سورة الزخرف

الترجمة الفارسية - دار الإسلام

ترجمه سوره زخرف به الفارسية از الترجمة الفارسية - دار الإسلام

الترجمة الفارسية - دار الإسلام

Verse 2
سوگند به کتاب روشنگر.
ما آن را قرآنى به زبان عربی پدید آوردیم، باشد که خردورزى كنید.
این كتاب، كه بلندمرتبه و حكمت‌آموز است، در لوح محفوظ نزد ما ثبت شده است [و دستخوش تغییر نخواهد شد].
آیا به صِرف اینكه شما [مشرکان،] گروهی اسرافکارید [و پیام الهی را انكار مى‏كنید، نزول] قرآن را از شما بازداریم؟
چه بسیار پیامبرانى كه در میان پیشینیان فرستادیم.
ما افرادی نیرومند‌تر از مشرکان مکه را هلاک کرده‌ایم؛ و داستان [عبرت‌انگیز] پیشینیان گذشت.
[ای پیامبر] اگر از مشرکان بپرسی: «آسمان‏ها و زمین را چه کسی آفریده است؟»، قطعاً می‌گویند: «[الله] شکست‌ناپذیر دانا».
همان [پروردگاری] كه زمین را محل آسایش شما قرار داد و راه‏هایی در آن برایتان پدید آورد تا راه یابید.
و همان ذاتی كه باران را از آسمان به مقدار معینى فرستاد؛ آنگاه سرزمین خزان‌زده و خشک را به وسیلۀ آن حیات بخشیدیم؛ شما نیز همین گونه [از گورها] بیرون آورده مى‏شوید.
پروردگاری كه تمام مخلوقات را آفرید و از کشتی‏ها و چهارپایان، وسیلۀ سوارى برایتان پدید آورد؛
تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه كه بر آنها قرار گرفتید، نعمت پروردگارتان را یاد كنید و بگویید: «پاک و منزه است کسی كه این [وسیله] را در خدمت ما گماشت و[گرنه] ما خود توان این کار را نداشتیم؛
Verse 14
و ما به پیشگاهِ پروردگار‌مان بازمی‌گردیم».
مشرکان از میان بندگان الله، سهمى [از فرزند] برایش قرار دادند. به راستى كه انسان آشكارا ناسپاس است.
آیا [می‌پندارید] الله از میان آفریدگانش، دختران را انتخاب كرده و پسران را به شما اختصاص داده است؟
اما هر گاه به یكى از آنان، همان چیزی را بشارت دهند که براى الله رحمان قائل هستند [= تولد دختر]، در حالى كه خشم خود را فرومى‌خورد، چهره‌اش [از اندوه] تیره مى‏گردد.
آیا کسی را که در زیور [و راحتی] پرورش می‌یابد و در [هنگام] جدال [قادر به] تبیین مقصودش نیست [به الله نسبت می‌دهید؟]
مشرکان، فرشتگان را كه بندگانِ [الله] رحمانند، مؤنث پنداشتند. آیا به هنگام آفرینش آنان حضور داشتند؟ سخنانشان ثبت می‌گردد و [در روز قیامت،] بازخواست خواهند شد.
[آنان برای توجیهِ شرکِ خود] می‌گویند: «اگر [الله] رحمان می‌خواست، ما فرشتگان را عبادت نمی‌کردیم». آنان در مورد این [سخن] بى‌اطلاعند و جز سخن دروغ نمى‏گویند.
آیا پیش از قرآن كتابى به آنان داده‏ایم كه به آن استدلال كنند؟
بلکه می‌گویند: «نیاکانمان نیز همین آیین را داشتند و ما [نیز] راه آنان را دنبال می‌کنیم».
پیش از تو نیز هر [پیامبرِ] هشداردهنده‌ای را به هر شهری فرستادیم، ثروتمندانِ سرکشِ آن شهر می‌گفتند: «نیاکانمان نیز همین آیین را داشتند و ما [نیز] راه آنان را دنبال می‌کنیم».
