ترجمة معاني سورة الصافات باللغة الفارسية من كتاب الترجمة الفارسية - دار الإسلام

فريق عمل اللغة الفارسية بموقع دار الإسلام

الترجمة الفارسية - دار الإسلام

فريق عمل اللغة الفارسية بموقع دار الإسلام

آية رقم 1
سوگند به فرشتگان صف‌به‌صف [که برای عبادت پروردگار ایستاده‌اند]
آية رقم 2
و سوگند به فرشتگانی که ابرها را می‌رانند
آية رقم 3
و سوگند به فرشتگانی که قرآن تلاوت می‌کنند
آية رقم 4
[که] بی‌تردید، معبود شما یکتاست.
آية رقم 5
[همان] پروردگار آسمان‏ها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار [خورشید در غروب‏گاه‏ها و] طلوع‏گاه‏ها.
آية رقم 6
به راستی که ما آسمان دنیا را با زیورِ ستارگان آراستیم
آية رقم 7
و آن را از [دسترس] هر شیطان سرکشی حفظ کردیم.
[آن شیاطین، هرگز] نمی‌توانند [سخنان فرشتگان] عالم بالا را بشنوند و از هر سو [با شهاب‏های آتشین] تیرباران می‌شوند.
آية رقم 9
[از ورود آنان، به عالم فرشتگان جلوگیری می‌شود و همواره به] عقب رانده می‌شوند و عذابی جاودان [در پیش] دارند؛
آية رقم 10
مگر کسی [از شیاطین] که ناگهان چیزی [از گفتگوی فرشتگان را] برباید که [در این صورت،] شهابی درخشان او را دنبال می‌کند.
از آنان [= کافران] بپرس که آیا آفرینش [پیکرهای] آنان سخت‌تر است یا آنچه که ما [از زمین و آسمان‏ها و جهان بیکران] آفریده‏ایم؛ [در حالی که] ما آنها از گِلى [بی‌ارزش و] چسبنده پدید آوردیم.
آية رقم 12
تو [از انکار آنان] در شگفتی و آنها [نیز سخنانت را دربارۀ قیامت] مسخره می‌کنند.
آية رقم 13
و چون پند داده ‌شوند، نمی‌پذیرند.
آية رقم 14
و چون نشانه‌ای [در مورد راستگویی پیامبر] می‌بینند، [آن را] به تمسخر می‌گیرند
آية رقم 15
و می‌گویند: «این [قرآن، چیزی] نیست، مگر جادویی آشکار.
آية رقم 16
آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟
آية رقم 17
آیا پدران ما [نیز برانگیخته می‌شوند]؟»
آية رقم 18
بگو: «آری؛ شما در حالی که خوار هستید [زنده می‌شوید]».
آية رقم 19
[وقوع قیامت،] تنها با یک بانگ [سهمناک] است و ناگهان [همه از قبرها بیرون می‌آیند و در انتظار دستور پروردگار، وحشت قیامت را] نظاره می‌کنند.
آية رقم 20
و می‌گویند: «وای بر ما! این [همان] روز جزاست».
آية رقم 21
[گفته می‌شود: «آری،] این همان روز داوری است که آن را انکار می‌کردید».
آية رقم 22
[به فرشتگان گفته می‌شود:] «گرد آورید کسانی را که [با شرک به خویش] ستم کرده‌اند با [همفکران و] همانندهایشان و آنچه عبادت می‏کردند
آية رقم 24
و آنان را نگه دارید که قطعاً [پیش از رفتن به دوزخ] بازخواست خواهند شد.
آية رقم 25
[از دوزخیان می‌پرسند:] «چرا [مانند دنیا] از یكدیگر حمایت نمى‏كنید؟»
آية رقم 26
بلکه امروز [همگی] تسلیم [امرِ پروردگار] هستند.
آية رقم 27
و سرزنش‌کنان به یکدیگر رو می‌کنند
آية رقم 28
[و به رهبران و بزرگان خود] می‌گویند: «شما [برای به کفر کشاندنِ ما، با ادعای دین راستین و] از موضع حق به سراغمان می‌آمدید».
آية رقم 29
[رهبرانشان] می‌گویند: «[ما مقصر نیستیم؛] بلکه شما خود ایمان نداشتید؛
آية رقم 31
[اکنون] فرمان مجازاتِ پروردگارمان بر ما محقق شده و به راستی، ما [همگی عذاب دوزخ را] خواهیم چشید.
