ترجمه سوره مریم به الفارسية از الترجمة الفارسية - دار الإسلام
Verse 1
ﭑ
ﭒ
کهیعص [= کاف. ها. یا. عین. صاد].
Verse 2
ﭓﭔﭕﭖﭗ
ﭘ
[این] بیان رحمت پروردگارت [نسبت] به بندهاش زکریاست.
Verse 3
ﭙﭚﭛﭜﭝ
ﭞ
آنگاه که پروردگارش را به ندایی پنهان [به دعا] خواند.
Verse 4
گفت: «پروردگارا، به راستی که استخوانم سست شده و موهایم از پیری سپید گشته و ای پروردگارم، [هرگز] در دعای تو [از اجابت] بیبهره نبودهام.
Verse 5
و من پس از [مرگ] خود از خویشاوندانم [نسبت به حفظِ دین تو] بیمناکم و همسرم [نیز] نازاست؛ پس به لطف خویش فرزندی به من عطا فرما.
Verse 6
[پسری که] وارث من و وارث خاندانِ یعقوب باشد؛ و پروردگارا، او را [در علم و دین، انسانی] پسندیده گردان».
Verse 7
[الله دعایش را اجابت کرد و فرمود:] «ای زکریا، ما تو را به [تولدِ] پسری بشارت میدهیم که نامش یحیی است [و] پیش از این، همنامی برایش قرار ندادهایم».
Verse 8
[زکریا] گفت: «پروردگارا، چگونه پسری خواهم داشت در حالی که همسرم نازاست و من [نیز] از شدت پیری، به ناتوانی رسیدهام؟»
Verse 9
[فرشته] گفت: «این گونه است [که تو میگویی؛ ولی] پروردگارت فرموده است: "این [امر،] برای من آسان است و به راستی پیش از این [نیز] تو را آفریدم، در حالی که چیزی نبودی"».
Verse 10
[زکریا] گفت: «پروردگارا، نشانهای [بر تحققِ این بشارت] برایم قرار بده». [الله] فرمود: «نشانۀ تو این است که سه شبانه [روز] در حالی که سالم [و تندرست] هستی، با مردم سخن نمیگویی».
Verse 11
او از محراب [= جایگاه عبادتش] به سوی قومش رفت و به آنان اشاره کرد که: «بامداد و شامگاه، [پروردگار را] به پاکی یاد کنید».
Verse 12
[الله فرمود:] «ای یحیی، کتاب [تورات] را با قوّت [و جدیت] بگیر» و در کودکی به او دانش [و حکمت] دادیم.
Verse 13
و از جانب خویش [به او] محبت و پاکی [از گناهان عطا کردیم] و او پرهیزگار بود.
Verse 14
ﭢﭣﭤﭥﭦﭧ
ﭨ
و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش [و] نافرمان نبود.
Verse 15
و سلام [و امنیتِ الله] بر او باد، روزی که متولد شد و روزی که میمیرد و روزی که زنده برانگیخته میشود.
Verse 16
و در [این] کتاب [= قرآن] از مریم یاد کن، آنگاه که از خانوادهاش کناره گرفت [و در] ناحیۀ شرقی [از آنان] مستقر شد.
Verse 17
و میان خود و آنها پردهاى افكند [تا خلوتگاهِ عبادتش باشد]. آنگاه [ما] روحِ خود [= جبرئیل] را به سویش فرستادیم و به شكل انسانی خوشاندام بر وی نمایان گشت.
Verse 18
[مریم] گفت: «من از [شرّ] تو، به [الله] رحمان پناه میبرم. اگر پرهیزگاری [به من آسیب نرسان]».
Verse 19
[جبرئیل] گفت: «یقیناً من فرستادۀ پروردگارت هستم تا پسرِ پاکیزهای به تو بخشم».
Verse 20
[مریم] گفت: «چگونه ممکن است پسری داشته باشم؛ حال آنكه دست هیچ انسانی به من نرسیده است و بدكار [نیز] نبودهام؟»
Verse 21
[جبرئیل] گفت: «[دستور] چنین است. پروردگارت فرمود: "این [کار] بر من آسان است و او را برای مردم نشانهای [از قدرتِ خویش] قرار میدهیم و [نیز] رحمتی از سوی ماست؛ و این [شیوۀ تولد،] امری انجامیافته [و حتمی] است"».
Verse 22
ﯜﯝﯞﯟﯠﯡ
ﯢ
[مریم] او [= عیسی] را باردار شد. و با او به جایی دوردست [رفت و از مردم] کناره گرفت.
Verse 23
درد زایمان او را به سمت یک تنۀ نخل کشاند [و او در حالی که درد میکشید] گفت: «ای کاش پیش از این میمُردم و به کلی از یادها میرفتم [تا کسی دربارهام خیال باطل نکند]».
