آیاتی که در آسمان است - مانند خورشید و ماه- رویگردان هستند و پند نمیگیرند.
Verse 33
و اللهِ یگانه همان ذاتی است که شب را برای استراحت، و روز را برای کسب معاش آفرید، و خورشید را نشانهای بر روز، و ماه را نشانهای بر شب آفرید، هر یک از خورشید و ماه در مدار مخصوص به خودش در جریان است، و از آن منحرف و مایل نمیشوند.
Verse 34
و - ای رسول- پیش از تو هیچ بشری را در این دنیا، جاویدان قرار ندادیم. پس آیا اگر اجل تو در این دنیا سپری شود و بمیری اینها پس از تو باقی میمانند؟! خیر.
Verse 35
هر نفسی مؤمن باشد یا کافر؛ مرگ را در دنیا میچشد، و - ای مردم- در این دنیا شما را با تکالیف و نعمتها و مصیبتها میآزماییم، سپس پس از مرگتان فقط بهسوی ما، نه بهسوی غیر ما بازگردانیده میشوید، تا شما را در قبال اعمالتان جزا دهیم.
Verse 36
و - ای رسول- چون این مشرکان تو را ببینند برای دور ساختن پیروانشان جز تو را با این سخن به مسخره نمیگیرند: آیا این همان کسی است که معبودهایتان که آنها را عبادت میکنید دشنام میدهد؟! درحالیکه خودشان با وجود اینکه تو را مسخره میکنند به قرآن که الله بر آنها نازل کرده و به نعمتهایی که به آنها بخشیده است کافرند؛ پس آنها خود بهسبب اینکه تمام بدیها را یکجا دارند به عیب سزاوارترند.
Verse 37
انسان بر عجله آفریده شده است، یعنی قبل از وقوع اشیا، آنها را به شتاب میخواهد؛ از جمله به شتاب خواستن عذاب توسط مشرکان. - ای کسانیکه خواستار تعجیل در عذاب من هستید- بهزودی آنچه را که در آن عجله میکنید به شما نشان میدهم، پس خواستار تعجیل آن نباشید.
Verse 38
و کافران منکر رستاخیز با درخواست تعجیل در کار میگویند: - ای مسلمانان- رستاخیز که آن را به ما وعده میدهید چه زمانی است اگر در ادعای وقوع آن راستگو هستید؟!
Verse 39
اگر این کافران منکر رستاخیز بدانند آنگاه که نه چهرههایشان و نه پشتشان از آتش بازگردانده نمیشود، و نه یاوری دارند که با دفع عذابشان به آنها یاری رساند، اگر بر این امر یقین داشتند عذاب را به شتاب نمیخواستند.
Verse 40
این آتش که با آن عذاب میشوند درحالیکه از آن آگاه هستند بر آنها وارد نمیشود، بلکه ناگهانی آنها را فرا میگیرد، پس نمیتوانند آن را از خودشان بازگردانند، و به آنها مهلت نیز داده نمیشود تا توبه کنند و رحمت به آنها برسد.
Verse 41
و اگر قومت تو را مسخره کنند، تو اولین مسخره شونده نیستی؛ زیرا - ای رسول- رسولان پیش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند. پس کافران را که پیامبران علیهم السلام را مسخره میکردند عذابی فراگرفت که آن را در دنیا وقتیکه رسولانشان آنها را به آن میترساندند مسخره میکردند.
Verse 42
- ای رسول- به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند بگو: چه کسی شما را شب و روز در برابر نزول عذاب و نابودیتان که رحمان برایتان میخواهد محافظت میکند؟ بلکه آنها بهسبب جهل و نادانی، از ذکر پندها و دلایل پروردگارشان رویگردان هستند، و ذرهای در آنها نمیاندیشند.
Verse 43
آیا معبودهایی دارند که آنها را در برابر عذاب ما محافظت کنند؟ آنها نمیتوانند نه با دفع ضرر از خویش و نا به جلب منفعت برای خویش به خودشان یاری رسانند، و کسیکه به خودش نتواند یاری رساند چگونه به دیگران یاری میرساند؟! و خود آنها از عذاب ما نجات نمییابند.
