ترجمه سوره نمل به الفارسية از الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الترجمة الفارسية للمختصر في تفسير القرآن الكريم
الناشر
مركز تفسير للدراسات القرآنية
Verse 1
﴿طسٓ﴾ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. این آیات نازلشده بر تو همان آیات قرآن، و کتاب واضحی است که هیچ ابهامی در آن نیست، و هرکس در آن تدبر کند خواهد دانست که از جانب الله نازلشده است.
Verse 2
ﭙﭚﭛ
ﭜ
این آیات مایۀ هدایت و راهنمایی بهسوی حق، و مایۀ بشارت مؤمنان به الله و رسولش است.
Verse 3
همان کسانیکه نماز را به کاملترین وجه ادا میکنند، و زکات اموالشان را در موارد مصرفش میپردازند، و همانها به پاداش و کیفر آخرت یقین دارند.
Verse 4
در حقیقت کافران که به آخرت و پاداش و کیفر آن ایمان ندارند، اعمال بدشان را برایشان آراستیم، پس انجام آنها را ادامه دادند، و آنها سرگردان هستند و به راه راست و حق هدایت نمیشوند.
Verse 5
اینها که دارای صفات مذکور هستند همان کسانی هستند که عذاب سخت در دنیا با قتل و اسارت برایشان است، و همانها در آخرت زیانکارترین مردم هستند، چون در روز قیامت به خودشان و خانوادههایشان با جاویدان کردن آنها در جهنم زیان میرسانند.
Verse 6
و - ای رسول- بهراستیکه تو این قرآن نازلشده بر خویش را از جانب ذاتیکه در آفرینش و تدبیر و شرعش حکیم است دریافت میکنی یعنی همان ذات دانایی که هیچچیز از مصالح بندگانش بر او پوشیده نمیماند.
Verse 7
- ای رسول- به یاد آور آنگاه که موسی علیه السلام به خانوادهاش گفت: بهراستیکه من آتشی دیدم، به زودی از محلی که آتش، فروزان است خبری برایتان خواهم آورد تا ما را به راه راهنمایی کند، یا شعلهای از آن برایتان میآورم تا خودتان را در برابر سرما گرم کنید.
Verse 8
چون به مکان آتشی که دیده بود رسید الله به او ندا داد که: برای بزرگداشت پروردگار جهانیان و منزه دانستن او تعالی از صفاتی که سزاوارش نیست و گمراهان با آنها، او را توصیف میکنند، فرشتگانی را که در این آتش، و پیرامون آن هستند گرامی بدار.
Verse 9
ﮥﮦﮧﮨﮩﮪ
ﮫ
الله به او گفت: ای موسی، همانا من الله ذات شکستناپذیری هستم که هیچکس بر من چیره نمیشود، و در خلق و تقدیر و شریعت خویش بسیار دانا هستم.
Verse 10
و عصایت را بیفکن، آنگاه موسی علیه السلام اطاعت کرد، پس چون موسی علیه السلام عصا را دید که همانند ماری میجنبد و حرکت میکند به آن پشت کرد و بازنگشت، آنگاه الله به او گفت: از آن نترس، زیرا نزد من رسولان نه از مار و نه از هیچ چیز دیگری نمیترسند.
Verse 11
اما کسیکه با ارتکاب گناه به خودش ستم کند، سپس توبه کند همانا من نسبت به او بسیار آمرزنده و مهربان هستم.
Verse 12
و دستت را در گریبانت قرار بده که مانند برف و بدون پیسی، سفید درمیآید. این نشانه، از جمله آیات نهگانهای است که به راستگویی تو نزد فرعون و قومش گواهی میدهند - یعنی افزون بر دست: عصا، خشکسالی، کمبود میوهها، طوفان، ملخ، شپش، قورباغهها، و خون-. بهراستیکه آنها مردمی هستند که بهسبب کفر به الله نافرمان او تعالی هستند.