آية رقم 32
شما را گمراه نمودیم [چرا که] در حقیقت، خود نیز گمراه بودیم».
آية رقم 33
یقیناً آن روز [همۀ آنان] در عذاب شریکند.
آية رقم 34
بی‌تردید، ما با گناهکاران اینچنین [رفتار] می‌کنیم.
آنان بودند كه وقتی به آنان گفته مى‏شد: «معبودی [به‏حق] جز الله نیست» سرکشی [و تکبر] می‌کردند.
آية رقم 36
و می‌گفتند: «آیا ما معبودانمان را به خاطر [سخن] شاعری دیوانه رها کنیم؟»
آية رقم 37
[چنین نیست] بلکه او حق [= توحید] را آورده و پیامبران [پیشین] را تصدیق کرده است.
آية رقم 38
شما [کافران] قطعاً عذاب دردناک [دوزخ] را می‌چشید.
آية رقم 39
و جز [در برابر] آنچه می‌کردید مجازات نمی‌شوید.
آية رقم 40
[همه عذاب می‌بینند؛] مگر بندگان مخلص الله.
آية رقم 41
آنان [در پیشگاهِ پروردگار،] روزیِ مشخصی دارند:
آية رقم 42
[انواع] میوه‌ها [را در اختیار خواهند داشت] و گرامی داشته می‌شوند.
آية رقم 43
در باغ‏های پرنعمت [بهشت]؛
آية رقم 44
در حالی که مقابل یکدیگر بر تخت‏ها [تکیه زده‌اند]؛
آية رقم 45
جامی از شراب ناب [و زلال] پیرامونشان می‌گردانند؛
آية رقم 46
[شرابی روشن و] سپید که برای نوشندگانش لذت‏بخش است؛
آية رقم 47
[شرابی كه خماری و] سردردى در نوشیدنش نیست و از آن‏ مست نمی‌گردند.
آية رقم 48
و نزدشان زنانی زیباچشم است که تنها [به شوهران خود] نظر دارند [و تنها به آنها عشق می‌ورزند].
آية رقم 49
[زنانی که] گویی پردۀ سفید داخلی تخم [پرندگان] هستند که [از دسترس همگان] پنهان مانده‌اند.
آية رقم 50
[بهشتیان دربارۀ رخدادهای دنیا صحبت می‌کنند و] برخی از آنان پرسش‌کنان رو به برخی یکدیگر می‌کنند.
آية رقم 51
یکی از آنان می‌گوید: «من [در دنیا] همنشینی داشتم.
آية رقم 52
[او پیوسته] می‌گفت: آیا تو واقعاً [به قیامت] باور داری؟
آية رقم 53
آیا هنگامی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا حقیقتاً [زنده می‌شویم و به خاطر کارهایمان] به ما کیفر می‌دهند؟»
آية رقم 54
[سپس به دوستان بهشتی‌اش] می‌گوید: «آیا [شما نیز همراه من] سر می‌کشید [تا بدانیم او کجاست]؟»
آية رقم 55
آنگاه خود سر می‌کشد و او را در میان دوزخ مى‏بیند.
آية رقم 56
به وی می‌گوید: «به الله سوگند که نزدیک بود مرا [با وسوسه‌های کفرآمیزت] نابود سازی.
آية رقم 57
اگر نعمتِ [هدایتِ] پروردگارم نبود، من نیز از حاضرشدگان [در دوزخ] بودم».
آية رقم 58
[آنگاه به بهشتیان می‌گوید:] «آیا ما مرگ دیگری نخواهیم داشت
آية رقم 60
به راستی که این همان کامیابی بزرگ است.
آية رقم 61
اهل عمل، باید براى چنین [پاداشی] بکوشند.
آية رقم 62
آیا این [نعمت بهشت، کریمانه‌تر و] براى پذیرایى بهتر است یا درختِ زَقّوم [در دوزخ]؟
آية رقم 63
بی‌تردید، ما آن درخت را مایۀ آزمایش ستمکاران [مشرک] قرار داده‌ایم [چرا که می‌گویند: «هیچ درختی در آتش نمی‌روید»].
آية رقم 64
در حقیقت، آن [مایۀ عذاب،] درختی است که از ژرفای دوزخ می‌روید.
