ترجمه سوره صافات به الفارسية از الترجمة الفارسية - دار الإسلام
Verse 1
ﭑﭒ
ﭓ
سوگند به فرشتگان صفبهصف [که برای عبادت پروردگار ایستادهاند]
Verse 2
ﭔﭕ
ﭖ
و سوگند به فرشتگانی که ابرها را میرانند
Verse 3
ﭗﭘ
ﭙ
و سوگند به فرشتگانی که قرآن تلاوت میکنند
Verse 4
ﭚﭛﭜ
ﭝ
[که] بیتردید، معبود شما یکتاست.
Verse 5
[همان] پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار [خورشید در غروبگاهها و] طلوعگاهها.
Verse 6
ﭦﭧﭨﭩﭪﭫ
ﭬ
به راستی که ما آسمان دنیا را با زیورِ ستارگان آراستیم
Verse 7
ﭭﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
و آن را از [دسترس] هر شیطان سرکشی حفظ کردیم.
Verse 8
[آن شیاطین، هرگز] نمیتوانند [سخنان فرشتگان] عالم بالا را بشنوند و از هر سو [با شهابهای آتشین] تیرباران میشوند.
Verse 9
ﭽﭾﭿﮀﮁ
ﮂ
[از ورود آنان، به عالم فرشتگان جلوگیری میشود و همواره به] عقب رانده میشوند و عذابی جاودان [در پیش] دارند؛
Verse 10
مگر کسی [از شیاطین] که ناگهان چیزی [از گفتگوی فرشتگان را] برباید که [در این صورت،] شهابی درخشان او را دنبال میکند.
Verse 11
از آنان [= کافران] بپرس که آیا آفرینش [پیکرهای] آنان سختتر است یا آنچه که ما [از زمین و آسمانها و جهان بیکران] آفریدهایم؛ [در حالی که] ما آنها از گِلى [بیارزش و] چسبنده پدید آوردیم.
Verse 12
ﮙﮚﮛ
ﮜ
تو [از انکار آنان] در شگفتی و آنها [نیز سخنانت را دربارۀ قیامت] مسخره میکنند.
Verse 13
ﮝﮞﮟﮠ
ﮡ
و چون پند داده شوند، نمیپذیرند.
Verse 14
ﮢﮣﮤﮥ
ﮦ
و چون نشانهای [در مورد راستگویی پیامبر] میبینند، [آن را] به تمسخر میگیرند
Verse 15
ﮧﮨﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
و میگویند: «این [قرآن، چیزی] نیست، مگر جادویی آشکار.
Verse 16
آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟
Verse 17
ﯗﯘ
ﯙ
آیا پدران ما [نیز برانگیخته میشوند]؟»
Verse 18
ﯚﯛﯜﯝ
ﯞ
بگو: «آری؛ شما در حالی که خوار هستید [زنده میشوید]».
Verse 19
[وقوع قیامت،] تنها با یک بانگ [سهمناک] است و ناگهان [همه از قبرها بیرون میآیند و در انتظار دستور پروردگار، وحشت قیامت را] نظاره میکنند.
Verse 20
ﯧﯨﯩﯪﯫ
ﯬ
و میگویند: «وای بر ما! این [همان] روز جزاست».
Verse 21
[گفته میشود: «آری،] این همان روز داوری است که آن را انکار میکردید».
Verse 22
[به فرشتگان گفته میشود:] «گرد آورید کسانی را که [با شرک به خویش] ستم کردهاند با [همفکران و] همانندهایشان و آنچه عبادت میکردند
Verse 23
به جاى الله؛ و آنان را به راه دوزخ هدایت کنید».
Verse 24
ﰆﰇﰈﰉ
ﰊ
و آنان را نگه دارید که قطعاً [پیش از رفتن به دوزخ] بازخواست خواهند شد.
Verse 25
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
[از دوزخیان میپرسند:] «چرا [مانند دنیا] از یكدیگر حمایت نمىكنید؟»
Verse 26
ﭖﭗﭘﭙ
ﭚ
بلکه امروز [همگی] تسلیم [امرِ پروردگار] هستند.