Verse 13
پس چون این آیات واضح و آشکار ما که موسی را با آنها تقویت کردیم نزدشان آمد گفتند: این آیاتی که موسی آورده سحری آشکار است.
Verse 14
و بهسبب ستم و گردنکشی در برابر حق به این آیات روشن با آنکه دلهایشان یقین داشت که از جانب الله هستند کفر ورزیدند و به آنها اقرار نکردند، پس - ای رسول- بنگر که سرانجامِ فسادکاران در زمین بهسبب کفر و گناهانشان چگونه بود، به تحقیق که همگی آنها را هلاک و نابود کردهایم.
Verse 15
و به تحقیق که به داود و پسرش سلیمان علمی عطا کردیم که علم کلام پرندگان بخشی از آن بود، و داود و سلیمان علیهما السلام درحالیکه الله را شکر میکردند گفتند: تمام ستایشها از آنِ الله است که ما را با نبوت و تسخیر جن و شیاطین، بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری داد.
Verse 16
و سلیمان از پدرش داود، نبوت و علم و پادشاهی میراث برد، و برای بازگویی نعمت الله بر خودش و پدرش گفت: ای مردم، الله فهم صداهای پرندگان را به ما آموخته است، و از هر چیزیکه به پیامبران و پادشاهان عطا کرده به ما عطا کرده است، بهراستی آنچه که الله سبحانه به ما عطا کرده، همان فضل آشکار و روشن است.
Verse 17
و برای سلیمان علیه السلام لشکریان او اعم از انسانها و جنها و پرندگان گرد آمدند، و با نظم و ترتیب رانده میشدند.
Verse 18
پس پیوسته رانده میشدند تا اینکه به درۀ مورچگان (مکانی در شام) رسیدند آنگاه یکی از مورچگان گفت: ای مورچگان وارد خانههایتان شوید تا سلیمان و لشکریانش درحالیکه از وجودِ شما آگاه نیستند شما را نابود نکنند، اما اگر از حضورتان آگاه باشند شما را لگدمال نخواهند کرد.
Verse 19
سلیمان علیه السلام با شنیدن سخن آن مورچه تبسمی کرد و پروردگارش سبحانه را اینگونه فراخواند: پروردگارا مرا توفیق دِه و به من الهام کن تا شکر نعمت تو را که آن را بر من و بر پدرم ارزانی داشتی به جای آورم، و مرا توفیق دِه تا علم نیکویی که تو آن را میپسندی انجام دهم، و به رحمت خویش مرا در زمرۀ بندگان صالح خویش قرار دِه.
Verse 20
و سلیمان علیه السلام جویای احوال پرندگان شد اما هدهد را ندید، گفت: چرا هدهد را نمیبینم؟ آیا مانعی باعث شده تا او را نبینم، یا از غایبان است.
Verse 21
وقتی غیبت هدهد برایش آشکار شد گفت: بهطور قطع او را به کیفر غیبتش به عذابی سخت عذاب خواهم کرد یا سرش را خواهم برید، مگر اینکه دلیلی واضح برایم بیاورد تا عذر غیبتش آشکار گردد.
Verse 22
پس هدهد زمانی کوتاه غایب ماند، و وقتی آمد به سلیمان علیه السلام گفت: بر چیزیکه تو از آن اطلاع نیافتی اطلاع یافتم، و از اهل سبأ خبری راست و بدون تردید برایت آوردهام.
Verse 23
بهراستی دیدم که زنی بر آنها حکومت میکند، و از تمام اسباب قدرت و پادشاهی به این زن داده شده است، و تخت بزرگی دارد که امور قومش را از بالای آن اداره میکند.
Verse 24
این زن و قومش را دیدم که به جای الله در برابر خورشید سجده میکنند، و شیطان اعمال شرکی و گناهان شان را برایشان آراسته است، و آنها را از راه حق منحرف کرده است، پس به حق هدایت نمیشوند.