Verse 24
ناگهان از زیر [پای] او [عیسی] ندایش داد که: «غمگین مباش. پروردگارت زیر [پاى] تو چشمۀ آبى روان ساخته است.
Verse 25
و تنۀ نخل را به طرف خود تکان بده [تا] خرمای تازه بر تو فروریزد.
Verse 26
آنگاه [از آن خرما] بخور و [از آب نهر] بنوش و دیدگان را [به این فرزند] روشن دار؛ و اگر هر یک از مردم را دیدی [با اشاره] بگو: "من برای [الله] رحمان روزه[ی سکوت] نذر کردهام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت"».
Verse 27
[مریم] در حالی که او [= عیسی] را برداشته بود نزد قومش آمد. آنان گفتند: «ای مریم، به راستی دروغ بزرگی میگویی [که نوزاد بدون پدر متولد شده است].
Verse 28
ای خواهر هارون، نه پدرت مرد بدکاری بود و نه مادرت [زن] بدکارهای».
Verse 29
آنگاه مریم به او [= عیسی] اشاره کرد. آنان گفتند: «چگونه با کودکی در گهواره سخن بگوییم؟»
Verse 30
[عیسی به سخن آمد و] گفت: «من بندۀ الله هستم. او به من کتاب داده و مرا پیامبر ساخته است.
Verse 31
و مرا ـ هر جا که باشم ـ پربرکت نموده و تا زنده هستم مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.
Verse 32
ﮞﮟﮠﮡﮢﮣ
ﮤ
و نسبت به مادرم نیکوکار [گردانده] و مرا [در برابر پروردگارم] سرکش [و] نافرمان قرار نداده است.
Verse 33
و سلام بر من، روزی که متولد شدم و روزی که میمیرم و روزی که زنده برانگیخته میشوم».
Verse 34
این است [حکایت] عیسی پسر مریم؛ [همان] گفتار راستی که [گمراهان] دربارهاش تردید [و اختلاف] میکنند.
Verse 35
[هرگز] سزاوار نیست که الله [برای خویش] فرزندی بگیرد. او [پاک و] منزّه است. [الله] هر گاه کاری را اراده کند، فقط به آن میگوید: «موجود شو»؛ آنگاه [بیدرنگ] موجود میشود.
Verse 36
و [عیسی به قومش گفت:] «بیتردید، الله پروردگار من و شماست؛ پس او را عبادت کنید [که] راهِ راست همین است».
Verse 37
آنگاه گروهها[ی مختلفِ قومش] در میان خود دچار اختلاف شدند؛ پس وای بر کسانی که کفر ورزیدند از مشاهدۀ روز بزرگ [قیامت]!
Verse 38
آن روز که نزد ما میآیند، چه [خوب] شنوا و بینا هستند! اما امروز [در زندگی دنیا] ستمکاران در گمراهیِ آشکارند.
Verse 39
و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام میگیرد؛ و [امروز] آنان در غفلتند و ایمان نمیآورند.
Verse 40
یقیناً ما زمین و هر کس را بر آن است به ارث میبریم و [همه] به سوی ما بازگردانده میشوند.
Verse 41
و [ای پیامبر،] در این کتاب از ابراهیم یاد کن. بیتردید، او پیامبری راستگو بود.
Verse 42
هنگامی که به پدرش [آزر] گفت: «پدر جان، چرا چیزی را عبادت میکنی که نه [دعایت را] میشنود و نه [عبادتت را] میبیند و نه گزندی را از تو دور میسازد؟
Verse 43
پدر جان، یقیناً از دانش [وحی] چیزی به من رسیده است که [هرگز] به تو نرسیده است؛ پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت کنم.
Verse 44
پدر جان، از شیطان پیروی نکن [چرا که] بیتردید، شیطان نسبت به [الله] رحمان نافرمان بود.
Verse 45
پدر جان، من میترسم که از [جانب الله] رحمان عذابی به تو رسد و [در دوزخ] از دوستان [و همنشینانِ] شیطان باشی».
Verse 46
[آزر] گفت: «ای ابراهیم، آیا از معبودهای من رویگردانی؟ اگر [از عقیدهات] دست برنداری، قطعاً سنگسارت میکنم؛ [برو] و مدت زیادى از من دور شو».
Verse 47
[ابراهیم] گفت: «سلام [و امنیت از جانب من] بر تو. به زودی از پروردگارم برایت آمرزش خواهم خواست. بیتردید، او نسبت به من بسیار مهربان است.
Verse 48
و از شما [کافران] و آنچه به جای الله میخوانید کنارهگیری میکنم و پروردگارم را میخوانم. امید است كه در خواندنِ پروردگارم [از اجابت] بىبهره نباشم».