آية رقم 65
میوه‌اش [چنان بدمنظر است که] گویى سرهاى شیاطین است.
آية رقم 66
آنان [= دوزخیان] از [میوه‌های تلخ] آن مى‏خورند و شکم‏ها را از آنها انباشته مى‏كنند.
آية رقم 67
آنگاه بر روی این [غذای ناپاک، به جای نوشیدنی] آمیزه‌ای از آب جوشان دارند.
آية رقم 68
سپس یقیناً باز‌گشتشان به دوزخ است.
آية رقم 69
آنان پدران خود را گمراه یافتند؛
آية رقم 70
و [همچنان] در پیِ آنان می‌شتافتند.
آية رقم 71
و قطعاً قبل از آنان نیز بیشتر پیشینیان گمراه شدند.
آية رقم 72
و بی‌تردید، ما هشدار‌دهندگان [بسیاری] میان آنان فرستادیم.
آية رقم 73
پس بنگر که سرانجامِ هشداریافتگان چگونه بود.
آية رقم 74
[همه گرفتار عذاب شدند] مگر بندگان مخلص الله.
آية رقم 75
نوح به درگاه ما دعا کرد و [ما] چه نیکو اجابت‌کننده بودیم!
آية رقم 76
و او و خانواده‌اش را [به همراه مؤمنان] از بلای بزرگ [طوفان] نجات دادیم
آية رقم 77
و [پس از طوفان، فقط پیروان مؤمن و] خانوادۀ او را [در زمین] باقی گذاشتیم
آية رقم 78
و در میان آیندگان [نام نیک] برایش به جا نهادیم.
آية رقم 80
به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم.
آية رقم 81
بی‌تردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
آية رقم 82
آنگاه دیگران را [که در طوفان مانده بودند] غرق کردیم.
آية رقم 83
و قطعاً ابراهیم از پیروان او [= نوح] بود.
آية رقم 84
[یاد کن از] هنگامی که وی با دلی پاک [و خالی از شرک] به [درگاه] پروردگارش آمد.
آية رقم 85
آنگاه که به پدر و قومش گفت: «چه چیزی عبادت می‏کنید؟
آية رقم 86
آیا به جای الله، این معبودان دروغین را می‌خواهید؟
آية رقم 87
گمانتان دربارۀ پروردگار جهانیان چیست؟»
آية رقم 88
سپس نگاهی به ستارگان افکند [و اندیشید].
آية رقم 89
و گفت: «من بیمارم [و در جشن شرکت نمی‌کنم]».
آية رقم 90
مردم او را ترک کردند و رفتند.
آية رقم 91
آنگاه پنهانی نزد معبودهایشان رفت و [با تمسخر] گفت: «چیزی نمی‌خورید؟
آية رقم 92
شما را چه شده است که سخن نمی‌گویید؟»
آية رقم 93
سپس با دست راست خود ضربه‌ای [محکم] بر آنها وارد آورد [و جز بُت‌ بزرگ، همه‏ را شکست].
آية رقم 94
قومش شتابان به سوی او آمدند.
آية رقم 95
[ابراهیم] گفت: «آیا چیزی را که خود می‌تراشید عبادت می‏کنید؟
آية رقم 96
و حال آنکه الله، [هم] شما و [هم] آنچه را انجام می‌دهید آفریده است».
آية رقم 97
[وقتی بُت‌پرستان از پاسخ درماندند،] گفتند: «بنایی [بلند] برایش بسازید و او را در آتش بیفکنید».
آية رقم 98
براى [نابودى‌] او نیرنگی خواستند و[لى] ما آنان را پست و [مغلوب‌] ساختیم [و آتش بر ابراهیم سرد و بی‌اثر شد].
آية رقم 99
و گفت: «من به سوى [سرزمین دیگرى براى عبادتِ] پروردگارم می‌روم [و هجرت می‏کنم] و او مرا هدایت خواهد كرد.
آية رقم 100
پروردگارا، [فرزندی] از شایستگان به من عطا کن».
آية رقم 101
ما [دعایش را مستجاب کردیم و] او را به تولد پسری بردبار بشارت دادیم.