Verse 25
شیطان اعمال شرک و گناهان را برایشان آراسته؛ تا به اللهِ یگانهای که بارانهایی را که در آسمان، و گیاهانی را که در زمین نهان کرده درمیآورد، و اعمال نهان و آشکار شما را میداند، و ذرهای از اعمالتان بر او پوشیده نمیماند سجده نکنند.
Verse 26
الله که هیچ معبود برحقی جز او نیست، و پروردگار عرش بزرگ است.
Verse 27
سلیمان علیه السلام به هدهد گفت: خواهیم دید که آیا در آنچه ادعا میکنی راست گفتی، یا از دروغگویان بودی.
Verse 28
پس سلیمان علیه السلام نامهای نوشت و آن را به هدهد داد، و به او گفت: این نامه ام را ببر و آن را به سوی اهل سبأ بیفکن، و از آنها کناره بگیر و بشنو در مورد نامه به یکدیگر چه میگویند [و چه عکس العمل نشان میدهند].
Verse 29
و ملکه نامه را دریافت کرد و گفت: ای سران همانا نامهای گرامی و ارزشمند برایم آمده است.
Verse 30
مضمون این نامۀ فرستادهشده از جانب سلیمان علیه السلام که با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز میشود چنین است:
Verse 31
ﮯﮰﮱﯓﯔ
ﯕ
تکبر نورزید، و گردننهاده و تسلیم در برابر توحید الله و ترک شرک به او که بر آن هستید و خورشید را همراه او عبادت میکنید، نزد من بیایید.
Verse 32
ملکه گفت: ای سران و بزرگان، وجه درست کارم را بر من آشکار کنید، که من کاری را بدون اینکه شما را حاضر کنم و نظرتان را در مورد آن آشکار کنید انجام ندادهام.
Verse 33
سران قومش به او گفتند: ما دارای قدرتی بزرگ، و نیروی جنگی قدرتمندی هستیم، اما رأی آن است که به نظر تو میرسد پس بنگر ما را به چه چیزی امر میکنی که ما بر اجرای آن توانا هستیم.
Verse 34
ملکه گفت: همانا پادشاهان وقتی وارد یکی از شهرها شوند با قتل و غارت و چپاولی که انجام میدهند آن شهر را تباه میسازند، و سران و بزرگانش را پس از اینکه در عزت و رفاه بودند خوار میگردانند، و همیشه پادشاهان اگر بر اهل شهری غلبه یابند چنین میکنند؛ تا هیبت و ترس را در دلها بنشانند.
Verse 35
و همانا من هدیهای به صاحب نامه و قومش میفرستم، و مینگرم که فرستادگان پس از ارسال این نامه چه چیزی برایم میآورند.
Verse 36
پس وقتی فرستادۀ ملکه و کسانی از یارانش که هدیه را حمل میکردند نزد سلیمان علیه السلام آمدند سلیمان علیه السلام با این سخن به خاطر ارسال هدیه بر آنها اعتراض کرد: آیا مرا به اموالی یاری میدهید تا مرا از خود بازدارید، اما نبوت و پادشاهی و مالی که الله به من عطا کرده بهتر از چیزی است که به شما عطا کرده است، بلکه شما هستید که به آنچه از بهرۀ دنیا که به شما هدیه داده میشود شادمانی میکنید.
Verse 37
سلیمان علیه السلام به فرستادۀ ملکه گفت: با هدیهای که آوردهای بهسوی آنها بازگرد، بهطور قطع لشکریانی بر سر او و قومش میآوریم که توان رویارویی با آنها را ندارند، و اگر از در تسلیم نزد من نیایند آنها را پس از اینکه گرامی بودند خوار و زبون از سبأ بیرون میکنیم.