Verse 49
هنگامی که از آنان و آنچه به جای الله عبادت میکردند کنارهگیری کرد، [پسرش] اسحاق و [نوهاش] یعقوب را به او بخشیدیم و همه [آنان] را پیامبر نمودیم.
Verse 50
و ایشان را از رحمت خویش بهرهمند ساختیم و [در میان مردم آوازۀ بلند و] نام نیکو برایشان نهادیم.
Verse 51
و در این کتاب، از موسی یاد کن. بیتردید، او [برگزیدهای] مخلص و فرستادهای پیامبر بود.
Verse 52
و [ما] او را از سَمت راست [کوه] طور ندا دادیم و او را مناجاتکنان [به خویش] نزدیک ساختیم.
Verse 53
و از رحمت خود، برادرش هارون را ـ که پیامبر [و یاورِ او] بود ـ به وی عطا کردیم.
Verse 54
و در این کتاب، از اسماعیل یاد کن. بیتردید، او راستوعده و فرستادهای پیامبر بود.
Verse 55
و [همواره] خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان میداد و نزد پروردگارش پسندیده بود.
Verse 56
و در این کتاب، از ادریس یاد کن. بیتردید، او راستگفتار پیامبری بود.
Verse 57
ﮂﮃﮄ
ﮅ
و [ما] او را به مقامی بلند برکشیدیم.
Verse 58
اینان کسانی از پیامبران هستند که الله نعمت [هدایت] به آنان داد؛ [افرادی] از فرزندان آدم و از كسانى كه همراه نوح [بر كشتى] سوار كردیم و از فرزندان ابراهیم و یعقوب و از [جمله] افرادی كه هدایت کردیم و برگزیدیم [و] هر گاه آیات [پرودگار] رحمان بر آنان خوانده مىشد، سجدهكنان و گریان به خاک مىافتادند.
Verse 59
پس از آنان، جانشینانى گمراه و ناشایست آمدند كه نماز را تباه ساختند [و در آن سهلانگارى نمودند] و از هوسها [و شهوات] پیروى كردند؛ و به زودى [کیفرِ] گمراهى [خویش] را خواهند دید.
Verse 60
مگر کسی که توبه نمود و ایمان آورد و کاری شایسته کرد. اینان به بهشت داخل میشوند و هیچ ستمی بر آنان نمیرود.
Verse 61
باغهایی جاودان که [الله] رحمان از [عالم] غیب [و نادیده] به بندگانش وعده داده است. یقیناً وعدۀ او آمدنی است.
Verse 62
در آنجا سخن بیهودهای نمیشنوند [و گفتارشان] جز سلام [و تحیت نیست]؛ و در آنجا برایشان [هر] صبح و شام روزی [بیحساب فراهم] است.
Verse 63
این همان بهشتی است که به هر كس از بندگانمان که [در دنیا] پرهیزگار باشد به میراث میدهیم.
Verse 64
و [ای جبرئیل، به محمد بگو:] «ما جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم. او حاکم بر آینده و گذشته و حالِ ماست؛ و پروردگارت فراموشکار نیست.
Verse 65
[همان] پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست؛ پس او را عبادت کن و بر عبادتش شکیبا [و پایدار] باش. آیا [همانند و] همنامی برایش میشناسی؟»
Verse 66
و انسان [کافر] میگوید: «آیا هنگامی که بمیرم، به راستی مرا زنده [از گور] بیرون خواهند آورد؟»
Verse 67
آیا انسان به یاد نمیآورد که ما پیش از این او را آفریدیم، در حالی که هیچ نبود؟
Verse 68
پس سوگند به پروردگارت که یقیناً آنان [= منکران قیامت] را با شیاطین محشور خواهیم کرد؛ سپس همه را بهزانودرآمده گرداگرد دوزخ حاضر میکنیم.
Verse 69
سپس از هر گروهی، کسانی را که در برابر [فرمان الله] رحمان سرکشتر بودهاند بیرون میکشیم.
Verse 70
آنگاه یقیناً ما به [حال] کسانی که برای [درافتادن به] آن [آتش مهیب] سزاوارترند، داناتریم.
Verse 71
و هیچ یک از شما [مردم] نیست، مگر آنکه وارد آن میگردد؛ [مؤمنان برای عبور و دیدن، کافران برای ورود و ماندن]. این [امر،] همواره بر پروردگارت حکمی حتمی است.
Verse 72
سپس كسانى را كه پرهیزگاری كردهاند [از آتش] نجات مىدهیم و ظالمان را بهزانودرآمده در آن رها مىكنیم.