Verse 27
ﭛﭜﭝﭞﭟ
ﭠ
و سرزنشکنان به یکدیگر رو میکنند
Verse 28
ﭡﭢﭣﭤﭥﭦ
ﭧ
[و به رهبران و بزرگان خود] میگویند: «شما [برای به کفر کشاندنِ ما، با ادعای دین راستین و] از موضع حق به سراغمان میآمدید».
Verse 29
ﭨﭩﭪﭫﭬ
ﭭ
[رهبرانشان] میگویند: «[ما مقصر نیستیم؛] بلکه شما خود ایمان نداشتید؛
Verse 30
و ما هیچ تسلطى بر شما نداشتیم؛ بلکه شما خود گروهى سرکش بودید.
Verse 31
[اکنون] فرمان مجازاتِ پروردگارمان بر ما محقق شده و به راستی، ما [همگی عذاب دوزخ را] خواهیم چشید.
Verse 32
ﮂﮃﮄﮅ
ﮆ
شما را گمراه نمودیم [چرا که] در حقیقت، خود نیز گمراه بودیم».
Verse 33
ﮇﮈﮉﮊﮋ
ﮌ
یقیناً آن روز [همۀ آنان] در عذاب شریکند.
Verse 34
ﮍﮎﮏﮐ
ﮑ
بیتردید، ما با گناهکاران اینچنین [رفتار] میکنیم.
Verse 35
آنان بودند كه وقتی به آنان گفته مىشد: «معبودی [بهحق] جز الله نیست» سرکشی [و تکبر] میکردند.
Verse 36
ﮝﮞﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
و میگفتند: «آیا ما معبودانمان را به خاطر [سخن] شاعری دیوانه رها کنیم؟»
Verse 37
ﮤﮥﮦﮧﮨ
ﮩ
[چنین نیست] بلکه او حق [= توحید] را آورده و پیامبران [پیشین] را تصدیق کرده است.
Verse 38
ﮪﮫﮬﮭ
ﮮ
شما [کافران] قطعاً عذاب دردناک [دوزخ] را میچشید.
Verse 39
ﮯﮰﮱﯓﯔﯕ
ﯖ
و جز [در برابر] آنچه میکردید مجازات نمیشوید.
Verse 40
ﯗﯘﯙﯚ
ﯛ
[همه عذاب میبینند؛] مگر بندگان مخلص الله.
Verse 41
ﯜﯝﯞﯟ
ﯠ
آنان [در پیشگاهِ پروردگار،] روزیِ مشخصی دارند:
Verse 42
ﯡﯢﯣ
ﯤ
[انواع] میوهها [را در اختیار خواهند داشت] و گرامی داشته میشوند.
Verse 43
ﯥﯦﯧ
ﯨ
در باغهای پرنعمت [بهشت]؛
Verse 44
ﯩﯪﯫ
ﯬ
در حالی که مقابل یکدیگر بر تختها [تکیه زدهاند]؛
Verse 45
ﯭﯮﯯﯰﯱ
ﯲ
جامی از شراب ناب [و زلال] پیرامونشان میگردانند؛
Verse 46
ﯳﯴﯵ
ﯶ
[شرابی روشن و] سپید که برای نوشندگانش لذتبخش است؛
Verse 47
[شرابی كه خماری و] سردردى در نوشیدنش نیست و از آن مست نمیگردند.
Verse 48
ﯿﰀﰁﰂ
ﰃ
و نزدشان زنانی زیباچشم است که تنها [به شوهران خود] نظر دارند [و تنها به آنها عشق میورزند].
Verse 49
ﰄﰅﰆ
ﰇ
[زنانی که] گویی پردۀ سفید داخلی تخم [پرندگان] هستند که [از دسترس همگان] پنهان ماندهاند.
Verse 50
ﰈﰉﰊﰋﰌ
ﰍ
[بهشتیان دربارۀ رخدادهای دنیا صحبت میکنند و] برخی از آنان پرسشکنان رو به برخی یکدیگر میکنند.
Verse 51
یکی از آنان میگوید: «من [در دنیا] همنشینی داشتم.