Verse 44
بلکه این کافران و پدرانشان را برای نزدیک کردن تدریجی به عذاب، با نعمتهایمان که بر آنها گستراندیم بهرهمند ساختیم، تا اینکه زمانی طولانی بر آنها گذشت پس به آن فریب خوردند، و بر کفرشان ماندند، آیا این فریب خوردگان به نعمتهای ما که خواستار تعجیل در عذاب ما هستند نمیبینند که به زمین میآییم و آن را با قهر و غلبه بر ساکنانش، از کنارههایش میکاهیم، که از آن پند گیرند تا آنچه بر دیگران واقع شد بر آنها واقع نشود؟! پس آنها پیروز نیستند، بلکه خود، مغلوب هستند.
Verse 45
- ای رسول- بگو: - ای مردم- همانا من بهوسیلۀ آنچه پروردگارم بر من وحی میکند شما را از عذاب الله میترسانم، و کران از حق، آنگاه که از عذاب الله بیم داده شوند آنچه را که به آن فراخوانده میشوند به نیت قبول کردن نمیشنوند.
Verse 46
و - ای رسول- اگر قسمتی از عذاب پروردگارت به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند برسد آنگاه بهطور قطع خواهند گفت: وای که نابود شدیم و زیان کردیم، بهراستیکه ما با شرک به الله و تکذیب آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده بود ستمکار بودیم.
Verse 47
و ترازوهای درست را برای اهل قیامت نصب میکنیم تا اعمالشان با آنها سنجیده شود، پس در آن روز هیچکس با کاستن از نیکیهایش یا افزودن بر بدیهایش مورد ستم قرار نمیگیرد، حتی اگر چیز قابل سنجش بسیار کوچکی به وزن دانۀ خردلی باشد آن را میآوریم، و ما برای حساب کافی هستیم تا اعمال بندگانمان را مورد حسابرسی قرار دهیم.
Verse 48
و به تحقیق که تورات را جدا کنندۀ حق و باطل و حلال و حرام به موسی و هارون علیهما السلام دادیم، و هدایتی برای کسانیکه به آن ایمان آوردند، و یاد آوری برای کسانیکه به خاطر پروردگارشان پرهیزکاری میکنند.
Verse 49
همان کسانیکه از کیفر پروردگارشان که به آن ایمان دارند میترسند هر چند آن را ندیده باشند، و همانها که از قیامت بیمناک هستند.
Verse 50
و این قرآن نازل شده بر محمد صلی الله علیه وسلم، تذکری است برای کسیکه بخواهد از آن پند و اندرز گیرد، و منفعت و خیر زیادی دارد، پس آیا باز هم آن را انکار میکنید؟! و به آنچه در آن آمده اقرار ندارید، و به آن عمل نمیکنید؟!
Verse 51
و بهراستیکه در کودکیِ ابراهیم علیه السلام، حجتی در برابر قومش به او دادیم و ما به او دانا بودیم، و حجتی بر قومش که در علم ما شایستگی آن را داشت به او دادیم.
Verse 52
آنگاه که به پدرش آزر و قومش گفت: این بتها که با دستانتان ساختهاید، و آنها را عبادت میکنید چه هستند؟
Verse 53
ﯔﯕﯖﯗﯘ
ﯙ
قومش به او گفتند: پدرانمان را دیدیم که آنها را عبادت میکنند، پس به پیروی از پدرانمان آنها را عبادت میکنیم.
Verse 54
ابراهیم علیه السلام به آنها گفت: - ای پیروان- به تحقیق که شما و پدران پیشوایتان در گمراهی از راه آشکار حق هستید.
Verse 55
آیا این سخنی را که به ما میگوئی جدّی برایمان آوردی، یا شوخی میکنی؟
Verse 56
ابراهیم علیه السلام گفت: بلکه جدی و نه به شوخی برایتان آوردم، زیرا پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و من بر اینکه او پروردگار شما و پروردگار آسمانها و زمین است از گواهانم، و بتهای شما هیچ سهمی در آن ندارند.
Verse 57
و ابراهیم علیه السلام بهگونهای که قومش نشنوند گفت: به الله سوگند پس از اینکه برای برگزاری عیدتان از نزد بتهایتان رفتید کاری را که نمیپسندید برای بتهایتان خواهم اندیشید.
Verse 58
پس ابراهیم علیه السلام بتهایشان را در هم شکست تا ریز ریز شدند، و بزرگترشان را باقی گذاشت به این نیت که بهسویش بازگردند و در مورد کسیکه آنها را خرد کرده است بپرسند.