Verse 38
سلیمان علیه السلام خطاب به بزرگان پادشاهی خویش گفت: ای سران، کدامیک از شما تخت پادشاهی او را قبل از اینکه از در تسلیم نزد من آیند برایم میآورد؟
Verse 39
جنی گردنکش، اینگونه به او پاسخ داد: قبل از اینکه از همین جاییکه نشستهای برخیزی تخت او را برایت میآورم، و بهراستیکه من بر حمل آن توانا، و بر آنچه در آن وجود دارد امانتدار هستم، و ذرهای از آن نمیکاهم.
Verse 40
مردی صالح و عالم نزد سلیمان، که دانشی از کتاب، از جمله اسم اعظم الله که اگر به آن خوانده شود اجابت میکند، داشت گفت: قبل از اینکه پلک چشمت را تکان دهی من تخت او را برایت میآورم؛ به این ترتیب که الله را میخوانم بهناگاه آن را میآورد، پس دعا کرد و الله دعایش را اجابت کرد، وقتی سلیمان علیه السلام تخت او را نزد خویش مستقر دید گفت: این از فضل پروردگارم سبحانه است؛ تا مرا بیازماید که آیا نعمتهایش را سپاسگزاری میکنم یا آنها را ناسپاسی میکنم؟ و هرکس شکر الله را به جای آوَرَد نفع شکرگزاری او فقط به خودش بازمیگردد، زیرا الله ذات بینیازی است که شکر بندگان بر او نمیافزاید، و هرکس نعمتهای الله را انکار کند و شکرشان را برای الله به جای نیاوَرَد، همانا پروردگار من از شکر او بینیاز و کریم است، و یکی از مظاهر بخشندگی او تعالی این است که بر کسانیکه نعمتهایش را ناسپاسی کنند نیز میبخشد.
Verse 41
سلیمان علیه السلام گفت: تخت پادشاهی او را از ظاهری که داشت تغییر دهید تا بنگریم: آیا به شناخت اینکه تختش است راه مییابد، یا از کسانی است که به شناخت وسایلشان راه نمییابند؟
Verse 42
پس وقتی ملکۀ سبأ نزد سلیمان علیه السلام آمد برای آزمایش به او گفته شد: آیا این همان تخت توست؟ آنگاه طبق سوال پاسخ داد: گویی همان است، آنگاه سلیمان علیه السلام گفت: و پیش از این الله ما را از قدرت خویش بر مانند این کارها آگاه کرده است، و ما تسلیم امر الله و فرمانبردار او بودیم.
Verse 43
و آنچه را که به پیروی و تقلید از قومش به جای الله عبادت میکرد او را از توحید الله بازداشته بود، بهراستیکه او از قوم کافران به الله و همانند آنها کافر بود.
Verse 44
به او گفته شد: وارد کاخ شو، درحالیکه آن کاخ مانند سطح صاف و همواری بود، چون آن را دید گمان کرد آبی است پس ساقهایش را نمایان کرد تا در آن وارد شود، سلیمان علیه السلام گفت: این کاخی مسطح از شیشه است، او را بهسوی اسلام فراخواند، او نیز دعوت سلیمان علیه السلام را اجابت کرد و گفت: پروردگارا من با عبادت دیگران همراه تو بر خودم ستم کردم، و اکنون همراه سلیمان در برابر الله، پروردگار تمام مخلوقات تسلیم شدم.
Verse 45
و به تحقیق که بهسوی ثمود برادر نسبیشان صالح علیه السلام را فرستادیم که تنها الله را عبادت کنید، بهناگاه پس از دعوت او به آنها دو گروه شدند: گروه مؤمن، و دیگری کافر که با هم تنازع میکردند که کدامیک برحق است.
Verse 46
صالح علیه السلام به آنها گفت: چرا پیش از رحمت، تعجیل عذاب را میخواهید؟ آیا از الله آمرزش برای گناهانتان نمیخواهید تا بر شما رحم کند.