Verse 52
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
[او پیوسته] میگفت: آیا تو واقعاً [به قیامت] باور داری؟
Verse 53
آیا هنگامی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا حقیقتاً [زنده میشویم و به خاطر کارهایمان] به ما کیفر میدهند؟»
Verse 54
ﭞﭟﭠﭡ
ﭢ
[سپس به دوستان بهشتیاش] میگوید: «آیا [شما نیز همراه من] سر میکشید [تا بدانیم او کجاست]؟»
Verse 55
ﭣﭤﭥﭦﭧ
ﭨ
آنگاه خود سر میکشد و او را در میان دوزخ مىبیند.
Verse 56
ﭩﭪﭫﭬﭭ
ﭮ
به وی میگوید: «به الله سوگند که نزدیک بود مرا [با وسوسههای کفرآمیزت] نابود سازی.
Verse 57
ﭯﭰﭱﭲﭳﭴ
ﭵ
اگر نعمتِ [هدایتِ] پروردگارم نبود، من نیز از حاضرشدگان [در دوزخ] بودم».
Verse 58
ﭶﭷﭸ
ﭹ
[آنگاه به بهشتیان میگوید:] «آیا ما مرگ دیگری نخواهیم داشت
Verse 59
ﭺﭻﭼﭽﭾﭿ
ﮀ
جز مرگ نخستین، و عذاب نمیشویم؟»
Verse 60
ﮁﮂﮃﮄﮅ
ﮆ
به راستی که این همان کامیابی بزرگ است.
Verse 61
ﮇﮈﮉﮊ
ﮋ
اهل عمل، باید براى چنین [پاداشی] بکوشند.
Verse 62
ﮌﮍﮎﮏﮐﮑ
ﮒ
آیا این [نعمت بهشت، کریمانهتر و] براى پذیرایى بهتر است یا درختِ زَقّوم [در دوزخ]؟
Verse 63
ﮓﮔﮕﮖ
ﮗ
بیتردید، ما آن درخت را مایۀ آزمایش ستمکاران [مشرک] قرار دادهایم [چرا که میگویند: «هیچ درختی در آتش نمیروید»].
Verse 64
ﮘﮙﮚﮛﮜﮝ
ﮞ
در حقیقت، آن [مایۀ عذاب،] درختی است که از ژرفای دوزخ میروید.
Verse 65
ﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
میوهاش [چنان بدمنظر است که] گویى سرهاى شیاطین است.
Verse 66
ﮤﮥﮦﮧﮨﮩ
ﮪ
آنان [= دوزخیان] از [میوههای تلخ] آن مىخورند و شکمها را از آنها انباشته مىكنند.
Verse 67
آنگاه بر روی این [غذای ناپاک، به جای نوشیدنی] آمیزهای از آب جوشان دارند.
Verse 68
ﯔﯕﯖﯗﯘ
ﯙ
سپس یقیناً بازگشتشان به دوزخ است.
Verse 69
ﯚﯛﯜﯝ
ﯞ
آنان پدران خود را گمراه یافتند؛
Verse 70
ﯟﯠﯡﯢ
ﯣ
و [همچنان] در پیِ آنان میشتافتند.
Verse 71
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
و قطعاً قبل از آنان نیز بیشتر پیشینیان گمراه شدند.
Verse 72
ﯪﯫﯬﯭ
ﯮ
و بیتردید، ما هشداردهندگان [بسیاری] میان آنان فرستادیم.
Verse 73
ﯯﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
پس بنگر که سرانجامِ هشداریافتگان چگونه بود.
Verse 74
ﯵﯶﯷﯸ
ﯹ
[همه گرفتار عذاب شدند] مگر بندگان مخلص الله.
Verse 75
ﯺﯻﯼﯽﯾ
ﯿ
نوح به درگاه ما دعا کرد و [ما] چه نیکو اجابتکننده بودیم!