Verse 59
پس چون برگشتند و بتهایشان را دیدند که در هم شکسته شده است از یکدیگر پرسیدند: چه کسی معبودهایمان را درهم شکسته است؟ در حقیقت هرکس آنها را در هم شکسته از ستمکاران است، چون چیزی را که سزاوار تعظیم و تقدیس است خوار و زبون کرده است.
Verse 60
برخی از آنها گفتند: شنیدیم جوانی، از آنها به بدی یاد میکرد و بر آنها عیب وارد میساخت که ابراهیم نامیده میشود، شاید او همان کسی باشد که آنها را درهم شکسته است.
Verse 61
سرانشان گفتند: ابراهیم را در برابر دیدگان و منظر مردم بیاورید؛ باشد که آنها بر اقرار او به کاری که انجام داده گواهی دهند، و اقرارش حجتی برای آنها علیه او باشد.
Verse 62
ﭴﭵﭶﭷﭸﭹ
ﭺ
پس ابراهیم علیه السلام را آوردند و از او پرسیدند: ای ابراهیم آیا تو این کار زشت را با بتهای ما انجام دادی؟!
Verse 63
ابراهیم علیه السلام - برای عیبجویی بر آنها، و آشکار ساختن ناتوانی بتهایشان در برابر دیدگان مردم- گفت: من این کار را انجام ندادم، بلکه بت بزرگ این کار را انجام داد، پس از بتهایتان بپرسید اگر سخن میگویند.
Verse 64
آنگاه با تفکر و تأمل به خودشان بازگشتند، و برایشان مشخص شد که بتهایشان نه نفع میرسانند و نه زیان، بنابر این آنها ستمکار هستند که بتها را به جای الله عبادت کردند.
Verse 65
سپس به ستیز و انکار بازگشتند، و گفتند: - ای ابراهیم- به تحقیق که تو یقین داری این بتها سخن نمیگویند، پس چگونه به ما امر میکنی از آنها بپرسیم؟ خواستند که این امر دلیلی به نفعشان باشد، اما دلیلی به ضررشان شد.
Verse 66
ابراهیم علیه السلام - با اعتراض بر آنها - گفت: پس آیا به جای الله بتهایی را عبادت میکنید که نه هیچ نفعی به شما میرسانند و نه هیچ زیانی به شما وارد میکنند، زیرا آنها حتی از دفع ضرر از خودشان، یا جلب منفعت برای خودشان ناتوانند.
Verse 67
زشتی بر شما، و زشتی بر این بتهایی باد که آنها را به جای الله عبادت میکنید درحالیکه نه نفع میرسانند و نه زیان، آیا در این امر نمیاندیشید، و از عبادت آنها دست نمیکشید؟!
Verse 68
پس چون از رویارویی با دلیل در برابر ابراهیم علیه السلام ناتوان شدند به زور پناه بردند، و گفتند: برای یاری رساندن به بتهایتان که ابراهیم آنها را ویران کرد و در هم شکست او را در آتش بسوزانید اگر میخواهید کیفری بازدارنده در مورد او اجرا کنید.
Verse 69
آنگاه آتشی برافروختند و ابراهیم علیه السلام را در آن افکندند، پس گفتیم: ای آتش، برای ابراهیم خنک و ایمن باش. پس چنین شد، و آسیبی به او نرساند.
Verse 70
ﯟﯠﯡﯢﯣ
ﯤ
و قوم ابراهیم خواستند نیرنگی به او بزنند که او را بسوزانند، اما نیرنگشان را باطل کردیم، و آنها را از نابود شدگان شکست خورده قرار دادیم.
Verse 71
و او و لوط نجات را دادیم، و آن دو را بهسوی سرزمین شام بیرون آوردیم؛ همان سرزمینی که با ارسال رسولان و دادن نعمتهای فراوان برای مردمان آن، در آن برکت نهادیم.
Verse 72
و وقتی پروردگارش را خواند تا فرزندی به او ارزانی دارد؛ اسحاق را به او بخشیدیم، و افزون بر آن، یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک از ابراهیم و دو پسرش اسحاق و یعقوب را از صالحان و فرمانبرداران الله قرار دادیم.
Verse 73
و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که مردم توسط آنها به خیر هدایت میشدند، و مردم را به توحید در عبادت الله، با فرمانی از جانب او تعالی دعوت میکردند و به آنها وحی کردیم که کارهای نیک انجام دهید، و نماز را به کاملترین وجه برپا دارید، و زکات را بپردازید، و در برابر ما تسلیم بودند.