Verse 47
قومش از روی سرسختی در برابر حق به او گفتند: ما به تو و مؤمنان همراهت فال بد زدیم، صالح علیه السلام به آنها گفت: فقط الله از سبب ورود مصیبت بر شما آگاه است و ذرهای از آن بر او تعالی پوشیده نمیماند، بلکه شما قومی هستید که با خیری که برایتان گسترده میشود و با شری که به شما میرسد آزمایش میشوید.
Verse 48
و در شهر حِجر نُه مَرد بودند که با کفر و گناهان در زمین فساد برپا میکردند، و با ایمان و عمل صالح در آن اصلاح نمیکردند.
Verse 49
به یکدیگر گفتند: هر یک از ما باید به الله سوگند یاد کند که شبانه در خانۀ صالح بر او وارد میشویم، و او را میکشیم، سپس به ولی دم او میگوییم: ما شاهد قتل صالح و اهلش نبودیم، و بهراستیکه ما در آنچه میگوییم راستگو هستیم.
Verse 50
و نیرنگی پنهانی برای نابودی صالح علیه السلام و پیروان مؤمن او اندیشیدند، و ما نیز تدبیری برای یاری و نجات او از مکر آنها و نابودی کافران قومش اندیشیدیم، درحالیکه از آن آگاه نبودند.
Verse 51
پس - ای رسول- بنگر که سرانجام تدبیر و مکرشان چگونه بود؟ اینکه آنها را با عذابی از جانب خویش از ریشه برکندیم و همگی آنها را نابود ساختیم.
Verse 52
پس این خانههایشان است که دیوارهایشان بر روی سقفهایشان ویران شده است، و از ساکنان خویش بهسبب ستمشان خالی مانده است، همانا در عذابی که بهسبب ستمشان بر آنها رسید عبرتی است برای مردمی که ایمان دارند، زیرا آنها هستند که از نشانهها عبرت میگیرند.
Verse 53
ﯗﯘﯙﯚﯛ
ﯜ
و کسانی از قوم صالح را که ایمان آوردند، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی میترسیدند نجات دادیم.
Verse 54
و - ای رسول- لوط علیه السلام را به یاد آور آنگاه که برای توبیخ و اعتراض بر قومش به آنها گفت: آیا خصلت زشت - یعنی لواط- را در محافل خویش آشکارا و درحالیکه یکدیگر را میبینید مرتکب میشوید؟!
Verse 55
آیا شما از روی شهوت، به جای زنان با مردان درمیآمیزید، درحالیکه نه پاکدامنی میخواهید و نه فرزند، و فقط قضای شهوت حیوانی را میخواهید، بلکه شما مردمی هستید که بر ایمان و پاکی و دوری از گناهانی که بر شما واجب است نادان هستید.
Verse 56
اما قوم او پاسخی نداشتند جز اینکه گفتند: خانوادۀ لوط را از شهرتان برانید، زیرا آنها مردمی هستند که از پلیدیها و نجاستها پاکی میجویند. این سخن را برای تمسخر خانوادۀ لوط علیه السلام که در فواحشی که انجام میدادند با آنها مشارکت نمیکردند، و حتی به خاطر ارتکاب این فواحش بر آنها اعتراض میکردند گفتند.
Verse 57
پس او و خانوادهاش را نجات دادیم، جز زنش را که بر او حکم کردیم از باقیماندگان در عذاب باشد تا از نابودشدگان گردد.
Verse 58
و سنگهایی از آسمان بر آنها باراندیم، پس بارانی سخت و نابودکننده بود برای کسانیکه از عذاب ترسانده شدند اما اجابت نکردند.
Verse 59
- ای رسول- بگو: تمام ستایشها از آنِ الله است به خاطر نعمتهایش و حفاظتی از جانب او برای اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن عذابش که قوم لوط و صالح را با آن عذاب کرد، آیا الله، معبود برحقی که فرمانروایی هر چیزی به دست اوست بهتر است یا معبودهایی که مشرکان عبادت میکنند و مالک هیچ نفع و زیانی نیستند؟!