[پیامبر‌شان] می‌گفت: «اگر آیینى هدایت‌بخش‏تر از آنچه نیاکانتان داشتند آورده باشم [باز هم از آنان پیروی می‌کنید]؟ آنان [در پاسخ] می‌گفتند: «[آری،] پیامى را كه مأمور [ابلاغ] آن شده‌اید، انكار مى‏كنیم».
ما نیز از آنان انتقام گرفتیم؛ پس بنگر که سرانجامِ تكذیب‌كنندگان چگونه بود.
[یاد کن] هنگامی را ‌که ابراهیم به پدر و قومش گفت: «از آنچه شما عبادت می‏کنید، بیزارم؛
مگر از كسى كه مرا آفریده است كه او هدایتم خواهد كرد».
ابراهیم، یكتاپرستى را در میانِ نسل‏های پس از خود، سخنى ماندگار قرار داد؛ باشد که [به پیشگاه الهی] بازگردند.
بلکه اینان [که در مکه آلوده به شرک هستند] و پدرانشان را [از نعمت‏های دنیا] برخوردار كردم تا آنكه حق [= قرآن] و پیامبری روشنگر به سراغشان آمد؛
و آنگاه كه حق [= قرآن] به سویشان آمد، گفتند: «این جادوست و آن را انكار مى‏كنیم»؛
و گفتند: «چرا این قرآن بر مردى بزرگ از دو شهرِ [مکه و طائف] نازل نشده است؟»
آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم مى‏كنند؟ ماییم كه روزی [و معیشت] آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم كرده‏ایم و آنان را نسبت به هم، به درجاتى برتری بخشیده‏ایم تا از خدماتِ [متقابلِ] یكدیگر استفاده كنند؛ و رحمت پروردگارت از اموالى كه جمع مى‏كنند بهتر است.
اگر [نگرانى از آن] نبود كه همۀ مردم [در دنیاطلبى و انكار الله] یك گروه ‏شوند، سقف خانۀ كسانى را كه به الله رحمان ایمان ندارند، از نقره قرار مى‏دادیم و نیز پله‏هایى [در آن می‌نهادیم] كه بتوانند از [طبقاتِ] آن [خانه] بالا روند؛
و برای خانه‌هایشان در‌هایی [از طلا] می‌گذاشتیم و تخت‏هایی [قرار می‌دادیم] که بر آن تکیه زنند؛
و تجمل [و زینت‏های] فراوان [برایشان فراهم می‌کردیم] و تمام اینها بهرۀ [ناچیز] زندگی دنیاست؛ و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزگاران است.
هر کس از یاد [الله] رحمان دل بگرداند، شیطانى بر او مى‏گماریم تا همنشینش باشد [و همواره او را فریب دهد].
شیاطین، این گروه را از راه [الله] بازمی‌دارند؛ ولی آنان گمان می‌کنند که هدایت‌یافته‌اند.
تا آنگاه كه [در قیامت] نزد ما بیاید، [به شیطانِ همنشینش] می‌گوید: ای كاش میان من و تو، فاصله‏اى به دورى شرق و غرب بود! چه همنشین بدی بودى!».
[الله می‌فرماید:] «امروز [پشیمانى] سودى به حالتان نخواهد داشت؛ زیرا ستم كرده‏اید و همگی در عذاب شریكید».
[ای پیامبر،] آیا می‌توانی [پیام خود را] به گوش ناشنوایان برسانى یا نابینایان و گمراهانِ آشكار را [به راه راست] هدایت كنى؟
پس اگر تو را [پیش از عذاب آنان از دنیا] ببریم، [در هر حال،] از آنان انتقام خواهیم گرفت.
یا عذابى را كه به آنان وعده داده‏ایم، [در دوران زندگی‏ات] به تو نشان خواهیم داد؛ زیرا ما بر آنان اقتدار [کامل] داریم.