Verse 74
و به لوط علیه السلام دانش قضاوت میان نزاع کنندگان دادیم، و دانشی در مورد امر دینش به او دادیم، و او را از عذابی که بر شهرش (سَدوم) فرو فرستادیم نجات دادیم، همان شهری که ساکنانش کار فاحشه را انجام میدادند. بهراستیکه آنها قومی منحرف و خارج از طاعت پروردگارشان بودند.
Verse 75
و او را به رحمت خویش درآوردیم آنگاه که او را از عذابی که به قومش رسید نجات دادیم، بهراستی او از صالحانی بود که امر ما را اجرا میکنند، و از نهی ما دست میکشند.
Verse 76
و - ای رسول- قصۀ نوح را به یاد آور، آنگاه که پیش از ابراهیم و لوط، الله را ندا کرد، و دعایش را استجابت کردیم، پس او و افراد مؤمن او را از اندوه بزرگ رهانیدیم.
Verse 77
و او را از مکر آن قوم نجات دادیم که آیات دلالت کننده بر راستگوییاش را که با آنها او را تقویت کردیم تکذیب کردند. بهراستیکه آنها مردمی منحرف و شر بودند، پس همگی آنها را غرق و نابود ساختیم.
Verse 78
و - ای رسول- قصۀ داود و پسرش سلیمان را به یاد آور آنگاه که در قضیهای که در مورد دو نزاع کننده به آنها ارجاع داده شد حکم میکردند؛ بدین قرار که گوسفندان یکی از این دو نزاع کننده شبانه در کشت دیگری وارد شده و آن را تباه ساخته بود، و ما شاهد حکم داود و سلیمان بودیم، و ذرهای از حکم آن دو بر ما پوشیده نماند.
Verse 79
آنگاه قضیه را به سلیمان بدون پدرش داود فهماندیم، و به هر یک از داود و سلیمان نبوت و علم به احکام شرع دادیم، و آن را فقط مخصوص سلیمان قرار ندادیم، کوهها و پرندگان را به تسخیر داود در آوردیم که با تسبیح او تسبیح میگفتند، و ما انجام دهندۀ این تفهیم و اعطای حکم و علم و تسخیر بودیم.
Verse 80
و به داود بدون سلیمان ساختن زرهها را برای حفاظت بدنتان در برابر سلاح آموختیم، پس - ای مردم- آیا شکرگزار این نعمتی که الله با آن به شما نعمت بخشید، هستید؟!
Verse 81
و تند باد را رام سلیمان علیه السلام کردیم که به فرمان او به جریان میافتاد آنگاه که آن را بهسوی سرزمین شام فرمان داد. همان سرزمینی که با برانگیختن پیامبران علیهم السلام، و با پراکنده ساختن نیکیها در آنجا، در آن برکت نهادیم، و ما بر هر چیزی دانا هستیم، و هیچچیز بر ما پوشیده نمیماند.
Verse 82
و شیاطینی به تسخیر سلیمان درآوردیم که در دریاها برای او غواصی میکردند و مروارید و چیزهای دیگر را استخراج میکردند، و کارهایی دیگر مانند بنایی انجام میدادند، و ما مراقب تعداد و اعمالشان بودیم، و ذرهای از این امر از ما پنهان نبود.
Verse 83
و - ای رسول- قصۀ ایوب علیه السلام را به یاد آور، آنگاه که چون آسیبی به او رسید پروردگارش سبحانه را چنین خواند: پروردگارا، من به بیماری گرفتار شدهام و خانوادهام را از دست دادهام، تو مهربانترین تمام مهربانان هستی، پس آسیبی را که به من رسیده است از من دور گردان.
Verse 84
پس دعوتش را اجابت کردیم، و آسیبی را که به او رسیده بود برطرف ساختیم، و اهل و فرزندانش را که از دست داده بود، و همراه آنها مثل آن را به او دادیم، تمام این کارها را به رحمتی از جانب خویش انجام دادیم، و برای یادآوری هرکسیکه با عبادت، تسلیم الله است؛ تا همانند ایوب علیه السلام شکیبایی پیشه کند.
Verse 85
و - ای رسول- اسماعیل و ادریس و ذوالکفل علیهم السلام را به یاد آور، که هر یک از آنها در برابر مصیبت، و بر انجام تکالیف الهی از شکیبایان بودند.