Verse 76
ﰀﰁﰂﰃﰄ
ﰅ
و او و خانوادهاش را [به همراه مؤمنان] از بلای بزرگ [طوفان] نجات دادیم
Verse 77
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
و [پس از طوفان، فقط پیروان مؤمن و] خانوادۀ او را [در زمین] باقی گذاشتیم
Verse 78
ﭖﭗﭘﭙ
ﭚ
و در میان آیندگان [نام نیک] برایش به جا نهادیم.
Verse 79
ﭛﭜﭝﭞﭟ
ﭠ
سلام [و ستایش] جهانیان بر نوح باد.
Verse 80
ﭡﭢﭣﭤ
ﭥ
به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
Verse 81
ﭦﭧﭨﭩ
ﭪ
بیتردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
Verse 82
ﭫﭬﭭ
ﭮ
آنگاه دیگران را [که در طوفان مانده بودند] غرق کردیم.
Verse 83
ﭯﭰﭱﭲﭳ
ﭴ
و قطعاً ابراهیم از پیروان او [= نوح] بود.
Verse 84
ﭵﭶﭷﭸﭹ
ﭺ
[یاد کن از] هنگامی که وی با دلی پاک [و خالی از شرک] به [درگاه] پروردگارش آمد.
Verse 85
ﭻﭼﭽﭾﭿﮀ
ﮁ
آنگاه که به پدر و قومش گفت: «چه چیزی عبادت میکنید؟
Verse 86
ﮂﮃﮄﮅﮆ
ﮇ
آیا به جای الله، این معبودان دروغین را میخواهید؟
Verse 87
ﮈﮉﮊﮋ
ﮌ
گمانتان دربارۀ پروردگار جهانیان چیست؟»
Verse 88
ﮍﮎﮏﮐ
ﮑ
سپس نگاهی به ستارگان افکند [و اندیشید].
Verse 89
ﮒﮓﮔ
ﮕ
و گفت: «من بیمارم [و در جشن شرکت نمیکنم]».
Verse 90
ﮖﮗﮘ
ﮙ
مردم او را ترک کردند و رفتند.
Verse 91
ﮚﮛﮜﮝﮞﮟ
ﮠ
آنگاه پنهانی نزد معبودهایشان رفت و [با تمسخر] گفت: «چیزی نمیخورید؟
Verse 92
ﮡﮢﮣﮤ
ﮥ
شما را چه شده است که سخن نمیگویید؟»
Verse 93
ﮦﮧﮨﮩ
ﮪ
سپس با دست راست خود ضربهای [محکم] بر آنها وارد آورد [و جز بُت بزرگ، همه را شکست].
Verse 94
ﮫﮬﮭ
ﮮ
قومش شتابان به سوی او آمدند.
Verse 95
ﮯﮰﮱﯓ
ﯔ
[ابراهیم] گفت: «آیا چیزی را که خود میتراشید عبادت میکنید؟
Verse 96
ﯕﯖﯗﯘ
ﯙ
و حال آنکه الله، [هم] شما و [هم] آنچه را انجام میدهید آفریده است».
Verse 97
[وقتی بُتپرستان از پاسخ درماندند،] گفتند: «بنایی [بلند] برایش بسازید و او را در آتش بیفکنید».
Verse 98
ﯢﯣﯤﯥﯦ
ﯧ
براى [نابودى] او نیرنگی خواستند و[لى] ما آنان را پست و [مغلوب] ساختیم [و آتش بر ابراهیم سرد و بیاثر شد].
Verse 99
ﯨﯩﯪﯫﯬﯭ
ﯮ
و گفت: «من به سوى [سرزمین دیگرى براى عبادتِ] پروردگارم میروم [و هجرت میکنم] و او مرا هدایت خواهد كرد.
Verse 100
ﯯﯰﯱﯲﯳ
ﯴ
پروردگارا، [فرزندی] از شایستگان به من عطا کن».
Verse 101
ﯵﯶﯷ
ﯸ
ما [دعایش را مستجاب کردیم و] او را به تولد پسری بردبار بشارت دادیم.