به آنچه بر تو وحی می‌شود تمسّک بجوی که بی‌گمان، بر راه راست قرار داری.
تردیدی نیست که قرآن برای تو و قومت مایۀ اندرز [و سربلندی] است و [در روز قیامت، دربارۀ ایمان و عمل به آن] بازخواست خواهید شد.
از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که آیا غیر از [الله] رحمان، معبودانی برای عبادت قرار داده‌ایم [مسلّماً چنین نیست].
ما موسى را با معجزات خویش به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم و به آنان گفت: «من فرستادۀ پروردگار جهانیانم»؛
و هنگامی که آیات [و معجزات] ما را بر آنان ارائه كرد، همگی به آنها خندیدند.
هر معجزه‏اى به آنان ارائه دادیم، یكى از دیگرى بزرگ‌تر بود و [چون همه را تكذیب كردند،] آنان را به عذاب گرفتار كردیم؛ باشد که [از کفر] بازگردند.
[پس هنگامی که گوشه‏ای از عذاب الهی را چشیدند،] گفتند: «اى جادوگر! از پروردگارت ـ بنا به عهدى كه با تو دارد ـ بخواه [تا عذاب را از ما دور كند] كه ما [دیگر] راه‏یافته‏ایم».
اما هنگامی که عذاب را از آنان برداشتیم، پیمان شكستند.
فرعون در میان قوم خود ندا سر داد و گفت: «اى قوم من، آیا فرمانروایىِ مصر در اختیار من نیست و این نهرها از دامنۀ قصرِ من جریان ندارد؟ آیا [قدرت و عظمتم را] نمى‏بینید؟
چرا [به نشانۀ سروَرى،] دستبند‏هاى زرین [از آسمان] بر او افكنده نشده است [تا ثابت شود که پیامبر است]؟ یا چرا فرشتگان همراه او نیامده‏اند؟»
او [= فرعون] قوم خود را به [بی‏خردی و] سبُكسَرى كشاند و همگی مُطیع او شدند. حقا که آنان [نسبت به اوامر الهی] نافرمان بودند.
پس چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همگی را [در دریا] غرق کردیم.
Verse 56
آنگاه آنان را در شمارِ پیشگامان [کفر و نافرمانی] و عبرتی [برای آیندگان] قرار دادیم.
و هنگامی که [داستانِ تولد] پسر مریم مطرح شد، قومِ تو [که گمان ‌کردند می‌توانند مانند نصاری چند معبود داشته باشند] به ناگاه، شادی و هیاهو به راه‏ انداختند.
و گفتند: «معبودان ما بهترند یا عیسی؟» آنان این سخن را تنها براى جدال با تو عنوان كردند؛ به راستی که گروهى ستیزه‌جو هستند.
عیسى فقط بنده‏اى است كه نعمت [رسالت] بر او ارزانى داشتیم و او را نمونه‌ای [از قدرت الهی] براى بنی‌اسرائیل قرار دادیم.
اگر مى‏خواستیم، [همۀ شما انسان‏ها را نابود می‌کردیم و] به جای شما، فرشتگانى پدید مى‏آوردیم كه در زمین جانشین [شما] شوند.
[تولدِ] عیسى [و معجزۀ حیات بخشیدن او،] دلیلى براى قیامت است؛ پس هرگز در مورد قیامت شک نكنید و پیرو من باشید كه راه راست همین است.
[آگاه باشید که] شیطان شما را [از راه الله] بازندارد؛ چرا كه او دشمن آشكار شماست.
و چون عیسى [معجزات و] نشانه‏هاى روشن بر آنان ارائه كرد، گفت: «من حکمت برایتان آورده‌ام تا [به آن راه یابید] و برخى از موارد اختلافتان را روشن كنم؛ پس از الله پروا کنید و مطیع [دستورهای] من باشید.