Verse 86
و آنها را به رحمت خویش درآوردیم، پس آنها را پیامبرانی قرار دادیم، و به بهشت درآوردیم، چون از بندگان صالح الله بودند که از پروردگارشان فرمانبرداری و امور نهان و آشکارشان را اصلاح کردند.
Verse 87
و - ای رسول- قصۀ صاحب ماهی، یونس علیه السلام را به یاد آور، آنگاه که خشمگین از قومش به خاطر ثباتِ آنها در نافرمانی، بدون اِذن پروردگارش رفت، و گمان کرد که ما به کیفرِ رفتنش، بر او سخت نخواهیم گرفت، اما با تنگی و حبس شدید آنگاه که ماهی او را بلعید آزمایش شد، آنگاه در تاریکیهای شکم ماهی و دریا و شب، با اقرار به گناهش و توبه بهسوی الله دعا کرد، و گفت: معبود برحقی جز تو نیست، منزه و مقدس هستی، بهراستیکه من از ستمکاران بودم.
Verse 88
پس دعایش را اجابت کردیم، و او را از اندوه سختی با درآوردن از تاریکیها، و از شکم ماهی نجات دادیم، و همانند نجات دادن یونس علیه السلام از این اندوه، مؤمنان را آنگاه که در اندوه گرفتار آیند و الله را بخوانند نجات میدهیم.
Verse 89
و - ای رسول- قصۀ زکریا علیه السلام را به یاد آور آنگاه که پروردگارش سبحانه را چنین خواند: پروردگارا، مرا تنها و بدون فرزند مگذار، درحالیکه تو از میان آنچه باقی میمانَد بهترین هستی، پس فرزندی به من روزی دِه تا پس از من باقی بماند.
Verse 90
پس دعایش را اجابت کردیم، و یحیی علیه السلام را فرزندی به او دادیم، و همسرش را شفا بخشیدیم، آنگاه پس نازابودن، زاینده شد. بهراستیکه زکریا علیه السلام و همسر و پسرش بر انجام نیکیها میشتافتند، و با رغبت در پاداشی که نزد ماست، و ترسان از کیفری که نزد ماست ما را میخواندند، و در برابر ما فروتن بودند.
Verse 91
و - ای رسول- قصۀ مریم را به یاد آور که خودش را از زنا پاک نگه داشت، پس الله جبریل علیه السلام را بهسوی او فرستاد، آنگاه در او دمید و به عیسی علیه السلام باردار شد، و او و پسرش عیسی نشانهای برای مردم بر قدرت الله هستند، و اینکه هیچچیز او تعالی را ناتوان نمیسازد چون عیسی علیه السلام را بدون پدر آفرید.
Verse 92
- ای مردم- بهراستیکه این آیین شما، آیینی یگانه و همان توحیدی است که دین اسلام نام دارد، و من پروردگار شما هستم، پس عبادت را خالص فقط برای من انجام دهید.
Verse 93
و مردم پراکنده شدند، آنگاه به مُوَحّد و مشرک و کافر و مؤمن تقسیم گشتند، و تمام این پراکنده شدگان در روز قیامت فقط بهسوی ما بازگردانده میشوند، آنگاه آنها را در قبال اعمالشان جزا میدهیم.
Verse 94
پس هر یک از آنها که اعمال صالح انجام داده باشد درحالیکه به الله و رسولانش علیهم السلام و روز آخرت ایمان دارد عمل صالحش ناسپاسی نمیشود، بلکه الله پاداش او را برایش قدر میداند و آن را برایش میافزاید، و آن را در نامۀ اعمالش در روزیکه برانگیخته میشود مییابد، و به آن شاد میشود.
Verse 95
و برای ساکنان شهری که آنها را بهسبب کفرشان نابود ساختیم محال است که به دنیا بازگردانده شوند؛ تا توبه کنند و توبهشان پذیرفته شود.
Verse 96
هرگز بازگردانده نمیشوند تا اینکه سد یأجوج و مأجوج گشوده شود، و آنها در آن روز از هر زمین مرتفعی به سرعت خارج شوند.
Verse 97
و با خروج آنها قیامت نزدیک شود، و مناظر هولناک و سختیهایش آشکار گردد، بهناگاه چشمهای کافران از ترس زیادِ آن گشوده شود و بگویند: وای که نابود شدیم، به تحقیق که در دنیا در سرگرمی و سرگردانی از آمادگی برای این روز بزرگ بودیم، بلکه با کفر و ارتکاب گناهان ستمکار بودیم.