Verse 102
و چون [اسماعیل] به [سن نوجوانى و] حد تلاش [و همكارى] با او [= ابراهیم] رسید، به وی گفت: پسرم، در خواب [به من وحی میشود و] مىبینم كه تو را ذبح مىكنم. نظرت در این باره چیست؟» [اسماعیل] گفت: «پدرجان، آنچه را به تو امر شده است انجام بده. ان شاء الله مرا [در برابر اجرای این فرمان،] شكیبا خواهی یافت».
Verse 103
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
هنگامی که هر دو تسلیم [فرمان پروردگار] شدند و [ابراهیم] او را با گونه [بر خاک] نهاد.
Verse 104
ﭖﭗﭘ
ﭙ
به او ندا دادیم که: «ای ابراهیم،
Verse 105
یقیناً که خوابت را تحقق بخشیدی». ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
Verse 106
ﭣﭤﭥﭦﭧ
ﭨ
بیتردید، این [خواب،] آزمایشی آشکار بود [و ابراهیم از آن سربلند بیرون آمد].
Verse 107
ﭩﭪﭫ
ﭬ
و [جان] او را در ازای قربانی بزرگی بازخریدیم
Verse 108
ﭭﭮﭯﭰ
ﭱ
و برایش در میان آیندگان [نام نیک] برایش بر جای نهادیم.
Verse 109
ﭲﭳﭴ
ﭵ
سلام بر ابراهیم.
Verse 110
ﭶﭷﭸ
ﭹ
ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
Verse 111
ﭺﭻﭼﭽ
ﭾ
بیتردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
Verse 112
ﭿﮀﮁﮂﮃ
ﮄ
و او را به [تولد] اسحاق که پیامبری از شایستگان بود بشارت دادیم.
Verse 113
[ما] به او و اسحاق برکت دادیم؛ و [برخى] از افرادِ دودمانشان نیكوكار بودند و [برخى دیگر] آشكارا نسبت به خویشتن ستمکار بودند.
Verse 114
ﮑﮒﮓﮔﮕ
ﮖ
و به راستی، بر موسی و هارون منت نهادیم
Verse 115
ﮗﮘﮙﮚﮛ
ﮜ
و آن دو را همراه قومشان از اندوه بزرگ [= ستم فرعون و خطر غرق شدن در نیل] نجات دادیم
Verse 116
ﮝﮞﮟﮠ
ﮡ
و یاریشان کردیم تا پیروز شدند
Verse 117
ﮢﮣﮤ
ﮥ
و به آن دو، کتاب روشنگر [= تورات] دادیم
Verse 118
ﮦﮧﮨ
ﮩ
و آن دو را به راه راست هدایت کردیم
Verse 119
ﮪﮫﮬﮭ
ﮮ
و در میان آیندگان [نام نیک] برایشان بر جای نهادیم.
Verse 120
ﮯﮰﮱﯓ
ﯔ
سلام بر موسی و هارون.
Verse 121
ﯕﯖﯗﯘ
ﯙ
ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
Verse 122
ﯚﯛﯜﯝ
ﯞ
بیتردید، آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.
Verse 123
ﯟﯠﯡﯢ
ﯣ
و قطعاً الیاس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
Verse 124
ﯤﯥﯦﯧﯨ
ﯩ
[یاد کن از] هنگامی که او به قومش گفت: «آیا [از الله] پروا نمیکنید؟
Verse 125
ﯪﯫﯬﯭﯮ
ﯯ
آیا [نماد یا همان بتِ] «بَعل» را [به عبادت] میخوانید و بهترین آفریننده را رها میکنید؟
Verse 126
ﯰﯱﯲﯳﯴ
ﯵ
الله [را ترک میکنید] که پروردگار شما و پروردگار پدرانتان است».
Verse 127
ﭑﭒﭓ
ﭔ
اما او را دروغگو انگاشتند و مسلّماً [برای عذاب] احضار میشوند.
Verse 128
ﭕﭖﭗﭘ
ﭙ
مگر بندگان مخلص الله.
Verse 129
ﭚﭛﭜﭝ
ﭞ
ما در میان آیندگان [نام نیک] برایش بر جای نهادیم.
Verse 130
ﭟﭠﭡﭢ
ﭣ
سلام بر الیاس.