و چون [اسماعیل] به [سن نوجوانى و] حد تلاش [و همكارى] با او [= ابراهیم] رسید، به وی گفت: پسرم، در خواب [به من وحی می‌شود و] مى‏بینم كه تو را ذبح مى‏كنم. نظرت در این باره چیست؟» [اسماعیل] گفت: «پدرجان، آنچه را به تو امر شده است انجام بده. ان شاء الله مرا [در برابر اجرای این فرمان،] شكیبا خواهی یافت».
آية رقم 103
هنگامی که هر دو تسلیم [فرمان پروردگار] شدند و [ابراهیم] او را با گونه [بر خاک] نهاد.
آية رقم 104
به او ندا دادیم که: «ای ابراهیم،
آية رقم 105
یقیناً که خوابت را تحقق بخشیدی». ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم.
آية رقم 106
بی‌تردید، این [خواب،] آزمایشی آشکار بود [و ابراهیم از آن سربلند بیرون آمد].
آية رقم 107
و [جان] او را در ازای قربانی بزرگی بازخریدیم
آية رقم 108
و برایش در میان آیندگان [نام نیک] برایش بر جای نهادیم.
آية رقم 110
ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم.
آية رقم 111
بی‌تردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
آية رقم 112
و او را به [تولد] اسحاق که پیامبری از شایستگان بود بشارت دادیم.
[ما] به او و اسحاق برکت دادیم؛ و [برخى] از افرادِ دودمانشان نیكوكار بودند و [برخى دیگر] آشكارا نسبت به خویشتن ستمکار بودند.
آية رقم 114
و به راستی، بر موسی و هارون منت نهادیم
آية رقم 115
و آن دو را همراه قومشان از اندوه بزرگ [= ستم فرعون و خطر غرق شدن در نیل] نجات دادیم
آية رقم 116
و یاری‌شان کردیم تا پیروز شدند
آية رقم 117
و به آن دو، کتاب روشنگر [= تورات] دادیم
آية رقم 118
و آن دو را به راه راست هدایت کردیم
آية رقم 119
و در میان آیندگان [نام نیک] برایشان بر جای نهادیم.
آية رقم 121
ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم.
آية رقم 122
بی‌تردید، آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.
آية رقم 123
و قطعاً الیاس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
آية رقم 124
[یاد کن از] هنگامی که او به قومش گفت: «آیا [از الله] پروا نمی‌کنید؟
آية رقم 125
آیا [نماد یا همان بتِ] «بَعل» را [به عبادت] می‌خوانید و بهترین آفریننده را رها می‌کنید؟
آية رقم 126
الله [را ترک می‌کنید] که پروردگار شما و پروردگار پدرانتان است».
آية رقم 127
اما او را دروغگو انگاشتند و مسلّماً‏ [برای عذاب] احضار می‌شوند.
آية رقم 129
ما در میان آیندگان [نام نیک] برایش بر جای نهادیم.
آية رقم 131
به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش می‌دهیم.
آية رقم 132
بی‌تردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
آية رقم 133
و قطعاً لوط [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
آية رقم 134
[یاد کن از] هنگامی که او و همۀ خانواده‌اش را نجات دادیم.
آية رقم 135
مگر پیرزنی که از باقی‌ماندگان [در عذاب] بود.
آية رقم 136
سپس دیگران را هلاک کردیم.
آية رقم 137
و شما [در سفر به سرزمین شام] صبحگاهان بر [ویرانه‌های شهرهای] آنان می‌گذرید،
آية رقم 138
و شامگاهان؛ آیا نمی‌اندیشید [و عبرت نمی‌گیرید]؟
آية رقم 139
و قطعاً یونس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
آية رقم 140
[یاد کن از] هنگامی که [خشمگین از کفر قومش، بدون اجازۀ پروردگار] به کشتیِ انباشته [از مسافر و بار] گریخت.
آية رقم 141
[چون کشتی در حال غرق شدن بود، یونس همراه مسافران برای بیرون انداختنِ برخی افراد] قرعه انداخت و بازنده شد [و او را به دریا انداختند].
آية رقم 142
سپس ماهی [بزرگی] او را بلعید؛ در حالى كه [خود را به خاطر ترک وظیفه‌] سرزنش مى‏كرد.
آية رقم 143
اگر در زمرۀ تسبیح‌گویان [پروردگار] نبود،
آية رقم 144
یقیناً تا روزی که [مردم] برانگیخته می‌شوند، در شکم آن [ماهی] باقی می‌ماند.