Verse 98
- ای مشرکان- بهراستیکه شما و بتهایی که به جای الله عبادت میکردید، و تمام انسانها و جنهایی که به عبادت شدن خویش توسط شما راضی میشوند- هیزم جهنمی هستید؛ که شما و معبودهایتان در آن وارد خواهید شد.
Verse 99
اگر این معبودها اِلههایی بودند که به حق عبادت میشدند همراه کسانیکه آنها را عبادت کردند وارد آتش نمیشدند، و تمام این عبادتگزاران و معبودها در جهنم هستند، که برای همیشه در آن میمانند و از آن خارج نمیگردند.
Verse 100
در آنجا - بر اثر شدت دردهایی که با آن روبهرو میشوند- تنفس شدیدی دارند، و در جهنم از شدت ترسِ مهیبی که به آنها میرسد صداها را نمیشنوند.
Verse 101
و چون مشرکان گفتند: (عیسی و فرشتگانی که عبادت شدند وارد جهنم خواهند شد) الله فرمود: در حقیقت کسانی مانند عیسی علیه السلام که در علم ازلی الله رستگار هستند از جهنم دور نگه داشته میشوند.
Verse 102
صدای جهنم به گوش آنها نمیرسد، و در نعمتها و خوشیهایی که میخواهند ماندگار هستند، و نعمتهایشان هرگز قطع نمیشود.
Verse 103
ترس بزرگی آنگاه که جهنم بر روی ساکنانش بسته شود آنها را نمیترساند، و فرشتگان با شاد باش اینگونه از آنها استقبال میکنند: این همان روزی است که در دنیا به آن وعده داده میشدید، و به نعمتهایی که در آنجا میبینند شاد میگردند.
Verse 104
و روزیکه آسمان را مانند در هم پیچیدن کاغذی، به همراه آنچه در آن است در هم میپیچیم، و مخلوقات را به همان شکلی که بار نخست با آن آفریده شدند گرد میآوریم، و آن را به قعطیّت وعده دادیم، و بهراستیکه ما آنچه را وعده دهیم اجرا میکنیم.
Verse 105
و به تحقیق در کتابهایی که بر رسولان علیهم السلام فرو فرستادیم پس از اینکه آن را در لوح محفوظ ثبت کردیم نوشتیم: زمین را بندگان صالح الله و عامل به طاعت او، یعنی امت محمد صلی الله علیه وسلم به ارث میبرند.
Verse 106
ﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
ﮏ
همانا در اندرزی که فرو فرستادیم ابلاغی است برای مردمی که پروردگارشان را به آنچه برایشان تشریع کرده است عبادت میکنند، زیرا آنها هستند که از آن بهره میبرند.
Verse 107
ﮐﮑﮒﮓﮔ
ﮕ
و - ای محمد- تو را به عنوان رسول، جز رحمتی برای تمام مخلوقات نفرستادیم؛ چون بر هدایت مردم و نجات آنها از عذاب الله مشتاق هستی.
Verse 108
- ای رسول- بگو: جز این نیست که از جانب پروردگارم به من وحی میشود که مبعود برحق شما معبودی یگانه است، که هیچ شریکی ندارد و او الله است، پس با ایمان به او و عمل به طاعتش گردن نهید.
Verse 109
پس اگر اینها از آنچه برایشان آوردی روی گرداندند، - ای رسول- به آنها بگو: به شما اعلام کردم که من و شما در فاصلۀ یکسانی از یکدیگر قرار داریم، و نمیدانم چه زمانی عذاب الله که آن را به شما وعده داده است بر شما نازل میشود.
Verse 110
در حقیقت، الله از سخنهای آشکار و پنهان شما آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.
Verse 111
و نمیدانم شاید این مهلت و تأخیر در عذاب شما، آزمایش و سببی برای نزدیک کردن تدریجی شما به عذاب، و سبب بهرهمندی شما تا مدتیکه در علم الله اندازهگیری شده است باشد؛ تا در کفر و گمراهی خویش ثابت بمانید.
Verse 112
رسول الله صلی الله علیه وسلم اینگونه پروردگارش را خواند: پروردگارا، میان ما و میان قوم ما که بر کفر اصرار ورزیدند به حکم حق داوری کن، و در برابر کفر و تکذیبی که میگویید از پروردگار بخشندۀ خویش یاری میجوییم.
تقدم القراءة