Verse 131
ﭤﭥﭦﭧ
ﭨ
به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
Verse 132
ﭩﭪﭫﭬ
ﭭ
بیتردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
Verse 133
ﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
و قطعاً لوط [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
Verse 134
ﭳﭴﭵﭶ
ﭷ
[یاد کن از] هنگامی که او و همۀ خانوادهاش را نجات دادیم.
Verse 135
ﭸﭹﭺﭻ
ﭼ
مگر پیرزنی که از باقیماندگان [در عذاب] بود.
Verse 136
ﭽﭾﭿ
ﮀ
سپس دیگران را هلاک کردیم.
Verse 137
ﮁﮂﮃﮄ
ﮅ
و شما [در سفر به سرزمین شام] صبحگاهان بر [ویرانههای شهرهای] آنان میگذرید،
Verse 138
ﮆﮇﮈﮉ
ﮊ
و شامگاهان؛ آیا نمیاندیشید [و عبرت نمیگیرید]؟
Verse 139
ﮋﮌﮍﮎ
ﮏ
و قطعاً یونس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
Verse 140
ﮐﮑﮒﮓﮔ
ﮕ
[یاد کن از] هنگامی که [خشمگین از کفر قومش، بدون اجازۀ پروردگار] به کشتیِ انباشته [از مسافر و بار] گریخت.
Verse 141
ﮖﮗﮘﮙ
ﮚ
[چون کشتی در حال غرق شدن بود، یونس همراه مسافران برای بیرون انداختنِ برخی افراد] قرعه انداخت و بازنده شد [و او را به دریا انداختند].
Verse 142
ﮛﮜﮝﮞ
ﮟ
سپس ماهی [بزرگی] او را بلعید؛ در حالى كه [خود را به خاطر ترک وظیفه] سرزنش مىكرد.
Verse 143
ﮠﮡﮢﮣﮤ
ﮥ
اگر در زمرۀ تسبیحگویان [پروردگار] نبود،
Verse 144
ﮦﮧﮨﮩﮪﮫ
ﮬ
یقیناً تا روزی که [مردم] برانگیخته میشوند، در شکم آن [ماهی] باقی میماند.
Verse 145
ﮭﮮﮯﮰﮱ
ﯓ
آنگاه او را در حالی که [ضعیف و] بیمار بود به سرزمینی خشک [و بیگیاه] افکندیم
Verse 146
ﯔﯕﯖﯗﯘ
ﯙ
و بوتۀ کدو بر [سرِ] او رویاندیم [تا از سایه و میوهاش بهره گیرد]؛
Verse 147
ﯚﯛﯜﯝﯞﯟ
ﯠ
و [دوباره] او را به سوی صد هزار نفر یا بیشتر [به رسالت] فرستادیم.
Verse 148
ﯡﯢﯣﯤ
ﯥ
آنان ایمان آوردند و ما نیز آنان را تا مدتی [از نعمتهای زندگی] بهرهمند ساختیم.
Verse 149
ﯦﯧﯨﯩﯪ
ﯫ
از آنان [= مشرکان] بپرس آیا دخترها برای پروردگارِ تو و پسرها برای آنهاست؟
Verse 150
ﯬﯭﯮﯯﯰﯱ
ﯲ
آیا ما فرشتگان را دختر آفریدیم و آنان حضور داشتند؟
Verse 151
ﯳﯴﯵﯶﯷ
ﯸ
آگاه باش! آنان از [روی تهمت و] دروغگویی میگویند:
Verse 152
ﯹﯺﯻﯼ
ﯽ
«الله فرزند دارد» و یقیناً دروغ میگویند.
Verse 153
ﯾﯿﰀﰁ
ﰂ
آیا [الله] دختران را بر پسران ترجیح داده است؟
Verse 154
ﭑﭒﭓﭔ
ﭕ
شما را چه شده است؟ چگونه حکم میکنید؟
Verse 155
ﭖﭗ
ﭘ
آیا [نمیاندیشید و] پند نمیگیرید؟
Verse 156
ﭙﭚﭛﭜ
ﭝ
آیا [بر ادعای باطل خویش] دلیل روشنی دارید؟
Verse 157
ﭞﭟﭠﭡﭢ
ﭣ
اگر راستگویید، کتابتان را بیاورید.