آية رقم 145
آنگاه او را در حالی که [ضعیف و] بیمار بود به سرزمینی خشک [و ‌بی‌گیاه] افکندیم
آية رقم 146
و بوتۀ کدو بر [سرِ] او رویاندیم [تا از سایه و میوه‌اش بهره گیرد]؛
آية رقم 147
و [دوباره] او را به سوی صد هزار نفر یا بیشتر [به رسالت] فرستادیم.
آية رقم 148
آنان ایمان آوردند و ما نیز آنان را تا مدتی [از نعمت‏های زندگی] بهره‏مند ساختیم.
آية رقم 149
از آنان [= مشرکان] بپرس آیا دخترها برای پروردگارِ تو و پسرها برای آنهاست؟
آية رقم 150
آیا ما فرشتگان را دختر آفریدیم و آنان حضور داشتند؟
آية رقم 151
آگاه باش! آنان از [روی تهمت و] دروغگویی‌ می‌گویند:
آية رقم 152
«الله فرزند دارد» و یقیناً دروغ می‌گویند.
آية رقم 153
آیا [الله] دختران را بر پسران ترجیح داده است؟
آية رقم 154
شما را چه شده است؟ چگونه حکم می‌کنید؟
آية رقم 155
آیا [نمی‌اندیشید و] پند نمی‌گیرید؟
آية رقم 156
آیا [بر ادعای باطل خویش] دلیل روشنی دارید؟
آية رقم 157
اگر راستگویید، کتابتان را بیاورید.
[مشرکان] بین او [= الله] و فرشتگان، خویشاوندى قائل شده‏اند؛ در حالى كه فرشتگان به یقین می‌دانند كه [مشرکان روز قیامت، براى حسابرسی] احضار می‌شوند.
آية رقم 159
الله از آنچه [مشرکان] توصیف می‌کنند منزّه است.
آية رقم 160
[مردم در توصیف پروردگار، سخن گزاف مى‏گویند؛] مگر بندگان مخلص الله.
آية رقم 161
شما [مشرکان] و آنچه عبادت می‏کنید
آية رقم 162
[هرگز] گمراهگر [کسی از دین حق] نیستید؛
آية رقم 163
مگر کسی که [به تقدیرِ الهی،] اهل دوزخ باشد.
آية رقم 164
و [فرشتگان می‌گویند:] «هیچ‌یک از ما نیست، مگر آنکه مقام مشخصی [در پیشگاه الهی] دارد.
آية رقم 165
ماییم که [برای عبادت و نیایش به درگاه پروردگار] به صف ایستاده‌ایم
آية رقم 166
و بی‌تردید، ماییم که تسبیح‌گوی [او] هستیم».
آية رقم 167
و [کافران، پیش از بعثت] همواره می‌گفتند:
آية رقم 168
«اگر کتابی از [کتاب‏های آسمانیِ] پیشینیان نزدمان بود،
آية رقم 169
یقیناً از بندگان مخلصِ الله می‌شدیم».
آية رقم 170
اما [هنگامی که پیامبر با قرآن به سویشان آمد، حقانیتِ] آن را انکار کردند؛ به زودی [نتیجۀ انکارشان را] خواهند دانست.
آية رقم 171
و قطعاً سخن ما دربارۀ بندگان فرستاده‌مان از پیش صادر شده است:
آية رقم 172
آنان قطعاً از جانب ما یاری‌شده‌اند.
آية رقم 173
و بی‌تردید، لشکر ما پیروزند.
آية رقم 174
پس [ای پیامبر،] تا مدتی از آنان [= مشرکان] روی بگردان.
آية رقم 175
و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید.
آية رقم 176
آیا عذاب ما را به شتاب خواستارند؟
آية رقم 177
آنگاه كه [عذاب الهی] بر خانه‌هایشان فرود آید، چه بد است بامداد هشداریافتگان!
آية رقم 178
و تا مدتی از آنان روی بگردان،
آية رقم 179
و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید.
آية رقم 180
پروردگارت ـ پرورگار عزت و قدرت ـ از آنچه [مشرکان به دروغ] وصف می‌کنند پاک و منزه است.
آية رقم 182
و سپاس [و ستایشِ] از آنِ الله ـ پروردگار جهانیان ـ است.
تقدم القراءة