Verse 60
یا کیست که آسمانها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و - ای مردم- از آسمان آب باران برایتان فرو فرستاد، سپس با آن آب باغهایی نیکو و زیبا برایتان رویانیدیم، کار شما نبود که درختان این باغها را برویانید زیرا از انجام این کار ناتوانید، پس الله همان ذاتی است که آنها را رویانیده است، آیا معبودی این کارها را همراه الله انجام داده است؟! نه، بلکه آنها قومی هستند که از حق گمراه هستند و از روی ستم، خالق را با مخلوقات یکسان قرار میدهند.
Verse 61
یا کیست که زمین را مستقر و ثابت قرار داد که کسانی را که بر روی آن هستند نمیلرزاند، و در آن رودهایی جاری و کوههایی استوار قرار داد، و میان دو دریا: شور و شیرین فاصلهای که مانع آمیختن آب شور با آب شیرین میشود تا آن را فاسد نگرداند، و قابل نوشیدن نباشد قرار داد، آیا معبودی همراه الله این کارها را انجام داده است؟! نه، بلکه بیشتر آنها نمیدانند، و اگر میدانستند هیچیک از مخلوقات الله را شریک او تعالی قرار نمیدادند.
Verse 62
یا کیست کسیکه دعای انسانی را که کارش بر او تنگ آمده و سخت شده است آنگاه که او را بخواند اجابت میکند، و بیماری و فقر و سایر مصیبتهایی را که به انسان میرسد برطرف میسازد، و شما را جانشینانی در روی زمین قرار میدهد که نسل به نسل جانشین یکدیگر میشوید، آیا معبودی با الله این کارها را انجام میدهد؟ نه، چه کم پند میپذیرید و عبرت میگیرید.
Verse 63
یا کیست که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا با نشانهها و ستارههایی که برایتان نصب میکند راهنمایی میکند، و کیست که بادها را مژدهرسان به نزدیکی نزول باران که با آن به بندگانش مهربانی میکند میفرستد، آیا معبودی با الله این کارها را انجام میدهد؟! الله از آنچه از مخلوقاتش که با او شریک میگردانند پاک و منزه است.
Verse 64
یا کیست که آفرینش را مرحله به مرحله در رحمها آغاز میکند، سپس آن را پس از اینکه آن را میمیراند زنده میگرداند، و کیست که شما را از آسمان با باران نازلشده از آن روزی میدهد، و شما را از زمین با گیاهانی که در آن برایتان میرویاند روزی میدهد! آیا معبودی با الله این کارها را انجام میدهد؟! - ای رسول- به این مشرکان بگو: دلیل شرکی که بر آن هستید بیاورید، اگر در این امر که ادعا میکنید برحق هستید راست میگویید.
Verse 65
- ای رسول- بگو: نه فرشتگانی که در آسمانها هستند غیب را میدانند، و نه مردمی که در روی زمین هستند، اما فقط الله همان ذاتی است که غیب را میداند، و جز الله هیچیک از کسانیکه در آسمانها و زمین هستند نمیدانند که چه زمانی برای جزا برانگیخته میشوند.
Verse 66
یا آیا علم آنها به آخرت رسیده و به آن یقین پیدا کردهاند؟ نه، بلکه آنها در شک و سرگردانی از آخرت هستند، بلکه خردهایشان از آن کور شده است.
Verse 67
و کسانیکه کفر ورزیدند از روی اعتراض گفتند: آیا وقتیکه مردیم و خاک شدید ممکن است که زنده برانگیخته شویم؟
Verse 68
به تحقیق که به ما، و پیش از ما به پدرانمان وعده داده شده است که همگی برانگیخته میشویم، اما تحققی بر این وعده ندیدهایم، این وعده که همگی به آن وعده داده شدهایم جز دروغهای نخستینیان که آنها را در کتابهایشان تدوین کردهاند نیست.