Verse 158
[مشرکان] بین او [= الله] و فرشتگان، خویشاوندى قائل شدهاند؛ در حالى كه فرشتگان به یقین میدانند كه [مشرکان روز قیامت، براى حسابرسی] احضار میشوند.
Verse 159
ﭰﭱﭲﭳ
ﭴ
الله از آنچه [مشرکان] توصیف میکنند منزّه است.
Verse 160
ﭵﭶﭷﭸ
ﭹ
[مردم در توصیف پروردگار، سخن گزاف مىگویند؛] مگر بندگان مخلص الله.
Verse 161
ﭺﭻﭼ
ﭽ
شما [مشرکان] و آنچه عبادت میکنید
Verse 162
ﭾﭿﮀﮁ
ﮂ
[هرگز] گمراهگر [کسی از دین حق] نیستید؛
Verse 163
ﮃﮄﮅﮆﮇ
ﮈ
مگر کسی که [به تقدیرِ الهی،] اهل دوزخ باشد.
Verse 164
ﮉﮊﮋﮌﮍﮎ
ﮏ
و [فرشتگان میگویند:] «هیچیک از ما نیست، مگر آنکه مقام مشخصی [در پیشگاه الهی] دارد.
Verse 165
ﮐﮑﮒ
ﮓ
ماییم که [برای عبادت و نیایش به درگاه پروردگار] به صف ایستادهایم
Verse 166
ﮔﮕﮖ
ﮗ
و بیتردید، ماییم که تسبیحگوی [او] هستیم».
Verse 167
ﮘﮙﮚ
ﮛ
و [کافران، پیش از بعثت] همواره میگفتند:
Verse 168
ﮜﮝﮞﮟﮠﮡ
ﮢ
«اگر کتابی از [کتابهای آسمانیِ] پیشینیان نزدمان بود،
Verse 169
ﮣﮤﮥﮦ
ﮧ
یقیناً از بندگان مخلصِ الله میشدیم».
Verse 170
ﮨﮩﮪﮫﮬ
ﮭ
اما [هنگامی که پیامبر با قرآن به سویشان آمد، حقانیتِ] آن را انکار کردند؛ به زودی [نتیجۀ انکارشان را] خواهند دانست.
Verse 171
ﮮﮯﮰﮱﯓ
ﯔ
و قطعاً سخن ما دربارۀ بندگان فرستادهمان از پیش صادر شده است:
Verse 172
ﯕﯖﯗ
ﯘ
آنان قطعاً از جانب ما یاریشدهاند.
Verse 173
ﯙﯚﯛﯜ
ﯝ
و بیتردید، لشکر ما پیروزند.
Verse 174
ﯞﯟﯠﯡ
ﯢ
پس [ای پیامبر،] تا مدتی از آنان [= مشرکان] روی بگردان.
Verse 175
ﯣﯤﯥ
ﯦ
و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید.
Verse 176
ﯧﯨ
ﯩ
آیا عذاب ما را به شتاب خواستارند؟
Verse 177
ﯪﯫﯬﯭﯮﯯ
ﯰ
آنگاه كه [عذاب الهی] بر خانههایشان فرود آید، چه بد است بامداد هشداریافتگان!
Verse 178
ﯱﯲﯳﯴ
ﯵ
و تا مدتی از آنان روی بگردان،
Verse 179
ﯶﯷﯸ
ﯹ
و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید.
Verse 180
ﯺﯻﯼﯽﯾﯿ
ﰀ
پروردگارت ـ پرورگار عزت و قدرت ـ از آنچه [مشرکان به دروغ] وصف میکنند پاک و منزه است.
Verse 181
ﰁﰂﰃ
ﰄ
و سلام بر پیامبران
Verse 182
ﰅﰆﰇﰈ
ﰉ
و سپاس [و ستایشِ] از آنِ الله ـ پروردگار جهانیان ـ است.
تقدم القراءة