Verse 73
و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان تلاوت میشود، کسانی که کفر ورزیدهاند به افرادی که ایمان آوردهاند میگویند: «كدام یک از [ما] دو گروه، جایگاهی بهتر و مجلسی نیکوتر دارد؟»
Verse 74
چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که ثروتی بیشتر و ظاهری آراستهتر داشتند.
Verse 75
[ای پیامبر،] بگو: «هر کس که در گمراهى است، [الله] رحمان به او مهلت مىدهد [تا گمراهیاش بیشتر شود] تا زمانی که وعدۀ الهی را [به چشم خود] ببینند: یا عذاب [دنیا] یا [کیفرِ] قیامت. پس به زودى خواهند دانست که چه کسی جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوانتر است».
Verse 76
و [اما] کسانی که راهیافتهاند، الله بر هدایتشان میافزاید؛ و نیکیهای پایدار [= رفتار و گفتار شایسته] در پیشگاه پروردگارت، پاداشی بهتر و سرانجامی نیکوتر دارد.
Verse 77
آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کافر شد و گفت: «قطعاً مال و فرزند [فراوانی در آخرت] به من داده خواهد شد»؟
Verse 78
آیا او بر غیب آگاهی یافته یا از [الله] رحمان پیمانی گرفته است؟
Verse 79
[هرگز] چنین نیست؛ گفتهاش را مینویسیم و بر عذابش میافزاییم.
Verse 80
ﭭﭮﭯﭰﭱ
ﭲ
و آنچه [از اموال و فرزندان] که میگوید از او به ارث میبریم و [روز قیامت، نیازمند و] تنها نزد ما میآید.
Verse 81
و [مشرکان] به جای الله معبودانی برگزیدهاند تا [یاور و] پشتیبانشان باشد.
Verse 82
چنین نیست؛ [بلکه آن معبودها در قیامت] عبادت آنان را انکار خواهند کرد و دشمنشان خواهند بود.
Verse 83
[ای پیامبر،] آیا ندیدی كه ما شیاطین را بر كافران فرستادیم تا آنان را [با وسوسههای خود] تحریک كنند [و از راهِ الله بازدارند]؟
Verse 84
پس دربارۀ [نابودیِ] آنان شتاب نکن. جز این نیست که ما [روزهای مرگ و فرارسیدنِ عذاب را] به دقت برایشان میشماریم.
Verse 85
ﮗﮘﮙﮚﮛﮜ
ﮝ
[یاد كن از] روزى كه پرهیزگاران را [با عزت و احترام] به مهمانی [الله] رحمان گِرد میآوریم.
Verse 86
ﮞﮟﮠﮡﮢ
ﮣ
و مجرمان را تشنهکام به سوی جهنم میرانیم.
Verse 87
آنان هرگز [توان] شفاعت ندارند؛ مگر کسی که [با ایمان و عمل شایستهاش،] از [الله] رحمان پیمانی گرفته باشد.
Verse 88
ﮮﮯﮰﮱ
ﯓ
و [مشرکان] گفتند: «[الله] رحمان، فرزندی [برای خویش] برگزیده است».
Verse 89
ﯔﯕﯖﯗ
ﯘ
به راستی [با این ادعا] چیزی بسیار زشت [به میان] آوردید!
Verse 90
از این [سخن کفرآمیز،] نزدیک است آسمانها از هم بپاشد و زمین بشکافد و کوهها در هم بشکنند و فروریزند.
Verse 91
ﯣﯤﯥﯦ
ﯧ
[چرا] که برای [الله] رحمان فرزندی ادعا کردهاند.
Verse 92
ﯨﯩﯪﯫﯬﯭ
ﯮ
و هرگز سزاوار [الله] رحمان نیست که فرزندی برگزیند.
Verse 93
در آسمانها و زمین هیچ كسى نیست، مگر آنكه [در روز قیامت، خاکسار و] بندهوار نزد الله رحمان مىآید.
Verse 94
ﯺﯻﯼﯽ
ﯾ
یقیناً [الله همۀ] آنان را در شمار آورده و درست برشمرده است.
Verse 95
ﯿﰀﰁﰂﰃ
ﰄ
و همگیشان روز قیامت، تنها [و تهیدست] نزد او حاضر میشوند.
Verse 96
کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند یقیناً [الله] رحمان [در دلهای بندگانش] محبتی برایشان خواهد نهاد.
Verse 97
[ای پیامبر،] بیتردید، ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان نمودیم تا پرهیزگاران را با آن بشارت دهی و ستیزهگران [سرسخت] را بیم دهی.
Verse 98
و چه بسیار نسلهای گذشته را پیش از آنان نابود کردیم. آیا [وجود] هیچیک از آنان را احساس میکنی یا کمترین صدایی از آنان میشنوی؟
تقدم القراءة