Verse 69
- ای رسول- به این انکارکنندگان رستاخیز بگو: در هر سمتی از زمین بگردید و بیندیشید که سرانجام تکذیبکنندگان رستاخیز چگونه بوده است، به تحقیق که آنها را به خاطر تکذیب رستاخیز نابود کردهایم.
Verse 70
و بهسبب رویگردانی مشرکان از دعوت خویش اندوه مدار، و از نیرنگشان دلتنگ نشو؛ زیرا الله یاور تو در برابر آنها است.
Verse 71
و کافرانِ منکرِ رستاخیز از میان قوم تو میگویند: عذابی که تو و مؤمنان به ما وعده میدهید چه زمانی محقق میشود، اگر در ادعای تان راستگو هستید؟
Verse 72
- ای رسول- به آنها بگو: شاید بخشی از عذابی که در آن شتاب میکنید به شما نزدیک شده باشد.
Verse 73
و - ای رسول- بهراستیکه پروردگار تو نسبت به مردم بخشنده است، چون با وجود اینکه بر کفر و گناهان هستند کیفر آنها را به تعجیل نمیاندازد، اما بیشتر مردم شکر الله را به خاطر نعمتهایی که بر آنها ارزانی میدارد به جای نمیآورند.
Verse 74
و در حقیقت پروردگار تو از آنچه که دلهای بندگانش پنهان و آشکار میکنند آگاه است، و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، و بهزودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.
Verse 75
و هیچچیز نه در آسمان و نه در زمین از مردم پنهان نیست مگر اینکه در کتابی روشن یعنی لوح محفوظ وجود دارد.
Verse 76
بهراستیکه این قرآن نازلشده بر محمد صلی الله علیه وسلم بیشتر آنچه را که بنیاسرائیل در مورد آن اختلاف دارند برایشان حکایت میکند، و انحرافاتشان را آشکار میگرداند.
Verse 77
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
و بهراستیکه هدایت و رحمتی است برای مؤمنانی که به آن عمل میکنند.
Verse 78
- ای رسول- به تحقیق که پروردگارت در روز قیامت با حکم درست خویش میان مردم مؤمن و کافر داوری میکند، آنگاه به مؤمن مهربانی، و کافر را عذاب میکند، و او ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد. هیچکس بر او چیره نمیشود، و ذات دانایی است که تشخیص حقدار از فریبکار بر او پوشیده نمیماند.
Verse 79
پس بر الله توکل کن، و در تمام کارهایت بر او اعتماد کن، زیرا تو بر حق آشکاری هستی.
Verse 80
- ای رسول- همانا تو نمیتوانی دعوت خویش را به گوش مردگانی که دلهایشان بهسبب کفر به الله مرده است، و به گوش کسانیکه شنوایی ندارند و با رویگردانی به تو پشت میکنند برسانی.
Verse 81
و هدایتگر کسانیکه چشمهایشان از دیدن حق کور شده است نیستی، پس بر آنها اندوه مدار و خودت را به رنج نینداز، دعوت تو را نمیشنود مگر کسیکه به آیات ما ایمان آورد زیرا فقط آنها تسلیم اوامر الله هستند.
Verse 82
و آنگاه که بهسبب اصرار آنها بر کفر و گناهان، عذاب بر آنها واجب گردد و ثابت شود، و فساد مردم ادامه یابد، هنگام نزدیک شدن قیامت، یکی از نشانههای کبرای آن را برایشان درمیآوریم، یعنی همان جنبندهای از زمین آنگونه که برایشان قابل فهم است در خصوص اینکه مردم آیات نازلشده بر پیامبرمان را تصدیق نمیکردند با آنها سخن میگوید.
Verse 83
و - ای رسول- به یاد آور روزی را که از هر یک از امتها گروهی از بزرگانشان را از میان کسانیکه آیات ما را تکذیب میکردند گرد میآوریم، و همه به هم میرسند سپس بهسوی حساب رانده میشوند.