آنگاه گروه‏های [مختلف] بنی‌اسرائیل میان خود [دربارۀ عیسی] دچار اختلاف شدند؛ پس وای بر ستمکاران از عذاب روز دردناک!
آیا جز این انتظار دارند كه قیامت ـ در حالی که غافلند ـ ناگهان بر آنان فرا رسد؟
دوستان [دنیایى،] در آن روز، دشمن یكدیگرند؛ مگر پرهیزگاران.
[الله به آنان می‌فرماید:] «ای بندگانِ [پرهیزكارِ] من، امروز ترس و ‏اندوهى نخواهید داشت.
همان بندگانى كه به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم [فرمانِ ما] بودند.
شما و دیگر مؤمنانی که همچون شما هستند، به بهشت درآیید تا [از نعمت‏های جاودانش بهره‌مند گردید و] شادمان شوید.
ظرف‏ها و جام‏های زرین پیرامونشان مى‏گردانند؛ و هر چه دل‏ها بخواهد و دیده‌ها از آن لذت بَرَد، در آنجا هست؛ و شما در بهشت جاودانه‏اید.
این همان بهشتى است كه در برابر رفتارتان به شما داده‏اند.
میوه‏هاى فراوانی در آنجا در اختیار دارید كه از آنها مى‏خورید.
[در حالى كه عذاب] از آنان كاسته نمی‌شود و در یأس و نومیدی فرورفته‏اند.
ما به آنان ستم نكردیم؛ بلکه آنها خود به خویشتن ستم می‌کردند.
[دوزخیان، نگهبان آتش را صدا می‌زنند و] فریاد برمی‌آرند: «اى مالک [كاش] پروردگارت كار ما را یكسره كند [و ما را بمیراند]». او می‌گوید: «نه، شما [در این عذاب] ماندگارید».
به راستی ما حق را برای شما آوردیم؛ ولی بیشتر شما از آن کراهت داشتید.
آنان عزمِ [خود را برای توطئه علیه تو] جزم كردند؛ ما نیز ارادۀ محکمی [بر ناکام گذاشتنِ آنان] داریم.
آیا مى‏پندارند كه ما سخنان سِرّى و نجوایشان را نمى‏شنویم؟ آرى، فرشتگان ما در كنارشان [هستند و همه چیز را] ثبت مى‏كنند.
[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر [به فرض محال، الله] رحمان فرزندى داشت، من نخستین عبادت‏کننده [او] بودم».
[معبود یگانه‏ای كه] پروردگار آسمان‏ها و زمین و عرش است، از توصیفِ [جاهلانه] آنان منزه است.
پس [ای پیامبر،] آنان را [به حال خود] بگذار تا یاوه‌گویی کنند و به بازى سرگرم باشند تا سرانجام، با روز موعود [= قیامت] مواجه شوند [و سزای اعمالشان را ببینند].
پربرکت و بزرگوار است ذاتی که فرمانروایی آسمان‏ها و زمین و آنچه میان آنهاست، از آنِ اوست؛ و آگاهى از [لحظۀ برپایىِ] رستاخیز تنها در اختیار اوست و [همگی] به پیشگاه او بازگردانده مى‏شوید.
كسانی كه [مشركان] به جاى الله [به نیایش] مى‏خوانند، قادر به شفاعت نیستند؛ مگر افرادى كه به [کلمۀ توحید و] حق گواهى مى‏دهند.
و اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آنان را آفریده است، مسلّماً می‌گویند: «الله»؛ پس چگونه [از حق] برمی‌گردند؟
[شکایت و] سخن پیامبر [این بود:] «پروردگارا، اینان قومی هستند که ایمان نمی‌آورند».
[ای پیامبر،] از آنان درگذر و [برای رهایی از شرّشان] بگو: «سلام بر شما»؛ به زودى خواهند دانست [که عذابشان چگونه است].
تقدم القراءة