Verse 84
و پیوسته رانده میشوند، تا اینکه به مکان حسابرسی خویش برسند الله از روی توبیخ به آنها میگوید: آیا آیات دلالتکنندۀ من، بر توحیدِ من و مشتمل بر شریعتم را تکذیب کردید، درحالیکه از نظر علمی احاطه نداشتید که آنها باطل است تا تکذیب آن را برای شما جایز گرداند، آنها را تصدیق میکردید یا تکذیب؟!
Verse 85
و بهسبب ستمشان با کفر به الله و تکذیب آیاتش عذاب بر آنها واقع شود، درحالیکه بهسبب ناتوانی و بطلان دلایل خویش برای دفاع از خودشان سخن نمیگویند.
Verse 86
آیا این تکذیبکنندگان رستاخیز ننگریستهاند که شب را قرار دادیم تا با خواب در آن آرام گیرند، و روز را روشناییبخشی قرار دادیم تا در آن ببینند، و بر انجام اعمالشان بکوشند، همانا در این مرگ مکرر و رستاخیز پس از آن، برای مردمی که ایمان میآورند نشانههای آشکاری است.
Verse 87
و - ای رسول- به یاد آور روزی را که فرشتۀ گماشتهشده برای بار دوم در صور میدمد، آنگاه تمام کسانیکه در آسمانها و زمین هستند میترسند مگر کسانیکه الله به فضل خویش آنها را از ترسیدن استثنا کند، و در آن روز تمام مخلوقات الله فرمانبردارانه و خوار بهسوی او میآیند.
Verse 88
و در آن روز کوهها را ثابت و بدون حرکت میبینی، اما در واقعیتِ امر، به سرعتِ ابر سریع در حرکت هستند؛ کار الله است، زیرا اوست که کوهها را به حرکت درمیآورد، بهراستیکه او از آنچه انجام میدهید آگاه است، و ذرهای از اعمالتان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.
Verse 89
هرکس در روز قیامت ایمان و علم صالح بیاورد بهشت برای اوست، و آنها هستند که با محافظت الله از آنها از ترس روز قیامت ایمن هستند.
Verse 90
و هرکس کفر و گناهان را بیاورد جهنم برایشان است که بر صورتهایشان در آن افکنده میشوند، و از روی توبیخ و تحقیر به آنها گفته میشود: آیا جز کفر و گناهانی که در دنیا انجام میدادید جزا داده میشوید؟
Verse 91
- ای رسول- به آنها بگو: من فقط فرمان یافتم که پروردگار مکه که آن را محترم شمرده است را عبادت کنم، همان شهری که خونی در آن ریخته نمیشود، و هیچ کسی در آن، موردِ ستم واقع نمیشود، و صید آن کشته نمیشود، و درختش قطع نمیگردد. و فرمانروایی هر چیزی از آنِ او سبحانه است، و فرمان یافتم که از گردننهندگان الله و تسلیمشدگان او با طاعت باشم.
Verse 92
و فرمان یافتم که قرآن را بر مردم بخوانم، پس هرکس به راهنمایی آن هدایت شود، و به آن عمل کند، سود هدایتش به خودش بازمیگردد، و هرکس گمراه شود و از آنچه در آن است منحرف گردد و آن را انکار کند، و به آنچه در آن است عمل نکند، پس بگو: من فقط از انذاردهندگان هستم که شما را از عذاب الله انذار میدهم، و هدایت شما به دست من نیست.
Verse 93
و - ای رسول- بگو: تمام ستایشها از آنِ الله است به خاطر نعمتهایش که قابل شمارش نیست، بهزودی الله نشانههایش را در خودتان و در آسمان و زمین و رزق و روزی به شما نشان خواهد داد، آنگاه آنها را به گونهای که شما را به اذعان به حق راهنمایی کند خواهید شناخت، و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست، بلکه او تعالی بر اعمالتان آگاه است، و ذرهای از اعمالتان بر او پوشیده نمیماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.
تقدم القراءة